نوشته شده توسط : radyabha

 اطمینان از برخورداری از شبکه ایمن قبل از راه اندازی کسب و کار

اجازه ندهید که نداشتن شبکه ایمن، شما را از اهداف کارآفرینانه خود، باز دارد.

نظرات بیان شده توسط کارآفرینان، متعلق به خود ایشان می باشد.

تمام کارآفرینان، نیاز به یک چتر نجات دارند. چرا که خواه به دنبال فروش کالا و یا ارائه خدمات باشید، آغاز یک کسب و کار جدید، همواره با ریسک هایی همراه است. من در تمام طول زندگی خود یک کارآفرین بوده ام. با نگاهی به گذشته، در می یابم که در تمام ابعاد حرفه خود، همواره بر شبکه های ایمن تکیه کرده ام. به گمان من، نداشتن شبکه های ایمن مناسب، دقیقا همان چیزی است که اغلب مردم را از دنبال کردن اهداف کارآفرینانه خود باز می دارد.

قبل از اینکه 13 شبکه ایمن که می توانید به آن ها اعتماد کنید را برشمارم، مایلم بیان کنم که چگونه این شبکه ها در راه اندازی، پایداری و رشد کسب و کارهای مختلف به من کمک کرده اند.

زمانی که در اوایل دهه بیست زندگی خود بودم، شروع به طراحی محصولات کردم. نخستین محصول، یک کلاه بیس بال جدید با انگشت فوم بود که می توانست برای فرستادن پیام های مختلف مانند نماد صلح مجددا تنظیم شود. من یک آگهی را در یک مجله به چاپ رساندم تا وضعیت تقاضای بازار را بررسی کنم. این کار فقط نیاز به پارچه و چرخ خیاطی و کمی پول برای چاپ آگهی داشت. من نیاز به شبکه امنی نداشتم و از طرفی نتوانستم تعداد زیادی از محصولات را نیز به فروش برسانم.

کار بعدی که انجام دادم، گشایش یک فروشگاه در Capitola شهر توریستی ساحلی زیبا در کالیفرنیای شمالی بود. این کار را در دهه 1970 انجام دادم. من تمام وسایلی که در فروشگاه می فروختم را خودم ساخته بودم – عمده این وسایل مجسمه هایی بودند که از پلاستیک ساخته می شدند. مبلغ اجاره مغازه ام 150 دلار بود و دو شریک نیز داشتم که هزینه ها را با آن ها تقسیم می کردم. در آن زمان نیازی به وام گرفتن نداشتم، چرا که حدود 10000 دلار قبل از آغاز کارم، پس انداز کرده بودم. در این مورد، پس انداز من، همان شبکه امن من بود.

چند سال بعد، ، به واسطه شخصی که مرا با فردی آشنا کرد که می توانست کسب و کارم را با تغییرات نسبی همراه کند، فرصت فروش محصولات خلاقانه خود را در فستیوالی در شهر Sausalito به دست آوردم. دیدار با Steve Askin که اداره شرکتی با عنوان Whats New را بر عهده داشت، به طور کلی زندگی مرا تحت تاثیر قرار داد. در طول 30 روز، او نمایندگی فروش محصولات من را در فروشگاه های سراسر کشور بر عهده گرفت. سفارشات با چنان سرعتی به دستم می رسیدند که 5000 دلار از پدرم قرض گرفته و توانستم افرادی را استخدام کنم که در کار خیاطی و مهمتر از آن تحویل به موقع سفارش ها به من کمک کنند.  

طبیعتا چنین موقعیتی فراتر از درک من بود، بنابراین در عوض به کارکنان کارخانه Askin یاد دادم که چگونه محصولات خلاقانه مرا بسازند. در طول این دوره زمانی، شبکه امن من، والدینم بودند. همچنین این نخستین باری بود که من با این ایده روبرو می شم که فرد دیگری مسئولیت بازاریابی، پخش کردن، و نهایتا فروش محصولاتی که من در آغاز آن ها را ایجاد کرده بودم، را انجام دهد. این کار اعطای مجوز نامیده می شد، و به مدل ترجیحی من در کسب و کار تبدیل شد.

چرایی این تصمیم بسیار ساده است: اگرچه من یک کارآفرین هستم، اما بسیار ریسک گریز می باشم، و با اعطای مجوز، اساسا هیچ نوع ریسکی برای شما وجود ندارد. مجوز شما وارد عرصه کسب و کار شده و شانس توسعه محصول را دارد، به این معنا که امکان تولید، بازاریابی و فروش محصولات برای شما فراهم می شود. به عبارت دیگر، تمام مسئولیت ها را آن ها بر عهده می گیرند.

مدتی طول کشید تا نسبت به اعطای مجوز ایده های خود برای محصولات، دیدگاه خوبی بدست آورم. تا آن زمان، همسرم Janice شغل تمام وقتی داشت و مرا حمایت می کرد. من در طول این زمان کار مشاوره آزاد را نیز انجام می دادم تا مکملی برای درآمدم باشد.

بعدها، کسب و کاری را شروع کردم که ماهیت آن فروش پیک های گیتار با شکل های منحصر به فرد بود. ما اغلب، این محصول را به طرفداران می فروختیم و نه به افرادی که کار آن ها موسیقی بود. هر 4 نفرمان، مبلغ کمی را صرف این کار کرده بودیم و لذا از این جهت برابری داشتیم. در زمان کوتاهی، پیک های ما در هزاران فروشگاه از جمله Walmart  و 7-Eleven به فروش رسیدند. ما صاحب مجوز Disney و Taylor Swift شدیم. وارد شدن به Walmart تا حد زیادی برای ما اضطراب آور و هیجان انگیز بود. باید مقیاس کار خود را توسعه می دادیم، و برای این کار، نیاز به سرمایه داشتیم. بانک به ما وام نمی داد، بنابراین من بر روی سرمایه خود سرمایه گذاری کردم ( حدود 250000 دلار ) تا بتوانم سفارشات Walmart را به انجام برسانم. این تمام پول پس انداز و ارثی بود که به من رسیده بود.

مهم نیست که شما چقدر آمادگی دارید. موانع پیش بینی نشده بسیاری در مسیر شما قرار خواهند داشت. این ماهیت انجام کار جدید است، که کارآفرینی همواره با آن توام بوده است و البته ارزشش را نیز دارد.

گفته می شود که داشتن عملکردی فراتر از زمان و سرمایه، دو چالش مشترک عمده ای هستند که هر کسب و کار جدیدی با آن روبرو می شود. بنابراین شما نیاز به یک شبکه ایمن خواهید داشت تا شما را از سقوطی خشن نجات دهد.

به شخصه، تمایل من این است که همه چیز را ساده بگیرم. مطمئنا راه های بسیار پیچیده تری نیز برای کسب پول وجود دارد، مانند کار با فرشتگان سرمایه گذار و یا حتی انجام سرمایه گذاری با سرمایه گذاران خطر پذیر.

1-یک شغل نیمه وقت. من داشتن شغلی پاره وقت برای تکمیل درآمد به هنگام آغاز یک کسب و کار را بسیار توصیه می کنم. شغلی را بیابید که انعطاف پذیر بوده و در 5 روز هفته نیازی به کار 8 ساعت در روز نداشته باشد. اگر بتوانید در حوزه ای کار پاره وقت بیابید که به آن علاقمند هستید و بتوانید چیزهایی از آن بیاموزید، بسیار بهتر خواهد بود.

2- شغل آزاد. من آزاد کاری را با کار برای دو شرکت عروسک سازی و اعطای مجوز ایده های خود برای محصولات آغاز کردم. برخی در نهایت مجوز ایده هایم را از من دریافت کردند. اما آزاد کاری را به این جهت پیشنهاد می کنم که توانستم صورتحساب هاییم را ضمن یادگیری چگونگی مطالعه خطوط محصول پرداخت کنم. من همچنین آزادکاری را برای شرکت های عروسک سازی مانند Mattel که همراه با سفر به کشورهای دیگر برای تولید و طراحی بود نیز انجام دادم.

3- توسعه ایده های خود در مورد مشاغل جانبی. بله شما می خواهید خویش فرما باشید. اما اگر ابتدا تجربیات کاری خود را با کار کردن در صنعت به دست آورید، دستاورد بسیار ارزشمندی برای شما خواهد بود. من به شخصه، شما را به دنبال کردن شغلی در یک استارت آپ دعوت می کنم. زمانی که در استارت آپ عروسکی Worlds of Wonder به عنوان فعالیتی جانبی کار می کردم را به یاد دارم. این یک شغل تمام وقت بود، اما من از مدت ها پیش رویای اداره کسب و کار خود را در سر می پروراندم. من برای هر کاری که از عهده انجامش برمی آمدم داوطلب می شدم، چرا که یک فرصت یادگیری برای من بود. در غیر این صورت، گمان نمی کنم که نیاز به کنار گذاشتن کامل شغل روزانه تان وجود داشته باشد. این طرز فکر شماست که بسیار اهمیت دارد.

4- شریک زندگی خود را عاقلانه انتخاب کنید. اگر اشتیاق فراوانی به کارآفرینی دارید، نیاز به حمایت همسر خود خواهید داشت. پس از آنکه کار در Worlds of Wonder را متوقف کردم، امکان اتکا به همسرم Janice بسیار ضروری بود. من به عنوان یک آزادکار، درآمدی را با کارهای موقت کسب می کردم، اما داشتن آزادی در مواجهه با شکست بود که مرا از دیگران متمایز می ساخت.

5- مشاوره. پس از خارج شدن از Worlds of Wonder این شرکت مرا به عنوان یک مشاور استخدام کرد. پرداخت آن ها عالی بود و در عین حال امکان ارائه ایده های خود به آن ها را نیز داشتم. یک بار با این حال که مجوز ایده ای را نفروخته بودم، هزینه نگهداری به میزان 15000 دلار به من پرداخت شد.

6- ثابت قدم باشید. همانطور که پیش تر بیان کردم، من شرکت پیک گیتار خود را با سه نفر از دوستانم و با سرمایه شخصی شروع کردم. دو نفر از ما مبلغ 10000 دلار و دو نفر دیگر مبلغ 2500 دلار را سرمایه گذاری کردند. ما رشد خود را از آنجا شروع کردیم.

7- یک شریک تجاری پیدا کنید. من اداره کسب و کار مربیگری خود را با شریک تجاری خود Andrew Krauss به مدت 20 سال است که انجام می دهم. چیزی که در مورد این سرمایه گذاری شگفت آور است این است که ما حتی یک دلار هم صرف آن نکردیم. ما سمینارهایی را برای سال های اولیه همکاری ترتیب می دادیم و پس از آن فروش مربیگری خود را به صورت آنلاین انجام دادیم. ما هیچ کارفرما و هیچ گونه هزینه ای نداشتیم. ریسکی در کار نبود و بنابراین به شبکه امنی نیز نیاز نداشتیم.

8- کمک های مالی. دریافت کمک های مالی از سوی دولت برای آغاز کسب و کار امکان پذیر است. فرایند این کار چندان پیچیده نیست، اما باید به درستی انجام شود. مشاور کارآفرینی Kedma Ough مطالبی را در مورد چگونگی انجام این کار در این قسمت، این قسمت و این قسمت بیان کرده است.

9- دریافت وام از یک دوست یا خانواده. برای من کار کردن با دوستان یا خانواده بسیار خسته کننده بود، به ویژه زمانی که قرض گرفتن پول نیز در میان باشد. من این روش را پیشنهاد نمی کنم.

10- جذب سرمایه های اندک از تعداد زیادی از افراد. من قطعا عاشق این مدل از کسب و کار هستم. پیش فروش یک ایده از طریق جذب سرمایه اندک از تعداد زیادی از افراد، به شما امکان می دهد تا سرمایه خود جهت آغاز کسب و کار را افزایش دهید. موضوع اصلی در این مورد آن است که اغلب افراد گمان می کنند که مشکل مالی دارند، اما در واقع مشکلاتی در رابطه با دانش برای آن ها وجود دارد. به همین دلیل است که بسیاری از پروژه های جذب سرمایه از افراد، که مجموعه سرمایه ای را جمع آوری می کنند، در ارائه آن به بازار با مشکل مواجه می شوند. اداره یک کسب و کار کار آسانی نیست، حتی اگر سرمایه کافی هم داشته باشید.

11- پس اندازها. من از پس انداز خود برای آغاز به کار 3 شرکت استفاده کردم. این یک شبکه امن عالی است، اما نیازمند نظم و ترتیب می باشد.

12- اعطای مجوز : اگر نخست بر فروش مزایای ایده محصول خود تمرکز کنید، می توانید مبالغ بسیار کمی از پول خود را صرف اعطای مجوز کنید. در این صورت نیازی به شبکه امن نیز نخواهید داشت.

13- آزمایش کردن. شما می توانید با تمرکز بر یک نمونه اصلی و صرف پول برای آگهی، در عرصه فعالیت خود ثابت قدم باقی بمانید. آیا افراد به این کار علاقمند هستند؟ امروزه شما می توانید این کار را با استفاده از بستر رسانه های اجتماعی انجام دهید. شرکت های فعال در فضای As Seen On TV آگهی هایی را برای محصولاتی ارائه می دهند که هنوز وجود خارجی ندارند. در طول این سال ها، من ایده های خود را در نمایشگاه های خیابانی، فستیوال ها، مجلات و فروشگاه های رفاه امتحان کرده ام. و ریسک این کار بسیار پایین بوده است.

قبل از اینکه دستپاچه شوید و شب ها به خواب نروید، یک شبکه امن برای خود ایجاد کنید. لطفا از این موضوع آگاه باشید که باید همواره قدری تردید به خود داشته باشید و این کار دشواری های خود را خواهد داشت. چنین مشکلاتی همواره وجود دارند. با داشتن شبکه های امن مناسب، شما می توانید بدون اینکه آینده خود و خانواده تان را در معرض خطر قرار دهید، به یک کارآفرین تبدیل شوید.



:: بازدید از این مطلب : 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

اقدامات افراد ثروتمند برای ثروتمندتر شدن

مهم نیست که چقدر درآمد دارید، اگر بیش از درآمدتان خرج کنید، همواره فقیر خواهید بود.

در دنیای انسان های معمولی و درآمدهای معمولی، بسیاری از ما به دنبال پیوستن به 7-figure club هستیم. کیست که رویای ثروتمند شدن را در سر نداشته باشد، در این صورت می توان کار کردن را متوقف کرد، از این مغازه به آن مغازه رفت و تا می توان خرید کرد و به تعطیلات بی پایان رفت.

با این وجود اغلب افراد ثروتمند این کارها را انجام نمی دهند و این بخشی از راز چگونگی به دست آوردن و حفظ ثروت توسط آن ها می باشد. بین زندگی که در آن نیازی به دقت کردن به هزینه های انجام شده نباشد ( که به سرعت حساب بانکی افراد ثروتمند را نیز به پایان خواهد رساند ) و زندگی با استقلال مالی بلند مدت و ثروتمند بودن، تفاوت وجود دارد.

افرادی که با تلاش خود به ثروت دست یافته اند، الزاما باهوش تر از افراد دیگر نیستند، آن ها برخی اصول مهم را به خوبی یاد گرفته اند که به آن ها کمک می کند جلوتر از دیگران رفته و جلوتر از آن ها باقی بمانند. مهمتر اینکه آن ها با ثروتمند شدن به عنوان یک مهارت قابل یادگیری برخورد می کنند- و این همان چیزی است که شما نیز می توانید یاد بگیرید.

اگر دوست دارید که در زمره ثروتمندترین افراد دنیا قرار بگیرید، تلاش کنید که در این 10 عادت و تغییر سبگ زندگی مهارت پیدا کنید و ببینید که استقلال مالی داشتن واقعا چه حسی دارد.

1-آن ها طرز فکر مبتنی بر رشد مالی دارند.

هنگامیکه نوبت به فکر کردن در مورد کسب و کار و یافتن شیوه های مختلف برای کسب درآمد برسد، افراد ثروتمند به طرز عجیبی خلاق هستند. افراد بسیار موفق، متمایز از دیگران هستند، چرا که طرز فکر مبتنی بر رشد مالی را در خود می پرورانند که دیدگاه آن ها را نسبت به پول تغییر داده و به آن ها کمک می کند تا بر مشاهده فرصت های سودمند تمرکز داشته باشند.

این طرز فکر، به افراد موفق و ثروتمند کمک می کند تا باور داشته باشند که همواره پروژه های بزرگتر و بهتری برای کار کردن و پول های بیشتری برای به دست آوردن وجود دارد. آن ها مایل به جستجوی ایده های جدید بوده و بر این باورند که قادر به ایجاد تغییر و دستیابی به نتایج مثبت هستند.

2- افراد ثروتمند با انسان های مثبت و موفق معاشرت می کنند.

افراد ثروتمند اهمیت قرار گرفتن افراد موفق در محیط اطراف خود را درک می کنند. آن ها زمان خود را صرف برقراری تماس با افرادی می کنند که ثروتمند هستند اما در عین حال انگیزه، استعداد و مهمتر از همه پتانسیل موفقیت گسترده را نیز دارند. یک فرد ثروتمند هر ماه بخشی از زمان خود را در کنفرانس ها، رویدادها و دور همی ها صرف آشنا شدن با افرادی با طرز فکر مشابه می کند و یا سعی می کند حداقل یک قهوه یا نوشیدنی را با یک فرد جالب توجه میل کند.

این کار سرمایه گذاری عاقلانه زمان است، چرا که به این افراد کمک می کند تا ذهن خود را متمرکز بر موفقیت کرده و با افراد جدیدی ملاقات کنند که ایده های جدید و تفکر برانگیزی دارند. این کار همچنین به افراد ثروتمند کمک می کند تا لیست مخاطبین خود را با افراد تاثیرگذار و مرتبطی پر کنند که قابلیت کمک کردن به آن ها را دارند ( و بالعکس ).

3- در خارج از محدوده راحتی خود قرار می گیرند.

افراد ثروتمند، انسان های موفقی هستند چرا که بر این باورند که موفقیت به سراغ افرادی می رود که قدری عدم راحتی را می پذیرند. آن ها درک می کنند که تنها راه برای ارتقای واقعی، حرکت دادن خود به بیرون  از محدودیت ها می باشد. اگر می خواهید ثروتمند شوید، نیاز خواهید داشت که سوخت لازم برای جرقه خلاقیت خود را تامین کرده، ایده های تجاری منحصر به فردی ارائه داده و سپس کار خود را آغاز کنید.

موفقیت و ثروت، از امنیت شغل 9 صبح تا 5 بعد از ظهر به دست نمی آید. بلکه با تکیه بر توانایی های درونی و رفتن به سمت رویاهای بزرگ شکل می گیرد. تمام رهبران موفق کسب و کارها، آرمان گرایان و تحول آفرینان، به منظور دستیابی به موفقیت نهایی، به خارج از محدوده راحتی خود حرکت کرده اند. افرادی که نامشان در تاریخ ثبت شده است، جرات رویارویی با ترس های خود را داشته و نخستین گام خود را به سمت ناشناخته ها برداشته اند.

4- جریان چندگانه درآمد به سمت خود را ایجاد کرده اند.

هر چه پول بیشتری داشته باشید، کسب درآمد بیشتر راحت تر خواهد بود و ساده ترین و سریع ترین راه برای کسب درآمد بیشتر، داشتن جریان چندگانه درآمد می باشد. در این صورت همواره جریان پول به سمت شما وجود دارد و می توانید از درآمد اضافی برای سرمایه گذاری در جریان های درآمدی جدید استفاده کنید. این همان روش اصلی است که افراد ثروتمند را ثروتمند نگه می دارد.

دو نوع اصلی درآمد وجود دارد: درآمد فعال که در آن شما برای پولی که به دست می آورید کار می کنید ، و درآمد غیر فعال که در آن پرداخت پول مستقیما بر اثر ساعت هایی که کار کرده اید نمی باشد. درآمد غیر فعال شامل اموال اجاره ای، سود سهام تقسیم شده، صندوق سرمایه گذاری در سهام شاخص، نوشتن کتاب یا ایجاد یک اپلیکیشن می باشد که همه آن ها جریان مستمری از درآمد حاصل از فروش یا حق الامتیاز را به همراه خواهند داشت.

5- سرمایه گذاری می کنند.

افراد ثروتمند از پول خود به نحوی استفاده می کنند که برایشان سودآوری داشته باشد. آن ها می دانند که سرمایه گذاری، کلید رشد وضعیت مالی آن ها می باشد. درست است که پس انداز کردن برای روز مبادا مهم است، اما با سرمایه گذاری گام های مهمی را برای کمک به ثروتمند شدن خود برخواهید داشت.

پس انداز به معنای گذاشتن پول در یک مکان مطمئن تا زمانی میباشد که آن را بازیابی کنید، اما اغلب حساب های پس انداز، سود بالایی ندارند و بنابراین این مبلغ، ساکن باقی می ماند و نسبت به پول اولیه، رشد چندانی نخواهد کرد. اما سرمایه گذاران باهوش، بازگشت سرمایه خوبی به شما خواهند داد، که شما می توانید آن را دوباره سرمایه گذاری کنید. زمانیکه شما در کاری سرمایه گذاری می کنید، باید ریسک آن را نیز بپذیرید، بنابراین هیچ وقت نباید بیش از مبلغی که از عهده از دست رفتن آن برمی آیید، سرمایه گذاری کنید.

6- ریسک های محاسبه شده انجام می دهند.

افراد ثروتمند بر روی تصمیمات مالی بزرگ شرط بندی نمی کنند، آن ها تمام تلاش خود را برای کاهش ریسک انجام می دهند. آن ها تحقیق و تحلیل های خود را انجام داده و تعیین می کنند که کدام گزینه ها، بهترین تناسب را با نیازهای مالی و مطلوبیت های تجاری آن ها دارد. ایشان مزایا و معایب را سنجیده و سپس ریسک های محاسبه شده ای را انجام می دهند.

آن ها تصمیمات مالی خود را با پرسش این سوال از خود اتخاذ می کنند: آیا این کار مرا به هدفم نزدیک تر خواهد کرد؟ آن ها از ریسک های بیهوده ای که در واقع سودی برایشان نخواهد داشت اجتناب کرده و هنگامی که حرف از پول در میان باشد، دیدگاه سخت گیرانه ای دارند. 

7- بر ارتقای خود تمرکز می کنند.

افراد ثروتمند غالبا مطالعه کنندگان مشتاقی هستند، اما شما رمان های بی ارزش را در قفسه کتاب آن ها پیدا نمی کنید. آن ها اهمیت آموزش خویشتن و حرکت دادن خود به سمت بهتر شدن در تمام ابعاد را درک می کنند. در واقع، اگر شما به کتاب هایی که اتاق خواب آن ها وجود دارد نگاه کنید، کتاب هایی با عنوان ارتقای خویشتن را خواهید یافت.

85 درصد از افراد ثروتمند ماهیانه، دو یا چند کتاب در حوزه ارتقای خویشتن را مطالعه می کنند، درحالیکه تنها 11 درصد از آن ها در مقایسه با 79 درصد از افراد فقیر، برای تفریح مطالعه می کنند و 94 درصد از افراد ثروتمند در مقایسه با 11 درصد افراد فقیر، انتشارات جدید را مطالعه می کنند.

8- هرگز کاملا بازنشسته نمی شوند.

افراد بسیار ثروتمند، قطعا به قدری پول دارند که نیاز نداشته باشند یک روز دیگر را کار کنند، اما اکثریت آن ها، تا حدی هم که شده به کار کردن ادامه می دهند، حتی افرادی که سنشان از 70 سال عبور کرده باشد. این بدان معنا نیست که این افراد روزهای خود را در دفتر کار سپری می کنند، در واقع به احتمال زیاد آن ها تعطیلات آزادانه ای داشته و از برنامه های انعطاف پذیر خود لذت می برند. اما اغلب افراد ثروتمند، هرگز کاملا بازنشسته نمی شوند. این به آن دلیل نیست که آن ها استطاعت مالی ندارند، بلکه به این دلیل است که از کاری که می کنند لذت میبرند.

بسیاری از آن ها قلبا، یک کارآفرین هستند و میل به راه اندازی و رشد دادن یک کسب و کار هرگز آن ها را رها نمی کند. پایداری در کار کردن و حس هدفمندی و برآورده شدن آرمان های شخصی که این کار به آن ها می دهد، بخش مهمی از رضایت کلی آن ها را شکل می دهد. کار کردن نوعی احساس پایدار موفقیت و هدفمندی به آن ها می دهد که سبب می شود بر کار خود متمرکز باشند، نه اینکه بخواهند دائما پول روی پول بگذارند.

9- از افراط در هزینه کردن خودداری می کنند.

درحالیکه رویای افراد غیر ثروتمند، هزینه کردن پول بدون نگرانی، خرید ماشین های تجملی، خانه های بزرگ و یا لباس های گرانقیمت می باشد، افراد ثروتمند دریافته اند که هرچه پول بیشتری را هزینه کنند، مبلغ کمتری در اختیار خواهند داشت. افراد ثروتمند در صورت هزینه کردن افراطی، زمان زیادی ثروتمند باقی نخواهند ماند. مهم نیست که شما چقدر پول به دست می آورید، اگر پولی بیش از درآمد خود هزینه کنید، همواره فقیر خواهید بود.

افراد ثروتمند بر این باورند که هرچه کمتر هزینه کنند، پول بیشتری برای توسعه ثروت خود خواهند داشت. به یاد داشته باشید که صرفه جویی در درآمد، نسبی می باشد، یک فرد ثروتمند ممکن است بسیار بیشتر از یک فرد متوسط هزینه کند. اما از لحاظ نسبی، فرد ثروتمند تمایل به اقتصادی بودن دارد و باید مطمئن باشد که هزینه های افراطی نمی کند.

10- زمانی را صرف تامل می کنند.

بسیاری از ثروتمندانی که با تلاش فردی به ثروت دست یافته اند، روزانه زمانی را صرف تفکر می کنند. صرف 30 دقیقه ( یا بیشتر ) در مکانی آرام به آن ها امکان می دهد تا در مورد زندگی و اهداف خود تامل کرده، درمورد سلامت و ارتباطات  خود فکر کرده، اهداف مالی و حرفه ای خود را در نظر گرفته و تحلیل کنند که اکنون در کجا قرار دارند و می خواهند در آینده در کجا قرار داشته باشند. تفکر انتقادی برای پیشتاز بودن بر بازار ضروری بوده و به شما کمک می کند که تغییراتی را که در مسیرتان قرار خواهند گرفت را در نظر بگیرید.

این زمان همچنین امکان تمرکز بر ارتقای خویشتن و کار کردن بر ایده ها را نیز می دهد. ممکن است برخی روزنامه نگاری و یا نوشتن را انتخاب کنند تا به آن ها کمک کند راه حل ها و ایده های خلاقانه بیابند. مطمئن شوید که زمان خود را صرف اندیشه های مولد می کنید. انرژی ذهنی خود را صرف اندیشه های وسواس گونه و گره های فکری منفی که سبب می شوند خود را مورد حدس و مقایسه قرار دهید، نکنید. افراد ثروتمند این کار را نمی کنند. 



:: بازدید از این مطلب : 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

Adam Guild سالانه 12 کتاب می خواند، او کتاب حاضر را 14 بار خوانده است

کارآفرین خبره 19 ساله، کتاب حاضر در حوزه کسب و کار را یک شاهکار می داند.

در این مجموعه با عنوان Member Showcase، مصاحبه هایی با اعضای The Oracles را منتشر می کنیم. مصاحبه حاضر با Adam Guild، مدیر عامل و موسس Placepull، یک شرکت تکنولوژیکی که تحولات اساسی را در بازاریابی کسب و کارهای محلی ایجاد کرده و کار خود را با رستوران ها آغاز کرد، انجام داده ایم. این مصاحبه توسط The Oracles خلاصه شده است.

لحظه تعیین کننده زندگی شما در اوایل زندگی چه بوده است؟

Adam Guild: با آغاز حدود 12 سالگی، من زمان بسیار دردناکی را پشت سر می گذاشتم. همچنان درگیرطلاق والدینم بودم و همزمان از ورود به مدرسه مورد علاقه ام باز مانده بودم. در مدرسه جدید، بی رحمانه مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم، هیچ دوستی نداشتم و بیش از حد در حال چاق شدن بودم.

من تنها بودم، کمکی نداشتم و روز به روز ناامیدتر می شدم. اما اکنون که به گذشته نگام می کنم، آن دوران بیش از هر زمان دیگری در توانمند سازی من موثر بوده است. تصمیم گرفتم بر ایجاد کسب و کار و ارتقای خود، تمرکز کنم. زمانیکه 12 ساله بودم، یک شبکه اجتماعی را در مدرسه راه اندازی کردم چرا که اجازه استفاده از فیس بوک به ما داده نمی شد. یک سال بعد، تاسیس شرکتی را آغاز کردم که تجربیات چندنفره را برای بازی با عنوان Minecraft تسهیل می کرد. آن تنها حوزه ای در زندگی من بود که احساس ارزشمندی و پیشرفت به من دست می داد، بخشی از زندگی که دردهای مرا تسکین می داد.

به زودی کارآفرینی به نوعی وسواس در من تبدیل شد. به خودم قول دادم که هر چه که در توان دارم را برای ایجاد زندگی که خواهان آن بودم، انجام دهم- و تمام زندگی ام تغییر یافت. من یادگرفتم که باید درد را به یک دلیل بپذیرم: به عنوان بهتین کاتالیزور برای پیشرفت.

شما در چه مواردی بیشتر از اکثر مردم دنیا مهارت دارید؟

Adam Guild: من در درک احساسات دیگران، انتقال ایده های مفید به صورت موثر و تاثیرگذاری بر فرایند تصمیم گیری دیگران از طریق همدری عمیق، در سطح جهانی قرار دارم.

من هیچ گاه مهارت های اجتماعی طبیعی را نداشته ام، این امر نقطه ضعف اساسی من و منبع دردهای بسیاری برایم بوده است. در نتیجه ضعف هایی که در مهارت های اجتماعی داشتم، اغلب از سوی دیگران مورد استهزا واقع شده و از موارد زیادی محروم می شدم. این درد، نوعی تمایل بسیار عمیق را برای درک بهتر دیگران و برقراری ارتباط موثر در من ایجاد کرد.

من به این نتیجه رسیدم که این نکته برای موفقیت در ماموریتی که انتخاب کرده ام بسیار ضروری است: ارتقای جهان و توانمندسازی دیگران. من یک علاقه غیر عقلانی را از طریق روانشناسی توسعه دادم و به علم ارتباطات و فرایندهای تصمیم گیری دست پیدا کردم. من صدها کتاب در این حوزه خوانده و هزاران ساعت را صرف مطالعه آن ها کرده ام و هر چه بیشتر یاد گرفتم، بیشتر دریافتم که این حوزه تا چه حد اهمیت دارد.

اکنون چه چیزی در مورد کسب و کارتان، شما را بیش از همه هیجان زده می کند؟

Adam Guild: ما از مزیت توانمندسازی مشتریان خود در جهت دستیابی به اهداف و ارتقای زندگی شان برخوردار هستیم. ما هر روز برای کمک به مالکان رستوران ها و پیشرفت در مسیر دستیابی به رویاهایشان بیدار می شویم. در طول سال های گذشته، مشتریان زیادی را از سراسر ایالات متحده داشته ایم و تا کنون هیچ مشتری خدمات ما را کنسل نکرده است. من از این موضوع بسیار خشنود هستم.

چه کتابی طرز فکر یا زندگی شما را تغییر داد؟

Adam Guild: کتاب Zero to one نوشته Peter Thiel و Blake Masters. شاهکار آن ها، لنز بهتری را برای تماشای زندگی، اقتصاد و کسب و کار در اختیار من قرار داد. این کتاب باورهای نادرست در حوزه جهان کسب و کار – مانند این طرز فکر که رقابت برای کسب و کار خوب است را – باطل کرده و بر اهمیت فروش، صبر و دیگر ابعادی که نادیده گرفته شده بودند در ایجاد یک کسب و کار قدرتمند تاکید می کند.

این کتاب بسیار سازنده و مفید بود، من 14 بار از ابتدا تا انتهای آن را مطالعه کرده و به هنگام ایجاد کسب و کارهای خود، به این کتاب مراجعه می کنم.

بزرگترین چالش شما در آغاز کسب و کارتان چه چیزی بوده است؟ چگونه بر آن غلبه کردید؟

Adam Guild: ایجاد تعادل بین صبور بودن و اجرای توام با فوریت. من غالبا از میزان پیشرفت در کسب و کار خود، ناامید می شوم. احساسی مانند اینکه با سرعت کافی رشد نمی کنیم و بهبود نمی یابیم. من با تحلیل پیشرفت خود به صورت هفتگی یا ماهانه، و نه قضاوت لحظه ای در مورد هر روز، بر این ناامیدی غلبه می کنم.

احساس فوریت، سرعت پیشرفت ما را تسریع میکند، بنابراین برای ادامه دستیابی به نقطه بهینه ضروری می باشد. در عین حال، برداشتن گامی به سمت عقب و پذیرش این نکته که ایجاد چیزهای ارزشمند زمان بر است نیز خوب می باشد. این کار، به استقامت ما در برخورد با چالش ها می افزاید.

شما یک رهبر عالی را چگونه تعریف می کنید؟

Adam Guild: رهبری عالی، داشتن نظم در توانمندسازی و یکپارچه کردن یک گروه از افراد، در دستیابی به ایده آل هایی ارزشمند می باشد. این کار مستلزم بهترین تصمیمات استراتژیک بر اساس اطلاعات موجود می باشد. همواره نوعی تعادل بین استقامت در برابر چالش ها از طریق استراتژی اولیه و یا تطابق یافتن برای دستیابی به اهداف وجود دارد.

زمانیکه مدیران عالی تصمیمی را اتخاذ کنند، در مورد اهمیت این تصمیم، به صورت موثری با اعضای گروه سخن گفته و آن ها را برای اجرای این تصمیم یکپارچه کرده و از طریق فرایندهای انجام کار، به آن ها توانمندی می دهند.

شما یک معامله تجاری خوب را چگونه ارزیابی می کنید؟

Adam Guild: من فرایند واقع بینانه و ساده ای دارم. نخست، تمام اطلاعات مرتبط در مورد سود و هزینه ها را لیست می کنم. سپس پیامدهای مالی و استراتژیک هر یک را محاسبه می کنم.

در مرحله بعد، یک Google Doc ساده با دو ستون ایجاد می کنم: مزایا و معایب. من هر مورد و پیامد احتمالی آن را در یکی از ستون ها لیست کرده، نتایج تصمیم خود را پیش بینی کرده، و بخشی از جدول را که بیشترین معنا را از نظر استراتژیکی دارد، برجسته می کنم.

در نهایت، یک جمله چرایی واضح را در پایان صفحه به عنوان رفرنس یادداشت می کنم، که شامل تصمیم من و منطق پشت آن می باشد.

 برنامه مستمر روزانه شما برای موفقیت چیست؟

Adam Guild: برنامه مستمر روزانه من، شب قبلی شروع می شود که در آن دستور جلسه هر موردی که باید روز بعد به انجام برسانم را یادداشت می کنم. تنها در صورتی می خوابم که آنچه که تعیین کرده ام را به انجام برسانم، به همین دلیل ساعات و برنامه بیداری من بسیار متفاوت است.

زمانیکه بیدار می شوم، از خود سوالاتی را در مورد توانمند سازی پرسیده و بدن خود را با انجام فرایندهای روانشناختی و تنفسی، به حرکت وا می دارم. خدا را به خاطر داشتن روزی دیگر، برای فرصت ها و سلامتی که در زندگی دارم و برای هر کسی که می شناسم و عشق می ورزم، شکر می کنم. من چندین کار دیگر هم دارم که روزانه باید انجام دهم: باید به مدت یک ساعت ورزش کرده، مدیتیشن کرده و مطالعه کنم، چرا که هدف من مطالعه 182 کتاب در سال می باشد.

باقی روز را با کار کردن بر روی کسب و کار خود و کمک به افرادی که برایم مهم و قابل ستایش هستند، در پیشرفت به سمت اهدافم سپری می کنم. من این کار را در تمام 365 روز سال تکرار می کنم.

در حال حاضر مشغول کار در چه موردی هستید؟

Adam Guild: اکنون رهبری Placepull را بر عهده دارم، یک شرکت فناوری بازاریابی که به مالکان رستوران ها کمک می دهد تا درآمد خود را افزایش دهند. تخصص ما در دادن مشتریان جدید به آن ها می باشد. تیم ما با اشتیاق فراوان در جهت توانمندسازی مالکان کسب و کار و دست یابی به اهدافشان ماموریت یافته است چرا که بر این عقیده هستیم که آن ها قهرمانانی در جوامع محلی خویش هستند.

زمانیکه به اشباع در صنعت بازاریابی رستوران برسیم، برنامه خود را در جهت گسترش دادن و کمک به دیگر کسب و کارهای محلی با ویژگی های مشابه طراحی می کنیم.

می خواهید با چه خصوصیتی شناخته شوید؟

Adam Guild: ارتقای کیفیت زندگی تمام موجودات زنده، اصلاح سیستم آموزشی در جهت توانمندسازی بهتر افراد و کمک کردن به حل ناعدالتی های جهان.



:: بازدید از این مطلب : 61
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

Tim Cook مدیر عامل اپل، تغییر ساده ای را ایجاد کرد تا به او در جلوگیری از اعتیاد به آیفون کمک کند

Tim Cook مدیر عامل اپل، تغییر ساده ای را ایجاد کرد تا به او در جلوگیری از اعتیاد به آیفون کمک کند

او می گوید نمی خواهد افراد بیش از حد از گوشی های آن ها استفاده کنند.

اعتیاد به تلفن همراه، آن چنان به مشکلی جهانی تبدیل شده است که حتی پاپ نیز به اظهار نظر در مورد آن پرداخت.

به گزارش مجله کاتولیک امریکا،Pope Francis  در دیداری با جمعی از دانش آموزان دبیرستانی در مدرسه ای در شهر رم، در این خصوص به آن ها هشدار داد. او به نوجوانان گفت: لطفا خود را از اعتیاد به تلفن های همراهتان نجات دهید و تشریح کرد: زمانیکه تلفن همراه به مثابه یک ماده مخدر باشد، خطر کاهش ارتباطات به simple contacts وجود دارد.

در روز سه شنبه، مدیر عامل اپل Tim Cook با این امر موافقت کرد.

از Cook پرسیده شد که چگونه افراد عادی طی یک مصاحبه روی صحنه در Time 100 Summit روزانه هزاران بار تلفن همراه خود را لمس می کنند.

وی موافقت کرد که ممکن است بسیاری از کودکان بیش از حد از تلفن های همراه خود استفاده کنند و این نیروی جنبشی برای گزارشات Apples Screen Time بود که در اوایل سال 2018 منتشر شد.

Cook بیان کرد: والدین نیز از تلفن همراه خود بیش از حد استفاده می کنند، همه ما یا حداقل بسیاری از ما هم اینگونه هستیم.

هنگامیکه در مورد مطالعه ای که نشان می داد افراد به طور متوسط 2617 بار در روز تلفن همراه خود را لمس می کنند، از وی سوال شد، با شوخی گفت: خب شما نباید چنین کاری کنید.

وی بیان کرد که گروه اپل هرگز نمی خواهند که مردم همواره مشغول استفاده از تلفن همراه خود باشند. چنین آماری هیچ گاه هدف ما نبوده است و استفاده پیوسته از تلفن همراه، مدل کسب و کار اپل نمی باشد.

این کار، حیله ظریف برنامه های تبلیغاتی جهان مانند فیس بوک، اینستاگرام، توئیتر و اسنپ چت است که تلاش می کنند افراد را وادار کنند تا برای تعاملات بیشتر از طریق اپلیکیشن آن ها، بارها و بارها به این اپ ها مراجعه کنند تا از این طریق آگهی های بیشتری را به فروش برسانند.

Cook بیان کرد: طبیعتا اپلیکیشن های خاصی وجود دارد که در آن ها افراد با به دست گرفتن تلفن همراه خود می توانند پیمایش های مستمر و بدون هدفی را تنها برای اینکه بدانند در این لحظه چه اتفاقاتی در حال وقوع است، داشته باشند. وی اشاره ای نیز به ارزیابی پاپ از آسیب تلفن های همراه به ارتباطات کرد.

او گفت که تغییری که باید در مردم اتفاق بیفتد یک چیز است: متوقف کردن توجه به تلفن همراه به جای توجه به افرادی که در اتاق در کنار شما هستند.

او همچنین افزود: هر بار که تلفن همراه خود را برمی دارید، به این معنا است که نگاه خود را از فردی که در حال تعامل با او هستید، باز می دارید. و اگر زمان صرف شده به نگاه کردن به تلفن همراه بیش از زمان صرف شده به نگاه کردن به چشمان طرف مقابلتان باشد، باید بدانید که کار صحیحی انجام نداده اید.

خاموش کردن اعلان اپلیکیشن ها

Cook بیان کرد که این درس را به شخصه و با خواندن گزارشات خودش در Apple Screen Time یاد گرفته است، این گزارشات او را راهنمایی کرد تا تغییر ساده دیگری را داشته باشد که او را از مشغول بودن به تلفن همراه خود، هزاران بار در روز باز می داشت: او اعلان های اپلیکیشن ها را خاموش کرد.

می خواهید بدانید که این اقدام به شخصه برای من چه نتایجی داشته است؟ من تعداد اعلان های اپلیکیشن ها را خاموش کرده ام، چرا که از خودم پرسیدم، آیا واقعا نیاز به دریافت هزاران اعلان در طول روز دارم؟ این چیزی نیست که بتواند به زندگی من ارزشی بیفزاید یا مرا به فرد بهتری تبدیل کند. بنابراین اقدام به متوقف نمودن آن کردم.

به شما هم توصیه می کنم که اگر تا کنون این کار را انجام نداده اید، دست بجنبانید.

راه های متفاوتی برای محدود کردن اعلان های یک اپلیکیشن در آیفون وجود دارد که در عین حال به دستگاه امکان می دهد تا شما را نسبت هر چیز مهمی باخبر کند. این راه ها شامل غیر فعال کردن اعلان های هر اپلیکیشن از طریق برگه اعلان ها در بخش تنظیمات می باشد، با استفاده از فعال کردن گزینه Do Not Disturb چه به صورت دستی ( هنگام صرف غذا یا تماشای فیلم ) و چه به صورت اتوماتیک ( مثلا هنگام خواب )، و مشخص کردن انتخابی مخاطبین یا ایمیل هایی که برای شما حائز اهمیت ویژه هستند، شما از ایمیل های آن ها مطلع شده و نیازی ندارید که همواره گوشی خود را برای اطلاع چک کنید.



:: بازدید از این مطلب : 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

ایجاد تعادل بین زندگی و کار

Jung Lee، موسس شرکت طراحی و تولید رویداد Fete، درباره لحظاتی می گوید که یاد گرفته است تا یک سیستم حمایتی قدرتمندتر را ایجاد کند.

زمانیکه شما یک کارآفرین هستید، کسب و کارتان به زندگی شما تبدیل می شود. اما این تمام زندگی شما نیست. خانواده و دوستانتان نیز در این مجموعه قرار دارند. شما تنها یک زندگی برای زندگی کردن دارید و مهم است که این نکته را به یاد داشته باشید، اما فراموش کردن اهمیت این نکته نیز به سادگی اتفاق میفتد.

در بهار سال 2009، شرکت Fete، کسب و کار من در حوزه برنامه ریزی و تولید جشن عروسی و رویداد، رشد سریعی را پشت سر می گذاشت. من در حال کار کردن بر روی یکی از بزرگترین تولیدات حرفه ای خود بودم: یک مراسم بارمیتزوا برای یکی از مهم ترین و ثروتمندترین خانواده های نیویورک. این مراسم چندین روز به طول می انجامید و نزدیک به 800 مهمان به آن دعوت شده بودند. ما باید تمام کارها را انجام می دادیم – کارهای مربوط به اسکان موقت، اطمینان یافتن از اینکه تمام غذاها بر طبق شریعت یهود تهیه شده باشند و ایجاد یک تجربه به یادماندنی سفارشی. فشار وحشتناکی بر روی ما قرار داشت.

در همان زمان، خواهر شوهرم در حال مبارزه با سرطان بود. من او را از 16 سالگی می شناختم. او از آن زمان دوست دختر برادر بزرگ من و عشق زندگی او بود. زمانیکه آن ها ازدواج کردند، من ساقدوش او بودم. بیماری او یک سال قبل از آغاز به کار من بر روی مراسم بارمیتزوا تشخیص داده شده بود، اما اکنون که من درگیر انجام این پروژه بودم، او به شدت بیمار بود.

من قصد داشتم به ملاقات او بروم، اما احساس می کردم که مجبورم در محیط کار بمانم. تیم ما متشکل از نزدیک به 70 نفر بود اما من فقط یک طراح در بین کارکنان داشتم. این شرایط مرا مجبور می کرد تا مسئولیت هر تصمیم کوچک و جزئی را بر عهده بگیرم. در روزهای منتهی به رویداد، من 19 ساعت در روز کار می کردم.

یکی از نقاط قوت من ( که در عین حال یک نقطه ضعف نیز می باشد ) این است که زمانیکه بر چیزی تمرکز کنم، به هیچ چیز دیگری اجازه دخالت نمی دهم. در مورد این رویداد نیز همین کار را انجام دادم. زمانیکه رویداد به پایان رسید، سریع به بیمارستان رفتم، چند روز بعد خواهر شوهرم از دنیا رفت. آرزو می کردم که زمان بیشتری را قبل از مرگش با او گذرانده بودم. همیشه به این جهت پشیمان و ناراحت هستم و تا به امروز این قضیه مرا آزار می دهد.

این تجربه، سبب شد که دریابم من بهترین سرمایه گذاری را در کسب وکار خود انجام نداده ام. من تمام چیزهایی که در اختیار داشتم را صرف مشتری کرده بودم، صرف نیازها و انتظارات او. این کار بدین معناست که من همواره در حال انجام دادن بوده ام و نه ساختن. به جای اولویت بندی استخدام، آموزش و توسعه یک تیم قوی، من 100 درصد حواس خود را صرف مشتریان کرده و مدیریت هر چیز را خودم انجام می دادم. همانند رشد بسیاری از کسب و کارها، این توسعه نیز کنار کشیدن را برای من غیر ممکن ساخته بود، من تیم با تجربه ای در اختیار نداشتم که در انجام کارها به من کمک کنند. این یک زنگ بیدار باش برای من بود. من باید سازمانی قوی و صعود پذیر ایجاد می کردم.

سازگار نمودن کسب و کار و ایجاد راه هایی برای مقابله با این موقعیت، برای من زمان بر بود. ابتدا اقدام به استخدام افراد ارشدی با تجربه کاری بالا کردم، اما به زودی دریافتم که این اقدام کارساز نیست. من باید به دنبال نوع خاصی از افراد می گشتم – فردی که نسبت به ماموریت ما توجه کافی داشته باشد حتی اگر تجربه کاری لازم را هم نداشته باشد. من همواره می توانستم آنچه که لازم است را در مورد کسب و کار به آن ها آموزش بدهم، اما نمی توانستم هوشمندی و شور و اشتیاق را به آن ها بیاموزم.

اکنون تیمی دارم که کاملا قابل اعتماد من است. من همچنان نخستین فردی هستم که با مشتریان ملاقات می کنم و باید همان چهره ای باشم که آن ها به دنبالش هستند، اما کارکنان شگفت انگیز من قادر به راهنمایی پروژه های خود هستند. این شرایط به من امکان می دهد تا تمام زندگی خود را صرف Fete نکنم و کسب و کار رجیستری دیگری را نیز با عنوان Slowdance راه اندازی کنم.

من همچنان برای ایجاد تعادل بین کار وزندگی شخصی، با چالش هایی مواجه هستم، اما اکنون عملکرد بهتری دارم. اگر بیش از حد کار می کنم، سعی می کنم زمانی را استراحت کنم. من یاد گرفته ام که شاید توسعه استعدادها زمان بر باشد، اما همواره برای یک کسب و کار سودمند خواهد بود. این کار همانند پس انداز کردن پول برای آینده است – و به شما این امکان را می دهد تا بر چیزهایی تمرکز کنید که واقعا حائز اهمیت هستند.



:: بازدید از این مطلب : 66
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

 تاثیر ویژگی شخصیتی بد بر نابودی کسب و کار

اگر دو کسب و کار تا حد زیادی مشابه یکدیگر باشند، چرا باید فردی برای مجموعه ای کار کند یا از آن خرید کند که توسط یک احمق اداره می شود؟

ممکن است شما شگفت آورترین و خلاقانه ترین ایده ها را در ذهن داشته باشید، اما اگر شخصیت سمی داشته باشید که وفادارترین مشتریان و کوشاترین کارمندان را نیز از شما می راند، در این صورت شما یک تنه در حال ایجاد هزینه برای زمان و پول کسب و کار خود هستید.

به عنوان مدیر یا رهبر کسب و کار خود، درک این نکته بسیار مهم است که شما در حال تاثیرگذاری بر شرکت خود هستید، تاثیری که می تواند به ارتقا یا شکست کسب و کار شما منجر شود. بخش بزرگی از این تاثیر، از نحوه برقراری ارتباط و تعامل با دیگران ناشی می شود. آیا شما در حال طرح ریزی صفات مثبتی هستید که دیگران را ملزم به کار کردن برای ارتقای شرکت شما می کند... یا آن ها را وادار به کار کردن برای یافتن شغل جدیدی می کند؟

نگاه عمیقی به صفات و ویژگی های شخصیتی خود بیندازید. آیا آسیب شما به دیگران بیش از خوبی های شماست؟ اگر فکر می کنید که هر یک از 11 ویژگی شخصیتی سمی زیر را در خود دارید، باید بدانید که زمان تغییرات جدی فرا رسیده است.

1-هوش عاطفی پایین

به طور خلاصه، داشتن هوش عاطفی یا EQ پایین، سمی برای کسب و کار محسوب می شود چرا که بر تمام افرادی که در تماس با شما هستند، تاثیر می گذارد. EQ غالبا به اندازه IQ (  بهره هوشی ) فرد دارای اهمیت می باشد. EQ به فرد کمک می کند تا قادر به درک دیگران بوده و عوامل محرک در آن ها را تشخیص دهد. داشتن EQ قوی، شرط لازم برای همکاری با یک گروه و ایجاد حس همدلی در محیط کار می باشد.

EQ پایین منجر به ضعف در مهارت های ارتباطی می شود. این ضعف، تا حد زیادی به شما آسیب رسانده و سبب می شود که دیگران کمتر به شما اعتماد کنند. زمانیکه شما هوش عاطفی مناسبی داشته باشید، از عواطف خود و همچنین احساسات و نیازهای اطرافیان خود مطلع می شوید. داشتن EQ بالا، در مدیریت موقعیت ها و ارتباطات اجتماعی به شما کمک کرده و شما را قادر می سازد تا عواطف خود را بر این اساس تنظیم کنید.

2- گوشه و کنایه های طولانی مدت

گاهی، قدری گوشه زنی می تواند سرگرم کننده باشد. اما اگر شما عادت به شلیک نظرات طعنه آمیز به دیگران دارید، ناخواسته در حال ایجاد محیط شغلی سمی هستید. این امر به ویژه زمانی صادق است که تمام هوش و حواس خود را صرف تحقیر کردن دیگران کرده و یا از غیبت کردن نزد زیردستان خود لذت می برید.

اگر گمان می کنید که نظرات طعنه آمیزتان نقطه قوت شما بوده و یا شما را باهوش جلوه می دهد، دوباره به این نکته بیندیشید. انتقاد، از شما شخصیتی تلخ، عصبانی و مغرور می سازد. سعی کنید با دیگران خوب باشید. در برخورد با تمام افراد حدی از ادب و احترام را رعایت کنید. در برابر تمایل خود برای سرزنش کردن دیگران مقاومت کرده و یا از طنزهای کلامی خطاب به دیگر افراد، برای ایجاد خنده استفاده کنید.

3- عدم انعطاف پذیری

توانایی فی البداهه سخن گفتن و گشاده بودن نسبت به پیشنهادات و نظرات دیگران، برای کسب توانایی سازگاری با تغییرات ناخواسته در هر کسب و کاری ضروری می باشد. زمانیکه در اندیشه ها و تصمیم گیری خود، بیش از حد سفت و محکم باشید، ناخواسته در حال محدود کردن گزینه های خود بوده و از اتخاذ تطابق سریع در مواقع لازم، ناتوان خواهید بود - و این امر، به صورت ناخوشایندی کسب و کار شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

بله، برنامه ریزی و طرح بندی از اجزای ضروری هر کسب و کاری هستند، اما در عین حال نیاز به سنجش اهمیت تبعیت از استراتژی یا شیوه ای خاص در برابر آنچه که با تمرکز صرف بر راه حل های خود به دست خواهید آورد ( یا از دست خواهید داد ) نیز وجود دارد. هر شرکت موفقی، گاهی نیاز به تجربه انعطاف پذیری و یافتن راه های خلاقانه در موقعیت های پیش بینی نشده دارد. تلاش کنید که بخشی از راه حل باشید نه بخشی از مشکل.

4- عدم به پایان رساندن کارها

وعده های عمل نشده و رهبری بدون منطق، اعتبار شما را نزد افرادی که با آن ها کار می کنید، کاهش می دهد. اگر خواهان حفظ تاثیرگذاری خود و به دست آوردن احترام نزد دیگران هستید، لازم است که به پایان رساندن کارها و پیگیری پس از انجام کار را یاد بگیرید.

این امر به معنای قابل اطمینان بودن، تا آخر گوش دادن به سخنان دیگران و داشتن عملکرد یکپارچه می باشد. اگر بیان می کنید که قصد انجام کاری را دارید، آن را انجام دهید و مهمتر از همه اینکه برای ایجاد اعتماد و احترام متقابل با همکاران، کارمندان، مشتریان و مصرف کنندگان تلاش کنید. افراد اطراف خود را حمایت کرده و برای آن ها ارزش قائل شوید. در این صورت طرفداران وفاداری را برای خود و کسب و کارتان به دست خواهید آورد.

5- بی صبری

موفقیت یا شکست یک کسب و کار، اغلب بر پایه زمان بندی قرار دارد- آگاهی از زمان خیز برداشتن، زمان عقب کشیدن و زمان تحلیل و بررسی گزینه ها. اما اتخاذ این تصمیم ها، نیازمند توانایی گام رو به عقب برداشتن و داشتن صبر لازم برای اندیشیدن به اهداف بزرگتر می باشد.

کسب و کار، هنر ایجاد تعادل بین زمان حمله و احتیاط کردن است. بی صبری، می تواند منجر به تصمیمات عجولانه ای شود که شما را در موقعیت بدی گرفتار می کند. مصمم و مشتاق بودن چیز خوبی است، اما اتخاذ تصمیمات نسنجیده و شتابزده خوب نیست.

6- کنترل های وسواس گونه

ما اغلب فرض می کنیم که موفق ترین افراد در کسب و کار، افرادی هستند که تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار می دهند – برنامه بسیار دقیقی داشته و دقیقا می دانند که تا رقم اعشار مبالغ، در کجا صرف می شود. اما اگر همه چیز به صورت عالی ردیف شود، شما تنها به خود اجازه میدهید که فاصله ای تا پایان آن لیست را مشاهده نمایید. هر چیزی ماورای این محاسبات یا نتیجه گیری ها، فراتر از شما و کنترل شماست و این امر می تواند به شکست شما منجر شود.

داشتن کنترل وسواس گونه، توانایی شما در اتخاذ تصمیمات سریع را کاهش می دهد. شما به راحتی ممکن است غرق در کمال گرایی خود شده و هنگامیکه امور طبق برنامه پیش نمی روند، ناامید و مایوس شوید. اما اگر به جای تلاش برای کنترل همه چیز، امور پیش بینی ناپذیر را بپذیرید چه؟ این کار را امتحان کنید و ببینید که آزادی در این است که به امور اجازه پیش رفتن بدهید.

 7- نداشتن همدردی

هر فردی ممکن است گاهی اوقات احساس بدبینی به دیگران داشته باشد، اما افرادی که اساسا فاقد همدلی هستند یا در نشان دادن دلسوزی خود به دیگران دچار مشکل هستند، مشاهده خواهند کرد که این نگرش سمی در حال فراگرفتن محیط اطراف آن هاست. بدبین بودن به فرد حالت تدافعی داده و شما را عصبانی جلوه می دهد. همدردی به افراد کمک می کند که حس مرتبط بودن با هم و درک شدن داشته باشند. ما طبیعتا به سوی افرادی کشیده می شویم که حمایت کننده بوده و بازگوپذیر به نظر می رسند.

با نشان دادن دقت و درک خود نسبت به کارهای دیگران، فضای حمایتگرانه ای ایجاد می شود که افراد در آن وارد می شوند. همدردی و توجه به دیگران، به دیگر افراد احساس ارزشمندی داده، مشتریان را متمایل به وفاداری و کارمندان را متمایل به سخت کوشی می کند. بنابراین، زمانیکه احساس می کنید حس بدبینی در شما به وجود آمده است، به یاد بیاورید که نشان دادن بعد انسانی و نشان دادن توجه خود به افراد نیز می تواند سودمند باشد.

8- کوته بین بودن

افراد کوته بین، تمایل دارند انگشت اشاره را به سوی دیگر افراد گرفته و مسئولیت انجام اشتباه کارها را نپذیرند. آن ها بر این باورند که پاسخ همه چیز را می دانند، بنابراین تمایلی به گوش دادن به سخنان دیگران ندارند.

مهم نیست که شما تا چه حد به نظر خود یقین دارید، باید مطمئن شوید که سخنان دیگران را می شنوید. حتی اگر مسیر انتخابی شما بهترین هم باشد، زمانی رهبر بهتری خواهید شد و کسب و کارتان رشد خواهد کرد که آماده شنیدن دیدگاه ها و پیشنهادات دیگران باشید. تلاش کنید که تا حد امکان روشنفکر باشید. این روش ممکن است به خود شما آسیب برساند، اما دیدگاه کلی کسب و کار شما را ترقی خواهد داد. اجازه ندهید که یک نگرش کوته فکرانه یا لجوجانه، شما را از شنیدن ایده های خارج از چهارچوب و اتخاذ تصمیم های خوب باز دارد.

9- گله و شکایت مداوم

هیچ کس بدبینی را دوست ندارد. اگر شما همواره در حال اعتراض هستید، نه تنها به افراد اجازه وارد شدن به فضای کسب و کارتان را نمی دهید، خود نیز غیر مولد بوده و اطرافیان را نیز به سمت غیر مولد بودن سوق می دهید. علاوه بر این، یک غر غروی همیشگی به نظر می آیید.

اگر تمام انرژی خود را صرف غر و لند و اظهار تاسف می کنید، نوعی طرز فکر منفی را در خود تقویت کرده و هر فرد دیگر را نیز پس می زنید. بنابراین به تناوب بیان جملات منفی از سوی خود توجه کنید.

10- مدیریت توام با ترس

آیا شما مدیری از نوع "حرف، حرف خودمه" هستید؟ این نوع طرز فکر، قطعا برای کسب و کار سمی می باشد. بسیاری از رهبران از شیوه هایی مبتنی بر ترس برای کنترل دیگران استفاده می کنند و نمی دانند که در حال انجام چه کاری هستند. این ها مدیرانی هستند که یک چوب بزرگ برداشته و همگان را در حاشیه نگه می دارند. آن ها از تهدیدها و تاکتیک های ترس آور برای اجبار دیگران به انجام کار مد نظر خود استفاده می کنند.

مدیریت توام با ترس، نوعی فرهنگ بر اساس شک و تردید را ایجاد می کند که در آن هیچ کس خواهان پذیرش اشتباه، بیان عدم موافقت خود و دیگر ایده های جدید نمی باشد. تمام این رفتارها از ترس طرد شدن یا مورد مواخذه واقع شدن صورت می گیرد. شرکت های موفق، تلاش می کنند فضایی سالم، شاد و خلاقانه داشته باشند که در آن کارهای خوبی انجام شده و کسب و کار قوی ساخته می شود.

11- خودشیفتگی

افراد خود شیفته برای کسب و کار زیانی ندارند چرا که خود بزرگ شده آن ها، ایشان را از شنیدن نظرات متناقض افراد، باز می دارد. اگر شما همفکر با تفکر آن ها نباشید، تمایلی به شنیدن نظرات شما نخواهند داشت. آن ها کاملا متمرکز بر خود هستند. اگر شما نیز این گونه هستید، این مطلب می تواند زنگ بیدار باشی برایتان باشد.

شیوه های مبتنی بر خود شما، نه تنها فرصت بیان ایده های احتمالا الهام بخش را به دیگران نمی دهد، بلکه به سازمان نیز صدمه زده و افرادی که با شما کار می کنند را ناامید می کند. تلاش کنید که در هر زمان به ایده های دیگران فکر کنید. در این صورت حرفه و کسب و کارتان از شما سپاسگذار خواهند بود.



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

تاثیر شکایت کردن مداوم از شرایط بر سلامت افراد

هرچه بیشتر از اوضاع زندگی تان شکایت کنید، احتمال اینکه قادر به کسب عادت های مثبت بیشتری باشید، کاهش می یابد.

  Jack Canfield از شرکای شبکه کارآفرینی به اثرات خطرناک ذهنی و جسمی شکایت کردن از زندگی می پردازد.

وی بیان می کند که شکایت کردن موجب تحریک منفی ذهن شده و از ایجاد نتایج مطلوب تری مانند تفکر مثبت جلوگیری می کند. علاوه بر این، گله مندی از زندگی، موجب کاهش کورتیزول می شود، هورمونی که به واسطه استرس، آزاد شده و می تواند موجب ایجاد مشکلاتی برای سلامت فرد مانند کلسترول بالا، دیابت و مشکلات قلبی گردد.

اگر فکر می کنید که بیش از حد در حال شکایت از زندگی هستید و تمایل دارید که این عادت را در خود تصحیح کنید، Canfield اشتغال به اموری متضاد با شکایت کردن را توصیه می کند، اموی مانند سپاسگذاری کردن از شرایط. با پذیرفتن ابعادی از زندگی خود که قدردان وجود آن ها هستید، به مرور متوجه خواهید شد که در حال فاصله گرفتن از گله مندی مخرب هستید.

شبکه کارآفرینی یک شبکه ویدیوئی با کیفیت است که برنامه های تفریحی، آموزشی و الهام بخشی را از زندگی کارآفرینان و رهبران موفق تهیه می کند. این شبکه، تجربیات افراد موفق و فرصت های ممکن برای تسریع رشد برند و کسب درآمد از محتوای ویدیوئی و شنیداری ارائه می دهد که در تمام پلتفرم های دیجیتال با ماهیت تجاری قابل استفاده است.

شبکه کارآفرینی با صدها مورد از کانال های برتر یوتیوب در عرصه کسب و کارهای عمودی شراکت دارد. تماشای ویدیوهایی از شرکای این شبکه در Roku، Apple TV و اپلیکیشن های کارآفرینی که در ابزارهایی با سیستم عامل ios و Android قابل دستیابی می باشد، امکان پذیر است.



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

عادات موفقیت آمیز و بدون هزینه افراد ثروتمند

درست است که پول همه چیز نیست، اما نداشتن پول نیز بهانه ای هر چند ضعیف برای بسیاری از چیزهاست.

آیا تا کنون از این امر متعجب شده اید که چرا افراد مشخصی به موفقیت دست می یابند؟ مطمئنا به این امر فکر کرده اید. داشتن یک ایده عالی، انگیزه، استقامت، پشتکار و کمی شانس می تواند کمک کننده باشد اما مهمترین عامل موفقیت این افراد عاداتی است که بین آن ها مشترک است: در اینجا به 9 مورد از این عادت ها که آن ها را در اوج قرار می دهد، اشاره می کنیم:

  صبح زود بیدار می شوند.

رئیس جمهور پیشین Obama، Richard Branson، Jack Dorsey، Larry Schultz، Tim Cook و Xerox Ursula Burns ( مدیر عامل زیراکس ) نمونه هایی از افراد سحرخیز هستند. اما این عادت چگونه به موفقیت آن ها کمک کرده است؟ به این صورت که افراد سحرخیز می توانند با پاسخگویی به دیگران، روز خود را پیش از دیگر افراد شروع کرده، ورزش منظم داشته و اوقات شخصی بیشتری برای خود داشته باشند. این افراد اغلب روحیه شادتری داشته و کنش گراتر نیز هستند.

    مراقبه می کنند

Ray Dalio، بنیانگذار  Bridgewater Associates در سال 2013 به The Huffington Post  می گوید: مراقبه بیش از هر عامل دیگری در تمام موفقیت هایی که من در زندگی کسب کرده ام، نقش داشته است. Dailo تنها کسی نیست که چنین باوری دارد. Oprah، Rupert Murdoch، Russell Simmons، Arianna Huffington، Bill Ford و Padmasree Warrior همگی مراقبه را عامل مهمی در موفقیت خود می دانند.

مراقبت از ذهن و بدن از طریق ورزش و تمدد اعصاب، تغذیه مناسب و داشتن خواب کافی همگی جزو عوامل مهمی هستند که شانس شما را برای موفقیت افزایش می دهند.

 

شبکه سازی می کنند

افراد موفق اهمیت شبکه سازی را درک می کنند. در واقع، تحقیقات نشان داده است که شبکه سازی، افراد را به سمت عملکرد بهتر در محیط کار هدایت کرده و شانس یافتن شغلی مناسب را افزایش می دهد. شبکه سازی به افراد موفق کمک می کند تا نوآوری بیشتری داشته باشند. طبق گفته Dale Canegie در کتاب How to win friends and influence people، افراد موفق کمتر شکایت و انتقاد می کنند. آن ها صادق و صمیمی بوده و سعی می کنند با دیگران همدل باشند.

 خود را مشغول نگه می دارند

افراد موفق به ندرت بیکار می نشینند. افراد موفقی مانند LBJ و Robert Moses روزانه 60 الی 65 ساعت کار می کنند.  Elon Muskکه 80 الی 100 ساعت در هفته کار می کند می گوید: این همان اخلاق حرفه ای است که هر کارآفرینی باید داشته باشد.

تلویزیون تماشا نمی کنند، بلکه مطالعه می کنند

بر اساس کتاب Thomas Corley با عنوان Rich Habits: The daily success habits of wealthy individual، 67 درصد از افراد موفق تنها یک یا کمتر از یک ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند. وی همچنین بیان می کند که تنها 6 درصد از افراد ثروتمند، برنامه های زنده تلویزیون را تماشا می کنند، درحالیکه 78 درصد از افراد با درآمد پایین این کار را انجام می دهند.

بعلاوه 86 درصد از افراد موفق، عاشق مطالعه کردن بوده و 88 درصد آن ها بیان کرده اند که حداقل روزانه 30 دقیقه مطالعه را برای ارتقای خود انجام می دهند.

 آن ها می دانند که چه زمانی نه بگویند

Warren Buffett می گوید: تفاوت بین افراد موفق و افراد واقعا موفق این است که افراد واقعا موفق تقریبا به همه چیز نه می گویند.

افراد موفق درک می کنند که با گفتن نه به نکات منفی، کارهای اضافی و فعالیت های بی ارزشی که سبب صرف بیهوده وقت می شوند، می توانند بر ارتقای بهره وری خود تمرکز کنند. اگر آن ها به همه چیز و همه کس بله بگویند، این کار سبب انحرافشان از هدف اصلی شده و قادر به تکمیل وظایف مهم خود نخواهند بود.

 آن ها لیست کارهای روزانه را شب قبل آماده می کنند

افراد موفق هر شب قبل از خواب، لیست کارهایی که فردا باید انجام گیرد را یادداشت می کنند. آن ها از این لیست، برای اولویت دادن به کارهای روزانه خود استفاده می کنند. همچنین با شماره گذاری لیست خود، معین می کنند که کدام کارها مهمتر از بقیه هستند.

   پول خود را مدیریت می کنند

دلیل اینکه افراد موفق به درجات بالایی از موقیت دست می یابند، این است که می دانند چگونه مسائل مالی را به خوبی مدیریت کنند. به این معنا که آن ها پول خود را به صورت عاقلانه سرمایه گذاری می کنند، به دنبال فرصت های جدید می گردند و بودجه اضطراری برای خود کنار می گذارند. آن ها اکثرا افرادی سخاوتمند بوده و به افراد نیازمند کمک می کنند. دراینجا 101 شیوه وجود دارد که من از آن ها برای پس انداز کردن استفاده کرده ام. بعلاوه، من دریافتم که ازدواجم با پس انداز کردن هزینه های سالانه در بانک، چندین برابر موفق تر از دیگران بوده است. این پول زمانیکه آخرین ماجراجویی تجاری من با شکست مواجه شد ، به ما بسیار کمک کرد.

یک جمله قدیمی می گوید شانس و آمادگی قبول شانس، همواره به فرصت های بهتر می انجامند. افراد موفق با آمادگی که در خود ایجاد می کنند، همواره آماده موفقیت هستند. آن ها از شانس توقع دارند که آن ها را پیدا کند و اغلب نیز این اتفاق می افتد.

 آن ها اهداف خود را مشخص کرده و آن ها را تجسم می کنند

Joel Brown با تعدادی از کارآفرینان برتر مصاحبه کرده و دریافت که 95 درصد از موفق ترین این افراد، اهداف خود را یادداشت کرده، برای آن برنامه ریزی کرده و موفق بودن آن را مدام تجسم می کنند. آن ها این کار را شب قبل یا اوایل صبح انجام می دهند تا برای مقابله با چالش های روزانه آماده باشند.



:: بازدید از این مطلب : 61
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش دنبال کننده ها

ستارگان رسانه اجتماعی از هر چیزی که در اختیار دارند برای افزایش گسترش خود استفاده می کنند.

با وجود بیش از 25/31 میلیون پست فیس بوک در دقیقه، 6000 توئیت در ثانیه و 95 میلیون پست اینستاگرام در روز، واقعا قابل ستایش است که چگونه عوامل تاثیرگذار رسانه اجتماعی می توانند کار خود را از طریق تجزیه و تحلیل ابر داده ها و ارائه محتوای مرتبط و به موقع به صنایع مربوط به خود انجام دهند.

عوامل تاثیرگذار بر هر یک از متغیرهای تکنولوژی، مد، تناسب اندام، کسب و کار و یا زیبایی که تمرکز کنند، پیوسته در حال یادگیری و ارتقا برای پیش تر قرار گرفتن از رقبای خود هستند. با بهره گیری مناسب از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، راه حل هایی برای کمک به بازاریابی رسانه اجتماعی ایجاد می شود، ضمن اینکه می توانید نرخ تبدیل رسانه اجتماعی خود را نیز افزایش دهید.

John Mc Carthy  یکی از پیشگامان حوزه هوش مصنوعی، هوش مصنوعی را در قالب علم تولید ماشین هایی تعریف می کند که می توانند وظایفی را به اجرا درآورند که در زمره ویژگی های هوش انسانی قرار می گیرد. این وظایف ممکن است شامل درک زبان، ترجمه محتوا بین زبان های گوناگون، تشخیص عناصر موجود در تصاویر، سخن گفتن و یا تصمیم گیری باشد.

یادگیری ماشین یکی از رشته های زیرمجموعه هوش مصنوعی می باشد که به کامپیوترها به گونه ای آموزش می دهد تا بدون نیاز به قوانین انعطاف ناپذیر قادر به یادگیری باشند. دانشمندان به این مهم از طریق نشان دادن نمونه های متعدد به سیستم تا زمانیکه شروع به یادگیری در طول زمان کرده و به صورت دقیقی قادر به پیش بینی باشد، دست یافته اند.

درک صحیح و اجرای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، موفقیت در بازاریابی رسانه اجتماعی را تضمین می کند. این راه حل ها، دانشی قوی از مخاطبین، رقبا ( و اقدامات آن ها برای دست یافتن به همان مخاطبین و یا انواع مشابه )، و انواع محتواها را در اختیار شما می گذارند که به مخاطبین الهام می کند تا در مسیری قدم بردارند که عقربه را به سمت کسب و کار شما هدایت کند.

با استفاده از هوش مصنوعی، رسانه های اجتماعی و ابزارهای یادگیری ماشین، عوامل تاثیرگذار می توانند در مورد مخاطبین و رقبای خود مطالعه کرده و به شناخت از آن ها دست یابند و سپس موقعیت یابی صحیحی را برای محتوا انجام دهند.

برای کمک به شما در مورد نگرشی که باید برای تولید مرتبط ترین محتوا برای صنعت خود بر پایه داده ها - و نه حدس و گمان – داشته باشید، در اینجا 6 شیوه معرفی می شود که برترین عوامل تاثیرگذار با استفاده از آن ها هوش مصنوعی و یادگیری ماشین را برای افزایش تعداد دنبال کننده های خود به اجرا در می آورند.

1-گوش دادن و نظارت اجتماعی

ابزارهای گوش دادن و نظارت اجتماعی، از جمله مواردی هستند که به طور گسترده در بازاریابی رسانه های اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرند.

گوش دادن اجتماعی، از نظارت اجتماعی متفاوت می باشد، نظارت، به معنای مشاهده صرف چیزهایی است که مردم در مورد برند شما می گویند، در حالیکه گوش دادن اجتماعی، مکالماتی را که پیرامون عبارات، کلمات، و یا برندها وجود دارد را دنبال کرده، و از این داده ها به عنوان اهرمی برای یافتن فرصت های جدید و یا ایجاد محتوای تخصصی برای مخاطبین خاص استفاده می کند. این قابلیت ها از جمله شیوه های قدرتمندی هستند که با استفاده از آن ها می توان با مخاطب در زمان واقعی تعامل برقرار کرد- و به شما کمک می کنند که صدای خود را به گونه ای تنظیم کنید که بتوانید ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کنید.

از جمله نمونه های ابزارهای نظارت اجتماعی می توان به Sprout و Mention اشاره کرد. آن ها مسیرهای مذکور را دنبال کرده، گزارش داده و هنگام وقوع مکالمات مرتبط، به شما هشدار می دهند.

2-تحلیل رقبا

عوامل تاثیرگذار رسانه اجتماعی، از مزایای ناشی از قابلیت های هوش مصنوعی برای بررسی و تحلیل مجموعه داده های بزرگ به منظور ردیابی و تحلیل رقبای خود استفاده می کنند اما چگونه؟

با استفاده از هوش مصنوعی، شما می توانید به صورت موثری تمام تحلیل های مشابهی را که برای فعالیت های خود انجام می دهید را به خوبی در مورد رقبای خود نیز انجام دهید. این کار به شما این امکان را می دهد تا دریابید که چه چیزهایی کارکرد خوبی دارند، تا بتوانید بهترین استراتژی ها و تاکتیک ها را در استراتژی بازاریابی رسانه اجتماعی خود به کار ببرید.

ابزارهای موجود، گوش دادن اجتماعی و تحلیل عقاید را انجام داده و از رمز گشایی محتوا برای کشف ویژگی هایی که بر عملکرد تاثیرگذار هستند مانند کلمات کلیدی، رنگ، اهداف بصری و نوع نوشتار محتوا استفاده می کنند.

از جمله برنامه هایی که این وظایف را انجام می دهند می توان به Cortex، Crimson Hexagon و Simply Measured اشاره کرد.

3-بهینه سازی محتوا

گام بعدی پس از کسب شناخت از مخاطب، چشم انداز صنعت خود و قوت ها و ضعف های رقبا، برنامه ریزی و توسعه محتوای مرتبط و بینش آفرین می باشد. نرم افزارهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، برای کمک به شما در جهت داشتن ترکیب صحیحی از متن، تصویر و ویدئو طراحی شده اند تا محتوای شما را متنوع ساخته و مخاطبینتان را علاقمند نگه دارند.

Cortex به این منظور ایجاد شد تا با استفاده از ارتقای تولید و به کارگیری محتوا، یادگیری ماشین را وارد بازاریابی کند. این برنامه، تحلیلی دقیق از مجموعه داده ها انجام می دهد تا به شما کمک کند که دریابید کدام نوع محتوا بهتر از دیگری می باشد.

4-تولید محتوا

ربات های هوش مصنوعی، به این منظور طراحی شده اند که از طریق پاسخ اتوماتیک به پیام های موجود در برنامه های اجتماعی، ارائه محتوای کاملا اتوماتیک مانند گزارش های درآمد، ایجاد عناوین جدید، و رونوشت مصاحبه ها و یا وبینارها، به شما کمک کنند. در زمینه محتواهایی که نمی توانند به طور کامل به صورت اتوماتیک تولید شوند، ابزارهایی وجود دارد که به تولید محتوای سریع تر و راحت تر کمک می کنند.

ابزارهایی مانند Foresight به روندهای صفحه شما و رقبایتان نگاهی انداخته و به شما امکان می دهند که دریابید کدام یک از انواع محتواها، مخاطب شما را افزایش می دهد. آن ها به شما می گویند که کدامیک از رنگ ها، اشیا، کلمات کلیدی و هشتگ ها، به مخاطب الهام می کنند که وارد عمل شود.

5-استقرار محتوا

با به روزرسانی های جدیدی که در اغلب برنامه های اجتماعی صورت گرفته است، آگاهی از این امر که چه زمانی و از چه طریقی باید پست گذاشت، به اندازه داشتن محتوای صحیح حائز اهمیت می باشد. اگر تا کنون در گوگل، سرچی در این رابطه انجام داده اید که بهترین زمان پست گذاشتن کدام است یا چند وقت یکبار بهتر است پست گذاشته شود، از این امر آگاهید که هیچ دستورالعمل واحدی برای استقرار محتوای رسانه های اجتماعی وجود ندارد.

ابزارهای زمان بندی هوش مصنوعی، مانند Marketo، Mintent و البته Hootsuite همگی دارای ابزارهای تخصصی می باشند که به شما کمک می کنند تا به صورت اتوماتیک یک تقویم پست گذاری بر پایه مخاطب و داده های صنعتی که در آن فعالیت دارید ایجاد کنید. این ابزارها از زمان کاهش دسترسی طبیعی به فیس بوک به جهت تغییرات الگوریتمی که محتوایی را در اولویت قرار می دهد که به صورت متناوب با پست های زمان بندی شده و همچنین با محتوای باکیفیت در ارتباط باشد، محبوبیت بیشتری یافته اند.

Sephi Shapira، مدیر عامل Escapex شرکتی که نرم افزارهایی با مالکیت فردی (POPs) را برای افراد مشهور تاثیرگذاری که به دنبال صرف نظر کردن از الگوریتم های دسترسی طبیعی از طریق انتشار محتوا در اپلیکیشن های شخصی خود هستند تولید می کند، می گوید: هر زمان که یک برنامه متمرکز شبکه اجتماعی ، سهم کافی از بازار را کسب می کند، ارتباط آن با کاربرانش از همکاری به رقابت تغییر می یابد. به ویژه فیس بوک، ادعا می کند که دسترسی برندها و سازندگان را کاهش داده تا منش خود را در قالب برنامه ای با رویکردی دوستانه وخانوادگی حفظ کند، اما واقعیت این است که داده های کاربران و تبلیغات برندها، هزینه های آن ها را پرداخت می کند. با در نظر گرفتن گرایش رو به کاهشی که نسبت به فیس بوک وجود دارد و رشد رقابت در زمینه اپلیکیشن ها، گمان نمی کنم که اجبار برندها برای پرداخت در قبال دسترسی، شیوه مناسبی برای وفادار ساختن آن ها باشد.

6-ارتقای بهینه سازی

برترین عوامل تاثیرگذار از این امر آگاهند که اختصاص دادن بودجه ترفیع به صورت مساوی برای هر پست، مفید نمی باشد. آن ها از ابزارهایی مانند Smart Insights، Clearmob، Data Gran و Marketo برای بررسی کلی این امر که چه پست هایی بر اساس محتوا، زمان بندی، رقابت و مخاطب، موثرتر هستند استفاده می کنند. این سیستم ها به صورت هوشمند، حداکثر عملکرد را در قبال بودجه شما در نظر می گیرند.

برای خلاصه نمودن مجموعه مواردی که در بالا مطرح شد، باید اشاره شود که تحلیل های قدرتمند رسانه اجتماعی، تولید محتوا، بهینه سازی و ترفیع، نیازمند ابزارهای صحیح هستند. اگرچه، مکالمات بسیار زیادی نیز به صورت روزانه انجام می گیرد و به شما امکان می دهد که به صورت دستی بر آن ها نظارت کنید. اجرای استراتژی صحیح با استفاده از هوش مصنوعی و شیوه های یادگیری ماشین، تحلیل های شبکه اجتماعی شما را قدرتمندتر و در عین حال دقیق تر می سازد.



:: بازدید از این مطلب : 67
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

آگاهی از هک کننده های ذهن قبل از شروع یک کسب و کار

آیا تا کنون از تاکتیک Pomodoro استفاده کرده اید؟ شما در انفجارهای کوچکی از یک تولید بزرگ کار کرده و سپس استراحت کوتاهی می کنید. امتحانش کنید. 

 شروع یک کسب و کار جدید، تجربه ای هیجان انگیز و در عین حال دلهره آور است. به صورت معمول یک کارآفرین در تلاش به سوی هدف خود که موفق شدن است، می باشد، اما واقعیت این است که وی برای رسیدن به آنجا، با چالش هایی مواجه خواهد شد. اگر شما خود را یک کارآفرین در نظر بگیرید، باید از ویژگی های روانشناختی مشتریان آگاهی داشته و همچنین از نحوه مدیریت، و نحوه استفاده صحیح از حالت روانشناختی خود برای تبدیل شدن به یک مالک کسب و کار مولد، آگاهی داشته باشید.

در این بخش شیوه هایی معرفی می شود که با استفاده از آن ها می توانید با برخی هک کننده های عالی ذهن که شانس شما را برای ایجاد برندی در سطح جهانی افزایش می دهند، آشنا شده و کسب و کار خود را به خوبی آغاز کنید.

آگاهی از این هک کننده ها مرهون تحقیقات علمی می باشد که در خصوص آن ها صورت گرفته است. زمانیکه شما بیش از یکی از این شیوه ها را با هم به کار گیرید، این شانس را خواهید داشت تا فرصت های خود را به صورت موثری به آنچه که امروزه بخش های صنعتی بسیار محبوب در اختیار دارند، ارتقا داده و سر و صدای زیادی به پا کنید.

در این بخش با این هک کننده ها آشنا می شویم:

1-از رنگ های مربوط به برند خود به عنوان یک مزیت استفاده کنید.

رنک، نقش مهمی در نحوه ادراک ما از شرکت ها و عملکرد آن ها ایفا می کند. مطالعه ای که توسط دانشگاه Winnipeg صورت گرفته ، نشان داده است که 62 تا 90 درصد از خریداران بررسی شده، بیان کرده اند که ذهنیت آن ها مبنی بر علاقه به برندی خاص و یا محصولات ارائه شده آن، بر پایه رنگ هایی قرار دارد که در طراحی آن برند مورد استفاده قرار گرفته است.

چگونه می توان از رنگ ها به نحوی استفاده کرد که مشتریان قانع شوند که محصول شما انتخابی صحیح است؟ در اینجا نموداری ارائه می شود که نشان دهنده رنگ ها و نوع احساسات برانگیخته شده توسط آن ها می باشد.

شما باید در مورد نوع محصولی که درصدد تولید آن هستید، و اینکه انتظار دارید مشتریان در هنگام مشاهده برند شما چه نوع احساسی داشته باشند، بیندیشید. در مثال بالا، برندهایی که دارای خلاقیت بالایی بوده اند و یا محصولاتی داشته اند که برای افزایش خلاقیت طراحی شده اند، رنگ بنفش را به کار برده اند. کانال SyFy که در ارائه ایده های خلاقانه و گاها بامزه موفق بوده است، از رنگ بنفش برای ایجاد برندی استفاده کرده است که همواره قابل تشخیص باشد.  

2- موضوعات پیچیده را به مفاهیمی قابل فهم تبدیل کنید.

یکی از بهترین شیوه ها برای موفق بودن در قبال مشتریان، توضیح یک فرایند یا ایده به گونه ای می باشد که از نظر بصری هر فردی قادر به درک آن باشد. به آخرین باری که در مورد یک موضوع سوالی در ذهن داشته اید، بیندیشید، دیگر افراد در مورد آن، چه می گفتند و مقالاتی که باعث شدند از شدت تعجب سر خود را بخارانید، حتی بیشتر از آغاز زمانی که سوال برایتان مطرح شده بود.

شما هرگز نباید خواهان این امر باشید که مشتریان بالقوه خود را نسبت به آنچه که از قبل بوده اند، سردرگم تر سازید. از قدرت داستان سرایی همراه با زبانی ساده استفاده کنید تا موضوعات پیچیده را به مفاهیمی قابل درک برای همه تبدیل کنید.

اگر موضوعی که در اختیار دارید، محتوایی با چندین بخش دارد، فراموش نکنید که به محض ارائه ، این مفاهیم را با هم ترکیب کنید. اگر خوانندگان به وب سایت شما مراجعه کنند و پاسخی واقعی و قابل اعتماد برای پرسش های خود دریافت کنند، احتمال برگشت آن ها بالا خواهد بود، چرا که به برند شما اعتماد خواهند کرد.

3- با استفاده از تصویر، مخاطب خود را تحت تاثیر قرار دهید.

همه ما در این رابطه که نخستین تاثیر، بسیار مهم است، مطالبی را شنیده ایم. این قانون در مورد کسب و کار شما هم صدق می کند. طبق مطالعه ای با عنوان Behavior and information technology، اغلب کاربران در 50 هزارم ثانیه تصمیم می گیرند که در یک وب سایت بمانند یا آن را ترک کنند. به عبارت دیگر، شما باید به محض ورود مشتریان بالقوه به وب سایت خود، دقیقا به آنها بگویید که محصولات شما چه کارایی دارند.

در کنار توصیه مربوط به نخستین تاثیر، در سراسر زندگی به ما گفته می شود که یک تصویر به اندازه 1000 کلمه ارزش دارد. به نظر می رسد که این جمله نیز صحیح باشد. شما تنها با استفاده از یک تصویر،          می توانید به مشتریان خود بگویید که محصولات و خدمات ارائه شده چه کارایی دارند، چه احساسی را در آن ها ایجاد خواهند کرد و به حل چه مشکلاتی از زندگی آن ها کمک خواهد کرد.

5 مورد از هک کننده های ذهن که شما باید قبل از شروع یک کسب و کار، از آن ها آگاهی داشته باشید

منبع عکس: Crazy Egg blog

با یک نگاه به این آگهی کوکا کولا، چه فکری به ذهن شما خطور می کند؟

رنگ قرمز، احساس هیجان را در فرد برانگیخته می کند. اما کاری که این تصویر انجام می دهد بسیار بیشتر از آن است. در نگاه اول، این تصویر دو انسان شاد را نشان می دهد. در عین حال، واژه شادی، دقیقا در کنار آرم کوکا کولا قرار دارد. اگر فردی به هر دلیل، تا کنون چیزی درباره کوکا کولا نشنیده باشد، تجربه نخست وی با این آگهی، احساسات مثبت را در او افزایش داده و به صورت امیدوارانه ای، یک مشتری مثبت را برای شرکت به ارمغان می آورد.

4- تک گویی های باطنی خود را تحت کنترل نگه دارید.

همانند فردی که به دنبال آغاز یک کسب و کار است، احتمالا شما نیز احساس اعتماد به نفس و در عین حال هیجان را تجربه می کنید. اگرچه متاسفانه، اغلب ما با احساس تردید نسبت به خود نیز مواجه می شویم، حتی اگر آن کار را به خوبی انجام داده باشیم. شما نیاز دارید تا ذهن خود را در اختیار گرفته و تک گویی های باطنی خود را هنگامی که شروع به ممانعت از پیشرفت در کار می کنند، تحت کنترل درآورید.

بهترین شیوه برای تحت کنترل درآوردن احساس تردید نسبت به خود، تمرکز بر پیامدهای مثبتی است که امیدوارید به آن ها دست یابید. درست است که این کار فرایند دشواری است، اما هنگامیکه شروع به تمرکز بر چیزهای مثبت می کنید، به مغر خود فرمان می دهید تا احساسات و عواطف منفی را بیرون براند.

بدیهی است که ما همه انسان هستیم و گاهی اوقات تردید ها و احساسات منفی داریم. اما یادگرفتن کنترل تفکر خود و تمرکز بر اندیشه های مثبت و مولد، می تواند مثبت گرایی را در شما افزایش داده و شانس شما را برای موفقیت بیشتر کند.

5- توانایی های خود در مدیریت زمان را تحت کنترل درآورید.

مدیریت زمان یکی از چالش برانگیزترین و در عین حال مهمترین جنبه های هر کسب و کاری است. شما به عنوان یک کارآفرین، با میلیون ها مورد مواجه خواهید بود که باید به صورت همزمان پیش ببرید و نیاز خواهید داشت که مدیریت صحیح زمان را فرا بگیرید.

یک شیوه عالی برای مدیریت زمان، استفاده از تاکتیک Pomodoro می باشد. در واقع تاکتیک Pomodoro، زمان شما را به صورت کارکردن در قالب انفجارهای کوچکی از یک تولید بزرگ، پس از یک استراحت کوتاه، مدیریت می کند.

زمانیکه این برنامه را در طول زمان به کار ببرید، ذهن خود را به گونه ای در اختیار خواهید گرفت که در گذر زمان حالت بهره وری را به خود بگیرد و در این صورت می توانید در زمان های استراحت خود، به آرامش دست یابید. شیوه Pomodoro به شما کمک میکند تا منظم بوده و از زمان خود عاقلانه استفاده کنید، بنابراین همواره کارهای خود را به موقع انجام خواهید داد.



:: بازدید از این مطلب : 51
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید