نوشته شده توسط : radyabha

همه چیز از پروژه ها و وظایف گرفته تا صورت حساب ها و پیشنهادات را در یک برنامه مدیریت کنید.

نکته: هدف ما معرفی محصولات و خدماتی است که به عقیده ما برای شما جالب و مفید خواهد بود. اگر شما آن ها را خریداری کنید، شرکت سازنده احتمالا بخش کوچکی از درآمد حاصل از فروش را به شرکای تجاری ما اختصاص خواهد داد.

اگر به قدری خوش شانس هستید که می توانید از راه کسب و کار مستقل خود درآمد کسب کنید، آخرین چیزی که نیاز دارید، بررسی برنامه های مختلف و حق اشتراک آن ها در جهت انتخاب برنامه مناسب است. به برنامه Plutio وارد شوید. این پلتفرم بصری یک فروشگاه تک مرحله ای برای دارندگان کسب و کارهای مستقل است. شما می توانید همه چیز از پروژه ها و وظایف گرفته تا صورتحساب ها و پیشنهادات را تنها در یک برنامه مدیریت کنید. بنابراین هرآنچه که عمیقا برای مشتریان شما مهم است و یا قصد آغاز آن را دارید را می توانید با استفاده از Plutio آغاز کنید، این برنامه ابزاری مناسب برای آغاز، اجرا و مدیریت کسب وکار شما می باشد.

همانند اغلب استارتاپ ها، Plutio نیز از ناامیدی که در صنعت ایجاد شده بود متولد شد. Leo Bassam کار خود را زمانیکه نوجوان بود آغاز کرد و با اینکه موفقیت هایی را به دست آورد اما همچنان با مشکلات مربوط به بهره وری و مدیریت مواجه بود. بنابراین تصمیم گرفت تا Plutio را راه اندازی کند و طی زمان کوتاهی دریافت که دارندگان مشاغل مستقل در سراسر جهان با چنین موانعی روبرو هستند، به همین دلیل بود که این برنامه به یک رویداد تعیین کننده تبدیل شد.

Plutio عوامل اساسی کسب و کار شما را مرتفع می کند و به شما امکان می دهد تا بر چیزهایی تمرکز کنید که واقعا بر کیفیت تولید و رشد کسب و کارتان تاثیرگذار است. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

  • توانایی سوییچ کردن بین کسب و کارهای مختلف از یک ورودی
  • سفارشی سازی نقش های کاربران با سطوح متفاوتی از اجازه ها
  • دعوت از مشتری برای همکاری و یا تنها مشاهده ساده پیشرفت های صورت گرفته
  • قابلیت دستیابی به 25 زبان دنیا، از جمله اسپانیایی، عربی، فرانسوی و ژاپنی
  • برندسازی سفارشی شامل نام دامنه، آدرس ایمیل، رنگ و لوگوی رابط
  • ردیابی سریع زمانی، جداول زمانی قابل بارگیری و آمار های زمان واقعی
  • شیوه های پرداخت متنوع، ارزهای متعدد و امکان تنظیم نرخ مالیات

هزینه اشتراک Plutio به صورت نرمال 1020 دلار خواهد بود اما ما تخفیف خوبی برای شما گرفته ایم. با 94 درصد تخفیف، هزینه اشتراک Plutio تنها 59 دلار خواهد بود. بنابراین شما می توانید مجوزهای متفاوتی را خریداری کرده و به حساب خود اضافه کنید. اگر شما سه هزینه اشتراک را پرداخت نمایید، می توانید از یک کاربر به 15 کاربر تغییر یابید. این یک پیشنهاد شگفت انگیز است که می تواند به افزایش بهره وری و کارایی کسب و کار شما منجر شود.



:: بازدید از این مطلب : 53
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

بررسی ایمیل به عنوان یک فرایند و نه یک کار تحمیلی

صندوق ورودی صفر، مشکل پست الکترونیکی شما را حل نخواهد کرد

مشکل پست الکترونیکی شما، تا چه اندازه بزرگ است؟

آمارها بر اساس مطالعاتی که شما به آن نگاه می کنید و اینکه کدام نوع خاص از کارمندان مورد تمرکز این مطالعه باشد، متفاوت است. اگر چه بنا به مطالعه ای که از سوی موسسه Mc Kinsey Global انجام شده است، شما به طور میانگین بیش از یک چهارم از زمان خود در دفتر کار خود را صرف پست الکترونیکی می کنید. این میزان تقریبا برابر با 13 ساعت در هفته می شود، یا حدود 650 ساعت در سال.

علاوه بر این، همان مطالعه نشان می دهد که هربار که شما ایمیلی را می خوانید یا ارسال می کنید، 90 ثانیه زمان نیاز است تا به کاری که پیش از آن مشغول به آن بودید بازگردید.

در سال 2007، Merlin Mann صندوق ورودی صفر را به عنوان روشی بهتر برای مدیریت اختلالات ایمیل معرفی کرد. این ایده با استفاده از قوانین پردازشی دقیق، بیان می کند که اگر شما این قوانین را برای هر ایمیل در صندوق ورودی خود اعمال کنید، در پایان روز کاری، صندوق ورودی شما صفر خواهد بود، به همین جهت است که این قانون صندوق ورودی صفر نامیده شده است.

با این که این رویکرد همچنان طرفداران دو آتشه خود را دارد، اما برای کارآفرینان پر مشغله چندان ایده آل نمی باشد. یک روانشناس رفتاری Dan Ariely آن را تعویق ساختاری می نامد. وی بر این باور است که صندوق ورودی صفر، شاخص بیهوده ای می باشد. چرا که ممکن است باعث شود که شما احساس خوبی داشته باشید، اما در نهایت هیچ معنایی ندارد. این گونه توجه به جزئیات می تواند برای کارآفرینان پر مشغله نیز غیر واقع گرایانه باشد.

بنابراین اگر صندوق ورودی صفر بهترین رویکرد در مشکلات مربوط به پست الکترونیکی نیست، پس آن چیست؟ رویکردی که معنادارتر و دقیق تر می باشد مستلزم دو تغییر در ساختار فکری می باشد، که در کنار آن توصیه های مدیریتی عملی نیز مورد نیاز می باشد.

تغییر اول: هیچ نوع مشکلی در پست الکترونیکی وجود ندارد. این تنها یک فرایند است.

اندیشیدن در مورد پست الکترونیکی به عنوان چیزی که شما باید به آن اهمیت بدهید را متوقف کنید. این یک وظیفه نیست، بلکه یک فرایندی است که هرگز پایان نمی یابد.

ظاهر صندوق ورودی صفر نسبتا بصری می باشد. افرادی که احتمالا نمی توانند در اتاق شلوغ تمرکز داشته باشند، احتمالا به سوی این رویکرد کشیده خواهند شد چرا که ظاهری بصری دارد. با این حال صندوق ورودی صفر ساختاری بی معنا می باشد که در واقع هیچ معنای درونی را با خود به همراه ندارد.

در عوض در پی تغییر دادن پارادایم ذهنی خود نسبت به ایمیل از مجموعه ای از چیزها به سمت عمل یا یک فرایند باشید. به دیگر وظایفی که هرگز پایان نمی یابند بیندیشید، مانند شستن دندان ها. شما می دانید که این وظیفه چیزی است که هیچ وقت برای همیشه تمام نخواهد شد. بلکه در قالب حالتی تکراری، همواره تکرار خواهد شد.

چنین چیزی در مورد ایمیل نیز صادق است. زمانیکه شما این تغییر ذهنی را داشته باشید، با پر شدن صندوق ورودی خود احساس شکست نخواهید داشت. بلکه در قالب سیگنالی از یک فرایند به آن نگاه خواهید کرد که همواره ادامه دار خواهد بود.

تغییر دوم: ایمیل ها انتخاب هایی هستند که شما می توانید داشته باشید نه اجبارهایی که مجبور به انجام آن ها باشید.

تغییر دیگر در ذهنیت شما که می تواند به مدیریت موثرتر ایمیل کمک کند متوقف نمودن در نظر گرفتن پیام ها به عنوان یک اجبار می باشد. هیچ چیزی نمی گوید که شما باید در همین لحظه و در قالب چندین پاراگراف به هر ایمیل دریافت شده پاسخ بدهید. شما می توانید انتخاب کنید که کدام ایمیل مهم است و کدامیک می تواند با تاخیر همراه باشد.

شما می توانید کنترل دوباره خود بر صندوق ورودی را با کسب مجدد احساس عاملیت به دست بیاورید. شما در این صورت اوضاع را تحت کنترل دارید. زمانیکه احساس اجبار نسبت به هر پیام را در خود متوقف نمودید، احساس خواهید کردید که از خواندن و پاسخ دادن به هر پیامی که به صندوق ورودی تان وارد می شود احساس رضایت دارید.

 

استراتژی های مدیریت پست الکترونیکی واقع بینانه و عملی را اتخاذ کنید.

ایده داشتن صندوق ورودی سفید، به این معنا نیست که شما در صدر پست الکترونیکی خود قرار دارید و برای یک کارفرین نیز واقع بینانه نمی باشد. برخی از استراتژی های مربوط به صندوق ورودی صفر، می توانند برای شما مفید باشند. و دیگر استراتژی ها ممکن است نسبت به شیوه ای که شما مشغول به کار با آن هستید، کاراتر باشد.

اگر گمان می کنید که استراتژی های زیر برای شما کارساز هستند، آن ها را امتحان کنید. آنچه که مفید است را نگه داشته و بقیه را رها کنید.

اوقات خاصی را در طول روز برای پردازش ایمیل ها صرف کنید:

تمام اعلان های پست الکترونیکی را خاموش کنید. سپس خود را ملزم کنید که تنها در اوقات خاصی از روز به ایمیل ها بپردازید. برای مثال، نخستین چیز در صبح هر روز پس از صبحانه و یا 30 دقیقه قبل از اینکه تصمیم به توقف کار روزانه خود دارید.

هر ایمیل را یکبار مورد توجه قرار دهید:

اگر می بینید که به طور متناوب به دنبال ایمیل های جدید یا باز کردن دوباره ایمیل های قدیمی هستید، این استراتژی برای شما مفید است. ببینید که چه کاری باید انجام دهید و آن کار را بلافاصله انجام دهید.

از علائم و قوانین به صورت عاقلانه استفاده کنید:

اتوماتیک سازی پردازش ایمیل ها، بسیار عالی به نظر می رسد، اما باید به صورت صحیحی از آن استفاده شود. اگر شما قوانین خود را به درستی وضع نکنید، پیام های مهم خود را از دست خواهید داد. اجزاه ندهید که ایمیل های مهم نادیده گرفته شوند و در عین حال قوانین دشواری نیز وضع نکنید. مدیریت سیستم های پیچیده دشوار و ناپایدار خواهد بود.

بر جستجو متمرکز شوید نه بایگانی پیام ها:

ساختارهای مبتنی بر فایل بندی های تو در تو، از کنترل شما خارج خواهند شد. تنها تعداد معدودی پوشه ایجاد کنید و برای یافتن ایمیل های قدیمی تر از جستجو استفاده کنید.

پیام های پست الکترونیکی خود را ارتقا دهید:

به مخاطبین خود با ارتقای ایمیل خود، آموزش دهید که بهتر بنویسند. پیام های خود را کوتاه و خلاصه بنویسید. از فرمت هایی مانند پر رنگ نوشتن یا ایتالیک کردن برای افزایش قابلیت خواندن نوشته خود استفاده کنید.



:: بازدید از این مطلب : 53
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

بررسی تاثیر عدم آمادگی برای رشد بر تخریب کسب و کار

چشمان خود را ببندید و زمانی را تصور کنید کسب وکارتان درآمدی را ایجاد می کند که شما را از نظر مالی بی نیاز می کند. فروش شما در حال افزیش است و لیست بلندی از مشتریان خواهان انجام تجارت با شما هستند.

هیچ گونه استرسی درمورد ناکافی بودن میزان فروش وجود ندارد.

آن روز، هدف هر کارآفرینی می باشد. ما یک کسب وکار را برای دستیابی به آزادی زمانی، امنیت مالی و تاثیرگذاری بر زندگی افرادی که کسب و کار ما به ارائه خدمات به آن ها می پردازد، آغاز می کنیم. این کار مسیر آسانی نیست. برای دستیابی به این اهداف، چیزهای بسیار بیشتری از آنچه که تصور می کردیم را باید در اختیار داشته باشیم.

شما می توانید به این اهداف و فراتر از آن هم دست پیدا کنید، اما زمانیکه ساختن یک شالوده قوی را آغاز کنید، به این معنا که برنامه ای برای بازاریابی محصولات و خدمات خود و عرضه آنچه که کسب وکار شما انجام می دهد را راه اندازی کنید. شما باید از استراتژی های رشدی استفاده کنید که کسب و کارتان را از یک ایده جالب فراتر می برد.

رشد بدون سیستم ها

رشد در همان حال که یک هدف است می تواند به نابودی یک کسب وکار نیز منجر شود. کارآفرینان نیاز به داشتن سیستم ها و ساختاری دارند تا بتوانند رشد سریع را کنترل کنند. فروش افزایش می یابد و ما از این بابت خوشحال می شویم، اما در عین حال برآوردن این فروش نیز باید عملی باشد.

شما احتمالا داستان هایی را در مورد کارآفرینان و کسب و کارهایی که ویژگی Oprah را دارند، شنیده اید. آن ها کار خود را تا حدی ادامه می دهند که یک افزایش گسترده در فروش خود را تجربه کنند. این کار کسب و کارهایی که آمادگی آن را ندارند، زمین گیر می کند. این امر اثر Orrah نامیده می شود و برای کارآفرینانی که در حد متوسط قرار دارند، اتفاق می افتد.

زمانی که باید سیستم ها و ساختارهایی را به کار بگیرید، پیش از شروع فرایند رشد سریع می باشد. باید کسب وکار خود را برای مقصدی که در حرکت به سوی آن هستید، آماده کنید، نه برای جایی که اکنون قرار دارید. در این صورت زمانی که فروش شما شروع به افزایش کند، قادر به برآوردن خدمات و محصولاتی خواهید بود که مشتریان خریداری کرده اند.

استراتژی تفکر پیش نگر

خبر خوب این است که شما می توانید این سیستم ها را در کسری از آنچه در گذشته هزینه کرده اید به کار گیرید. اینترنت، نرم افزار، تکنولوژی و دسترسی، این فرصت را به ما می دهد تا ساختاری داشته باشیم که می تواند رشد را در اختیار خود بگیرد. شما می تواند با شرکت ها، کسب و کار ها و عوامل دیگر شراکت کنید تا قادر به برآوردن اموری شوید که از عهده شما خارج است.

شما ممکن است تیم مورد نیاز برای پروژه ای به این اندازه را نداشته باشید اما با یک آژانس تحت وب همکاری می کنید که ابعاد تکنیکی بازاریابی دیجیتال را انجام می دهد. شما هزینه های خود را با همکاران تقسیم کرده، کارهای خود را برون سپاری کرده و آنچه که آن ها برای شما انجام می دهند را white label می کنید، بنابراین این کار، به عنوان محصولی از تیم شما ارزیابی می شود.

هرکسی می تواند موفق شود. شما نیز می توانید از این مدل برای هر نوع کسب وکاری استفاده کنید. نکته مهم این است که شما آمادگی رشد را دارید چرا که سیستم های صحیحی را در اختیار دارید. و بعد مالی کسب و کارتان را تحت کنترل دارید.

داشتن سیستم به این معناست که شما بخش آنلاین کسب وکار خود را راه اندازی کرده اید و تیم حرفه ای را در اختیار دارید حتی اگر کار خود را برون سپاری کنید. به این معنا که شما تولید محصول خود را در کنترل دارید حتی اگر با شراکت دیگر شرکت ها این کار را انجام می دهید. شما عوامل بازاریابی و فروش را در اختیار داشته و بعد مالی کسب وکارتان را تحت کنترل گرفته اید.

رشد سریع هدف هر کسب و کاری می باشد اما شما باید آمادگی آن را نیز داشته باشید. داشتن کسب و کار رویایی شما مستلزم در اختیار داشتن سیستم ها و ساختار مورد نیاز برای مسیری است که باید طی کنید. شما باید این کار را ضمن راه اندازی کسبو کار خود در نظر داشته باشید.



:: بازدید از این مطلب : 44
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

 مدرنیزه کردن یادگیری و توسعه برای اعضای تیم

نیازهای محیط کار تقریبا به صورت روزانه در حال تغییر است. اطمینان یابید که اعضای تیم شما می توانند از فرصت های ارتقای فردی که در اختیارشان قرار می دهید، به درستی استفاده کنند.

اگر گمان می کنید که فرایندهای مورد استفاده برای یادگیری کارمندان شرکت شما، منسوخ شده است، احتمالا درست فکر می کنید. در واقع، پلتفرم مشارکت کارمندان Glint و شرکت مادر آن یعنی LinkedIn بر روی این نکته شرط می بندند.

حاصل کار نوآورانه Jim Barnett یعنی Glint در حال برنامه ریزی برای استفاده از داده های زمان واقعی KPI برای کمک به مدیران است تا سریعا دریابند که در چه نقاطی تیمشان عملکردی پایین تر از حد مورد انتظار دارد. در صورت استفاده صحیح، محیط بازار Glint این تونایی را دارد تا داده هایی را بلافاصله به ناظری انتقال دهد که می تواند با استفاده از آن ها فرصت های توسعه حرفه ای مرتبط را در اختیار کارمندان قرار دهد.

زمانیکه شرکت ها با بازیکنان قوی برای ارتقای مجموعه مهارت های خود همکاری می کنند، بهتر خواهند توانست عوامل ایجاد کننده اختلال را شناسایی کنند.

فشار دادن دکمه Refresh در مورد یادگیری

به طور سنتی، این مسئولیت بر عهده کارمندان بوده است که بتوانند شیوه هایی را برای افزایش صلاحیت های مورد نیاز خود و نتیجتا ارتقای شغلی خود بیابند. امروزه، کارفرمایان و کارمندان نیاز دارند که در مورد توسعه مستمر، با یکدیگر کار کنند. با این حال نیازها می توانند به سرعت در جهان اقتصادی کنونی تغییر کنند. قانونی که امروز معنادار به نظر می رسد می تواند فردا منسوخ شده باشد.

در ضمن، این تنها کسب و کار خوبی برای رهبران است که ابتکار عمل را در دست گرفته و به کارمندان نشان دهند که چگونه می توانند ارتقا بیابند. مطالعه انجام شده توسط یک انجمن روانشناختی امریکایی نشان می دهد که توسعه حرفه ای شامل لیستی از مواردی می باشد که کارمندان از رئیس خود انتظار دارند. پاسخ دهندگان همچنین اشاره کردند که این تنها فرصت های یادگیری نیست که برای آن ها مهم است، آن ها نیاز به زمانی برای کامل کردن این فرصت ها نیز دارند. ناتوانی در تکمیل دقیق دوره ها یا شرکت در ورکشاپ ها قدرت آن ها برای مشارکت و رضایت شغلی را تحت تاثیر قرار می دهد.

اشتباه نکنید. این یک تغییر اساسی در تفکر است، و نشان دهنده این واقعیت می باشد که کارمندان دیگر به دنبال رئیس نمی باشند، بلکه به دنبال ناظر می باشند. آن ها می خواهند بدانند چگونه مطالب یاد گرفته شده را به اجرا در آورند و این قدرت را داشته باشند تا این کار را بدون ترس از اینکه " این روش در اینجا کارساز نیست" انجام دهند و آن را به عنوان فرصتی برای ارتقا در نظر بگیرند.

این رویکرد جدید در رابطه با رشد کارمندان فرصتی است که با استفاده از آن می توانید قوی ترین افراد را از ترک محیط کار باز دارید و به این طریق از بحران استعداد در سازمان خود پیشگیری کنید. گزارش منتشر شده ای توسط LinkedIn نشان داده است که حدود 94 درصد از کارمندان از شرکت خود می خواهند تا به آن ها در فرایند یادگیری کمک کنند.

سرمایه گذاری بر روی این روند در جهت رشد حرفه ای و ارتقای کارمندان با اعمال تغییرات در روشی که اکنون کارمندان خود را به آن طریق مدیریت می کنید، حاصل می شود.

1-مانند یک مربی فکر کنید نه یک مدیر.

Jerry Connor مسئول تیم مربی گری BTS یک شرکت خدمات حرفه ای در سطح جهانی می باشد. او نقش خود را در قالب قدم زدن در میان نیروی کار و نه اجبار آن ها به برآورده ساختن تقاضاهای خود انجام می دهد. مربیان برتر با افرادی گوناگونی کار می کنند تا قادر به تغییری باشند که بزرگترین تاثیر را بر افراد به دنبال دارد. این کار حالت پویایی دارد و آینده معناداری را برای نیروی کار فراهم می کند.

اگر می خواهید که مربی عالی باشید، باید دیدگاه خود در رابطه با مدیریت افراد را اصلاح کنید. تنها نقطه ضعف های افراد را به آن ها گوشزد نکنید، بلکه به آن ها کمک کنید که نسخه های بهتری از خودشان باشند. یک به یک بر روی اعضای تیم خود کار کنید تا دریابید که برتری هر یک در کدام بخش است و ببینید که این افراد چگونه می توانند در این بخش ها ارتقا بیابند. طبق Gallup زمانیکه مدیران بر رشد نقاط قوت کارمندان تمرکز می کنند، و نه نقاط ضعف آن ها، 61 درصد از کارمندان مشارکت بیشتری خواهند داشت.

2- بر آموزش خرد تمرکز کنید.

تمام مهارت ها با مطالعه ورق به ورق کتاب به دست نمی آیند. شما باید فرصت های آموزشی را به صورت محدود در اختیار کارمندان خود قرار دهید تا قابلیت هضم و یادگیری برای آن ها فراهم شود. اعضای تیم شما ارزش این مطالب را درک کرده و فورا آن ها را به کار خواهند گرفت. برای مثال، Linked In Learning پلتفرمی است که برای Kellogg بسیار موثر است، و به کارمندان اجازه می دهد تا هرجا که مهارت جدیدی مورد نیاز باشد به یادگیری در سطح خرد پرداخته و روند کاری خود را پی بگیرند.

برای ارتقای حفظ دانش، از فرصت های یادگیری خرد برای شفاف سازی و تسهیل وظایف کارمندان استفاده کنید. همانطور که Meredith Odgers مدیر بازاریابی Qstream بیان می کند، باید اطمینان یابید که یادگیری در سطح خرد با محتوای روند کاری روزمره کارمندان شما تناسب داشته و تا حد زیادی با وظایف شغلی مرتبط است، این کار به تقویت مطالبی که آن ها از قبل یاد گرفته اند کمک خواهد نمود.

3- مزایای یادگیری و رشد را بیان کنید.

انسان ها تمایل به خو گرفتن به راحت طلبی دارند. بنابراین، شما ممکن است دریابید که اعضای تیمتان در کارهای مربوط به رشد شغلی خود تنبلی می کنند. شما باید برای عرضه برنامه های رشد و یادگیری برای افرادی که مربیگری آن ها را بر عهده دارید، آماده باشید. سپس آن ها را تشویق کنید تا فرصت ها را برای به روز رسانی مجموعه مهارت های خود و یا کسب ایده های جدید مجددا بررسی کنند. تحقیقات Linked In  بهترین روزها برای فرستادن ایمیل یا پیام های یادآور به اعضای تیم را مشخص کرده است که شامل دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه می باشد. در پایان هفته، احتمال گوش دادن یا عمل کردن از سوی آن ها کاهش می یابد.

آیا در مورد چگونگی تجدید نیروی اعضای تیمتان آگاهی ندارید؟ از شرکت TomTom صفحه ای را انتخاب کنید. این شرکت شاخص های بازی انگاری شده ای را به پرتال های آموزشی اضافه کرده است تا فرایند یادگیری را کمتر در قالب یک کار دشوار و بیشتر به عنوان یک سرگرمی دربیاورد. شما باید اطمینان یابید که در صدر فرایند یادگیری کارمندان خود هستید. زمانیکه آن ها کسب مزایای پلتفرم یادگیری شما را متوقف نمودند، آماده باشید تا هشیارانه آن ها را مجددا به این سو هدایت کنید.

ممکن است کارمندان با استعداد و دانش عالی وارد کار شوند، اما آن ها همه چیز را نمی دانند و این امر عادی است. به آن ها کمک کنید تا با اعتماد به نفس بیشتر، به رهبران قابلی تبدیل شوند که یادگیری را در سراسر زندگی خود ادامه می دهند.



:: بازدید از این مطلب : 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راه اندازی شغل سودآور جدید به عنوان یک متخصص Agile و Six Sigma

بسته کامل گواهینامه مدیریت کیفیت و پروژه ، تمام روش شناسی های ضروری برای مدیریت پروژه را در بر می گیرد.

نکته: هدف ما معرفی کالاها و خدماتی می باشد که به گمان ما برای شما جالب و مفید خواهد بود. اگر شما آن ها را خریداری کنید، کارآفرین احتمالا بخش کوچکی از درآمد حاصل از فروش را به شرکای تجاری ما اختصاص خواهد داد.

یکی از مهارت های نرم افزاری که شما برای اداره یک کسب و کار موفق نیاز دارید، توانایی سازماندهی است. شما نمی توانید کاندیداهایی را بیابید که کاراترین فرایندها را ایجاد کنند و مشکلات پیچیده را بدون مبنای مدیریت پروژه حل کنند.

شماری از ابزارهای دیجیتال وجود دارد که به شما در سازماندهی داده ها و فرایندها کمک می کنند، اما این ابزارها تا زمانیکه شما هم تیمی هایی را نداشته باشید که از اصول هوشمندانه زیر پیروی کرده و به اجرا در می آورند، مفید نخواهند بود. بسته کامل گواهینامه مدیریت کیفیت و پروژه مشتمل بر موثرترین اصول در خصوص تکنیک های مدیریت کیفیت و پروژه می باشد.

 شش سیگما

شش سیگما مجموعه ای از تاکتیک های مدیریتی می باشد که نخستین بار در کارخانه های تولیدی به کار گرفته شد. این قانون نخستین بار در Motorola برای ایجاد فرایندهای قابل پیش بینی و مبتنی بر مشتری ایجاد شد که می توانست میزان اشتباه الکترون های Motorola را به صفر کاهش دهد.

امروز شش سیگما مزایایی دارد که فراتر از کارخانه های تولید کالا می باشد. دو دوره این بسته شامل Six Sigma Green Belt و Six Sigma Black Belt به شما نشان خواهد داد که چگونه از روش شناسی های آن برای مدیریت پروژه استفاده کنید. شما یاد خواهید گرفت که چگونه فرایندهای موجود کسب وکار خود را به صورت کامل ارزیابی کرده و نقاط ضعف را یافته و اصلاح کنید. شما گواهینامه های خود را پس از اینکه کشف کردید که چگونه نیازهای مشتریان را تعریف کرده و گام های غیر ضروری برای دستیابی به محصول نهایی را حذف کنید، دریافت خواهید کرد.

Agile

Agile یکی دیگر از تاکتیک های مدیریت کیفیت و پروژه می باشد. 12 اصل آن بر مقدم شمردن نیازهای مشتریان و فرایندهای ساده و قابل تکراری است که به کسب و کار شما در داشتن سازماندهی یکنواخت کمک خواهند کرد.

دوره های چهار گانه Agile در این بسته نرم افزاری بر مهندسی نرم افزار با استفاده از Agile و همچنین اجرای شیوه های مقرون به صرفه تمرکز دارد. شما همچنین به سمت یک گواهینامه در Scrum حرکت خواهید کرد که به تیمتان کمک خواهد کرد با مشکلات انطباقی پیچیده کنار بیاید.

مدیریت پروژه

تمام این دوره ها، عوامل مورد نیاز برای مدیریت پروژه را در بر می گیرند، اما این دو کلاس، به شما کمک می کنند تا به یک انجمن تایید شده در مدیریت پروژه تبدیل شده و یا گواهینامه ارشد صنعتی را دریافت کرده و به یک فرد حرفه ای در مدیریت پروژه تبدیل شوید. این کلاس ها دیدگاه گسترده ای را در مورد مدل ها و شیوه های کسب و کار در حالت کلی فراهم کرده و نشان می دهند که چگونه مدیریت ریسک را انجام داده، ضروریات چرخه عمر محصول را فراهم کرده و تضمین کنید که نوآوری های لازم در زمان صحیح و با بودجه لازم فراهم خواهند شد.

هر کلاس به شما کمک می کند تا به سمت گواهینامه های ارزشمندی که رزومه شما را تقویت می کنند، تنها با پرداخت 39 دلار حرکت کنید.



:: بازدید از این مطلب : 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

شیوه سوق دادن شرکت  به سمت بلوغ دیجیتال

آغاز یک تحول دیجیتال کار آسانی است. اما مسیری که برای تکمیل آن وجود دارد بسیار دشوار است. در اینجا چگونگی هدایت این مسیر دشوار به سمت بلوغ دیجیتال مطرح می گردد.

دستیابی به بلوغ دیجیتال دستاوردی است که ارزش تلاش در این مسیر را دارد. طبق تحقیق انجام شده توسط Deloitte، نیمی از سازمان های دارای بلوغ دیجیتال حاشیه سود خالص بالاتر و درآمد بیشتری نسبت به متوسط صنعتی که در آن فعالیت می کنند نشان می دهند. بنابراین بدیهی است که مزایایی در اتخاذ رویکرد مبتنی بر تکنولوژی وجود دارد.

تحول دیجیتال مستلزم مجموعه ای از گام ها می باشد که بر روی هم قرار می گیرند و تکنولوژی به عنوان هدف نهایی ایجاد بلوغ دیجیتال در سازمان ها مطرح می گردد. گام نخست، ارزیابی دارایی های ضمنی می باشد که می توانند تحول دیجیتال را حمایت کنند، مانند استفاده ازداده های مشترک یا پلتفرم های ارتباطاتی یکپارچه.

پس از این مرحله، تلاش عامدانه برای دیجیتال نمودن، ساده و پربازده نمودن فرایندها اهمیت می یابد. شرکت ها شروع به توسعه استراتژی ها، برنامه ریزی، شناسایی تکنولوژی ها و تخصیص مجدد بودجه برای تبدیل کردن این هدف، به یک هدف مرکزی می کنند. مزایای گسترده تحول دیجیتال، در این مرحله نمایان نمی شود، اما زیرساخت های اساسی، ساخته شده است.

زمانیکه بخش های اصلی به مرحله اجرا برسند، اولویت با ادغام جریان های کاری و تکنولوژی تا جای ممکن است. این مرحله می تواند نیاز به صرف منابع داشته و با موانعی همراه باشد، به همین دلیل است که شرکت ها نیاز به داشتن رویکردی سیستماتیک با دیدگاهی دقیق دارند. در این مرحله، مزایای تحول دیجیتالی، نمایان تر شده و موجب افزایش درآمد خواهد شد.

گام نهایی، بهینه سازی تمام فرایندهای دیجیتالی پس از رسیدن به بلوغ دیجیتال می باشد. در این حالت، سازمان، تکنولوژی را در تمام سطوح برای دستیابی به انعطاف، کارایی، نوآوری و رقابت در سطوح بالا به کار می گیرد.

رهبران دیجیتال را پرورش دهید

توحل دیجیتال، به صورت طبیعی اتفاق نمی افتد. این فرایند بدون تلاش، همکاری و مهمتر از همه رهبری مناسب به وقوع نخواهد پیوست. رهبران دیجیتال افرادی هستند که شرکت ها را به سمت به کارگیری تکنولوژی برای دستیابی به راه حل های هوشمندانه و مزایای جدید سوق می دهند.

Jeremy Larner رئیس JKL نمونه ای عالی از یک رهبر دیجیتال است. شرکت او، یک پلتفرم سرمایه گذاری هنری را رهبری می کند که از جهت گیری آنلاین خود برای مشارکت سرمایه گذاران در سراسر جهان استفاده می کند. در مقایسه با باقی شرکت ها، رویکرد Larner بسیار مهیج و قابل دستیابی است و آن را مدیون استفاده نوآورانه از تکنولوژی می باشد.

شرکت ها می توانند رهبران دیجیتال خود را با ارزش گذاری به مهارت های رهبری مانند قابلیت رشد، همکاری و مشارکت پرورش دهند. علاوه بر این می توانند کارمندان جوان تر را زودتر ارتقا داده و آن ها را به ارزیابان دیجیتالی تبدیل کنند که بر کارکنان ارشد نظارت می کنند. ریسک پذیری و مهارت سنجش در رهبران بسیار مم است، چرا که به عنوان نقطه قوتی است که شرکت ها را به سمت آینده ای یکپارچه و مبتنی بر تکنولوژی حرکت می دهد.

ارتقای تجربیات کارمندان

داشتن کارمندانی که قابلیت آگاه شدن، استفاده و یادگیری عشق ورزیدن به تکنولوژی را دارند، برای دستیابی به بلوغ دیجیتال الزامی می باشد. کارمندان حائز شرایط اکنون می توانند کارفرمای خود را انتخاب کنند و آن ها معمولا شرکت هایی را انتخاب می کنند که تکنولوژی را به کار گرفته و به صورت ارگانیک آن را پرورش می دهند. در عمل، به نظر می رسد که سازمان هایی که از تکنولوژی برای کارایی، بهره وری و مشارکت بیشتر استفاده می کنند، موفقیت بالاتری دارند.

در کنار رهبری همراه با ذهنیت مشتری اول است، تحول دیجیتال نیازمند تمرکز بر تجربیات کارمندان نیز می باشد. همچنان که Scott Schoenberger شریک مدیریتی در شرکت Bluewater می گوید، ضرورت جدید تکنولوژی مورد نیاز ادارات، تنها عملکرد نبوده و بر تجربه استوار می باشد.

اگر این تجربه کمتر از حد بهینه باشد، کارمندان اشتیاق کمتری برای تحول دیجیتال خواهند داشت. بالعکس، یک جلسه دیجیتال را در نظر بگیرید که در آن تمام شرکت کنندگان می توانند به صورت همزمان از تکنولوژی استفاه کنند، این کار منجر به مشارکت کارمندان در تمام فعالیتهای تجاری خواهد شد.

ارتقای فرهنگ دیجیتال

یک فرهنگ دیجیتال می تواند و در واقع باید مقدم بر تحول دیجیتال باشد. مطالعه ای که در سال 2019 توسط Usabilla انجام شد نشان داد که 41 درصد از پاسخ دهندگان بر این عقیده اند که فرهنگ جاری آن ها مانعی برای تحول دیجیتال می باشد. در فرهنگ های دیجیتال، کارمندان مشتاق به جایگزینی سیستم های قدیمی با تکنولوژی های جدید هستند و مایل به تجربه عدم قطعیت و آزمایش و مشارکت در ارتقای مهندسی و نوآوری در تمام ابعاد هستند.

حتی چیز ناملموسی مانند خوش بینی نیز مهم است. طبق مطالعه ای که توسط Janeiro Digital مشاور کسب و کار دیجیتال صورت گرفت، تقریبا 85 درصد از کارمندان صنایع لجستیکی بر این باورند که شرکت آن ها از نظر بلوغ دیجیتال دچار مشکل است. تقریبا یک چهارم از پاسخ دهندگان فاقد اشتیاق لازم برای تغییر بودند. و تحول دیجیتال تنها تغییری بود که از سوی مقامات بالاتر به آن ها ابلاغ می شد.

اگر فرایند تحول دیجیتال با موفقیت انجام گیرد، می تواند دستاورد قابل توجهی باشد، اما این هرگز پایان کار نخواهد بود. همچنان که شرکت های بیشتری به شرایط ما برسند، سازمان ها نیاز به ادامه رشد و نوآوری در جهت متمایز شدن از دیگران خواهند داشت. انطباق با شرایط جدید یک اجبار مستمر خواهد بود و به همین دلیل اکنون بهترین زمان برای شروع این کار می باشد.



:: بازدید از این مطلب : 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

بررسی تاثیر مخرب نادیده گرفتن و یا ترس از تغییر برای کسب و کار

وضعیت موجود را مدیریت کنید و یا اختلال به وجود آمده را رهبری کنید

من از تغییر بیزارم. من خواهان راحتی و رضایت خاطری هستم که از داشتن وضعیت موفقیت آمیز به دست می آید. مسئله اینجاست که داشتن وضعیت توام با موفقیت در حال حاضر، صرفا در مورد اکنون می باشد.

متاسفانه تضمینی وجود ندارد که شرایط کنونی در آینده هم پایدار باشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم آینده همراه با تغییر است و تغییر هم ماهیتی مختل کننده دارد.

چیزی که بیش از تغییر از آن نفرت دارم، شکست می باشد. شکست زمانی اتفاق میفتد که شما از مدیریت امور ناتوان بوده و تغییرات صورت گرفته شرایط کنونی را با اختلال مواجه ساخته است.

در طول زندگی خود شرکت های بسیاری را دیده ام که به واسطه این اختلال به ورطه نابوده کشیده شده اند. اما نکته خنده دار این است که آن ها می توانستند این اختلال را رهبری و مدیریت کنند. این واقعیت که دیگر شرکت ها آن ها را زیر پا گذاشتند به این دلیل بوده است که آن ها هدایت امور را انتخاب نکردند. آن ها انتخاب کردند که هدایت کارها را نادیده بگیرند و یا از آن بترسند. و رهبری همراه با ترس جزو بدترین استراتژی ها می باشد. سه کسب و کاری که در زیر معرفی می گردند نمونه هایی از کارهایی هستند که نباید صورت گیرند.

Sears

Sears زمانی بزرگترین خرده فروش امریکایی بود. آن ها به عنوان یک شرکت که سفارشات کاتالوگ ها را از طریق پست الکترونیکی دریافت می کرد، کار خود را آغاز کردند و از خدمات پستی برای تحویل کارهای خود به افراد گوناگون در مقاصد مختلف استفاده می کردند. این شرکت برتری خود نسبت به رقبایش را تا دهه ها حفظ کرده بود. در واقع Sears همان Amazon بود که سال ها قبل از آن کار خود را شروع کرده بود.

در آن زمان Sears شرکت بزرگ 800 پوندی بود که خرده فروشی های کوچکتر را در اختیار می گرفت. متاسفانه Sears در فروشگاه های حقیقی خود بسیار تثبیت شده بود و زمانیکه در سال 1991 شبکه جهانی وب معرفی گردید، آینده نگری لازم برای هدایت شرکت و انجام تغییرات لازم وجود نداشت.

در واقع، نقطه مقابل آنچه انتظار می رفت اتفاق افتاد. واکنش این شرکت این بود که دو سال بعد در سال 1993 مجبور به تعطیل نمودن فروشگاه های خود شد. Amazon.com سال بعد در سال 1994 راه اندازی شد.

Kodak

یکی از دوستانم که سال ها پیش از شرکت Kodak بازنشسته شد برایم تعریف می کرد که به عقیده اش شرکت های بسیار معدودی اشتباه شرکت Kodak مبنی بر نادیده گرفتن بازار دوربین دیجیتال را مرتکب شدند. این نکته به ویژه زمانی اهمیت می یابد که بدانیم Kodak دوربین دیجیتال را در سال 1973 اختراع نموده و در سال 1978 آن را به ثبت رساند.

چرا شرکتی که دوربین دیجیتال را اختراع نموده است نتوانسته است از این فرصت عالی استفاده کند؟ پاسخ این سوال کاملا آشکار است. مدیران شرکت نمی خواستند که در کسب وکار پردازش فیلم که برایشان بسیار سودآور بود اختلالی ایجاد گردد، و این باور را نداشتند که مردم علاقمند به تماشای عکس های خود بر روی کامپیوتر شوند. تصوری که کاملا اشتباه بود.

Blockbuster

زمانیکه بادهای ناشی از تغییرات بر صنعت ویدئو وزیدن گرفت، Blockbuster قوی تر از آن به نظر می رسید که با این بادها بلرزد. اما همه چیز شروع به تغییر کرد.

در سال 2000 شرکت Netflix درخواست خرید Blockbuster به قیمت 50 میلیون دلار را داد. اما این شرکت چندین بار تقاضای آن ها را رد نمود.

Jim Keyes مدیر عامل Blockbuster در سال 2008 بیان کرد که نه Redbox و نه Netflix حتی قادر به رقابت در سطح پایین با ما هم نیستند. در آن زمان Blockbuster موفقیت مدل جدید Netflix را مشاهده می کرد و تلاش زیادی برای کپی کردن این مدل داشت. اما دیگر خیلی دیر شده بود.

امروز Blockbuster ورشکست شده است و Netflix بیش از 100 میلیارد دلار ارزش دارد.

تغییراتی که در جهان اتفاق میفتد همواره اختلالاتی در کسب و کارها ایجاد می کند. امروز بیش از هر زمانی، نیاز به انتخاب تغییر پیش از مجبور شدن به تغییر وجود دارد. زمانی که کسب وکاری مجبور به تغییر شود، احتمالا کار از کار گذشته است.

جامعه شناسان به این حالت با عنوان مدل آستانه رفتار جمعی یاد می کنند. خود من ده ها سال آن را مدل تشخیص مفهوم می نامیدم. زمانیکه جوان تر بودم، مردم فکر نمی کردند که نیاز به پاسخ دادن به ماشین ها داشته باشند، تا زمانیکه عده قابل قبولی از مردم به این نتیجه رسیدند، و این عقیده در همه جا مورد پذیرش واقع شد و توسط عموم مردم به کار گرفته شد. نمونه دیگر این است که بعدها مردم این نیاز را نمی دیدند، و نه به ماشین های فکس ارزشی می دادند. تا زمانیکه عده قابل قبولی از مردم به این نتیجه رسیدند و سپس تمام افراد از آن استفاده کردند.

در دهه 1990 افراد زیادی را می دیدم که هیچ علاقه ای به استفاده از پست الکترونیکی نداشتند. اکنون تعداد افرادی که از ایمیل استفاده نمی کنند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد.

قبل از اینکه مردم رویکرد جدیدی را اتخاذ کنند، افرادی فرایند یا ابزار جدید را می پذیرند. سپس باقی افراد که از خود مقاومت نشان می دادند به این گروه می پیوندند و در این صورت است که تغییر اتفاق می افتد.

در جهان در حال تغییر امروز، ما یا باید وضعیت موجود را مدیریت کنیم که نهایتا منجر به شکست می شود و یا اختلال به وجود آمده را هدایت کنیم که احتمالا منجر به احیای مجدد کسب و کارمان و خود صنعت در حالت کلی خواهد شد. بنابراین شما باید تصمیم بگیرید: قبول کنید که کسب وکارتان دچار اختلال شود و یا خودتان ایجاد کننده این اختلال باشید. من ترجیح می دهم که خود این اختلال باشم.



:: بازدید از این مطلب : 58
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راهکار هدف گذاری ترفیعات خرده فروشی

همیشه بیشتر بودن به معنای بهتر بودن نیست

داشتن ارتباط و ارزش نهادن به مشتری مبنای داشتن مشتریان وفادار است.

آیا خرده فروش هایی وجود دارد که شما به صورت مرتب از آن ها خرید کنید اما هرگز قیمت کامل آن ها را پرداخت نکنید؟ برای مثال، یک فروشگاه لوازم خانگی وجود دارد که همسرم و من چند ماه یک بار از آن خرید می کنیم. اگرچه ما مشتریان وفاداری هستیم، اما هنوز هم قبل از وارد شدن به فروشگاه بررسی می کنیم که کوپن خود را به همراه داشته باشیم. این خرده فروش همواره کوپن های ما را برایمان می فرستد، بنابراین خرید کردن بدون آن ها قدری احمقانه به نظر می رسد.

این کار در میان خرده فروش های امریکایی بسیار رایج است. آن ها کد های روزانه کوپن ها و یا ترفیعات هفتگی را از طریف ایمیل یا پست برای مشتریان ارسال می کنند. گاهی وقت ها این ترفیعات می تواند شامل 40 یا 50 درصد تخفیف از کل کالاهای فروشگاه باشد. ما نیز به عنوان مشتریان زیرک یاد گرفته ایم که قبل از انجام خرید منتظر این کوپن ها باشیم.

این ترفیعات قطعا منجر به خرید می شوند در غیر این صورت خرده فروش ها آن ها را ارسال نمی کردند. اما خروه فروشانی که چنین عملکردی دارند، در نوعی چرخه معیوب قرار می گیرند. مشتریان یاد می گیرند که برای انجام خرید، منتظر کوپن باشند، بنابراین خرده فروشان مجبور خواهند بود که کوپن های بیشتری را برای داشتن فروش بیشتر ارسال کنند. البته که آن ها به واسطه این تخفیف متناوب، متحمل هزینه می شوند. بنابراین در این خصوص چکار می توانند بکنند؟

بر بخش بندی برای ارساب ترفیعات هدف گذاری شده بیشتر، تکیه کنید.

در مورد اعطای ترفیعات مستمر برای تشویق افراد به خرید، مشکلی وجود ندارد. مشکل اینجاست که این کوپن ها، به صورت یکسان برای تمام افرادی که در پایگاه داده فروشگاه وجود دارند، فرستاده می شود. درست است که هر کوپن منتج به فروش بیشتر می شود، اما نتایج ناخواسته ای نیز به همراه دارد. خریدارانی که مشتاق به پرداخت هزینه کامل باشند، می توانند به کوپن دسترسی داشته و از آن استفاده کنند، بنابراین خرده فروش، در هر یک از این معاملات بخشی از پول خود را از دست می دهد. در این میان مشتریانی که قصد خرید چند وقت یک بار را دارند غرق در تعداد زیادی کوپن می شوند که از طریق ایمیل یا موارد دیگر برایشان فرستاده می شود. بنابراین این خرده فروش، درآمد آتی خود از این نوع مشتریان را نیز از دست می دهد.

برای پرهیز از این مشکلات، خرده فروشان باید هدف خود را صرف فرستادن ترفیعات به مشتریانی بکنند که نیازبه آن ها دارند و مرتبط ترین ترفیعات برای هر مشتری را انتخاب کنند. این هدف بسیار عالی است و به نظر چالش برانگیز می آید اما تلاش خود در این مسیر را با هدف گذاری ترفیعات خود در جهت بخش های بهتری از بازار متمرکز کنید.

برای آغاز، کار خود را با آزمایش کردن ترفیعات مختلف برای مشتریان با ارزش خود و دریافت کنندگان جدید ایمیل خود آغاز کنید. برای مثال، می توانید یک تخفیف کلی را برای دریافت کنندگان جدید ایمیل خود در نظر بگیرید تا آن ها را تشویق به اقدام سریع کنید، برای هر خریدار با ارزش، ایمیلی را ارسال کنید که موارد جدیدی را در طبقات مورد علاقه آن ها ترفیع می کند. در این صورت خواهید دید که بسیاری از این مشتریان وفادار مشتاق به خرید موارد جدید بدون تخفیف خواهند بود.

در این مرحله می توانید بخش بندی بیشتر را آغاز کنید. بخشی از خریداران را انتخاب کنید که در طول 90 روز گذشته خرید کرده اند و ترفیعی را نیز برای تشویق آن ها به تکرار خرید در نظر بگیرید. بخش دیگر خود را به خریدارانی اختصای دهید که تنها از فروشگاه خرید کرده اند و ترفیعی را در نظر بگیرید تا آن ها را تشویق به خرید آنلاین کنید. بخش بعدی را صرف خریدارانی کنید که به صورت متناوب از طبقات مشخصی خرید می کنند و برای آن ها کوپنی را برای خرید از یک طبقه جدید که به طبقات قبلی مرتبط باشد، اما هنوز خریدی از آن طبقه نداشته باشند، در نظر بگیرید.

در این مرحله، شما یک نگرانی اصلی خواهید داشت: چگونه تصمیم خواهید گرفت که برای وب سایت تجارت الکترونیکی شما که در آن ترفیعات متفاوتی را برای گروه های مختلف ایمیل می کنید، کدام ترفیعات بهتر هستند؟ آیا این حالت منجر به سردرگمی خریداران خواهد شد؟

برای غلبه بر این مشکل، شما باید بر شخصی سازی بیشتر وب سایت تمرکز کنید تا اطمینان یابید که هر فرد ترفیعاتی را دریافت می کند که به بخش او ارتباط دارد. به جای در نظر گرفتن تخفیف 40 درصدی برای تمام محصولات و برای تمام افراد، شما می توانید بخش خاصی از صفحه اصلی خود را شخصی سازی کرده و خدمات مرتبط برای هر فرد را ارائه دهید. می توان برای بازدیدکنندگان بار اول، تنها یک ترفیع نمایش داد و برای خریداران وفادار ترفیعات دیگری در نظر گرفت. اگر برای فردی ترفیعی را از طریق ایمیل فرستاده اید، باید اطمینان یابید که ترفیع صحیحی بر روی وب سایت شما نمایش داده شده و آن فرد دچار سردرگمی نشده است.

با استفاده از یادگیری ماشینی، ترفیعات خود را به مرحله بعد برسانید.

اگر قدری پیشرفته تر باشید، نیازی به بخش بندی دستی برای دست یابی به اهداف خود نخواهید داشت. شما می توانید از الگوریتم های یادگیری ماشینی برای انتخاب بهترین ترفیعات برای ارسال به هر فرد استفاده کنید. با این رویکرد، شما می توانید ترفیعات و پیشنهادات مختلفی را با استفاده از این الگوریتم داشته باشید و به ان اجازه دهید تا بهترین گزینه برای هر فرد را با توجه به اطلاعات در مورد هر فرد انتخاب کند. ممکن است این حالت پیچیده تر از بخش بندی دستی به نظر بیاید که پیش تر مطرح گردید، اما در واقع ساده تر، اتوماتیک تر و مقیاس پذیر تر است.

نتیجه گیری

نیازی نیست که ترفیع یکسانی را برای تمام افرادی که در لیست روزانه تان قرار دارند ارسال کنید. اگر بتوانید ترفیعات بهتری را برای مخاطبین خود ارسال کنید، و از ارسال ترفیعات بی ربط جلوگیری کنید،  شانس بیشتری برای تشویق مشتریان دارید. بر وفادار سازی مشتریان بر اساس ارتباط و ارزش دادن به آن ها تمرکز کنید.



:: بازدید از این مطلب : 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

شیوه پاسخگو بودن نسبت به اهداف

با آگاهی از این روش ها، مسئولیت امور را در دست بگیرید.

قابلیت پاسخگویی، شما را نسبت به اهدافتان پرتلاش کرده و رسیدن به رویاهایتان را امکان پذیر می سازد. بسیار مهم است که شیوه هایی را بیابیم تا به ما در این راه کمک کند. با استفاده از این شیوه ها شما قادر به حفظ قابلیت پاسخگویی خواهید بود.

برای شروع باید کاملا با خود صادق باشید. بسیار مهم است که دیدگاه و ارزیابی شما نسبت به خودتان، صادقانه باشد، باید تا جاییکه ممکن است استعدادها و ضعف های خود را شناخته و دریابید که در دستیابی به اهدافتان بهترین عملکرد کدام است.

سپس داشتن برنامه اهمیت می یابد. برنامه ای را تنظیم کنید که قادر به عمل کردن به آن باشید. این کار برنامه ای را در اختیار شما قرار می دهد که شما قادر به پیروی از آن بوده و می توانید ارزیابی کنید که آیا مسیرتان در راه دستیابی به هدف پیوسته و مداوم هست یا خیر.

در این مرحله به نظر می رسد که دستیابی به هدف بسیار دشوار است. سعی کنید علت آن را به خاطر بیاورید. این علت را در ذهن داشته باشید تا به اهدافتان دست یابید. داشتن قابلیت پاسخگویی به معنای داشتن یک دلیل واضح مبنی بر این است که چرا این دستاورد برای شما بسیار مهم است.



:: بازدید از این مطلب : 51
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

کشف یک کارآفرین درون سازمانی در شرکت

شما نیاز دارید که این افراد را گلچین کرده، توامند ساخته و آن ها و ایده های بسیار خوبشان را قبل از اینکه از دست بدهید، در شرکت خود حفظ کنید.

در شرکت شما ممکن است کارآفرینان درون سازمانی وجود داشته باشند که از سوی شما مورد غفلت قرار گرفته اند. نباید اجازه دهید که این افراد برای زمان طولانی نادیده گرفته شوند، در عوض این افراد را گلچین کرده، توانمند ساخته و قبل از اینکه برای همیشه از دستشان بدهید، آن را حفظ کنید.

البته که در آغاز باید بدانید که به دنبال چه چیزی هستید. کارآفرین درون سازمانی به چه فردی اطلاق می شود.

به طور ساده این اصطلاح به فردی در داخل یک سازمان برمی گردد که دارای روح کارآفرینی باشد. این کارمندان توانایی خود برای ایجاد تعادل بین رویاهای روزمره و انجام کار را نشان می دهند. آن ها افرادی هستند که زمان خود را صرف ایده های جدید نوآورانه برای کسب و کار شما و همچنین تلاش برای وارد کردن این ایده های جدید به زندگی می کنند.

بنابراین حتما درک می کنید که چرا کشف و توانمندساختن این افراد بسیار مهم است، حفظ و توانمندساختن کارآفرینان درون سازمانی به شما امکان می دهد تا روند نوآوری در داخل شرکت خود را به صورت اساسی تقویت کنید.

اما چگونه باید این افراد را که به رشد شرکت شما کمک خواهند کرد را شناسایی کنید؟ در اینجا 5 مشخصه مهم مطرح می شود که باید در یک کارآفرین درون سازمانی وجود داشته باشد.

خود مبتکران پر شور و اشتیاق هستند

کارآفرینان درون سازمانی قطعا نوآور هستند، اما اگر تا کنون ایده های نوآورانه خود را با شما در میان نگذاشته اند، کشف کردن آن ها کار دشواری خواهد بود. به همین دلیل است که باید به دنبال کارمندانی باشید که مبتکران پر شور و اشتیاقی هستند. افراد مبتکر به حدی سخت کوش هستند که کار خود را بدون کمک دیگران پیش می برند. آن ها برای خود اهدافی تعیین کرده و به آن ها دست می یابند، آن ها فرایند حل مسئله را آغاز می کنند و از پذیرفتن ریسک و ارتقای خود باکی ندارند.

به کارمندانی توجه کنید که شغل های پاره وقت و پروژه هایی دارند که در خانه بر روی آن ها کار می کنند. کارمندانی که شغل جانبی دارند، معمولا کارآفرینان درون سازمانی نوآوری برای شما خواهند بود.

صرفا با پول انگیزه نمی یابند.

ویژگی دیگر کارآفرینان درون سازمانی این است که آن ها صرفا به واسطه پول انگیزه نمی یابند. یک کارآفرین درون سازمانی، احتمالا از کسب پول راضی خواهد بود اما این چیزی نیست که او را به سمت موفقیت بکشاند. در واقع، طبق مطالعه ای که توسط Harvard Business Review انجام گرفته است، افرادی که بیشتر بر درآمد خود تمرکز دارند، تمرکز کمتری بر کنجکاوی ذهنی خود یا یادگیری مهارت های جدید دارند. این امر عملکرد شغلی آن ها را تنزل می دهد.

به دنبال کارمندانی باشید که صرفا به دنبال پول نباشند. کارآفرینان درون سازمانی بیشتر تحت تاثیر آزادی هستند. به این معنا که برای آن ها توانایی اجرای ایده های جدید و حمایت از سوی مدیریت ارزش بسیار دارد.

تشنه دانش هستند

یک کارآفرین درون سازمانی، تمام عمر خود مشغول یادگیری است و همیشه تشنه دانش می باشد. کارمندی که همواره در حال یادگیری مهارت های جدید است، فردی است که ایده های جدیدی را برای شما مطرح خواهد ساخت. هرچقدر کارمندان یادگیری بیشتری داشته باشند، توانایی بیشتری برای استفاده از آن دانش در جهت کاربردهای مفید برای کسب و کار شما خواهند داشت.

طبق گفته Robert Epstein یک روانشناس و محقق حوزه خلاقیت و نوآوری، 4 ویژگی اساسی وجود دارد که می تواند منجر به خلاقیت بیشتر در فرد شود، این ویژگی ها در افرادی وجود دارد که:

  • ایده های جدیدی در سر می پرورانند.
  • به دنیال مسئولیت های چالش برانگیز هستند.
  • سطح دانش خود را وسیع تر می کنند.
  • اطراف خود را با افراد و چیزهای جالب پر می کنند.

یک تشنه دانش فردی است که: دوره های آموزشی، مطالعه و گوش دادن را ادامه داده و نسبت به نقش ها و وظایف همکاران خود کنجکاو است، این افراد بسیار خلاق هستند. افزایش خلاقیت به معنای داشتن ایده های نوآورانه بیشتر می باشد.

توانایی پروراندن ایده های نوآروانه دارند

یک فرد کارآفرین تنها ایده نوآورانه را مطرح کرده و آن را رها نمی کند. بلکه او با استفاده از زمان و تلاش خود، این ایده ها را به طرق زیر پرورش می دهد:

  • طوفان ذهنی
  • تحقیقات
  • برنامه ریزی دقیق
  • ارائه یک پروپوزال

به کارمندانی توجه کنید که ایده های جدید دارند، اما تنها به آن هایی که این ایده ها را در نیمه راه رها نمی کنند. یک کارآفرین ایده های خود را با تحقیقات و برنامه ریزی به مرحله عمل می رساند.

آمادگی تغییر دارند

قابلیت انطباق، علامت دیگر یک کارآفرین درون سازمانی است. یک کارآفرین درون سازمانی می داند که ایده شگفت انگیزی دارد اما در عین حال اشتیاق و توانایی این را هم دارد که در صورت تشخیص ناکارآمد بودن این ایده، تغییراتی را در آن اعمال کند.

این افراد از شکست نمی هراسند، در عوض آن را به عنوان یک درس می پذیرند و برای حرکت رو به جلو از آن استفاده می کنند. زمانی که این فرد با شکست مواجه می شود، از این فرصت برای رشد خود استفاده کرده و قوی تر از قبل و با ایده های بهتر از قبل به کار خود بر می گردد.

نوبت شماست

با این توصیه ها برای نحوه کشف یک کارآفرین درون سازمانی، شما قادر به شناسایی استعدادهای برتر در سازمان خود خواهید بود، افرادی که به شما کمک خواهند کرد تا کسب و کار خود را به مرحله بعد برسانید. من مطمئنم که شما قبلا حداقل یک کارمند را در ذهن داشته اید. به یاد داشته باشید که این افراد را توانمند سازید، آن ها را به ورکشاپ ها و کنفرانس های مختلف بفرستید، و به آن ها اجازه دهید تا خلاق باشند و ایده های خود را به اجرا درآورند. اگر آن ها احساس کنند که در سمت خود توانمند شده اند، به احتمال زیاد ایده های جدید خود را با شما به اشتراک خواهند گذاشت.



:: بازدید از این مطلب : 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران