نوشته شده توسط : radyabha

تغییرات افقی شغلی

وقت آن فرارسیده است که اهمیت تغییرات افقی را تشخیص دهید.

گاهی وقت ها رشته ای که شما در دانشگاه خوانده اید، تناسب خوبی با شغل شما ندارد. یا شما سال های شاد زیادی را در بخش معینی از تجارت می گذرانید، اما در نهایت آن را ادامه نمی دهید.  

احساس گیر کردن در شرایط به سادگی ایجاد میشود و ایجاد تغییر اساسی در شغل میتواند دلهره آور باشد.

اما Lisa Alteri مدیر ارشد Kraft Heinz U.S. عمیقا بر این باور است که تغییرات بزرگ شغلی در هر زمانی ممکن هستند. کلید موفقیت عبارت است از اتکا بر حس کنجکاوی و به دست گرفتن قدرت برای تغییرات.

Alteri می گوید: در حالت کلی نوعی وسواس در مورد عناوین وجود دارد چرا که عنوان وابسته به موقعیت است و آن همان جایی است که خود انسان، تمایل به رفتن دارد. اما شما به عنوان یک فرد در مورد عنوان خود بسیار نگران تر هستید تا سازمانی که امروز یا در آینده در آن کار می کنید. این تغییرات افقی می توانند چیزهایی بسیار بیشتر از یک عنوان برای شما به ارمغان داشته باشند.

Alteri هم این را به خوبی می داند: او کار خود را سال ها پیش در یک شرکت مالی آغاز کرد و از موفقیت های بزرگ خود لذت برد. او سپس به فروش روی آورد و سریعا در این کار نیز به موفقیت دست یافت. و اخیرا در اکتبر سال 2018،  در شغل کنونی خود به عنوان مدیر ارشد نیروی انسانی فعالیت دارد.

چیزی که من تلاش می کنم انجام دهم تشویق افراد در مورد عملکردشان است. درمورد تغییر ها به دنبال تغییر رو به بالا نباشید. به تغییرات جنبی نیز فکر کنید. احتمالا این کار به آن سختی که شما فکر می کنید نخواهد بود. در اینجا بیان می شود که چگونه تغییر یا تغییرات شغلی بزرگ را انجام داده و دوباره نسبت به کار خود احساس خوبی داشته باشید.

از کنجکاوی خود پیروی کنید.

این اصلی ترین بخش توصیه Alteri در طول مسیر تغییر شغلی می باشد. اگر شما واقعا به چیزی علاقمند هستید، احتمالا در آن موفق خواهید بود. بنابراین در کار خود مداومت داشته و به یادگیری خود ادامه خواهید داد.

اما چگونه می توان این کنجکاوی را شناسایی کرد؟ به ویژه اگر در جایگاه کنونی خود احساس ملالت می کنید؟

برای Alter پاسخ این سوالات در قرار گرفتن او در بخش های مختلف کسب و کار ضمن کار کردن در امور مالی قرار دارد. او جایگاه های متفاوتی به عنوان یک تحلیلگر و مشاور مالی تولید جنرال الکتریک داشته و این اواخر مدیریت تجاری منطقه ای و مالی Kraft را نیز انجام می دهد.

او می گوید: من تقریبا هر جابجایی ممکن را در امور مالی تجربه کرده ام و هر چه بیشتر این کار را انجام دادم، درمورد دیگر ابعاد تجارت کنجکاوتر شدم.

شاید شغل شما امکان این تجربه های جدید را نداشته باشد، بنابراین اگر به دنبال کسب مشاوره از مدیران و مربیان با تجربه باشید، کار عاقلانه ای انجام می دهید. آن ها شاید بتوانند شما را در پروژه های میان کارکردی قرار دهند یا حداقل در مورد برداشتن گام بعدی توصیه هایی را به شما ارائه دهند. در مورد Alert، یک مشاور در Kraft به عنوان کارگشایی برای نخستین تغییر کاری بزرگ او عمل کرد. او از Alerti سوال کرد که آیا تا کنون بخش های دیگر کاری مانند فروش را بررسی کرده است؟

Alerti می گوید: هیچ فرد فعال در امور مالی تا کنون به تغییر شغلی آن هم به فروش فکر نکرده است چرا که به عنوان نیمه تاریک کار شناخته شده است.

از تغییر افقی یا حتی یک یا دو پله پایین تر نهراسید.

پس از صحبتی که با مشاور خود داشت، Alerti با رئیس ارشد بخش فروش تماس گرفت و نهایتا شغلی را پذیرفت که حقوقی پایین تر از جایگاه خود در واحد مالی دریافت می کرد.

او می گوید: من دریافتم که تجربه ای که در امورمالی دارم را در بخش فروش نداشته ام، بنابراین نمی توانستم انتظار داشته باشم که در این بخش هم در همان سطح قبلی قرار بگیرم. در واقع اکنون که به تمام کارهای مختلفی که در طول زندگی کاری خود انجام داده ام فکر میکنم، آن مرحله، دشوارترین و ترسناک ترین گامی بوده است که برداشته ام.

Alerti مجبور بود یک بار دیگر شروع کند، او توانست خود را در بخش فروش Kraft ثابت کند، او از نقش هایی همچون مدیر کسب و کار مشتریان در مجموعه های زنجیره ای مختلف به مدیر ملی برنامه ریزی فروش کل واحدهای زنجیره ای تبدیل شد و نهایتا رئیس فروش واحد تجارت نوشیدنی شد.

او می گوید: این کار به من نشان داد که اگر در آغاز اطلاعات کافی هم نداشته باشی مشکلی وجود ندارد. زمانیکه تغییری در کار خود ایجاد می کنید، هیجان زیادی دارید و این همان چیزی است که شما را به پیش می برد.

در این مورد که آیا خواهان ارتقا هستید یا خیر با خود صادق باشید.

آن احساس هیجان – یا گاهی وقت ها نداشتن آن – می تواند راهنمای مهمی باشد. همچنان که Alerti توانست به مدیر فروش بخش آشامیدنی ها در Kraft ارتقا پیدا کند، مرحله بعدی تبدیل شدن به رئیس مجموعه خرده فروشی شرکت در ایالات متحده بود.

او می گوید: این یک پیشرفت طبیعی بود، اما من هرگز شغل خود را به شیوه خطی مدیریت نکرده ام. نگاه من به یک چیز بوده است: آیا این تغییر آدرنالینی که مورد نظرم هست را به من می دهد؟

بنابراین تنها به سمت جلو حرکت نکنید یا ارتقای شغلی را صرفا به دلیل چگونگی انجام کار نپذیرید. در هر مرحله، احساس واقعی خود نسبت به شغل را ارزیابی کرده و ببینید آیا هیجان کافی برای ادامه مسیر را دارید یا خیر.

برای Alerti تنها سمت رئیس بخش خرده فروشی ایالات متحده بودن کافی نبود. او در عوض به آدرنالینی توجه می کرد که از انجام این کار دریافت می کرد.

او می گوید: در این مرحله از شغلم، هر سمتی که در آن قرار می گیرم در واقع یک نوع مدیریت افراد است. من از این جهت از انجام این کار هیجان زده می شوم که دریافته ام افراد با تجربه کافی را در اختیار ندارم. من بسیار خوش شانس هستم که با شرکتی کار می کنم که به درستی احساس کنجکاوی را در من بر می انگیزد، بنابراین فرصت مناسبی بود تا با رئیس ارشد خود صحبت کنم.

دلایل مستدلی در رابطه با موضوع را با مدیریت ارشد مطرح کنید.

Kraft در نهایت نقش مدیریت ارشد نیروی کار بخش ایالات متحده را در اکتبر 2018 به Alerti داد.

Alerti می گوید: ممکن است تمام شرکت ها با درخواست های مبنی بر تغییرات شغلی 180 درجه موافق نباشند، در این صورت این وظیفه شما خواهد بود که استدلال صحیحی داشته باشید.

به ویژه اگر شما در شرکتی سنتی و سلسله مراتبی کار می کنید، باید نشان دهید که مسیر دقیقی برای دستیابی به موفقیت دارید. اما این تنها نخستین گام است.

برای متقاعد کردن شرکت شما نیاز به برداشتن گام های بیشتری خواهید داشت، باید توضیح دهید که چرا این تغییر برای شرکت مفید است و چگونه همکارانتان را متقاعد خواهید کرد تا به توانایی های شما اعتماد کنند.

اما قبل از این که با رئیس شرکت دیدار کنید، ابتدا از خود سوالاتی بپرسید و در مورد پاسخ ها با خود صادق باشید.

Alerti می گوید: آیا می توانید در آیینه به خود نگاه کرده و بیان کنید که منطق شما چیست؟ چگونه با قرار گرفتن در جایگاه جدید، شرکت برای شما محل بهتری خواهد شد؟ اگر نمی توانید با اعتماد به نفس منطق کار خود را بیان کنید، باید قبل از رفتن به مرحله بعد خوب بر روی آن کار کنید.



:: بازدید از این مطلب : 57
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

2 ویژگی افراد موفق

یک رهبر خوب اهمیت سرعت و شدت را تشخیص می دهد.

عضو شبکه کارآفرینی Mike Piillips دو مورد از ویژگیهای اصلی رهبران را شرح می دهد: سرعت و شدت. Philips اشاره می کند که افراد موفق اغلب دارای انرژی بالا بوده و سریعا حرکت می کنند. آن ها اغلب نیرومند هستند وی، توصیه هایی را مطرح می کند که می تواند سرعت و شدت را در زندگی شما افزایش دهد.

در کسب و کار، کار کردن بر روی خود برای ارتقای کسب و کارتان الزامی می باشد. کار خود را با کسب دانش و اعتماد به توانایی هایتان آغاز کنید. سپس بر آموزش کارمندانتان تمرکز کنید.

برای شنیدن مطالب بیشتر بر روی ویدئو کلیک کنید.

می توانید ویدئوهای بیشتر را در کانال یوتیوب مشاهده کنید.

شبکه کارآفرینی یک شبکه ویدیوئی با کیفیت بالا می باشد که از زندگی کارفرینان موفق و رهبران متفکر، محتوای تفریحی، آموزشی و انگیزشی تهیه کرده و ارائه می کند. ما تخصص ها و فرصت هایی را برای تسریع رشد برند ارائه می کنیم و با ویدئوها و محتواهای شنیداری خود که در تمام برنامه های دیجیتال در زمینه تجاری منتشر می شود، کسب درآمد می کنیم.

En با صدها کانال برتر یوتیوب در حوزه تجارت عمودی شراکت می کند. بر حسب نیاز خود از طریق شبکه شرکای ما مانند Roku، Apple TV و برنامه های کارآفرینی که برای سیستم عامل های Ios و Android در دسترس می باشند، ویدئوهای ما را تماشا کنید.



:: بازدید از این مطلب : 51
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

اولین اقدام برای به دست آوردن سرمایه گذار جدید

زمانیکه صحبت از سرمایه گذار می شود، آنچه که واقعا اهمیت دارد این است که شما دارای ارزش های مشترکی باشید.

همگام بودن با تحولاتی که در زندگی امروز مطرح می شود بسیار دشوار است، اما کسانی که در فضای تکنولوژی فعالیت دارند باید نسبت به سناتور ایالات متحده Elizabeth Warren ،  D-Mass و برنامه او برای فروپاشی شرکت های تکنولوژیکی بزرگ و تنظیم یکپارچگی تکنولوژیکی اطلاع داشته باشند.

درحالیکه Warren قصد خوبی داشته و بر این باور است که امثال آمازون، گوگل و فیس بوک مشاغل کوچک را خراب می کنند، اما برنامه او برای جلوگیری از دستیابی غول های فناوری به استارتاپ ها، به عقیده من نوآوری را به شدت تضعیف کرده و به صنعت صدمه می زند.

استدلال من چیست؟ اینکه خرید استارتاپ ها نیازمند رضایت می باشد. استارتاپ هایی که به شرکت های تکنولوژیکی فروخته می شوند، دارای حق انتخاب هستند. هیچ کسی آن ها را مجبور نمی کند. در واقع، بسیاری از استارتاپ ها با این امید که روزی توسط یک مالک بزرگ خریداری شوند، راه اندازی می شوند.

شما باید نگاهی به ماهیت خطر پذیر آن ها بیندازید تا متوجه این امر شوید. بسیاری از این سرمایه گذاران تنها با یک برنامه خروج قوی، وارد این کار می شوند.

محدود کردن خرید استارتاپ ها در واقع می تواند زمینه را برای بسته شدن کسب و کارهای کوچک فراهم کند. تمام ایده ها دارای سرمایه گذاری مستقل نیستند و خرید آن ها می تواند منجر به حفظ استارتاپ های نوآورانه شود.

قطعا شرکت های کمتری در سال 2018 موفقب به تامین بودجه مورد نیاز خود شده اند و تعداد معاملات 7/5 درصد کاهش یافته است. اما این ماهیت صنعت سرمایه گذاری است.

در عوض دولت باید فرایند ثبت یوتیلیتی پتنت ها را بهبود بخشد. به این دلیل که برای کارآفرینان بسیار دشوار است که بتوانند پتنتی را برای پلتفرم های نرم افزاری به دست بیاورند، مگر اینکه نوآوری جدیدی مانند یک الگوریتم نوین را به کار بگیرند.

جلوگیری از اینکه یک غول حوزه تکنولوژی بتواند عملکرد نرم افزاری یک استارتاپ را کپی کند، مسئله ای بسیار بزرگتر از داشتن یکپارچکی و مالکیت بیش از حد است.

باید تاکتیک بهتری وجود داشته باشد که بتواند ریسک پذیری و سرمایه گذاری در استارتاپ ها را از طریق قراردادهای دولتی، بخشودگی مالیاتی، کمک های مالی و امثال آن تشویق کند. قوانین قوی تر مربوط به بخش خصوصی نیز بد نخواهد بود. انجام هر یک از موارد بالا، ضمن تقویت قوانین موجود، منجر به بهبود فضای رقابتی در فضای تکنولوژی خواهد شد.

بهترین روش ها برای ارتباطات سرمایه گذاری بهتر

اگر برنامه سناتور Warren پیش برود، به راحتی می تواند سرمایه گذاران را کنار بزند. و همانطور که شما نیز احتمالا می دانید، انتخاب سرمایه گذار خوب، می تواند منجر به نابودی رویاهای شما و یا بالعکس از بین بردن موانع پیش رو برای دستیابی به حداکثر توانایی هایتان شود. داشتن گزینه های کمتر به این معنا خواهد بود که شما به اندازه کسی که در شرکت شما سرمایه گذاری می کند، تیزبین نبوده اید.

من در فرایند طاقت فرسا و شاید هیجان انگیز تاسیس دو شرکت تکنولوژیکی بوده ام، بنابراین می دانم که مهمتر از همه تجربیات سرمایه گذار است که می تواند مانند یک معجزه عمل کند و یا باعث شکست کسب و کار شود.

در بدترین موارد، علت تنها مربوط به منابع مالی نبوده بلکه در قطع ارتباط کامل در ارتباطات سرمایه گذار و استارتاپ بوده است. در این حالت هیچ تصور مشترکی برای کسب و کار وجود نداشته و ارزش ها نیز متفاوت هستند. بدیهی است که بینش و ارزش های مشترک، دو عنصر مهم برای داشتن روابط خوب هستند.

تعیین اینکه آیا شما و سرمایه گذار بالقوه شرکت، دارای دیدگاه و ارزش مشترک هستید یا خیر، چیز کوچکی نیست، در عین حال توجه به دستور العمل های زیر نیز می تواند کمک کننده باشد:

1-در مورد انگیزه و برنامه های آتی سوال کنید.

همواره پرسش این سوال که چرا سرمایه گذار خواهان مشارکت در کسب و کار شما می باشد، بسیار عاقلانه است. بنابراین دریابید که غیر از مسائل مالی انگیزه آن ها چیست. پاسخ این سوال، دیدگاه دقیقی در مورد هدف سرمایه گذار از مشارکت به شما خواهد داد.

علاوه بر این از سرمایه گذار بالقوه بپرسید که ظرف 5 تا 10 سال آینده جایگاه شرکت را چگونه می بینند. افرادی بدون داشتن پاسخ دقیق احتمالا تناسب خوبی با شما ندارند. ضمن اینکه پاسخ به این سوال نیازمند اهداف و دیدگاه مشترک برای پیش بینی مسیر مربوط به 10 سال آینده می باشد.

پرسش درمورد انگیزه ها و برنامه های یک سرمایه گذار، اطلاعات بیشتری در مورد چرایی مشارکت یک فرد در سرمایه گذاری، صرف نظر از سودهای کوتاه مدت به شما خواهد داد.

شما باید دریابید که آیا سرمایه گذاران با اهداف طولانی مدت شما هماهنگی دارند و یا تنها از شرکت شما برای تقویت پرتفولیوی خود استفاده خواهند کرد. پرسیدن چند سوال بیشتر در این مورد، اطلاعات بسیار بیشتری از آنچه که فکر کنید، در اختیارتان خواهد گذاشت.

علاوه بر این سوال کنید که به اعتقاد سرمایه گذار، چند دور سرمایه گذاری برای کار شما کافی خواهد بود. سرمایه گذارانی با اهداف کوتاه مدت، یک یا دو بار را کافی خواهند دانست. سپس در مورد انتظارات آن ها درباره اندازه این دورها بپرسید. هرچه این عدد کوچکتر باشد، نشان می دهد که این فرد به دنبال اعمال کنترل بیشتری بر کسب و کار شما خواهد بود.

2- تاثیرگذاری و یا عدم صلاحیت این فرد را در ملاقات های خود تشخیص دهید.

هرگز اهمیت تاثیرگذاری سرمایه گذار در کسب و کار خود را نادیده نگیرید. شراکت با سرمایه گذاران قدرتمند، می تواند زمینه را برای سرمایه گذاری های بعدی، کانال های توزیع جدید و تبلیغات رسانه ای متفاوت تر فراهم کند. علاوه بر این می تواند منابع بیشتری را در مدیریت منابع انسانی، بازاریابی و فعالیت های کلی شرکت فراهم کند.

در اغلب موارد، شرکت ها در استارتاپ های نوپا سرمایه گذاری می کنند. سپس دوباره کارآفرینان نیاز به حمایت شرکت خواهند داشت. غول نرم افزاری SAP یک برنامه مبتنی بر استارتاپ ها را ایجاد کرده تا کارآفرینان خلاق را با منابع و تکنولوژی SAP مرتبط کند و منجر به تسریع امور و ورود سریعتر به بازار شود. بیش از 5000 مورد از فروشندگان مستقل نرم افزار، در این برنامه شرکت کرده اند ( البته هزینه سالانه آن 2620 دلار می باشد ).

سرمایه گذاران ممکن است به طرق گوناگون و با معرفی افراد به سمت یک استارتاپ کشیده شوند و بهترین حالت زمانی خواهد بود که ارزش های مشترکی بین آن ها برقرار باشد. اما اگر این دوست، هیچ موفقیتی پیش از این نداشته باشد، باید دقت کنید.

حتی اگر سرمایه گذار دارای بودجه مورد نیاز شما هم باشد، ممکن است برخی مشکلات، اختلال ایجاد کنند. پول تنها یک عامل است، و قطعا مهمترین عامل در پیدا کردن شریک سرمایه گذار صحیح نخواهد بود.

3- انتظارات را مدیریت کرده و اهداف واقع گرایانه ای تعیین کنید.

تعیین انتظارات برای داشتن ارتباطات متعادل الزامی می باشد. سرمایه گذاران را از مزایای بلندمدت حضور در شرکت و سطح استرس کاری برای دستیابی به اهداف آگاه کرده و از تعهد به اهداف درآمدی کوتاه مدت اجتناب کنید. در این بین هر عاملی در رابطه با شرایط بازار و رقبا، می تواند اهداف درآمدی شما را تحت تاثیر قرار دهد. حتی درصورتیکه مشکلات پیش آمده تقصیر شما نباشد، به جهت تعهدی که دارید مسئولیت آن بر شانه های شما خواهد بود.

مواردی که می توانید برای توسعه بیشتر کسب و کار از آن ها بهره جویید می تواند شامل انتشار نسخه جدیدی از یک اپ، ویژگی های اضافه شده به محصول، افزودن فروشگاه های جدید و یا دستیابی به کاربران فعال به صورت برنامه ریزی شده در هر ماه باشد. تمام این ها اهداف ملموسی هستند که قابل دستیابی و سنجش بوده و در محدوده زمانی خاصی قادر به دستیابی می باشند.

در مورد سرمایه گذاران مهمترین چیز این است که شما ارزش های مشترکی با یکدیگر داشته باشید. لزومی ندارد که همه این ارزش ها نوع دوستانه باشند. اگر هر دوی شما به، به دست آوردن سریع و آسان پول اهمیت می دهید، در این صورت با هم تناسب دارید. بگذارید فرد دیگری یک استارتاپ خیرخواهانه و نوع دوستانه را راه اندازی کند. مهم این است که شما هماهنگی کافی را با یکدیگر دارید.



:: بازدید از این مطلب : 57
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

موضع کسب و کارها در قبال موضوعات اجتماعی

موضع گیری قبلا در تجارت ممنوع بود، اما اکنون تقریبا لازم است.

من شغل خود در زمینه مدیریت برند را در Johnson & Johnson آغاز کردم، یک سازمان بازاریابی کالاهای بسته شده به شیوه کلاسیک در داخل یک شرکت دارویی بسیار خوب. نخستین مسئولیت من در بخش شامپوی کودک این شرکت بود. من 26 ساله بودم و هرگز در زندگی ام فرزندی نداشتم.

در آن زمان Jonson & Johnson یک شرکت محافظه کار بود و ما از یک رویکرد بازاریابی کلاسیک پیروی می کردیم. هدف ما عموما مادران جوان بودند و در واقع فکر من مبنی بر اینکه پدران نیز باید در تعادل با مادران در نظر گرفته شوند، افراطی محسوب می شد.

ما هرگز در مورد یک موضوع اجتماعی یا سیاسی نظری نمی دادیم. به هیچ وجه. چرا باید ریسک می کردیم و بخشی از مشتریان خود را از دست می دادیم؟

زمانیکه من مسئولیت بازاریابی Clean & Clean را بر عهده گرفتم، ما نخستین برند Johnson & Johnson بودیم که در MTV تبلیغ می شدیم، و چند مورد از گروه های افراطی ما را تهدید به تحریم کرده بودند. من اینگونه استدلال می کردم که ما تنها به دنبال برقراری ارتباط با گروه هدف خود که همان دختران نوجوان می باشد در زمینه ای تفریحی که کاملا رایج هست هستیم. این حداکثر کاری بود که می توانستم انجام دهم و فراتر از آن ممنوع بود.

اکنون همه چیز تغییر کرده است. می توان این امر را به انقلاب دیجیتال، رسانه های اجتماعی و یا فعالیت بیشتر برند ها در جامعه و یا تمام این عوامل نسبت داد. دلیل این امر هرچه که باشد، برندها امروز تابوها را شکسته اند و در قبال موضوعات اجتماعی که مطرح می شود موضع گیری می کنند. اکنون مشتریان می خواهند بدانند که یک برند در قبال موضوعات اجتماعی که برایشان مهم است، چه موضع گیری دارد. آن ها به دنبال برندهایی هستند که تاثیر مثبتی را بر محیط اطراف خود می گذارد.

Patagonia از دولت به جهت حمایت از اراضی عمومی شکایت کرده است. Nike ورزشکاران را در زمینه علاقه فردی شان حمایت می کند، چه امور اجتماعی و یا امور دیگر. محصولات ورزشی Dick سیاست های این شرکت در قبال فروش اسلحه را تغییر داده و Starbucks به دنبال حل تبعیض نژادی می باشد.

این برندها می دانند که چه چیزی برای مشتریانشان مهم است، بنابراین تلاش می کنند تا تاثیرگذار باشند. قبلا به هیچ وجه شاهد چنین چیزی نبوده ایم و همواره ممنوع بوده است.

اما چرا باید هر برندی در قبال هر موضوعی، موضع گیری کند؟ به عنوان یک مدیر برند، چگونه درمی یابید که به کدام سو باید حرکت کنید؟

چگونه دریابیم که چه چیزی مهم است.

به مصرف کنندگام، مشتریان، کارمندان و تمام افرادی که به کسب و کار شما مرتبط هستند توجه کنید و دریابید که چه چیزی برای آن ها مهم است. با آن ها صحبت کنید، کانال های اجتماعی آن ها را دنبال کنید، دریابید که چه چیزهایی بر آن ها تاثیر می گذارد و نگرانی های آن ها را بدانید. اگر آن ها نگران موضوع خاصی هستند، شما نیز باید نگران آن باشید.

به ویژه از شما می خواهم تا یک سری اقدامات معنادار را انجام دهید. به خاطر داشته باشید که همیشه نیازی به مباحثه نخواهد بود. امروز Johnson & Johnson مشاغل مربوط به پرستاری را حمایت می کند چرا که پرستاران عنصر اصلی در مراقبت از سلامت هستند. NYU از دانشجویان پزشکی خود شهریه دریافت نمی کند تا حمایت پزشکان متخصص قوی را به دست بیاورد. برندها و سازمان های بی شماری تلاش می کنند تا شکاف دستمردی را از بین ببرند. در هیچ یک از این موضوعات، بحث و جدالی در کار نیست، بلکه فرصت هایی برای برندهاست تا از تغییرات مطرح شده استفاده کنند.

حتی نیازی نیست که شما یک موضع عمومی داشته باشید. درک یک موضوع اجتماعی و آگاهی از اهمیت آن، تمام چیزی است که شما باید انجام دهید. این درک، می تواند به شکل گیری برنامه ریزی کلی شما کمک کند و تنها تصدیق موضوعات اجتماعی می تواند برای کسب و کار شما کافی باشد.

قطعا این کار به هیچ وجه نمی تواند ممنوع باشد.



:: بازدید از این مطلب : 57
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

دوره های سرمایه گذاری در مشاغل جانبی

بسته کامل آغاز یک کسب و کار جانبی، ابعاد متفاوت به دست آوردن پول از یک شغل دوم را به شما نشان می دهد.

اتکای صرف بر کار روزانه از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر، روز به روز سخت تر می شود. در سال 2018 مطالعه ای نشان داد که حدود 4 نفر از هر 10 امریکایی درآمدی از یک شغل جانبی به میزان 8000 هزار دلار به طور متوسط در سال دارند.

این اعداد به هیچ وجه آمار رو به کاهشی را نشان نمی دهند. افزایش اتکای کارفرمایان بر کار از راه دور، بعلاوه امکان افزایش انعطاف پذیری ساعات کار در محیط های کاری سنتی، شغل های جانبی را به گزینه مناسبی برای کارمندان تبدیل کرده است.

مجموعه ای از دوره های راهنمایی، مانند نمونه هایی که در Complete Start A Slide Business Bundle آمده است، می تواند به شما کمک کند تا مسیر موفقیت آمیزی را اتخاذ کنید. کسی چه می داند شاید کار نیمه وقت شما به حدی رشد کند که به یک شغل تمام وقت تبدیل شود.

Drop Shipping

در این دوره، واردات و مدیریت زنجیره تامین کاملا شفاف سازی می شود. شما یاد خواهید گرفت که چگونه محصولات را به صورت عمده از کشور چین سفارش دهید، وب سایت Wordpress خود را راه اندازی کنید و کالاهای وارداتی را با سودی مناسب بفروشید. این دوره ها همچنین ابعاد بازاریابی مورد نیاز برای کسب و کار شما را نیز پوشش می دهد، شما طی این دوره درخواهید یافت که چگونه لیست ایمیل خود را تهیه کنید و از لحاظ استراتژی های بازاریابی در فیس بوک به موفقیت دست یابید.

محصولاتی با برچسب خصوصی

اگر شما محصولاتی با برچسب خصوصی خود را دارید و به دنبال مخاطب هستید، Ultimate Guide to selling private label products به شما نشان خواهد داد که چگونه برای آن ها بازاریابی کرده و محصولات خود را در بازارهای گسترده به فروش برسانید. شما از تجربیات شرکت هایی مانند Amazon و eBay برای ساخت قلمرو خصوصی خود استفاده خواهید کرد. علاوه بر این اشتباهات رایجی که در آغاز کار متداول است، جستجوی کلمات کلیدی برای برندتان و افزایش نرخ تبدیل نیز شرح داده خواهند شد.

فریلنسینگ

آزادکاری یک نقطه شروع عالی برای افرادی است که می خواهند کار جانبی داشته باشند. دوره های Freelance Client Mastery به شما نشان خواهد داد که چگونه یک پروفایل عالی را در Upwork که یکی از بهترین منابع جهان برای آزاد کاری می باشد، ایجاد کنید. علاوه بر این شما در مورد یافتن سریع مشاغل جانبی در Fiverr که یک بازار آنلاین برای مشاغل کوچکتر می باشد، مطالبی را خواهید آموخت.

دوره های آنلاین

آیا شما در صنعتی که در آن فعالیت دارید، صاحب نظر هستید؟ با استفاده از دوره های آنلاین، به دیگر افراد نیز کمک کنید تا بهتر کار کنند. The ultimate online course creation blueprint به شما نشان خواهد داد تا چگونه از ارائه های خود فیلمبرداری کرده و هر بار که فردی برای کلاس های شما ثبت نام کند، هزینه آن را دریافت کنید.



:: بازدید از این مطلب : 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راهکار گیر نکردن در یک شغل بدون آینده

کسب و کار خود را شروع کنید، از خانه کار کنید و از نظر مالی مستقل باشید. چگونگی آن در زیر بیان می شود.

در این مجموعه که Member Showcase نام دارد، ما مصاحبه هایی را با اعضای The Oracles منتشر می کنیم. این مصاحبه نیز با Oguz Konar موسس شرکت Merchant Cash Advance Success Blueprint صورت گرفته است که به افرادی با ذهنیتی رشد یافته کمک می کند تا به یک کارگذار وام تجاری تبدیل شوند. این اصطلاحی است که توسط Oracles استفاده شده است.  

نقطه عطف زندگی شما چه زمانی بوده است؟

زمانیکه من 7 ساله بودم، پدرم شغل خود را از دست داد و ما 4 نفر را بدون هیچ درآمدی ترک کرد. او که از حقوق ماهیانه ناچیز خود خسته شده بود، تصمیم گرفت تا به ایالات متحده برود و ما را در ترکیه تنها گذاشت.

پدرم می خواست تا آینده مالی بهتری را برای ما فراهم کند و ما دیگر چنین زندگی سختی نداشته باشیم. این تصمیم 11 سال ما را از هم جدا کرد. در نتیجه من با درک عمیقی از اهمیت امنیت مالی بزرگ شدم.

یک واقعیت جالب درباره خود را مطرح کنید که افراد زیادی از آن اطلاع ندارند.

من در رشته زیست شناسی و شیمی فارغ التحصیل شدم، بنابراین تحصیلاتم ارتباطی با بازاریابی و آموزش آن نداشت. اغلب افرادی که مرا می شناسند نمی دانند که من مقاله علمی را در حوزه رفتار جیرجیرک ها منتشر کرده ام. در واقع من نخستین فردی بودم که بر روی این موضوع خاص مطالعه کرده بودم. مهارت هایی که به دست آوردم به من کمک می کند تا موضوعات پیچیده را ساده سازی کنم تا هر فردی قادر به درک آن باشد.

چه چیزی درمورد کسب و کارتان بیش از همه برایتان هیجان انگیز است؟

تماشا کردن و کمک به مشتریانم مرا تا حد زیادی هیجان زده می کند. من اغلب زمانی با آن ها ملاقات می کنم که در شغل بدون آینده ای گیر افتاده اند و یا کسب و کاری دارند که از آن لذت نمی برند و تلاش می کنند که به گونه ای آن را به پایان برسانند. آن ها احساس گیر افتادن می کنند و نمی توانند در زندگی پیش بروند. آن ها نیاز به فرصتی دارند تا دوباره شروع کنند.

دیدن اینکه آنها مسیری را طی می کنند و به مقصدی می رسند که حتی رویای آن را نیز تصور نمی کردند، بسیار لذت بخش است. آن ها می توانند به آزادی زمانی، مکانی و مالی دست یابند.

چه کتابی طرز فکر یا زندگی شما را تغییر داده است؟

The road less travels نوشته دکتر Scott Peck نخستین مطالعه من در مورد پتانسیل های واقعی انسان بود. من دریافتم که ما محصول عادت هایمان هستیم. کتاب این باور را در من شکل داد که ما تحت کنترل سرنوشت قرار داریم و سرنوشت نیز چیزی جز تصمیمات، اقدامات و تلاش هایمان برای تغییر نمی باشد.

زمانیکه تصمیم می گیرید زندگی خود را تغییر دهید، چرایی آن مهمترین نکته است. این انگیزه تصمیم شما را پابرجا می سازد و تمایل به تغییر را ایجاد می کند. این تمایل منجر به اقدام می شود، اقدام تبدیل به عادت می شود و این عادت ها نتایجی را برای شما به همراه دارند. تمام این ها با این اعتقاد شروع می شوند که من می توانم تغییر ایجاد کنم.

توصیه شما به خود جوانترتان چیست؟

همانند اغلب مردم، من اوقات دشواری را چه از نظر مالی و چه فردی تجربه کرده ام. اگر می توانستم چیزی در گوش خود جوانترم زمزمه کنم، می گفتم: به توانایی های خود شک نکن. حتی لحظه ای هم فکر نکن که این تلاش ها بی ارزش هستند. به تلاش خود اداه بده و لحظات خود را بساز.

شما رهبری عالی را چگونه تعریف می کنید؟

رهبری عالی توانایی شناسایی انگیزه ها، محرک ها و به حرکت در آوردن افراد به گونه ای است که جرقه انگیزه در آن ها روشن شود.

من از خواندن بیوگرافی شخصیت های تاریخی مشهور لذت می برم. چیزی که در تمام آن ها مشترک است، توانایی آن ها در نشان دادن چیزهای ممکن به دیگر افراد است. آن ها به دیگران کمک می کنند تا به هدفی بزرگ اعتقاد داشته و روحیه درستی در دستیابی به آن داشته باشند.

شما یک کسب و کار خوب را چگونه ارزیابی می کنید؟

من کسب و کارهای زیادی را در مسیر کارآفرینی خود آغاز کرده ام. از بین این موفقیت ها و شکست ها، یاد گرفته ام که یک کسب و کار خوب باید سه ویژگی داشته باشد.

نخست، شما نیاز به یک برنامه کامل با یک مسیر واضح برای فروش، سودها، و موفقیت دارید. دوم، شما نیاز به دلیل قانع کننده ای دارید که نشان دهند بازار خواهان محصولات شما می باشد. در نهایت، شما نیاز به محصول یا خدمتی قوی دارید که شما را از باقی بازار متمایز می سازد.

برنامه روزمره شما برای موفقیت چیست؟

من اعتقاد دارم که ما موجوداتی بر پایه عادت هستیم. اما اغلب ما به درستی از عادت هایی که در طول زمان به دست آورده ایم آگاه نیستیم. موقعیت شما محصول عادت های شماست، بنابراین باید از عادت های خود مطلع باشید.

صبح های من با 20 دقیقه مدیتیشن آغاز می شود. سپس میزان فروش و حساب های بانکی فردی و کاری ام را چک می کنم. سپس برنامه خود برای روز را می چینم که شب قبل آماده کرده ام. من قبل از آنکه کارهای ضروری که باید در روز تکمیل شوند را انجام نداده باشم، ایمیل و دیگر رسانه های اجتماعی را چک نمی کنم.

عصرها، سعی می کنم آرامش داشته باشم. یک ساعت مطالعه می کنم و یک ساعت قبل از خواب پیاده روی می کنم.

در حال حاضر مشغول کار بر روی چه پروژه ای هستید؟

من بر روی ایجاد تحولی در Alternative Lending هستم. به مردم نشان می دهم که چگونه کسب وکار خود را شروع کنند، از خانه کار کنند، و تحولی در زندگی فردی و مالی خود ایجاد کنند، حتی اگر تجربه پیشینی هم نداشته باشند.

برای کسب وکارهای کوچک در ایالات متحده بسیار دشوار است که بتوانند سرمایه خود را بدون تکیه بر منابع بانکی افزایش دهند. با تبدیل شدن به کارگزاران وام بانکی مشتریان من می توانند به سرعت شرکت های عالی را راه اندازی کرده و به دیگر کسب وکارهای کوچک نیز کمک کنند تا سرمایه مورد نیاز خود را به دست آورند. به عقیده من این یک بازی برد برد است.

دوست دارید با چه ویژگی شناخته شوید یا چه میراثی از شما به جای بماند؟

من سال ها برای یافتن پاسخی برای این سوال جستجو کرده ام. فکر می کردم یک روز بیدار می شوم و پاسخ این سوال را در مقابل خود می یابم. اما اینگونه نبود.

دو سال پیش، من دریافتم که افراد موفقی که تحولی را ایجاد کرده اند، این کار را برای خودشان انجام نداده اند. بلکه برای کمک به دیگران آن را انجام داده اند. من می خواهم به عنوان فردی شناخته شوم که به یک میلیون نفر کمک کرده است تا کسب وکار خود را آغاز کنند و هرگز مجبور نباشند برای درآمدی ناچیز کار کنند.



:: بازدید از این مطلب : 45
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

انجام وظایف متعدد با بهره وری

درخواست کردن از کارمندان برای بر عهده گرفتن مسئولیت های متعدد الزاما به معنای آشفته شدن اوضاع نخواهد بود. در اینجا خواهید دید که چگونه می توان شرکت را آرام، شاد و در عین حال بهره ور نگه داشت.

سوال: چگونه می توان به شکل گیری بهره وری درون سازمانی کمک کرد، به ویژه زمانیکه تیم کوچک بوده و تمام افراد نیز وظایف و مسئولیت هایی را بر عهده داشته باشند؟ Michelle N. و Nashua, N.H.

اگر ده نفر از کارآفرینان را در یک اتاق قرار دهید، خواهید دید که مانتراهای یکسانی بازگو می شود: فشار، تمرکز، انجام کارهای بیشتر با منابع کمتر و در نهایت داشتن پایداری بیشتر.

این کلمات بسیار الهام بخش به نظر می رسند اما نمی توانند تضمین کننده موفقیت باشند. دلیل این ادعا آماری است که نشان می دهد بیش از 50 درصد از استارتاپ ها در 5 سال اول با شکست مواجه می شوند.

داشتن بهره وری به معنای ایجاد زیرساختی می باشد که می تواند به کسب و کار شما در موقعیت های متعدد کمک کند. روی هم رفته شکست همیشه در نتیجه ایده بد یا تیم بد به وقوع نمی پیوندد. گاهی اوقات تا زمان وقوع اشتباه همه چیز درست پیش می رود: وب سایتی که دارای آمار بازدید و شهرت زیادی است و یا محصولی که به قدری با تقاضای بالا مواجه است که نیازهای مربوط به فهرست کالاها قابل برآورده شدن نیست. حتی من مطلبی در مورد یک رستوران خواندم مبنی بر اینکه پس از اینکه رتبه بهترین برگر را در امریکا کسب کرده است، با چنان جمعیت گسترده ای از مشتریان روبرو شده که مجبور به تعطیلی مغازه شده است.

این مثال ها را می توان در هر جا مشاهده کرد، اما علت اصلی مشترک است. هر کسب و کاری صرف نظر از اندازه و مرحله کاری اش، نیاز به سیستم هایی دارد که به تیم کاری امکان می دهد بدون وقفه و با سرعت به حرکت رو به جلو خود ادامه دهند.

در روزهای آغازین شرکت برندینگ خود، با نام Pen Name Consulting ما با چالش بزرگی روبرو شدیم. در عرض 3 ماه، ما قراردادهایی را با Equinox، Dollar Shave Club و Mocrosoft امضا کردیم. خبری که بسیار هیجان انگیز و در عین حال دلهره اور بود. ما تیم کوچکی بودیم و تنها دو کارمند تمام وقت داشتیم. با این وجود، سعی کردیم شرایط را به گونه ای مدیریت کنیم که بتوانیم قراردادهای طولانی مدتی را با دو مورد از مشتریان داشته باشیم.

چگونه؟ ما نظارت و توازن را از سطح کلان شروع کرده و به سطح خرد رساندیم. شاید به نظر برسد که کار بسیار دشواری است اما تنها با قدری برنامه ریزی بیشتر می توان تا حد زیادی پیشرفت کرد.

برای اینکه یک تیم کوچک بتواند بهره وری حداکثری داشته باشد، باید اصول 5 گانه زیر در نظر گرفته شود.

1-انتظاراتی را تعیین کنید.

زمانی که تیم خود را تشکیل می دهید، بسیار مهم است که افراد تازه استخدام شده دریابند که این شغل مستلزم کار کردن و کسب مهارت هایی خواهد بود که شاید خارج از تخصص معمول آن ها باشد. تیم هایی که در مسیر ماموریت بزرگ خود هماهنگ بوده و درک صحیحی از مسئولیت های جانبی داشته باشند، به موفقیت نزدیک تر خواهند بود.

2- از دیگران یاد بگیرید.

مردم از آنچه که شما تصور می کنید تمایل بیشتری برای خرج کردن پول دارند. فردی را بیابید که مسیر کاری شما را طی کرده است، یکی از مشکلات خود را برای او شرح دهید، و ببینید توصیه او به شما چیست. اگر بر مانع خاصی تمرکز کنید، احتمالا به پاسخ بسیار خاصی نیز دست خواهید یافت.

3- مدیران پروژه ها را تعیین کنید.

هر جنبه از کسب و کار شما باید یک مسئول داشته باشد، یعنی فردی که قطعات مختلف کار را از جدا شدن از هم باز می دارد. من برای خدمات مشتریان و کارکردهای داخلی مسئولان متفاوتی را تعیین می کنم که هر یک دیدگاه کلانی در مورد مسئولیت های خود داشته باشند. بر برنامه هایی مانند Asana و یا Slack برای ایجاد لایه اضافی برای دیده شدن شرکت خود تمرکز کنید.

4- بررسی های هفتگی

در هر یک از کسب وکارهای من، ما در ابتدا و آخر هر هفته دور هم جمع می شویم. دوشنبه ها، ما اهداف هر یک از اعضای تیم برای هفته پیش رو را در جلسه ای 30 دقیقه ای بررسی می کنیم. جمعه ها، ساعتی را اختصاص داده و این اهداف را بررسی می کنیم. اگر اهداف مورد نظر به دست نیامده بودند، در مورد چرایی آن گفتگو کرده و راه حلی پیدا می کنیم.

5- بررسی های روزانه

فرهنگ مبتنی بر جلسات متعدد می تواند مسئله ساز باشد، اما اگر این جلسات روزانه را تنها به 15 دقیقه کاهش دهید، احساس جلسه به اعضای تیم دست نخواهد داد. در عوض این جلسات به مکالمات سریعی تبدیل خواهند شد که بیشتر در مورد حمایت و توجه هستند تا راه حل های تاکتیکی. زمانیکه کارها سریع پیش بروند، بسیار مهم است که اطمینان یابید اعضای تیمتان به خوبی کار کرده و آگاه هستند که شما به آن ها توجه دارید.

به یاد داشته باشید که داشتن وظایف متعدد الزاما به معنای عدم بهره وری نمی باشد. اما نیازمند شفافیت، برنامه ریزی و سیستم های پشتیبانی می باشد. به عبارت دیگر، این کار کارکرد کسب و کار شما را ارتقا خواهد داد. در طولانی مدت نیز به شما نشان خواهد داد که کدام محل ها نیازمند حمایت بیشتری هستند و از این راه رشد شما امری پیوسته خواهد بود.



:: بازدید از این مطلب : 51
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

مسری بودن مثبت گرایی و منفی گرایی در کسب و کارها

شما با کدام طرز فکر وارد کسب وکار خود شده اید؟

نظرات بیان شده توسط کارآفرینان شرکت کننده، متعلق به خود ایشان می باشد

Drew Stern مدیر عامل شرکت مبتنی بر هوش مصنوعی Esquify بیان می کند که به منظور دستیابی به موفقیت پایدار، یک رهبر باید به داشتن دیدگاه مثبت گرا توجه داشته باشد. هیچ مسیر مستقیمی به موفقیت وجود ندارد، و در حالیکه برخی افراد یک موقعیت ویژه را به عنوان موفقیت یا شکست می بینند، Stern ترجیح می دهد تا هر موقعیت را یک موفقیت و یا فرصتی برای تغییر، بهبود و یا یادگیری چیزی جدید ببیند.

علی رغم تمرکز Esquify بر فرایندهای مصنوعی و اتوماتیک، Stern شرکت را به عنوان مکانی می بیند که در آن همکاران قادر به به اشتراک گذاری، همکاری و پیشرفت روزافزون هستند. شهرت شرکت به عنوان کسب و کاری که در آن افراد می توانند خود را به چالش کشیده و رشد کنند، یکی از عوامل متعددی است که سبب نرخ پایین جابجایی کارکنان و رضایت بالای شغلی شده است.

در ویدئوی زیر می توانید مطالب بیشتری در مورد Stern و esquify بیاموزید.

شبکه کارآفرینی یک شبکه ویدیوئی با کیفیت بالا می باشد که از زندگی کارفرینان موفق و رهبران متفکر، محتوای تفریحی، آموزشی و انگیزشی تهیه کرده و ارائه می کند. ما تخصص ها و فرصت هایی را برای تسریع رشد برند ارائه می کنیم و با ویدئوها و محتواهای شنیداری خود که در تمام برنامه های دیجیتال در زمینه تجاری منتشر می شود، کسب درآمد می کنیم.

En با صدها کانال برتر یوتیوب در حوزه تجارت عمودی شراکت می کند. بر حسب نیاز خود از طریق شبکه شرکای ما مانند Roku، Apple TV و برنامه های کارآفرینی که برای سیستم عامل های Ios و Android در دسترس می باشند، ویدئوهای ما را تماشا کنید.



:: بازدید از این مطلب : 63
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

توصیه های عالی برای نام گذاری کسب وکار

آیا فکر می کردید که نام گذاری ماهی قرمز خانگی تان کار دشواری است؟ حالا تلاش کنید تا برای کسب وکار خود نامی انتخاب کنید. در این جا 3 توصیه مطرح می گردد که به شما کمک می کند نامی عالی را انتخاب کنید که با مشتریان ارتباط برقرار می کند.

1-برای بروز خلاقیت خود، به تمام کسب وکارهایی که روزانه با آن ها در تعامل هستید توجه کنید. با نادیده گرفتن آنچه که این شرکت ها در واقع انجام می دهند، ببینید که آیا چیز مشترکی در نام آن ها وجود دارد که شما دوست داشته باشید یا نداشته باشید، و آن را به ذهن بسپارید.  

2-. کارآفرین سریالی Yanik Silver می گوید از انتخاب حروف اول اجتناب کنید. شرکت هایی مانند IBM و BMW ده ها سال را صرف معنا دادن به حرف های برند خود کرده اند، اما زمانیکه شما در آغاز راه چند حرف را انتخاب می کنید، احتمالا مشتریان چیز زیادی از فعالیت شما متوجه نخواهند شد.

3- Silver همچنین توصیه می کند که از Google Adwords برای تعیین کلمات کلیدی نام خود که احتمالا میزان مراجعه به وب سایت شرکت شما در جستجوها را افزایش خواهد داد، استفاده کنید.



:: بازدید از این مطلب : 59
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

دزدیدن مشاغل توسط ربات ها

مطالعه ای که اخیرا انجام شده پیش بینی کرده است که اتوماتیک سازی، 73 میلیون شغل را تا سال 2030 حذف خواهد کرد. بنابراین حق دارید که نگران این موضوع باشید.

آیا نگران از دست دادن شغلتان هستید؟ باید هم نگران باشید، آن هم نه به خاطر سیل مهاجرت های غیر قانونی بلکه به خاطر ربات ها.

مشاغل دزدیده نخواهند شد بلکه از بین خواهند رفت. گزارشی که اخیرا توسط McKinsey Global Institute انجام شده است، پیش بینی می کند که اتوماتیک سازی 73 میلیون شغل را تا سال 2030 حذف خواهد نمود. درحالیکه شرکت ها میلیاردها دلار را صرف ارتقای خود از طریق اتوماتیک سازی می کنند، ما هم ناخواسته در این از بین رفتن شغل ها مقصر هستیم. آیا گاز را خودتان به ماشین انتقال می دهید؟ آیا خودتان به قسمت سلف سرویس فروشگاه خواربارفروشی می روید؟ این ها زمانی مشاغلی بودند که توسط افراد انجام می شدند اما اتوماتیک سازی نیاز به فردی برای پرداخت را حذف نمود.

اتوماتیک سازی همواره چیز بدی نیست. Walter Reuther از فعالان کارگری بر این باور است که اتوماتیک سازی می تواند به معنای نجات کارگران باشد و از بسیاری جهات این حرف درستی است. اتوماتیک سازی به دنبال جایگزین شدن در مشاغلی است که پیش از این برای کارگران آسیب زا و خطرناک بوده اند. متاسفانه این فرایند، جایگزین نیروی کار بدون مهارت نیز شده است. آیا این اواخر به یک فست فود بزرگ رفته اید؟ شما در یک کیوسک لمسی غذای خود را سفارش می دهید، در همان کیوسک هزینه خود را به صورت نقد یا با کارت های اعتباری و یا حتی با Apple Pay یا Googlr Pay پرداخت می کنید و لذا از کارکنان رستوران سایه ای بیش نمانده است.

من در اواخر دهه 1980 در یک کارخانه اتومبیل سازی کار می کردم. اغلب مشاغل بسیار دشوار بودند، هوا به سختی جریان پیدا می کرد و کار از نظر فیزیکی و عاطفی خسته کننده بود. اگر امروز از یک کارخانه اتومبیل سازی بازدید کنید خواهید دید که اغلب مشاغل دشوار توسط ربات ها انجام می شوند و یا به واسطه پیشرفت های تکنولوژیکی به کلی حذف شده اند. نیروی کاری که زمانی از چکش میخ کش استفاده می کردند اکنون از چکش های اتوماتیکی استفاده می کنند و به مرور تعداد افرادی که از چکش های سنتی استفاده می کردند کاهش یافته است. تمام مشاغل کاربر دقیقا به این صورت هستند: در نیروی کار صرفه جویی می کنند و لذا نیاز به بخشی از کار از بین می رود. این خبر درصورتیکه شما صاحب یک شرکت ساخت و ساز باشید، خبر خوبی است و شما را قادر می سازد تا به جای 5 نفر از 4 نفر استفاده کنید، اما سرانجام آن به چه صورت خواهد بود؟

این آمار مرا متعجب می کند، از بین رفتن 73 میلیون شغل چه تاثیر بزرگی بر جای خواهد گذاشت. طبق آمارهای موچود، در سال 2018، 7/128 کارگر تمام وقت وجود خواهد داشت و تنها 7/55 درصد از مشاغل باقی خواهند ماند. به عبارت دیگر، 43 درصد از شغل هایی که امروز وجود دارند، اتوماتیک سازی شده و وجود خارجی نخواهند داشت.

شاید اوضاع بدتر هم شود، هوش مصنوعی شرکت ها را قادر ساخته است تا نیاز به نیروی کار با مهارت را نیز حدف کنند. اغلب کارهایی که Ted Kaczynski با مدرک دکترای ریاضیات خود قادر به انجام آن ها بود، اکنون می تواند با پرداخت تنها 3 دلار توسط یک ماشین حساب دسته سوم انجام گیرد. به نظر شما این کار برای کارخانه دارانی که نیاز به قوانین مهندسی و ریاضی داشتند، چه دستاوردی دارد؟ متخصصین هوش مصنوعی در حال رسیدن به نقطه ای هستند که احتمالا وسایل نقلیه بدون راننده خواهند توانست جایگزین 5/3 میلیون مورد از مشاغل مربوط به رانندگی کامیون شوند، البته در صورتیکه آمار مربوط به رانندگان تاکسی و اجاره های خودرو را محاسبه نکنیم.

این پیش بینی ها نمیتواند برای تمام افراد هشدار برانگیز باشد. تاریخ به ما نشان داده است که پیشرفت های تکنولوژیکی تمایل به حذف شغل ها دارند و نه حرفه ها. ما هنوز هم از نقشه ها، شمع ها و کشتی رانی استفاده می کنیم اما نه به تعدادی که در قرن نوزدهم از آن ها استفاده می کردیم. علاوه بر این تاریخ به ما آموخته است که پیشرفت های تکنولوژیکی مشاغل جدیدی را با خود می اورند، در عین حال که ممکن است 73 میلیون شغل با اتوماتیک سازی حذف شود، تعداد زیادی شغل جدید نیز به واسطه تکنولوژی ایجاد خواهد شد که ما اکنون قادر به تصور آن هم نیستیم.

پیامدهای اجتماعی نیز در ورود اتوماسیون به مشاغل مختلف وجود دارد. روبات ها مالیات بر شغل، مالیات بر درآمد و یا تامین اجتماعی را پرداخت نمی کنند و این پول باید از جایی تامین شود. متوقف کردن برنامه های اجتماعی می تواند یک راه حل باشد اما کوچک کردن شبکه تامین اجتماعی قطعا اوضاع را بدتر خواهد کرد نه بهتر. شاید ما باید از ربات هایی که جایگزین یک کارگر می شوند هم مالیات دریافت کنیم، در این صورت به آن ها نه به عنوان کارگر که به عنوان مالیات دهنده نگاه خواهیم کرد.

اگر کاری انجام ندهیم با سرعت به فاجعه نزدیک خواهیم شد. ما باید مراقب شغل هایی باشیم که از طریق دستمردشان معیشت خانواده ها اداره می شود. این یک مسئله حزبی نیست. اگر مردم برای خرید مایحتاج زندگی خود با کشمکش مواجه باشند، پول کمتری برای تجملات وجود خواهد داشت، و در حالیکه تعداد کمی از افراد با فروش کالاهای نامرغوب خود به افراد فقیر میلیون ها دلار درآمد کسب خواهند کرد، افراد فقیر روز به روز فقیرتر خواهند شد.



:: بازدید از این مطلب : 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 07 آذر 1402 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران