نوشته شده توسط : radyabha

فرانشیزها باید در بانک به دنبال چه چیزی باشند

مشاورین مالی توصیه هایی را در مورد یافتن شریک مالی که برای کسب و کار شما مفید باشد را ارائه می دهند.

1-بانکی را پیدا کنید که بتوانید با آن رشد کنید.

برگرفته از James Short مدیر مالی BBVA Compass که در فرانشیز مواد غذایی فعالیت دارد:

تیم مبتنی بر اعطای امتیاز ما به عنوان یک سیستم عمودی در درون بانک حضور دارد، به این معنا که زمانیکه افراد به دنبال دریافت حق امتیاز به ما مراجعه می کنند، ما با یک برنامه اجرایی از نوع کسب و کار کوچک کار را شروع می کنیم که مسئولیت مالی واحدهای نمایندگی متعلق به افراد را بر عهده دارد. یکی از دشوارترین چیزها برای یک دریافت کننده امتیاز، رشد کردن از یک واحد به واحدهای متعدد می باشد، که می تواند از 2 تا 10 عدد باشد. ما می توانیم به آن ها کمک کنیم تا این کار را از طریق برنامه SBA ما انجام دهند، و زمانیکه به اندازه خاصی رسیدند، ما آن را به وام مسکن از نوع سنتی تبدیل می کنیم که دسترسی بهتری به سرمایه داشته باشیم. در این صورت دریافتن کنندگان امتیاز می توانند یک چرخه کامل را در بانک ما داشته باشند.

اما برخی از مالکین نیز به ما مراجعه می کنند آن ها رشد زیادی کرده اند اما هیچ گاه وقت نداشته اند تا ساختار مبتنی بر سرمایه داری خود را تغییر دهند. ما شاهد یک اپراتور 50 واحدی بوده ایم که از تسهیلات اعتباری متفاوتی استفاده می کرده است، کاری که واقعا استرس آور است. پیشنهاد ما این است که تمام اینها به یک وام تغییر یابند، و از مزایای برابری تعبیه شده و یافتن بانکی که بتواند خط اعتباری قابل رشدی را ارائه دهد و در پروژه های متعدد مورد استفاده قرار گیرد، استفاده کند. برای مثال ارائه بودجه و صورت حساب برای ما الزامی نمی باشد، بلکه وام ما بر اساس ارزش برند شرکت ارائه می گردد. مشتریانی که خواهان دریافت امتیاز هستند، افراد متمولی نیستند و ما می دانیم که آن ها به این وام نیاز دارند. اگر بتوانید 20 قرارداد اعتباری را به یکی کاهش دهید، کارایی بسیار بالاتری خواهید داشت. زندگی شما راحت تر شده و قادر به پس انداز پول نیز خواهید شد.

2- مزایای بانکی

برگرفته از Bob McQuillan، معاون توسعه فرانشیز، Hand and Massage and Facial Spa

Hands and Stone بیش از 400 آب معدنی را در امریکای شمالی اداره می کند. زمانیکه این کسب و کار فعالیت خود را شروع کرد، نیازهای بانکی و وامی آن نیز ایجاد شدند. ApplePie Capital که مبتنی بر اعطای حق نمایندگی است، این نیاز آن ها را به صورت زیر برآورده کرد...

الف ) حمایت شخصی

Mc Quillan می گوید: آن ها فراتر از یک وام دهنده ستنی هستند. ما دارای پرتال سایت مخصوص به خود در وب سایت ApplePie هستیم بنابراین می توانیم تمام معاملات شرکت را نه تنها زمانیکه یک دریافت کننده امتیاز نخستین شعبه خود را افتتاح می کند بلکه به هنگام توسعه یافتن در شعبه های دو و سوم نیز پیگیری کنیم.

ب ) توسعه امتیاز گیرنده

دریافت کنندگان امتیاز Hand and Stone مستقیما با ApplePie کار می کنند که حتی به توسعه امتیازگیرنده نیز کمک می کند. McQuillan می گوید: آن ها در جلسات روزانه ما که در آن امتیازگیرندگان برای یادگیری در مورد شرکت حضور پیدا می کنند نیز به ارائه مطلب می پردازند.

ج ) برنامه رشد

همچنانکه Hand and Stone از ماساژ به مراقبت از پوست و اپیلاسیون توسعه پیدا کرد، اندازه فروشگاه ها رشد قابل توجهی کرد. او می گوید: وجود امتیازگیرندگان امکان در اختیار گرفتن فضاهای بعدی را به شما می دهد. به عنوان یک وام دهنده، ApplePie به ما از طریق این تغییرات کمک کرده است.

3- موفقیت پیش بینی نشده

برگرفته از Josh York موسس و مدیرعامل GymGuyz

آنچه که او انتظار داشت: موسس یک برند تناسب اندام 11 ساله از روز اول اهداف بلندی را در سر داشت: ما بزرگترین برند تناسب اندام در جهان خواهیم بود. در همکاری با Capital One و Webster Bank او شرکایی را می خواست که بتوانند در برنامه ریزی برای یک آینده بزرگ به او کمک کنند.

آنچه که دست یافت: York شگفت زده بود که چگونه حمایت بانک، فراتر از تصور او می رفت. او می گوید: ما ساعتها کار شدید را در بانک انجام می دادیم. روابط بسیار مهم هستند. اگر نتوانم کسی را برای شام دعوت کنم، با او کار هم نخواهم کرد.



:: بازدید از این مطلب : 66
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

چاقی شرکت ها و ضرورت داشتن رژیم پولی

در این مبحث بیان می شود که چرا داشتن یک رژیم پولی برای شرکت همچنان پس از دستیابی به موفقیت های عالی، یک ایده ضروری است.

گزیده زیر از کتاب Benjamin Gilad و Mark Chussil با عنوان The new employee manual: A no holds barred look at corporate life می باشد. اکنون می توانید آن را از Amazon Barnes and Noble Apple books Indie bound خریداری کنید.

چاقی در تجارت به چه معناست؟

همچنان که شرکت ها قوی تر می شوند، رشد می کنند و پیشرفت می یابند، در اشکال متعددی چاقی را انباشته می کنند: ذخایر نقدی بزرگ، مازاد بودجه واحدها در پایان سال، و یا پیچ و خم بوروکراتیک واحدهای تجاری، خطوط تولید، شرکا و شرکت های تابعه. آنچه که به عنوان سازمانی لاغر و متوسط کار خود را شروع کرده بود، اکنون به گوساله پرواری تبدیل شده است.

البته که منظور ما افزایش وزن نیست. بلکه ما در مورد حرکت رو به جلو، تضمین آینده، وجود دامنه گسترده ای از را حل ها، برآوردن نیازهای جدیدی مشتریان و تضمین موقعیت رهبری خود در بازار سخن می گوییم. به اصطلاح انسانی منظور ما این است که شرکت دارای پول کافی به عنوان سرمایه و سوخت خود می باشد.

هیچ ابزار روشن مالی برای سنجش چاقی شرکت ها وجود ندارد که بتواند در دانشکده کسب و کار قابل تعلیم دادن باشد. برخی انباشته های کوچک چربی، به هنگام پایان چرخه بودجه سالانه که واحدها و بخش ها سریع به دنبال خرج کردن بودجه باقیمانده هستند تا به سال آینده موکول نشود، مشخص می شوند. مشخص است که این هزینه ها ضروری نیستند چرا اگر بودند پیش از این خرج می شدند. این خرج کردن تنها مبلغ کمی را شامل می شود.

هزینه ها یا سرمایه گذاری های غیر ضروری را جریان آزاد چربی ( که از جریان آزاد پول نقد که یک مفهوم مالی می باشد گرته برداری شده است ) می نامیم. جریان آزاد چربی مشخصا در سرمایه گذاری ها و هزینه کردهایی که متضاد منطق رقابتی یا اصول اقتصادی هستند اما عموما توسط مدیران به عنوان اموری ضروری برای موقعیت یابی شرکت در آینده شناخته می شوند، دیده می شود.

جریان آزاد چربی، علامت هشدار کلاسیک می باشد که نشان می دهد یک شرکت در حال نزدیک شدن به نقطه حمله قلبی یا یک نوع بحران می باشد. و درمان خانگی کلاسیکی که به دنبال این بحران برای تسکین دادن آن صورت می گیرد، عمدتا از طریق اخراج یک سوم نیروی انسانی یا تعداد بیشتری از آن ها صورت می گیرد.

امروز شرکت های اپل، مایکروسافت، سیسکو، آلفابت و دیگر شرکت های بزرگ، دارای ذخایر پول نقد بسیار زیادی هستند که از طریق واحدهای اخذ مالیات در خارج از ایالات متحده به دست می آید. این قطعا کار غیر قانونی نمی باشد. اما یک پیش بینی وجود دارد: زمانیکه شما چربی آزاد زیادی داشته باشید، مانند یک برنده بد اقبال لاتاری خرج خواهید کرد.

وجود سهم انباشته نقدی زیاد، الزاما نشانگر چربی آزاد نمی باشد. استفاده از پول نقد برای سرمایه گذاری استراتژیک با قیمتی مقرون به صرفه، کار بیهوده ای محسوب نمی شود، یا پرداختن بخشی از آن به ذی نفعان. نگه داشتن سود در قالب پول نقد در کشورهایی با مالیات پایین برای پس انداز، نیز ممکن است همسو با منافع سهامداران باشد.

علاوه بر این اندازه ذخیره نقدی نیز الزاما نشانگر اسراف نمی باشد و کلا به اندازه صنعت مورد نظر بستگی دارد. برای مثال، شرکت های بزرگ حوزه داروسازی مانند Amgen و Gilead Sciences با هم حدود 60 بیلیون دلار ذخیره پول نقد در تاریخ ژوئن 2017 داشته اند، اما این پول الزاما چیز بدی نمی باشد.

پیتر دراکر گفته است: اگر شما نتوانید چربی انباشته را بسنجید، نخواهید توانست آن را مدیریت کنید. آنچه که منظور او می باشد این است که اطمینان یابید که چیزهای صحیحی را اندازه گرفته اید. سنجش چیزهای اشتباه به این دلیل که می توانند مورد سنجش قرار گیرند، نمونه ای از کار بیهوده می باشد. آوردن یک مربی بسکتبال مشهور یا رئیس پیشین به یک جلسه فروش سالانه برای داشتن یک سخنرانی انگیزشی به قیمت 10000 دلار در هر ثانیه، نمونه دیگری است. حتی اگر فرد کمتر شناخته شده ای را نیز دعوت کنیید، افراد آن انگیزه را خواهند داشت.

شما قادر به سنجش دقیق چربی انباشته و هزینه کرد بیهوده همراه با آن نخواهید بود، اما ما می توانیم توسعه و رشد آن را توصیف کنیم. در مرحله کارآفرینی، شرکت ها چربی بسیار کمی دارند. تنها مقدار کافی برای خریدن قهوه هنگام صبحانه و اجاره یک دوچرخه برای سهامداران که بتوانند از دفتر خود به نزدیکترین دفتر Kinko بروند. خود Kinko هم نمی تواند چربی چندانی ایجاد کند چرا که به کارآفرینانی با جریان چربی آزاد کم، ارائه خدمت می کند. Fedex، Kinko را خریده و نام آن را به Fedex Office تغییر داد. Fedex جریان چربی نسبی دارد چرا که مالک آن تقریبا حکم رئیس را دارد. این یک مرحله عالی برای کار کردن برای شرکت می باشد چرا که افراد دارای تاثیر واقعی بوده، اقدامات واقعی را انجام داده و تاثیرات واقعی را امتحان می کنند.

اگر شرکت به سرعت رشد کند، به ویژه اگر در سطح جهان گسترش یابد، چربی نیز با آن رشد خواهد کرد. مطالعات دقیق و کنترل شده ما نشان می دهد که BMI در این مرحله حدود 10 درصد از کل بودجه می باشد، و اغلب صرف سفرهای کاری و سرگرمی مشتریان می شود. بخشی از این چربی اختصاص به قهوه رایگان یا اسنک رایگان برای تمام کارمندان و یا شانس دیدن سوپراستارهای درجه یک سینما در جشن معرفی یک محصول می شود. اما فریب این سرگرمی را نخورید. این چربی می تواند به صورت بهتری صرف رقابتی ماندن شرکت، سرمایه گذاری بر روی پروژه ها و یا برنامه ریزی برای طولانی مدت شود.

زمانیکه شرکت در صنعتی که در آن فعال است تثبیت شود، در این صورت این بازیکن بزرگ، دارای چربی بیشتری نسبت به گذشته خواهد بود، به طور میانگین درصد آن 17 خواهد بود. با گذشت زمان که این همگرایی کامل شود، شرکت های بزرگ شبیه هم شده و مسیر یکدیگر را دنبال می کنند، در این زمان چربی شرکت ها به بالاترین حد رسیده و به اوج خود یعنی حدود 31 درصد می رسد.

در مباحثات دانشکده های کسب و کار، اساتید اغلب به ناتوانی یک شرکت در انطباق با تغییرات به عنوان دلیلی برای کاهش انباشته نقدی آن ها اشاره می کنند. اما این توضیحات به اندازه کافی دقیق نیستند. چرا برخی فعالان نمی توانند انطباق پیدا کنند؟ چون که به قدری چاق شده اند که نمی توانند سریع حرکت کنند. آن ها تغییر را تشخیص می دهند، اما در کار گیر کرده اند. اجازه ندهید که این اتفاق برای کسب و کار در حال رشد شما هم اتفاق بیفتد.



:: بازدید از این مطلب : 58
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

زمان تبدیل یک شغل به یک حرفه

در اینجا چهار توصیه مطرح می شود که به شما در ایجاد تغییر کمک خواهد کرد.

مجموعه کسب و کار و لذت Entrepreneur Press به کتاب هایی اختصاص دارد که تلاش های کارآفرینانه شما را به سطح بالاتری ارتقا داده و به شما کمک می کند تا از کارهای روزمره فراتر بروید. امیدواریم که کتاب تاثیرگذار خود را در اینجا پیدا کنید.

چه زمانی یک شغل به یک حرفه تبدیل می شود؟ آیا پنجمین سالی است که در یک شرکت کار می کنید؟ نخستین ارتقای خود را دریافت کرده اید؟ از یک اتاق کوچک به دفتر خود ارتقا یافته اید؟ یا چیز بیشتری به دست آورده اید؟

بخشی از کار شما به عنوان ناشر کتاب مستلزم تحقیقات در مورد مواردی است که کارآفرینان، کارآفرینان سازمانی و افرادی که برای آن ها کار می کنند، در مورد آن ها فکر می کنند. در ماه گذشته ما به این نکته توجه کردیم که چه چیزی ایجاد کننده یک حرفه می باشد؟ چگونه باید مهارت ها را برای این کار افزایش داد و چه چیزی شغل را به یک حرفه تبدیل می کند؟

نتیچه چه بود؟ همه چیز با شما آغاز می شود. شما عامل اصلی در داشتن یک حرفه بزرگ هستید. شما می توانید عامل محرک یک پروژه جدید باشید، شما می توانید شرکت جدیدی را راه اندازی کنید، شما می توانید زندگی کنونی خود را متحول کنید. اما حتما سوال می کنید که چگونه؟ با این کتاب ها آغاز کنید.

برای کسب و کار، من کتاب The Making of a Manager نوشته Julie Zhuo را پیشنهاد می کنم.

این یک کتاب شگفت انگیز است که واقعا بیش از یک مباحثه می باشد. Zhuo تجربیات فردی خود را در یک شرکت بزرگ با خوانندگانی که احتمالا با مدیریت خود در چالش هستند، به اشتراک می گذارد. من این کتاب را به هر فردی که اخیرا به سمت مدیریت نیروی کار ارتقا پیدا کرده است توصیه می کنم. این کتاب با سخنان واقعی بیان می کند که کار مدیریت دشوار است و هیچ مفهومی به عنوان مدیر مادرزادی وجود ندارد.

برای خوش گذرانی، The OA را ببینید.

ما می دانیم که شما نیاز به چیزی برای خوشگذرانی دارید. بنابراین اگر قبلا The OA را در Netflix ندیده اید، با فصل 1 آغاز کنید. با سرشار بودن از رمز و راز، داستان های چند لایه ای و سفرهای چند بعدی، این یک فیلم ضروری برای تماشای تمام طرفداران فیلم های علمی و تخیلی فوق العاده است. فصل 2 ماه گذشته منتشر شد. بنابراین شما صحنه هایی را شاهد خواهید بود که اخیرا فیلمبرداری شده اند و می توانند شما را سرگرم کنند.

برای کسب و کار، مدیر بخش تحریریه Jennifer Dorsey پیشنهاد The confidence code توسط Katty Kay و Claire Shipman را می دهد.

 به دست آوردن اعتماد به نفس کار دشواری است. برای بسیاری از افراد تحت کنترل درآوردن قدرت اعتماد به خود، مهارتی است که باید یاد گرفته شود و همواره ذاتی نمی باشد. اما چرا برخی افراد به نوعی اعتماد به نفس خود را بروز می دهند که گویی از تمام وجود آن ها نشات می گیرد؟ آیا آن ها با این مهارت به دنیا آمده اند؟

نویسندگان Kay و Shipman مطالعات دقیقی انجام داده و با مدیران کسب و کارهای مختلف، متخصصین تفریح و ورزش در این مورد که چه چیزی یک رهبر را دارای اعتماد به نفس می کند صحبت کرده اند. در این مرحله شما باید با خود رو راست باشید، کمال گرایی درونی خود را کنار بگذارید و از راضی نگه داشتن همه دست بردارید. این کار برای همه به ویژه زنان کاربردی خواهد بود کسانیکه نیاز به یافتن اعتماد به نفس خود و اعتماد کردن به آن دارند.

برای خوشگذرانی، The Marvelous نوشته Mrs. Maisel را بررسی کنید.

اگر بخواهم واقعیت را بگویم، دوست داشتن این نمایش درآغاز برای من بسیار دشوار بود. چرا هر مزیتی برای این زن در دسترس بود؟ او با چه چیزی در کشمکش بود؟ چرا من باید اهمیت می دادم؟ اما پس از آن، او شوخی را شروع کرد و Lenny Bruce را از زندان آزاد کرد و کنترل زندگی را در اختیار گرفت که قبلا توسط هر کسی غیر از خودش اداره می شد. خانم Maisel اکنون یک پرنده آزاد است، و من صبر ندارم که ببینم دفعه بعدی به کجا پرواز می کند.

برای کسب و کار، متخصص بازاریابی Danielle Brown ، Mentoring 101 by John C. MAxwel را پیشنهاد می کند

در Mentoring 101، John C. Maxwell نگاه فراگیری را به آنچه که یک رابطه منتورینگ می تواند و باید باشد، ارائه می دهد. با نمونه هایی از تجربیات خود و دیگران، او نه تنها نقش مربی را برجسته می کند بلکه به ویژگی هایی که یک شاگر ایده آل را به وجود می آورند، اشاره می کند. به عنوان فردی که بیشتر به دنبال یک مربی است تا یک فرصت، بسیار جالب بود که چنین خود ارزیابی در طول مسیر صورت بگیرد، با اندیشیدن به اینکه آیا باید این کار را انجام دهم؟ آیا این همان صورتی است که مردم مرا آنطور توصیف می کنند؟ آیا من تناسب خوبی برای شاگردی دارم؟

دو نکته اصلی برای من تئوری های Maxwell در مورد نگاه به دیگران و شیوه صحیح آموزش دیگران وجود دارد. او چنین استدلال می کند که مربیان باید به تمام افراد مانند 10 نگاه کرده و برخورد کنند، چرا که به نوبه خود بهترین افراد را در بین مردم معرفی می کند. زمانیکه صحبت به بحث آموزش دادن می رسد، او به شما پیشنهاد می کند که با شاگرد خود مانند یک استاد که شاگرد خود را آموزش می دهد رفتار کنید. نخست با نشان دادن وظایف و تدریجا به شیوه ای که شاگرد بتواند به خودی خود رشد کند. این کتاب توصیه های عالی دارد که در عین حال کوتاه و خلاصه می باشند، من برای 201 نیز آماده هستم.

برای خوش گذرانی، Red Rising trilogy نوشته Pierce Brown را بررسی کنید.

من زمانی به Red Rising مراجعه کردم که می دانستم یک داستان همراه با کابوس است، و اینطور هم بود. آنچه که من دریافتم جهنمی بسیار بدتر از یک کابوس بود. در نخستین کتاب این مجموعه سه تایی ما Darrow را دنبال می کنیم، یک ماینر در Mars که برای تحقق زندگی که رویای همسرش می باشد متحمل رنج و خیانت در مسیر خود می شود. رویایی در مورد یک جهان بهتر، بدون غل و زنجیر. در سیستمی طبقاتی که به واسطه رنگ ها تعریف می شود، جاییکه Reds و Golds در جهات متضاد می نشینند، Darrow مهارت های رهبری را آموخته است. هشدار: به هیچ یک از آن ها نزدیک نشوید. آن ها به محض اینکه دوستشان داشته باشید، خواهد مرد.

مورد قابل احترام: Unstoppable نوشته Ben Angel

به منظور دستیابی به موفقیت در هر شغلی، شما نیاز به آغاز کار با یک مبنای قوی دارید: خودتان. اگر همواره احساس خستگی می کنید، همواره استرس دارید و افسرده هستید، و یا انگیزه ای برای حرکت رو به جلو ندارید، این ویژگی ها می تواند تمام جنبه های زندگی شما را مسموم کند. در واقع Ben Angel میتواند از روی تجربه سخن بگوید: او چنین احساس می کرد که هیچ انرژی برای ادامه پروژه ها و شغل خود ندارد، و طب سنتی نیز کمک کننده نبود.

به جای افتادن در دام چرخه معیوب استرس، Ben یک ماوریت 90 روزه را تعیین می کند تا ریشه این شرایط را بیابد و نتیجه این بررسی، غیر قابل توقف بودن است. تلاش برای رسیدن به اوج بهره وری در زندگی و یافتن مسیر صحیح برای زندگی. اما این یک راهنما برای شما است بنابراین شما نیز می توانید ابزارها و تاکتیک های اصلی را شناسایی کنید تا سلامت بهتر، انرژی بیشتر و توانایی بدون محدودیت داشته باشید.



:: بازدید از این مطلب : 58
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

دلیل عالی بودن کار کردن برای خود

این کارآفرین آزادی آن را دارد تا هر آنچه می خواهد را به همان صورتی که می خواهد انجام دهد.

در این ویدئو، عضو شبکه کارآفرینی Business Rockstars با Jen Proctor مدیر عامل Cultivated Entertainmemt صحبت می کند. این مدیر عامل از سال های جوانی می دانسته اند که می خواهد با چنین ظرفیتی در حوزه تفریحات و سرگرمی کار کند، او می گوید که یکی از بهترین ویژگی های کارآفرین بودن، قادر بودن به اتخاذ تصمیم ها و انجام کارها در هر زمانی است که تمایل داشته باشید بدون اینکه همواره مجبور باشد تا تحت کنترل فرد دیگری کار کنید.

بر روی ویدئو کلیک کنید تا مطالب بیشتری را در مورد مصاحبه Business Rockstars با Jen Proctor بشنوید.

شبکه کارآفرینی یک شبکه ویدیوئی با کیفیت بالا می باشد که از زندگی کارفرینان موفق و رهبران متفکر، محتوای تفریحی، آموزشی و انگیزشی تهیه کرده و ارائه می کند. ما تخصص ها و فرصت هایی را برای تسریع رشد برند ارائه می کنیم و با ویدئوها و محتواهای شنیداری خود که در تمام برنامه های دیجیتال در زمینه تجاری منتشر می شود، کسب درآمد می کنیم.

En با صدها کانال برتر یوتیوب در حوزه تجارت عمودی شراکت می کند. بر حسب نیاز خود از طریق شبکه شرکای ما مانند Roku، Apple TV و برنامه های کارآفرینی که برای سیستم عامل های Ios و Android در دسترس می باشند، ویدئوهای ما را تماشا کنید.



:: بازدید از این مطلب : 53
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

ایمیل ابزار بسیار موثر ترفیع کسب و کار

Jeff Rose کارمند مالی شرکت می گوید که نادیده گرفتن این منبع ضروری یک اشتباه بزرگ است.

عضو شبکه کارآفرینی Jeff Rose می گوید که یکی از دارایی های لازم برای ترفیع کسب و کارها داشتن لیست ایمیل می باشد. وی بر قدرت ارسال ایمیل های مستقیم تمرکز می کند و آن را سریع ترین و مطمئن ترین راه برای دستیابی به افراد و همچنین تبلیغ وبلاگ و کتاب های منتشر شده می داند.

بر روی ویدئو کلیک کنید تا درباره اهمیت داشتن لیست ایمیل بیشتر بدانید.

شبکه کارآفرینی یک شبکه ویدیوئی با کیفیت بالا می باشد که از زندگی کارآفرینان موفق و رهبران متفکر، محتوای تفریحی، آموزشی و انگیزشی تهیه کرده و ارائه می کند. ما تخصص ها و فرصت هایی را برای تسریع رشد برند ارائه می کنیم و با ویدئوها و محتواهای شنیداری خود که در تمام برنامه های دیجیتال در زمینه تجاری منتشر می شود، کسب درآمد می کنیم.

En با صدها کانال برتر یوتیوب در حوزه تجارت عمودی شراکت می کند. بر حسب نیاز خود از طریق شبکه شرکای ما مانند Roku، Apple TV و برنامه های کارآفرینی که برای سیستم عامل های Ios و Android در دسترس می باشند، ویدئوهای ما را تماشا کنید.



:: بازدید از این مطلب : 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

توصیه هایی برای اطمینان بیشتر در سرمایه گذاری

در اینجا بیان می شود که چرا سرمایه گذاری مانند صحبت کردن برای عموم است.

عضو شبکه کارآفرینی Phil Town توصیه هایی را مطرح می کند که به شما کمک می کند تا ضمن سرمایه گذاری اعتماد بیشتری داشته باشید.

در آغاز، به یاد داشته باشید که سرمایه گذاری مانند یک فرایند یادگیری است، فرایندی که مستلزم تلاش های بسیاری است. Town آن را به صحبت کردن برای عموم تشبیه می کند چرا که هر دو نیازمند تمرین و اعتماد به نفسی هستند که به مرور زمان به دست می آید. به عنوان یک قانون، هرچه بیشتر تلاش کنید و تجربه بیشتری به دست بیاورید، اعتماد بیشتری به خود خواهید داشت.

علاوه بر این باید بر تحقیق تمرکز کرده و عقلایی رفتار کنید. درباره سرمایه گذاری خود احساسی قضاوت نکنید چرا که منجر به اشتباه در قضاوت شما خواهد شد.

اطمینان حاصل کنید که شما ایده کلی دارید که نشان می دهد شرکت در عرض یک دهه آینده در چه جایگاهی خواهد بود. چشم انداز بلند مدتی داشته باشید. در این صورت قادر خواهید بود تا تصمیمات آگاهانه تر بیشتری درباره اینکه آیا یک سرمایه گذاری به نفع شما هست یا خیر اتخاذ کنید.

شبکه کارآفرینی یک شبکه ویدیوئی با کیفیت بالا می باشد که از زندگی کارفرینان موفق و رهبران متفکر، محتوای تفریحی، آموزشی و انگیزشی تهیه کرده و ارائه می کند. ما تخصص ها و فرصت هایی را برای تسریع رشد برند ارائه می کنیم و با ویدئوها و محتواهای شنیداری خود که در تمام برنامه های دیجیتال در زمینه تجاری منتشر می شود، کسب درآمد می کنیم.

En با صدها کانال برتر یوتیوب در حوزه تجارت عمودی شراکت می کند. بر حسب نیاز خود از طریق شبکه شرکای ما مانند Roku، Apple TV و برنامه های کارآفرینی که برای سیستم عامل های Ios و Android در دسترس می باشند، ویدئوهای ما را تماشا کنید.



:: بازدید از این مطلب : 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

نادیده گرفتن دو وسواس تجاری

مالکان کسب و کارها اغلب نسبت به سازماندهی مجدد و رشد کسب و کار خود دچار وسواس هستند. در این مبحث بیان می شود که چرا گذر از این موارد برای شرکت شما بهتر خواهد بود.

مالکان و مدیران کسب و کارها اغلب وسواس های متعددی در مورد شرکت خود دارند، از سازماندهی مجدد و رشد کسب و کار گرفته تا استفاده از مشاوران. اجازه دهید دو مورد از این نگرانی ها را بررسی کنیم تا ببینیم چرا برای شرکت شما مضر هستند.

سازماندهی مجدد

سازماندهی مجدد مبنایی اقتصادی دارد. بازارها ابزارهای داروینی در حوزه اجتماعی هستند و شرکت ها برای تطابق یافتن با تغییرات بازار، باید به موقع متوجه این تغییرات شوند. در واقع این یک واکنش سازگارگرایانه است.

مدیریت مجموعه اغلب تمایل به خرید ایده هایی دارد که از جانب مشاوران باشد. اگر این ایده کارساز باشد، مدیران می توانند اعتبار لازم برای اقدام سریع خود را دریافت کنند. اما اگر شکست بخورد با این توضیح که این ایده توسط یکی از مشاوران برتر جهان ارائه شده است، به یک مشکل داخلی تقلیل پیدا می کند. نیاز به هرگونه توضیحات بیشتر نیز با بیان اینکه این شرایط نیاز به هم افزایی و هزینه های بالایی داشت، برطرف می شود.

سازماندهی مجدد دارای منطق خاص خود می باشد که هر چند سال یک بار معکوس می گردد ( چند سال عدد بالایی نمی باشد ). دانشمندان همچنان به دنبال یافتن مکانیسمی هستند که پشت این تغییر وجود دارد، اما ما چند اصل از این فرایند را می دانیم.

در ادامه، چرخه معمول یک سازماندهی مجدد ، بر مبنای توصیه های مشاورین ارائه می گردد:

  • سازماندهی مجدد شرکت بر اساس مطالعه ای کامل که توسط مشاوران انجام گرفته است و بر مبنای مناطق مختلف و مقیاس های در حال افزایش در کشورهایی که کسب و کار شرکت در آن ها قرار دارد انجام می گیرد.
  • زمانیکه اصل بالا کارساز نباشد، شرکت از نمودارهای سازماندهی مجدد جدید مشاوران در کنار حساب های استراتژیک، پیروی کرده و از مناطق فروش استفاده نمی کند. این ها مشتریانی با تعداد بالا هستند که اغلب نیازمند تیم هایی برای کار کردن در حساب خود هستند. در این صورت اگر شرکت جدیدی با محصول جدیدی وارد شود، مشتری به سوی آن تغییر جهت می دهد.
  • شرکت پس از این مرحله یک هیئت مشاوره جدید را به کار می گیرد که سازماندهی مجدد را با استفاده از نواحی و یا خط محصول یا مناطق تجاری توصیه می کنند.
  • سپس شرکت به گام دوم بر می گردد، اما این مرحله کاملا متفاوت بوده و یک چرخه تکراری اجباری نمی باشد، چرا که نمودار سازمانی از چهار رنگ برای سودمندی حساب ها استفاده می کند، نه سه موردی که در نمودار مشاورین قبلی وجود داشت.

ما اغراق نمی کنیم و واقعا در حال رخ داد فاجعه ای واقعی هستیم. طبق مطالعه ای که توسط شرکت مشاره The Clemmer Group صورت گرفته است، 50 تا 70 درصد از سازماندهی های مجدد با شکست مواجه می شوند. ممکن است در دانشکده بازرگانی به شما آموزش داده باشند که تصمیمات در این مرحله و با صرف چنین هزینه هایی، بسیار منطقی، دقیق و بر پایه داده های واقعی هستند. ما به شما می گوییم که این کار واقعا چگونه انجام شده است.

رشد

چرا شرکت ها در مورد رشد خود با وسواس روبرو هستند؟ چندین دلیل خوب و یک دلیل بد برای این امر وجود دارد.

ابتدا دلایل خوب مطرح می شود: رشد انگیزه بخش است. به این معناست که قدرت بیستری را در بازار به دست خواهید آورد. سودهای بیشتری در انتظارتان خواهد بود. به این معنا که سرمایه گذاران سهام شما را خریده و قیمت سهام شما روز به روز بالاتر خواهد رفت. به این معنا که Wall Street از مدیر عامل شرکت و معاونت مالی شما در کنفرانس های مختلف استقبال کرده و آن ها را سریع و کاربلد معرفی خواهد کرد. به طور خلاصه شرکت ها به این دلیل نسبت به رشد خود وسواس دارند که رشد برای آن ها پول ساز است.

در این بخش دلیل بد مطرح می شود. اگر شما سرمایه گذار کوتاه مدت در یک شرکت سهامی عام باشید، در این صورت سهام این شرکت را نه برای نگه داشتن که برای فروش خواهید خرید. تمایل شما این است که قیمت ها تا حد ممکن بالا برود تا بتوانید قبل از سقوط قیمت ها آن را به فرد احمقی که فکر می کند قیمت ها همچنان بالا خواهند رفت بفروشید. اما زمانی که بازار تغییر می کند، بهترین استراتژی داشتن اهدافی با رشد کمتر می باشد، و نه بیشتر. این مهارت اصلی رقابت است که مستلزم صداقت و شفافیت می باشد. اما چیزیکه برای کسب و کار خوب است، همواره برای ذی نفعان کوتاه مدت نیز خوب نخواهد بود.

به طور خلاصه شرکت ها به این دلیل نسبت به رشد خود وسواس دارند که هنگام کند شدن رشد، آن ها نیز سقوط خواهند کرد. و رشد بالاخره زمانی کند خواهد شد چه زود و چه دیر.

آسیب شناسی اهداف رشد

رشد چیز خوبی است. اما داشتن اهداف وسواسی درباره رشد خوب نیست. اما چرا مسئولین اجرایی اصرار دارند تا اهداف رشدی را که غیر واقعی هستند را پیگیری کنند حتی اگر بدانند که در نهایت از این بابت دچار ضرر خواهند شد؟

اهداف اصلی رشد متمرکز بر این باور غیر قابل توضیح، عمیقا ریشه دار و بدون پشتوانه است که اگر همچنان در یک مکان ایستاده اید، خواهید مرد. این یک غریزه بقای داروینی است که مربوط به اجداد باستانی ما می باشد.

امروزه بسیار مهم است که از خود سوال کنید: چه کسی می گوید که رشد تا این حد الزامی است؟ ثابت بودن چه مشکلی دارد؟ رضایت از جایی که در آن قرار دارید و اطمینان از اینکه به عملکرد همیشگی خود ادامه خواهید داد چه مشکلی دارد؟

اهداف رشدی وسواسانه یک شرکت نشان دهنده یک ترس واقعی از آینده درآمد همواره ثابت می باشد. و این ایده که تنها استراتژی برنده برای نجات یافتن در این بازار با رشد بالا و مطرح شدن در وال استریت می باشد. برنامه های MBA اغلب درمورد صنایع راکدی که هر سال بدون استفاده از هیچ برنامه ای پول در می اورند چیزی به ما آموزش نمی دهد. و آن ها را خسته کننده جلوه می دهد.

اما صنایع خسته کننده همچنان از صنعت خود درآمد کسب می کنند و بدون آسیب رساندن به رقبای خود از طریق جنگ قیمت ها، تقلید گسترده یا ایجاد گسترده ترین شبکه ممکن ( بازار های انبوه ) خود را از دیگران متمایز می کنند. در واقع بازیگران باهوش، با بخش بندی بازار می توانند درآمد کسب کنند. رقابت در صنعتی خسته کننده، یک بازی بدون انعطافی که اغلب تحلیلگران آن را به ما الغا می کنند نمی باشد. بلکه یک بازی برای تثبیت موقعیت خود می باشد.



:: بازدید از این مطلب : 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

ضرورت داشتن یک الگوی AntiRole

افرادی که شما نمی خواهید مثل آن ها باشید، همانقدر در آموزش شما موثر بوده اند که افرادی که آرزو دارید مثل آن ها باشید.

لحظه ای به دوران کودکی خود فکر کنید. افرادی که تحسینشان می کردید چه کسانی بودند؟ آیا آن ها برای شما الهام بخش و انگیزه آفرین بودند؟ آیا آن ها سبب شدند که شما شکلی را به خود بگیرید که اکنون هستید؟

زمانی که کودک بودم تنها تعداد معدودی از افراد وجود داشتند که آن ها را ایده آل می پنداشتم. از جمله افرادی که آن ها را بزرگ قلمداد می کردم می توانم به پدربزرگم، معلم مطالعات اجتماعی کلاس هشتم و سوپر استارهایی مانند Michael Jordan اشاره کنم.

من واقعا بر این باورم که به این دلیل به انسانی که اکنون هستم تبدیل شده ام که این افراد به من کمک کردند تا جهت اخلاقی خود را تعیین کنم، شور و اشتیاق خود را بیابم و یاد بگیرم که با تلاش و کوشش می توان هر کاری را انجام داد. حتی در دوران بزرگسالی نیز افرادی وجود دارند که ارزش دارند به عنوان الگو مورد توجه قرار گیرند. این افراد می توانند کارآفرینان یا افراد موفقی مثل Bill Gates باشند یا رهبرانی مانند رئیس جمهور پیشین، مربی یا راهنمای شما که در دانشگاه یا یک کنفرانس او را ملاقات کرده اید.

انواع متفاوت الگوها می توانند بیشترین کمک را به شما بکنند.

همچنان که در مقاله Forbes آمده است تنها یک نوع الگو وجود ندارد. سه نوع الگو وجود دارد که ما باید در زندگی خود داشته باشیم:

الگوی مثبت:

هنگام صحبت در مورد الگوها این گونه افراد به ذهنمان متبادر می شوند. آن ها افرادی هستند که نه تنها برای شما الهام بخش هستند بلکه راهنما و انگیزه بخش شما در دستیابی به حداکثر پتانسیل خود بوده و به شما کمک می کنند تا اصول اخلاقی خود را تعریف کنید.

الگوهای معکوس:

این ها افرادی هستند که شما باید به آن ها احترام بگذارید آن هم به جهت کارهایی که انجام داده اند. اما در عین حال نقص هایی هم دارند که مورد تایید شما نمی باشند. اکنون که سنم بالاتر رفته است، باز هم از کاری که Jordan در تجارت انجام داد، شگفت زده می شوم. اما موافق کارهایی نیستم که او در زندگی شخصی خود انجام داده است.

ضدالگوها:

افرادی هستند که هرگز نباید دنباله رو آن ها باشید. شاید به این دلیل که با اصول اخلاقی آن ها موافق نیستید یا این واقعیت که آن ها به اهداف خود نرسیده اند.

شما از ضدالگوها چه چیزهایی را یاد می گیرید؟ چیزهای زیادی. این ضدالگوها از آن جهت به شما کمک می کنند که سبب می شوند از مشکلات فاجعه بار در زندگی و کار خود اجتناب کنید. در اینجا شیوه های دیگری مطرح می شود که یک ضد الگو می تواند از آن جهت سودمند باشد.

خوب و بد را از هم تشخیص می دهید.

زمانیکه کار خود را شروع کردم، با فردی کار می کردم که اغلب سبب مشاجره شدید می شد. من به این واقعیت احترام می گذاشتم که او در شبکه سازی و ارتباط برقرار کردن با مشتریان بالقوه هیچ مشکلی ندارد. در روزهای خوب او می توانست 12 ساعت کار کند بدون اینکه مشکلی پیش بیاید و از نظم و انضباط خود برای حل امور استفاده کند.

اما زمانیکه حال و حوصله نداشت، داستان کاملا متفاوت بود. روزهایی داشتیم که او هیچ انگیزه ای نداشت و به جای کار سراغ بازی گلف می رفت. همچنین به دنبال میانبرهایی برای ارتباط با مشتریان می گشت، مانند تاکتیک های black hat. اوضاع زمانی خراب تر می شد که مشتری با او موافق نباشد، در آن صورت تمام پل های پشت سر خود را می شکست.

آنچه که من از این فرد یاد گرفتم این بود که تنها روش برای رخ دادن امور مختلف، حرکت رو به جلو و انجام کار است. فرصت ها به صورت اتفاقی در دامان شما قرار نمی گیرند. در عین حال من کارهای مغایر با اخلاق او را به هیچ عنوان تایید نمی کنم، رفتارهایی مانند کنار نیامدن با دیگران و محترم نشمردن آن ها.

به شما کمک می کند تا به عنوان یک فرد رشد کنید.

یک ضد الگو به شما کمک می کند تا به عنوان یک فرد رشد کنید. اگر شما از بی احترامی این افراد به مشتریان یا کارمندان آزرده هستید، این شرایط به شما کمک خواهد کرد تا فرهنگ منحصر به فرد خود را که دوستانه و مبتنی بر تشویق دیگران برای به اشتراک گذاشتن نظرهایشان است، داشته باشید.

درک این نوع موقعیت ها در عین حال میتواند بر زندگی خارج از محیط کار شما نیز تاثیرگذار باشد. در شرایط کاری که به آن اشاره کردم، آن شخص وقت کمی را با خانواده و دوستان خود سپری می کرد. من دریافتم که هرگز نمی خواهم چنین فردی باشم. درست است که ممکن است اوقات زیادی وجود داشته باشد که از دست کسی ناراحت باشم اما پیش از بیرون رفتن از محیط کار خود را آرام می کنم.

از اشتباهات خود یاد بگیرید.

شکست ها ما را آزرده خاطر می کنند اما در عین حال یکی از بهترین شیوه ها برای رشد و یادگیری می باشند. نمونه های زیادی در تمام ابعاد زندگی افراد وجود دارد و نیازی نیست که تنها به شکست های خود توجه کنید. تنها به این نکته توجه کنید که افراد چگونه شکست خورده اند و الگوگیری معکوس انجام دهید.

برای مثال، من یکی از طرفداران Elon Musk بودم. Tesla محصول عالی است و شیوه قفل کردن زمان نیز شیوه ای قابل اعتماد برای مدیریت موثر زمان می باشد. اما با این حال من طرفدار برخی رفتارهای او در سال 2018 مانند بیهوده گویی هایی که در رسانه اجتماعی اش داشت نیز نیستم.

من همچنان بر این باورم که او یک نابغه است و کارهای باورنکردنی انجام داده است. من اخیرا دومین محصول Teslaی خود را نیز خریده ام اما یاد گرفته ام که چه رفتاری را نباید در رسانه اجتماعی داشته باشم، همچنین چگونه با روزنامه نگاران، سرمایه گذاران و کارمندان برخورد کنم. شاید Elon به این دلیل چنین رفتاری را داشته که 120 ساعت در هفته کار می کرده و واقعا فرسوده شده است. بنابراین باید یاد بگیریم تا زمان خود را به درستی برنامه ریزی کرده و به فرد بهینه ای تبدیل شویم.

خود را مجبور کنید که از خود و هم تیمی هایتان حمایت و پشتیبانی کنید.

بیایید فرض کنیم که شما با فردی کار می کنید که رفتارهای گردن کلفتانه دارد. ضمن اینکه این کار باعث می شود کمی قوی تر شوید، شما را نیز تشویق میکند تا از خود دفاع کنید. این قوی شدن بدان معنا نیست که شما خود را به سطح آن ها رسانده و مانند آن ها رفتار کنید. بلکه به این معناست که شما به راحتی از محیط اطراف خود رنجیده نمی شوید.

این فرد ضد الگو شاید بر سر شما فریاد بکشد چون که فکر می کند شما مرتکب اشتباهی شده اید. با آرامی پاسخ دهید که شما تقصیری نداشته و کار اشتباهی انجام نداده اید. این رفتار شما نشان دهنده شیوه خردمندانه در برخورد با افراد است. ضمن اینکه مسئولیت رفتارهای خود را به عهده می گیرید شاید بهتر باشد به شغل دیگری فکر کنید چون احتمالا این رفتارهای سمی ادامه خواهند داشت.

همین اصل در مورد افرادی که به آن ها اهمیت می دهید یا با آن ها کار می کنید نیز صادق است. شاید مدیر عامل شرکت شما به صورتی بر سر دستیاران خود فریاد بزند که اشک آن ها جاری شود. اگر چه شما نمی خواهید وارد دعواهای دیگران شده و یا خود را در شرایط ناراحت کننده ای قرار دهید ، این فرد احتمالا اشاره کردن به رفتار کارفرما و غیر قابل قبول ندانستن آن را مناسب نخواهد دانست. در این شرایط شما موقعیت بهتری دارید تا از این دستیار حمایت کنید. با این برخورد حرفه ای، شما می توانید در جلسه ای خصوصی با مدیر عامل شرکت صحبت کرده و نمونه ای از رفتار صحیح در محیط کسب و کار باشید.

هوش عاطفی خود را بالا ببرید.

من دریافته ام که ضد الگوهایی که در زندگی ام مشاهده کرده ام یک ویژگی مشترک داشته اند و آن نبود هوش عاطفی بوده است. برخی از آن ها تنها در مورد خود صحبت می کنند و به ندرت به سخنان دیگر افراد گوش می کنند. دیگر افراد هم دو دل، تکانشی یا فاقد همدردی هستند. آن ها همان افرادی هستند که هیچ کنترلی بر احساسات خود ندارند. وظیفه ما این است که مدل های اخلاقی را در کسب و کار خود انتخاب کنیم.

انتخاب رفتارهای ضعیف، پیامدهایی در بر دارد، این افراد موفق، بهره ور یا مورد احترام دیگران نخواهند بود. من ترجیح می دهم تا در قطب مخالف این افراد بوده و به صورت مستمر بر روی هوش عاطفی خود کار کنم. اگرچه در طول سالیان گذشته این کار را کرده ام اما این فرایندی است که نیاز به تداوم دارد. همواره نیاز به زمان وجود دارد تا بتوانید به بهترین فردی که می توانید تبدیل شوید.

شکاف ها را پر کنید.

شاید تجربه های دیگری وجود دارد که منعکس کننده انواع الگوهایی است که شما در زندگی خود داشته اید. زمانیکه شما در مورد آن فکر می کنید، می بینید که این افراد در سنین پایین تر، عالی نبوده اند. همه ما نقص هایی داریم و این جزو ویژگی های آدمی است.

زمانیکه این بخش از زندگی را در نظر می گیرید، برخی چراغ های روشن خاموش خواهند شد. شما احتمالا ضد الگوهای بیشتری را از الگوهای مثبت خواهید یافت. من بیشتر چیزها را از ضدالگوهای زندگی خود آموخته ام. ضمن اینکه برای تبدیل شدن به فردی که از نظر فردی و کاری ایده آل من بود نیز تحقیق می کردم.

به شما کمک می کند که دریابید برخی افراد فاسد هستند.

گاهی وقت ها دچار برداشت اشتباه درمورد ضد الگوها می شویم. هر فردی درجات متفاوتی از کمبودها را در زندگی خود دارد. با کار کردن برای قرار گرفتن در سطح بالایی از هوش عاطفی قادر خواهید بود پستی ها و بلندی های زندگی را درک کنید در عین حال احساس نقص در شخصیت خود خواهید کرد و نیاز خواهید داشت تا این واقعیت را درک کنید که برخی افراد سمی هستند.

این افراد سمی عموما منفی و مضر بوده و اصلا حمایت گر نیستند. متاسفانه شما این توانایی را ندارید تا به این افراد کمک کنید. آن ها افراد تندی هستند. تنها راه حل فاصله گرفتن از آن ها و پر کردن اطراف خود با انسان هایی است که مثبت بوده و ارزش های مشترکی با شما دارند.



:: بازدید از این مطلب : 55
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

اهمیت آگاهی کارآفرینان  در مورد میزان تاثیر خود

یکشنبه گذشته روز ملی ابرقهرمان بود، بنابراین برای کارآفرینان هم بسیار مناسب خواهد بود که قدرت های ماورایی خود را کشف کنند.

در آغاز، رشد یافتن و اجرای یک کسب و کار یک چالش محسوب میشود. هر روز شما با مجموعه جدیدی از موانع روبرو می شوید که در رابطه با آن ها آموزش ندیده اید و از شما خواسته می شود تا مشکلاتی را حل کنید که شاید مهارت لازم برای آن را نداشته باشید. برای دستیابی به بسیاری از دستاوردهای عالی در زندگی، عدم اعتماد به نفس، استرس و تردید به خود، باعث می شود که تلاش شما برای دستیابی به اهداف بیفایده باشد. اما نیازی نیست که چنین باشد.

یک مهارت درونی در شما به عنوان یک کارآفرین وجود دارد که می تواند به هدایت محیط اطراف با شجاعت و دقت بیشتر کمک کند. این همان چیزی است که افراد ابر موفق همواره آن را انجام داده اند. توانایی تغییر هویت خود برای هماهنگی با ویژگی های یک فرد یا چیز دیگر همان چیزی است که باعث می شود راحت تر به نتایج مورد نظر خود دست یابید. این مفهوم، خود دیگر شما نامیده می شود.

Beyonce از Sasha Fierce، Kobe از Black Mamba و حتی Martin Luther King از Distinguished Self فردی که او هنگام گذاشتن یک عینک برای نوشتن سخنان الهام بخش خود ایجاد کرد، استفاده می کرد. درک یک خود دیگر، ابزاری بوده است که افراد موفق سال ها برای کنار زدن مقاومتی که طبیعتا تمایل به متوقف ساختن ما دارد، استفاده کرده اند. و این چیزی است که من بیش از ده سال از آن استفاده کرده ام.

در واقع، در 16 سال گذشته، من به هزاران ورزشکار، رئیس، و چهره های دیگر کمک کرده ام تا خود دیگر قدرتمند خود را توسعه دهند تا به آن ها در هدایت محیط اطراف خود با چقرمگی بیشتر کمک کند ( امروز کتاب کاملی در این رابطه نوشته شده است: The alter ago effect ). بزرگترین پاداش من مشاهده افرادی بوده که قادر به کشف خود واقعی خود پس از سال ها تردید، ترس و عدم اعتماد به نفس شده اند.

در یکشنبه گذشته که روز ملی ابر قهرمان بود، گمان کردم که می تواند بهترین زمان برای به اشتراک گذاشتن مراحل اصلی فعال کردن خود دیگر در کسب و کار و ترک اضطراب، تردید و ترس باشد.

1-برای یک نقش یا حوزه ای خاص از زندگی خود، یک خود دیگر یا جایگزین ایجاد کنید.

از آنجا که ما در مورد کسب و کار صحبت می کنیم، این حوزه را پوشش می دهیم. اگرچه شما دارای خودهای زیادی هستید که نقش های متعددی را در زندگی می پذیرد به عنوان یک کارآفرین، فروشنده، والد، شریک، دوست یا هر نقش مهم دیگر، این یک پارادایم بسیار مهم است که باید در نظر گرفته شود چرا که زمانی که شما شروع به دیدن خود در قالب ابعاد متفاوت می کنید، قدرت کشف شده این مفهوم ظاهر می شود.

تلاش برای تعریف خود به عنوان یک خود واحد اشتباه است چرا که توانایی های شما را کاهش می دهد، علاوه بر این در نظر گرفتن یک خود دیگر برای کل زندگی نیز اشتباه است و مدیریت زندگی را برای شما دشوار می کند.

2- خود دیگری را بیابید که برای شما کارساز باشد.

از خود بپرسید چه کسی یا چه چیزی دارای ویژگی هایی می باشد که از نظر شما تحسین برانگیز است؟ شما دوست دارید چه کسی را به عنوان یک رئیس در کسب و کار خود داشته باشید؟ یا اگر در موقعیت های خاصی از زندگی عصبی شدید، کدام خود دیگر بهترین تناسب را با مشکل شما خواهد داشت؟

خود دیگر شما می تواند هر فرد یا چیزی باشد که به شما کمک می کند تا مهارت و خلاقیتی را که گمان نمی کردید وجود داشته باشد را آشکار می سازد. برای مثال، یکی از مشتریان من که یک سرمایه گذاری بزرگ را در نیویورک انجام داده است، ویژگی های فردی را در نظر گرفته است که عمیقا او را تشویق به تبدیل شدن به رئیسی بهتر می کند، مادربزرگش.

او 4 پسر را در منهتن پس از اینکه توانستند از هولوکاست نجات پیدا کنند بزرگ کرد که همگی دارای شغل های موفقی هستند. مراجع من رئیس سرسختی بود که افراد را آزار می داد و میزان جابجایی شغلی بالایی در شرکتش داشت که منجر به مشکلات فرهنگی زیادی شده بود. اما زمانیکه منبع الهام بخش جدید خود را یافت که به او نشان داد در قالب یک رئیس چگونه باید عمل کند، رفتارش به کل تغییر کرد. او فردی صبور، آزاد اندیش و با ثبات شد دقیقا مانند مادربزرگش.

3- چیزی را پیدا کنید که به فعال کردن خود دیگر جدیدا کشف شده شما کمک کند.

این مرحله مربوط به یک پدیده روانشناختی می شود که شناخت پوششی نامیده می شود، نوعی رخداد طبیعی در ذهن انسان که به لباس هایی که شما می پوشید و دیگران می پوشند معنا می دهد. برای مثال، زمانیکه فردی را در لباس یک پزشک می بینید، به صورت اتوماتیک ویژگی ها و رفتارهای خاصی را در او می یابید. همچنین اگر شما آن لباس را بپوشید، رفتار خود را تغییر می دهید چرا که خود را در پوشش شناختی آنچه که فکر می کنید به معنای لباس پزشک است، ملبس کرده اید.

اغلب مردمی که این کار را انجام می دهند، به صورت اتوماتیک نسبت به رفتارهای خود دقیق تر و متوجه تر می شوند، همانطور که مارتین لوتر کینگ هنگام گذاشتن عینک به عنوان شیوه ای برای رفتار مثل Distinguished self انجام داد و توانست از تردیدهای گذشته که او را ناتوان می کردند فراتر برود.

اکنون شما نمی توانید در محیط کار در پوشش بتمن ظاهر شوید، اما می توانید چیز دیگری پیدا کنید که بتواند نماینده و فعال کننده خود دیگر شما باشد. یکی ازمراجعین من از دستبندی استفاده می کرد تا Wonder Eoman درون خود را که نیاز به آن داشت را فعال کند. مراجع دیگرم با نقش Ziva David در NCIS الهام می گرفت و یک کت چرمی خریده بود که در تماس های مربوط به فروش به تن می کرد تا آن ویژگی نترس Ziva را را فعال کند.

حامی شما می تواند هر چیزی باشد، اما زمانیکه آن را به تن کردید، باید نسبت به روح فرد یا چیزی که از آن الهام گرفته اید صادق باشید. کارآفرینان همواره در حال تصمیم گیری و یا قرار گرفتن در موقعیت های ریسک دار هستند، که می تواند منجر به انصراف دادنشان شود. اما شما یک شیوه قدرتمند را فرا گرفته اید تا تصویر خلاقانه خود را در اختیار گرفته و اعتماد به نفس، آرامش و قطعیت بیشتری را از خود نشان دهید.



:: بازدید از این مطلب : 70
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

ضرورت داشتن لیست انجام کارها

در اساطیر یونانی، Tantalus از Olympus به جهت دزدیدن شربت و مائده بهشتی از خانه خدایان اخراج شده مجازات شد.

پس از مرگش او مجبور شد تا ابد در استخر آبی که زیر شاخه های یک درخت میوه قرار داشت، بایستد. اگر او می خواست به شاخه های درخت برسد، شاخه ها به بالا حرکت می کردند و از دسترس او خارج می شدند. اگر تلاش می کرد تا نوشیدنی بخورد، آب ها فروکش می کردند.

شاید مرا فردی دراماتیک بدانید اما لیست انجام کار باعث می شود که من احساسی همانند Tantalus داشته باشم. همین که به آیتم نهایی می رسید، کار جدیدی ایجاد می شود که انجام کارهای لیست را برای چند روز یا حتی چند هفته عقب می اندازد. چیزی که بسیار ناراحت کننده است. اما از دوران مدرسه به ما توصیه شده است که با داشتن یک لیست انجام کار و انجام کارها به ترتیب زمانی، از آشفتگی در کارها اجتناب کنیم.

لیست انجام کار به ما یاد داده است که مدیریت زمان به معنای اولویت بندی چیزی است که در برنامه ما وجود دارد. اما همچنان که Stephen Covey در 7 عادت افراد بسیار موثر بیان می کند، کار اصلی، برنامه ریزی برای اولیت ها می باشد.

چرا ما برای برنامه ریزی تلاش می کنیم.

به نظر منطقی می رسد که چنین فکر کنیم که اولویت ها از خود مراقبت خواهند کرد. روی هم رفته، اگر چیزی مهم باشد، ما باید آن را قبل از کارهای دیگر به انجام برسانیم. اما تحقیقات نشان می دهد که تنها 17 درصد از مردم، قادر به پیش بینی دقیق زمان مورد نیاز برای یک فعالیت هستند. بقیه افراد، آگاهانه درگیر اشتباه در برنامه ریزی یا سوگیری تاییدی می شوند به این معنا که تا حد زیادی زمان تقریبی مورد نیاز برای انجام یک کار، از اتمام یک سخنرانی گرفته تا رانندگی برای رسیدن به یک جلسه را کمتر در نظر می گیریم.

حتی Elon Musk که به جرات پرکارترین کارآفرین زمان حال می باشد، درگیر سوگیری تاییدی است. او چندین بار تاریخ افتتاح شرکت های جدید خود را تعیین کرده است. اما بارها این زمان را از دست داده است. او در ژوئن 2018 به واشنگتن پست گفت: فکر می کنم با زمان دچار مسئله هستم. من ذاتا فرد خوش بینی هستم اگر اینچنین نبودم اکنون چندین ماشین و شرکت نداشتم. من سعی می کنم تا جای ممکن کارها را تحت قاعده و اصول مشخصی درآورم.

استراتژی ها را حفظ کرده و لیست ها را کنار بگذارید.

در JotForm شرکتی که من 13 سال پیش تاسیس کردم، ما تقریبا هرگز زمان نهایی برای پروژه ها تعیین نمی کنیم. یک استارتاپ تکنولوژیکی که محدودیت زمانی دقیقی برایش تعیین نشده باشد، تا حدی ناهنجار به نظر می رسد اما ما کار خوب را ارزشمندتر از دستیابی به اهداف دلخواه خود می دانیم.

حذف فشار زمانی آزادی و انعطاف پذیری را که تیم ما برای آزمودن ایده های جدید، پیروی کردن از ایده های خلاقانه و یافتن راه حل هایی برای کار نیاز داشت را در اختیار آن ها قرار داده است. همچنان که رئیس جمهور پیشین ایالات متحده Dwight D. Eisenhower گفته است: آنچه که مهم است به ندرت ضروری است و آنچه که ضروری است به ندرت مهم است.

لیست ها و محدودیت های زمانی می توانند به ابزارهای تعویق بالقوه تبدیل شوند. تحقیقات نشان داده است که هر بار که لیست کارهای تمام شده را نگاه میکنیم اعتماد به نفس پیدا می کنیم. همچنانکه Ralph Ryback در روانشناسی امروز توضیح داده است: رضایت از تیک زدن به کارهای کوچک با آزاد شدن دوپامین در خون ارتباط دارد. هر بار که ذهن از این هورمون عصبی با ارزش دریافت می کند، از شما می خواهد که رفتار مرتبط با آن را تکرار کنید.

با میل به یک لحظه احساس خوب دیگر، ذهن ما را تحت فشار قرار می دهد تا به جای چیزی که واقعا مهم است یک کار سطح پایین تر را انجام دهیم تا دوپامین بیشتری به دست آوریم. با این حال پروژه هایی که از انجام آن ها اجتناب می کنیم غالبا تغییر دهنده واقعی بازی هستند. دستیابی به سرمایه گذاران، اتمام یک کنفرانس و یا برنامه ریزی استراتژیک و کارهای خلاقانه می تواند کسب و کار شما را به مرحله بعدی سوق دهد. به عنوان مثال پایان دادن به مطالعه ای در مورد فروشندگان، احتمالا تاثیر بسیار کمتری خواهد داشت.

فعالیت های معنادار نیز احتمال بیشتری دارد که ما را به حالت وضعیت جریان برساند، تجربه رضایت بخش فراموش کردن خود در یک پروژه یا مسئولیت. تجربه جریان داشتن در کار روزانه ( حتی زمانیکه دو روز مشابه یکدیگر باشند ) بخش مهمی از خلاقیت و خوشبختی است. قرار گرفتن در این شرایط می تواند نوآوری، شادی و تعهد شما را تقویت کند.

درحالیکه ممکن است داشتن لیست انجام کار قدری مبالغه آمیز باشد، اما تمام تکنیک های مدیریت زمان مضر نمی باشند. به تجربه فردی من، دستیابی به اهداف بزرگ در دو مرحله اتفاق می افتد: تعیین اولویت ها مهم و سپس کنترل ریتم طبیعی برای افزایش بهره وری کار.

1-به دنبال کار بزرگ روزانه خود باشید.

Pablo Oicasso می گوید: تنها انجام کارهایی را به فردا موکول کنید که تمایل دارید تا قبل از مرگتان انجام نشده باقی بمانند.

من قصد دارم دوباره لیست انجام کارهای روزانه را انجام دهم، تنها به این دلیل ساده که یک ابزار سازماندهی است که همه جا در دسترس می باشد. داشتن لیست فی نفسه مشکلی ندارد، اما اغلب لیست انجام کارها شامل لیست متعددی از کارهای لازم الاجرا است. برای مثال خالی بودن صندوق ورودی ایمیل، سفارش کتاب توسعه محصول، معین کردن استراتژی برنامه بازاریابی Q2، نهایی کردن ناهار با Linda، انتخاب نرم افزار مالیاتی.

توسعه یک برنامه بازاریابی خلاقانه احتمالا مهمترین فعالیت موجود در لیست است. تمام کارهای دیگر دارای جایگاه خود هستند اما کسب وکار شما را به جلو نخواهند برد. همانطور که Covey می گوید آن ها سنگ ریزه هستند نه صخره بزرگ.

Gray Keller در کتاب خود می نویسد: صرف ساعت ها زمان برای چک کردن لیست کارهای روزانه و به پایان رساندن روز با یک سطل آشغال پر و یک میز کار تمیز چندان فضیلتی به حساب نمی آیند و ربطی با موفقیت ندارند. به جای داشتن لیست کارهای روزانه شما نیاز به لیست موفقیت دارید. لیستی که هدفمندانه در مورد نتایج خارق العاده نوشته شده باشند.

به جای انباشتن کارها بر روی هم، من استراتژی شکار را توصیه می کنم.

چرا از این اسم استفاده می کنم؟ مدت ها قبل از اینکه ما انسان ها فریزرهای پری داشته باشیم، مشغول شکار و گردآوری غذاها بودیم. اگر شکارچی غذای کافی به دست نمی آورد، قبیله متحمل رنج می شد. شکست در شکار به معنای شکست در خوردن بود و اجداد ما نیز با جلسه، کتاب و اعلان های Slack حواس پرت نمی شدند.

ذهنیت شکار و گردآوری می تواند در جهان امروز نیز قدرتمند باشد. اگر می خواهید آن را امتحان کنید، مجموعه ای از برگه های یادداشت Post-It را خریده و آن را روی میز خود قرار دهید. هنگامیکه زمان کار کردن فرا می رسد، یک برگه یاداشت را برداشته و یک هدف تاثیرگذار را که می خواهید در آن روز به دست آورید را یادداشت کنید.

آن را در جای مناسبی چسبانده و شروع به کار کنید. اگر حواس پرتی ها و دیگر منابع مزاحم شما را به خود فراخواندند، به یادداشت خود نگاه کنید و آن ها را فراموش کنید. پس از چند هفته، از خود بپرسید آیا احساس می کنید که کارهای بیشتری را به انجام رسانده اید؟ آیا نتایج کار خود را می بینید؟ آیا پیشرفت بیشتری داشته اید؟ اگر چنین بوده است، به شکار خود ادامه دهید.

2- ساعات پیک فردی خود را تحت کنترل خود درآورید.

Oprah Winfrey می گوید: اشتیاق همان انرژی است. قدرت ناشی از تمرکز بر آنچه که شما را هیجان زده می کند را احساس کنید.

کار تاثیرگذاری که ما انتخاب می کنیم، اغلب کاری است که کمترین تمایل را به انجام آن داریم. دلایل زیادی برای اجتناب ما از این اولویت ها وجود دارد، از احساس ترس گرفته تا احساس عدم آمادگی، تا مورد جدی تر سندرم ایمپاستر. برای اداره یک کسب و کار موفق، ما مجبوریم تا در قسمت عمیق پایانی شنا کنیم. آغاز کار معمولا دشوارترین بخش است، بنابراین زمانیکه کار را شروع کنید، تفاوت قابل ملاحظه ای در نتیجه کار به دست خواهید آورد.

زمانیکه در طول ساعات پیک خود مشغول پروژه های اصلی هستیم، عموما احساس خستگی کمتری می کنیم. حتی ممکن است انرژی بیشتری نیز داشته باشیم و بخواهیم آن کار را سریعتر تمام کنیم. تحقیقات پیشنهاد می کنند که زمان بندی یک پروژه، می تواند نزدیک به 20 درصد از تفاوت های عملکرد شناختی را تشکیل دهد. برای مثال، اگر شما طبیعتا فرد سحرخیزی هستید، احتمالا در پروژه ای که از 8 صبح تا 3 بعد از ظهر باشد، هوشمندانه تر و سریعتر کار خواهید کرد. درست است که احتمالا 20 درصد چندان زیاد به نظر نمی رسد، اما در طول یک ماه یا یک سال تفاوت قابل توجهی را ایجاد خواهد کرد.

نویسنده معروف Daniel Pink بیان می کند که 75 درصد از افراد روز کاری خود را در سه مرحله متفاوت تجربه می کنند: دوره پیک، دوره سکون و دوره ریکاوری. 25 درصد دیگر این دوره های انرژیتیک را به این صورت تجربه می کنند: ریکاوری، سکون، پیک. Pink در کتاب خود با عنوان When: The scientific secrets of perfect timing می نویسد: من بر این باور بوده ام که زمان بندی همه چیز است. اما اکنون بر این باور هستم که همه چیز زمان بندی است.

آگاهی از ساعات پیک خود با دنبال کردن حالات فردی آغاز می شود. سطوح انرژی خود در طول روز را ثبت کنید. بنویسید که چگونه تمرکز، خلاقیت و علاقه شما در طول روز تغییر می کند سپس به دنبال الگوهایی در طول هفته باشید.

زمانیکه اوقات پیک خود را شناسایی کردید، هر طور شده از آن ها محافظت کنید. از این ساعات ارزشمند برای انجام کارهای ضروری خود استفاده کنید. به زودی قادر به چیدن بهترین میوه هایی خواهید بود که بر بالای بلندترین شاخه ها قرار دارند.



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران