نوشته شده توسط : radyabha

مناسب ترین راههای استفاده از ویدیوها برای سایت

به لطف تلفن های هوشمند و دوربین های ارزان قیمت، تولید ویدئوهای با کیفیت اصلا کار سخت و دشوای نبوده است. آیا تولید ویدئو و استفاده از ویدئو در وب سایت، تاثیری بر کسب و کار شما می گذارد؟ و آیا ارزش تلاش دارد؟
به همین خاطر است که ما این ایده ها و نظرات را کنار هم قرار داده ایم تا بتوانید از ویدئوهای مختلف در وبسایت خود استفاده کنید، از سرصفحه ها و پس زمینه های ویدئو گرفته تا ویدئوهای آموزشی. در این مقاله اطلاعات مفیدی در مورد چگونگی استفاده از ویدئو در وب سایت خود به دست می آورید. بعد به راحتی می توانید از این اطلاعات کمک بگیرید و بازدیدکنندگان بیشتری جذب کنید.

1. ویدئوهای آموزشی و توضیحی 

همه ما قبلا این ویدئوهای آموزشی و توضیحی را دیده ایم و کم و بیش با آنها آشنایی داریم؛ این ویدئوها به ما نشان می دهند که مثلا چطور تیوپ یک دوچرخه را تعمیر کنیم و یا برای نهار روز تعطیل خود بوقلمون آماده کنیم.
افراد حرفه ای و یا صاحبان مشاغل کوچک می توانند مهارت و دانش خود را به این صورت و با ساخت ویدئو با دیگران به اشتراک بگذارند. ساخت این نوع ویدئوها کار آسانی نیست و قطعا برای ساخت ویدئوهای مناسب و با کیفیت به تمرین و ممارست بسیار زیادی نیاز است؛ بدون شک استفاده از این نوع ویدئو در وب سایت، به ارتقای پروفایل حرفه ای و تخصصی شما کمک می کنند و به نوعی با بازاریابی ویدئویی ، شما را به عنوان یک منبع اطلاعاتی معتمد به همگان نشان می دهد. همچنین می توانند تبدیل به یک ویدئوی خاص شوند و در بالای فهرست نتایج جستجوی گوگل قرار بگیرند.

مهم نیست این ویدئوها را چه می نامید، ولی به طور معمول همه این نوع ویدئوها از یک اصل اساسی پیروی می کنند. ابتدا خودتان را معرفی می کنید، سپس تا جایی که برایتان مقدور است به بینندگان خود توضیح می دهید که مثلا این وسیله چطور کار می کند و یا این غذا چطور آماده می شود. هر آنچه که در قسمت FAQ (قسمت پرسش و پاسخ وبسایت) و قسمت راهنمای خرید وبسایت خود قرار می دهید، می تواند موضوع خوبی برای تهیه یک ویدئوی آموزشی باشد.
یکی از نکات مهم در تهیه فیلم های آموزشی این است که فیلم آموزشی شما حتما باید با حرفه و تخصصی که دارید در ارتباط باشد. بعلاوه باید در مورد مسائلی صحبت کنید که آشنایی کامل با آن ها دارید. قطعا با این کار اعتبار و مهارت شما مشخص می شود.
نکته: به خاطر داشته باشید که برای استفاده از ویدئو در وب سایت آن ها را کوتاه تهیه کنید تا فقط یک موضوع کوچک را پوشش دهند. اگرچه شما می خواهید که ویدئوها دقیق و مفید باشند، اما باید بدانید که اکثر داده های موجود، حاکی از آن هستند که مشارکت مردم با ویدئوهای آموزشی، بعد از شش دقیقه به طور قابل توجهی کاهش پیدا می کند و این نکته مهمی است که باید در بازاریابی ویدئویی به خاطر داشته باشید.

2. ویدئوهای معرفی محصول 

گاهی اوقات از یک محصول خاص بهترین عکس را می گیرید و همچنین بهترین توضیحات را برای معرفی محصول ارائه می دهید، اما نتیجه لازم را نمی گیرید. در این صورت بهترین کار درست کردن ویدئویی است که به خوبی و با دقت، نحوه کار با محصول مورد نظر را نشان می دهد. در صورت ساخت یک ویدئوی خوب و حرفه ای، قطعا به نتیجه خوبی خواهید رسید.
زمانی که محصولی را به صورت عملی نشان می دهید، مردم راحت تر می توانند آن را در ذهن خود تصور کنند و بعلاوه ویدئو، بیشتر مردم را ترغیب به خرید می کند. به این فکر کنید که یک فروشگاه آنلاین چطور کفش هایش را از زوایای مختلف به مردم نشان می دهد؛ ویدئویی که شخصی را نشان می دهد که کفش ها را پوشیده و فقط راه می رود و می چرخد. ویدئویی که می سازید حتما نباید پیچیده و دشوار باشد، در حقیقت فیلمبرداری از زاویه های مختلف تفاوت بسیار فاحشی ایجاد می کند.

گاهی اوقات می توان برای معرفی یک محصول تنها از خود محصول استفاده نکرد بلکه از محیط اطراف هم الهام گرفت. به عنوان مثال، اگر شما یک وب سایت مخصوص اجاره منزل و یا آپارتمان برای تعطیلات دارید، به راحتی با گرفتن یک ویدئوی مناسب از خود آپارتمان و یا منزل و همچنین محیط اطرافش، می توانید توجه گردشگران زیادی را به سمت خود جلب کنید.
و البته اگر یک وب سایت مخصوص نوازندگی و یا گروه موسیقی دارید، پس می توان گفت که موسیقی به نوعی محصول شماست، بنابراین باید کلیپ هایی هم از اجراهای مختلف خود در وبسایت تان قرار دهید.
نکته مهم: هر زمان که ممکن است حتما به اضافه کردن کپشن های مناسب با ویدئوهای خود هم فکر کنید. این کار سبب می شود تا وب سایت شما برای افراد ناشنوا هم مناسب باشد.

3. ویدئوی معرفی خودتان و کارتان 

شما به عنوان یک فرد مستقل ( یعنی کسی که برای خودش کار می کند)، نه تنها محصولات خود را در معرض نمایش قرار می دهید و می فروشید، بلکه خودتان را هم باید در معرض نمایش قرار بدهید. بنابراین راز بازاریابی ویدئویی موفق و استفاده از ویدئو در وب سایت این است که باید ارتباط بسیار خوبی با مشتریان خود برقرار کنید. شما قبلا به صورت آفلاین این کار را انجام می دادید؛ یعنی زمانی که با مردم در ارتباط بودید، اما می توانید این کار را در روش آنلاین هم انجام دهید، یعنی با استفاده از وب سایت کاریتان، خصوصا در صفحه "درباره من" با مخاطبان ارتباط برقرار کنید. این نوع ویدئوی معرفی، می تواند رزومه بسیار خوبی برای شما باشد.
می توانید این صفحه را با ویدئوهایی در مورد خودتان، گروه تان و کارتان جذاب تر کنید. نشان دهید که هر روز چه چیزی به شما انرژی می دهد و باعث می شود کارتان را با انرژی انجام دهید. این کار سبب می شود تا بازدیدکنندگان روی شما و کارتان سرمایه گذاری کنند. 
اگر بودجه لازم را دارید می توانید فردی متخصص را استخدام کنید تا ویدئوی کوتاه و بسیار حوفه ای برای شما بسازد، چرا که این افراد متخصص می دانند چه سوالاتی بپرسند و شما را به بهترین نحو نشان دهند.

4. ویدئوهای سرصفحه و یا پس زمینه 

ویدئوی سرصفحه در بالای صفحه شما قرار دارد و معمولا اولین چیزیست که بازدیدکنندگان وبسایتتان می بینند. بنابراین ویدئوی سرصفحه نقش بسیار موثری در جذب مخاطب دارد؛ چرا که بالافاصله توجه بازدیدکنددگان را به خود جلب می کند.
اگر ویدئوهایی بسازید که به صورت عملی، محصول و یا خدمات شما را نشان بدهند و این ویدئوها را در وب سایت خود قرار دهید، بینندگان به راحتی و به محض ورود به وبسایتتان متوجه می شوند که چه چیزهایی برای ارائه کردن دارید.
ویدئو کلیپ های توصیف حال و هوای محیط هم می توانند انتخاب خوبی برای یک سرصفحه ویدئو باشند؛ به عنوان مثال، یک صحنه آرام در ساحل با حرکت آهسته و آرام امواج. چنین ویدئویی حال و هوای آرام و ساکتی را نشان می دهد که می تواند برای روان درمانگران و یا هتل های دارای استخرهای آبگرم مناسب و کارامد باشد.

البته، قبل از اینکه از ویدئو به عنوان سرصفحه و یا پس زمینه استفاده کنید، باید حتما چند نکته مهم را در نظر داشته باشید:

آیا ویدئوهای سرصفحه وبسایت برای کاربرانی که از موبایل استفاده می کنند کارایی دارد؟
اگر تصمیم دارید که از یک ویدئوی سرصفحه و یا پس زمینه در وب سایت خود استفاده کنید، حتما باید ببینید که آیا این ویدئوها در تلفن های همراه هم نمایش داده می شوند و کارایی دارند یا خیر. قطعا نمایش این نوع ویدئوها، در نسخه موبایل، اندکی تفاوت دارد. بنابراین حتما مطمئن شوید که کاربران تلفن همراه چیز مهمی را از دست نخواهند داد و همه چیز را می بینند. 

آیا ویدئوی پس زمینه سبب می شود تا محتوای شما به سختی دیده و یا خوانده شود؟
اگر می خواهید از یک ویدئو به عنوان پس زمینه ای برای متن خود و یا محتواهای دیگر استفاده کنید، حتما باید مطمئن شوید که چیز زیادی برای اتفاق افتادن در فیلم وجود ندارد. روی هم رفته، بازدیدکنندگان شما باید بتوانند روی چیزی تمرکز کنند که در پیش زمینه اتفاق می افتد، پس به همین خاطر متن شما باید واضح و خوانا باشد.
اگر از یک ویدئوی سرصفحه استفاده می کنید و آن را در بلوک عنوان قرار می دهید، می توانید هر متنی را که می خواهید، نشان دهید و یا پنهان کنید و بعد تصمیم بگیرید که ویدئوی شما به عنوان پس زمینه و یا پیش زمینه مورد استفاده قرار بگیرد. حتما باید مطمئن شوید که همه متون خوانا و واضح باشند، بنابراین وبسایت خود را در View Mode چک کنید.

 

آیا این ویدئو واقعا کمک کننده است و یا حواس بینندگان را از پیام اصلی پرت می کند؟ 
بین جلب توجه مثبت و منفی، تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. اگر ویدئوی ساخته شده بیش از حد تند باشد، قطعا مردم خیلی سریع از وب سایت شما خارج می شوند. به همین خاطر است که صدای  بیشتر فیلم های پس زمینه اصلا به صورت خودکار پخش نمی شود. 

کجا می توانید ویدئو کلیپ های خوبی را برای ویدئوهای پس زمینه وبسایت خود پیدا کنید؟
وبسایت های آنلاین زیادی وجود دارد که به صورت رایگان الگوهای ویدئو و تصاویر استوک را برای وبسایت شما ارائه می دهند. و بسیاری از این وبسایت ها کلیپ هایی هم برای دانلود دارند. 
این ویدئوها معمولا فراگیر هستند. برای شروع جستجوی خود می توانید از مکان هایی نظیر Shutterstock، Pixabay، Artgrid، Pexels و Videezy کمک بگیرید.

قراردادن ویدئوها در یک وبسایت

شما می توانید ویدئوها را خیلی سریع در وب سایت خود قرار بدهید و از آنها در جاهای مختلف استفاده کنید:
1. ابتدا ویدئوی خود را در یکی از پلتفرم های مخصوص ویدئو مثل یوتیوب و یا ویمئو آپلود کنید.
2. با کلیک کردن بر روی دکمه share (به اشتراک گذاشتن) در برنامه یوتیوب و یا ویمئو لینک مربوطه را کپی کنید.
3. سپس این لینک را در سایت خودتان و در بخش مورد نظر استفاده کنید.
 اگر ویدئوی خود را در بلوک مخصوص جاسازی عکس قرار داده باشید، بازدیدکنندگان می توانند با کلیک کردن بر روی دکمه play ویدئوی موردنظرشان را مشاهده کنند. این ویدئو می تواند صدا هم داشته باشد.
اگر ویدئوی خود را در بلوک عنوان، بالای صفحه وبسایت، قرار دهید ویدئوی شما به طور خودکار پخش می شود که البته صدا ندارد. این بهترین شیوه برای ویدئوهایی است که قرار است در پس زمینه برای ایجاد فضای بیشتر پخش شوند.

ویدئوها همیشه بخشی از یک تصویر بزرگتر وب سایت هستند

نباید فراموش کنید که بهینه سازی ویدئو ها هم می تواند تا حد زیادی به بهبود کیفیت آن ها و شناخته تر شدن آن توسط کاربر کمک کند. استفاده از ویدئوها در وب سایت باعث می شود که توجه مخاطبان را به خود جلب کنند، یک پیام خاص را انتقال دهند و احساسات مخاطبان را تا حدی مورد هدف قرار دهند. مشتریان شما با تماشای ویدئوهایتان و به راحتی متوجه می شوند که محصول شما چطور کار می کند، چطور به نظر می رسد و چه کاربردی دارد. این مسیری است که در حقیقت به بازاریابی ویدئویی برای سایت شما می انجامد. اما در عین حال شاید بیش از حد مورد استفاده قرار بگیرند و منجر به حواس پرتی شوند. بنابراین به بهترین نحو قضاوت کنید، ویدئو کلیپ های مختلفی را ببینید و اصلا از سوال کردن خجالت نکشید. حتما ویدئوها را ذخیره کنید تا در جایی که عکس و متن به کار نمی آید از آن ها کمک بگیرید.
حالا می دانید که چگونه ویدئوها را در وبسایت خود قرار بدهید و برای متقاعد کردن مشتریان خود از چه محتواهای کمک بگیرید. همین حالا امتحان کنید.



:: بازدید از این مطلب : 70
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

روش های افزایش مخاطب با بازآفرینی محتواها

در حال تولید محتوا بوده اید و حالا در زمان استراحت خود این مقاله را می خوانید؟ در دل می گویید که کاش نیاز به این همه نوشتن و ویرایش نداشتید یا با تولید محتوای اصلی، برای چندین کانال درگیر هستید؟
تیم شما، هر چقدر هم بزرگ باشد، بازآفرینی محتوا، می تواند راه حلی برای کاهش حجم کار تولید محتوا باشد. بعلاوه بازآفرینی محتوا روش خوبیست که به شما کمک می کند تا برای افراد بیشتری محتوا تولید کنید، آن هم به روشی که خودشان بیشتر ترجیح می دهند.
به کمک همین روش، ما به مناسبت روز زمین، مطلبی در مورد از بین رفتن جنگل ها در وبلاگی منتشر کردیم. بعد از آن مطلب دوباره استفاده و آن را به نه توییت دیگر تبدیل کردیم.
با ما همراه باشید تا به شما هم بگویم که چطور می توانید یک محتوا را بازآفرینی کنید.

منظور از بازآفرینی محتوا چیست؟ 

در روش بازآفرینی محتوا، شما محتوای موجود را تازه سازی می کنید، تغییر می دهید و دوباره می نویسید. این شیوه برای قالب های مختلف کارایی دارد: تبلیغات، وبلاگ ها، مصورسازی داده ها، اینفوگرافی، ویدئوها، وبینارها و ... .
یک بازآفرینی موفق محتوا، مستلزم خلاقیت و ممارست است، اما معمولا به اندازه تولید محتوای اولیه و اصلی، زمانبر و وقت گیر نیست.
برای اینکه بتوانید از محتوای اصلی، مطالب بیشتری تولید کنید؛ حتما از روش بازآفرینی محتوا استفاده کنید. به عنوان مثال، مطلبی که در وبلاگ منتشر می شود قطعا حاوی اطلاعات زیادیست، اما این فقط یک کانال است. با تغییر آن محتوا به فرمت ها و قالب های مختلف، با هدف نشر آن در کانال های دیگر، شما بازآفرینی انجام می دهید؛ در حقیقت از همان اطلاعات و یا بخشی از آن استفاده می کنید و به مخاطبان بیشتری می رسید.
همچنین بازآفرینی محتوا به صرفه جویی در زمان و انرژی کمک می کند؛ زیرا نیازی نیست که از اول به تولید محتوا بپردازید. با این حال، برای این کار هم باید زمانی را اختصاص دهید و با توجه معیارهای خاص، محتوای موجود را تغییر دهید و آن را برای کانال های مختلف آماده کنید.

معیارهای بازآفرینی محتوا 

بازآفرینی و استفاده مجدد از محتوا، کاری نیست که بتوان آن را بدون برنامه ریزی انجام داد. در حقیقت اگر می خواهید به خوبی از عهده این کار بر بیایید، حتما باید نکات و معیارهای خاصی را رعایت کنید؛ این معیارها عبارتند از:
• اهداف خود را مشخص کنید: تولید محتوای اصلی، از ابتدا، قطعا زمانبر است. آیا می خواهید زمان کمتری صرف کنید و مطالب بیشتری ارائه دهید؟ هدف شما از بازآفرینی محتوا، جذب مخاطبان بیشتر و یا مخاطبان جدید است؟ به این محتوا، برای ارائه در کانال های دیگر نیاز دارید؟ آیا قصد دارید از این محتوا برای کمک به سرنخ های واجد شرایط توسط فروش استفاده کنید؟

• کانال های خود را با جزئیات شرح دهید: این محتوای بازآفرینی شده در چه کانال های توزیعی استفاده خواهد شد؟ مخاطبان کانال مورد نظر، در مورد چه چیزهایی می خواهند اطلاعات کسب کنند، به چه چیزی می خواهند فکر کنند و یا چه کاری می خواهند انجام دهند؟

 

• معیارهای بازآفرینی محتوا را شناسایی کنید: گاهی همه محتوای اصلی، نباید بازآفرینی شود. آیا هدف شما به حداکثر رساندن میزان محتوایی است که قبلا عملکرد و کارایی خوبی داشته است؟ آیا محتوایی وجود دارد که بتوان آن را به آسانی با داده های جدید به روزرسانی کرد؟ فراموش نکنید برای بازآفرینی، از محتواهایی که مربوط به زمان خاصی هستند و یا خیلی خاص و منحصر به فردند، اصلا استفاده نکنید.

حال که معیارها و اهداف خود را مشخص کرده اید، می توانید برای بازآفرینی محتوا و جذب مخاطبان جدید برنامه ریزی کنید.

چطور از محتوای بازآفرینی شده استفاده کنیم؟

1. پست های وبلاگ 

مطالبی که در وبلاگ ها منتشر می شوند، اغلب فرصت های خوبی برای بازآفرینی ایجاد می کنند. بازآفرینی برای مطالب و پست هایی که عملکرد بسیار خوب ولی محتوا و سئوی قدیمی دارند به خوبی جوابگو است. شما می توانید، این مطالب قدیمی را با داده ها، اخبار و مطالب به روز و جدید، بازآفرینی کنید و در نهایت به نتیجه خوبی هم برسید.

2. کتاب های الکترونیکی و مقالات سفید

حال که صحبت از پست های وبلاگ به میان آمد، باید گفت که کتاب های الکترونیکی و مقالات سفید هم برای بازآفرینی و تولید محتوا عالی هستند. با قرار دادن کلیت مطلب در عنوان آن هم در قالب یک فرمت واحد، مخاطبان راحت تر می توانند به موضوع مورد نظرشان دسترسی پیدا کنند و دیگر لازم نیست جاهای دیگر را جستجو کنند. این کار، روش مفید و سودمندی است که به تولید سرنخ ها کمک می کند. اما اگر به محتوا ورود پیدا کردید، فراموش نکنید حتما باید مطالب ارزشمند دیگری هم ارائه دهید، نه اینکه فقط محتوای رایگان را بازنویسی کنید. همچنین ممکن است حتی بخواهید آن را بفروشید تا در نهایت به مخاطبان بیشتری برسید؛ مخاطبانی که کتاب های موردنظرشان را بر اساس عنوان جستجو می کنند.

3. اینفوگرافیک ها 

نباید کار بازآفرینی خود را محدود به ایجاد تغییرات مبتنی بر متن کنید؛ به عبارت دیگر نباید فقط متن را تغییر دهید. می توانید در بازآفرینی، محتوای متنی را به داده های تصویری  تبدیل کنید. این روش برای مخاطبان علاقمند به تصویر، بسیار جذاب و جالب است.
در روش تبدیل محتوا به اینفوگرافیک، حتما باید بدانید که از چه قسمت هایی استفاده کنید و کدام قسمت ها را حذف کنید. عنوان ها، به بخش هایی از اینفوگرافیک ها تبدیل می شوند در حالی که متن محتوا، به شکل عناوین اصلی و یا نکات مهم در می آید.
هدف از انجام این کار این است که اطلاعات به صورت خیلی خلاصه و کوتاه تقدیم کاربران شود تا بتوانند به راحتی با آن ارتباط برقرار کنند.

4. خبرنامه ها 

شما می توانید خلاصه ای از آخرین پست های وبلاگ خود را به صورت ایمیل ارسال کنید، اما قطعا به تنهایی با این کار نمی توانید مخاطبان خاصی را نسبت به برند خود جذب کنید.
در عوض، می توانید از روش بازآفرینی کمک بگیرید و محتوای موجود را تغییر دهید و بعد آن ها را به صورت ایمیلی متناسب تر برای مخاطبان خود، ارسال نمایید.

5. سخنرانی ها 

استفاده از اسلایدهای مختلف در سخنرانی ها کاری پیش پا افتاده و ساده است. ولی شما می توانید با بازآفرینی محتوا، سخنرانی خود را جذاب تر کنید.
آیا تا به حال از جدول و نمودار در پست های وبلاگ و شبکه های اجتماعی خود استفاده کرده اید؟ در سخنرانی خود حتما از این موارد برای توضیح و جمع بندی داده های مهم استفاده کنید.

6. پست های شبکه های اجتماعی 

وقتی صحبت از بازآفرینی محتوا برای شبکه های اجتماعی به میان می آید باید احتمالات بسیاری را در نظر گرفت. محتوای شبکه های اجتماعی، باید حتما به صورت بصری باشد و داستان بسیار خوبی داشته باشد تا اسکرول ها را متوقف کند.
یک توییت، می تواند به اسکرین شاتی در اینستاگرام تبدیل شود. نقل قولی در پست وبلاگ هم قابلیت تبدیل شدن به یک پست مستقل در فیسبوک را دارد. اسکرین شاتی از پست یک کانال هم می تواند به استوری فیسبوک و یا استوری اینستاگرام تبدیل شود.

7. ویدئو

بازآفرینی یک ویدئو، به خاطر وجود صدا و تصویر، مستلزم صرف زمان بیشتری است، اما ارزشش را دارد. برای تبلیغات و پست های شبکه های اجتماعی، می توان از ویدئوهای موجود استفاده کرد؛ می توان آنها را به ویدئوهای کوتاه تر تبدیل کرد. این ویدئوهای کوتاه شده را می توان در ایمیل ها هم به اشتراک گذاشت. همچنین از این ویدئوهای خیلی کوتاه می توان به عنوان گیف، برای اشتراک در توییتر و یا وبلاگ ها کمک گرفت. بعلاوه از بخش صدای ویدئوها هم می توان به عنوان پادکست استفاده کرد.  

با محتوایی که تولید کرده اید، می توانید کارهای بیشتری انجام دهید.

برای بازآفرینی محتوا، می توان از شیوه های مختلفی استفاده کرد. برای این که این کار را به خوبی و با موفقیت انجام دهید، باید بدانید هدفتان چیست، چرا می خواهید این کار را انجام دهید، در نهایت می خواهید به چه چیزی برسید و ... . همچنین باید کاری کنید که این پروسه به راحتی قابل تکرار باشد؛ معیارهای بازآفرینی محتوا کدامند، چه گزینه هایی برای بازآفرینی وجود دارد و ... .
اگر دلایل و گزینه های موجود برای بازآفرینی، مشخص باشند، تیم تولید محتوای شما می توانند از کار تولید محتوا لذت ببرند و فشار زیادی را برای تولید محتواهای پی در پی تحمل نکنند. بسیاری از مخاطبانتان دوست دارند محتواهای مورد نظرشان را با همان فرمتی که ترجیح می دهند، ببینند و مطالعه کنند.



:: بازدید از این مطلب : 79
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

تفاوت مخاطب هدف و پرسونا

ارتباطات یکی از کاربردهای کلیدی برای تماس با مشتریان و ایجاد تجربه ای مثبت برای آنهاست. این امر بر اهمیت ارسال پیامی شفاف و هدفمند، که در عین حال در راستای نیاز مشتری باشد، تاکید دارد.
به همین دلیل شخصی سازی، هدف گذاری استراتژی و دستیابی به مخاطب هدف در لحظه درست، ضروری است.
مطالعه در مورد مخاطب هدف و پرسونا اولین گام، برای انتخاب مثلا کانال ارتباطی، قالب پیام و زبانی است که در بازاریابی استفاده می شود. 
در این مقاله ما قصد داریم به توضیح هر دو مفهوم بپردازیم و تفاوت آن ها را بیان کنیم و ببینیم انتخاب کدام یک ، برای استراژی مناسب است. این مقاله را دنبال کنید تا مروری بر این مفاهیم داشته باشیم.
 

مخاطبان خود را درک کنید: اهمیت هدف گذاری محتوا چیست؟

تا به حال به اینکه چه کسانی محصول شما را می خرند یا از خدمات شما استفاده می کنند، فکر کرده اید؟ ویژگی مشترک آن ها چیست؟
احتمالا آن ها گروه هایی با ویژگی های مشابه هستند. دانستن این موضوع نه تنها کلید جایگاه شما در بازار، بلکه راهی برای درک نیازهای این افراد است.
در حوزه ی بازاریابی، هدف گذاری محتوا اهمیت زیادی دارد. با این هدف گذاری شما علاوه بر زبان، قالب کلی و نوع رویکردی که تاثیر بیشتری بر مشتریان شما دارد را مشخص خواهید کرد.
هنگامی که در تحقیق خود، بر هدف گذاری تمرکز کنید، شانس داشتن کمپین های موثر، افزایش پیدا خواهد کرد.
اینکار علاوه بر مزایایی که در بازار دارد، باعث افزایش فروش در زمان مناسب و تخصیص مناسب منابع می شود و در نهایت باعث تمایز کسب و کار شما خواهد شد.
 

مخاطب هدف در مقایسه با پرسونا: تفاوت اصلی میان این دو چیست؟

احتمالا شما احساس کرده اید که یک سری برند مشخص، نیازهای شما را بسیار خوب می شناسند و در زمان مشخص، درست وقتی به آن احتیاج دارید به شما نزدیکند، درست است؟ 
این یک شگرد جادویی نیست، این به خاطر کاری است که برای شناخت مخاطب هدف و پرسونا انجام داده اند.
در ادامه ما به شما تفاوت این دو مفهوم را نشان خواهیم داد.

مخاطب هدف

مفهوم مخاطب هدف به یک قشر خاص اجتماعی اشاره دارد، که میل زیادی به خرید یک محصول خاص یا استفاده از خدماتی خاص دارند. این مفهوم مبنایی برای هماهنگی مثلا در کمپین های بازاریابی و فروش است.
شناخت مخاطب هدف متشکل از یک سری تحقیقات برای پیدا کردن ویژگی های مشترک یک گروه است که در نهایت تمرکز استراژی، بر این ویژگی ها خواهد بود.
در این تعریف فاکتورهایی مثل سن، جنسیت، کلاس اجتماعی و محل زندگی ارزشمند هستند.
برای مثال برندی که محصولات آرایشی می فروشد را در نظر بگیرید. در یک تحقیق مشخص شد که بیشتر مخاطبان آن را خانم هایی بین سن 20 تا 50 سال تشکیل می دهند که ماهانه بین 3 تا 10 میلیون درآمد دارند و در شهرهای بزرگ زندگی می کنند. تا همین جا این اطلاعات را داشته باشید.

پرسونا

از سوی دیگر مفهوم پرسونا متفاوت است. این مفهوم بر اساس نیازها و ویژگی های جدید مخاطبی است که تقاضای بیشتری دارد. ما می توانیم آن را به عنوان نمایشی نیمه ساختگی از مشتری استاندارد، در نظر بگیریم که با هدف تعریف مشتری ایده آل برای کسب و کار به وجود آمده است.
تعریف پرسونا علاوه بر اطلاعاتی مثل سن، جنسیت، کلاس اجتماعی و غیره، رفتارها و ویژگی هایی مثل اطلاعات جمعیت شناسی، سرگذشت خانواده ، انگیزه ها، رویاها، اهداف زندگی، چالش ها و غیره را شامل می شود.
مجدد همان برندی که لوازم آرایشی می فروخت را در نظر بگیرید، ما این پرسونا را پیدا کردیم: یک خانم 35 ساله که دو فرزند دارد و تقریبا 4 میلیون درآمد دارد و در منطقه ای متوسط زندگی می کند و از محصولات برند برای حفظ شادابی ظاهر پوستش استفاده می کند، زیرا برای او جوان ماندن اهمیت دارد.
آیا تفاوت را می بینید؟

مزایای کار با مخاطب هدف چیست؟

هر کدام از این مفاهیم مزایای خود را دارند. در میان مزایای مهمی که کار کردن با مخاطب هدف دارد، می توان به شناسایی تفاوت موجود در مخاطبان اشاره کرد.
در بسیاری موارد، یک برند مشابه چند گروه متفاوت برای محصولات یا خدماتش دارد. با تشخیص مخاطب هدف، شما می توانید بفهمید کدام خریدار با نیازهای کسب و کار تناسب دارد، تا هنگام توسعه ی استراتژی آن را در نظر بگیرید.
با اینکار شما تشخیص خواهید داد که آیا شما همه ی آنها را در نظر گرفته اید یا لازم است روی نوع خاصی از مشتری تمرکز کنید.
مزیت دیگر آن، توانایی گسترش هویت و زبان مورد استفاده ی کسب و کار است. با تمام این ها، شما بهتر می توانید افرادی که با آنها صحبت می کنید را کنترل کنید.
اینکار برای شما فضایی برای تولید محتوایی هماهنگ تر، فهمیدن زمانبندی اقدامات و همچنین شناسایی تغییرها و اصلاحاتی که لازم است روی محصولات و خدمات خود اعمال کنید، فراهم می کند.

مزایای اصلی کار با پرسونا چیست؟

ایجاد پرسونا جزئی تر است. در نتیجه، مزایای کار با آن، با مخاطب هدف متفاوت است.
تمرکز بر نگاشتن پرسونا به ساختن بنیانی که به واقعیت نزدیک است کمک می کند. اینکار روند ایجاد استراتژی بازاریابی را هدایت می کند. در نتیجه، تیم وقت خود را برای ایجاد محتوایی عالی که هیچ ارتباطی با پرسوناها ندارد، تلف نخواهد کرد.
علاوه بر زبان متناسب، کسب و کار شما ایده ی واضح تری از اینکه که در کدام شبکه ی اجتماعی سرمایه گذاری کند، چه محتوایی را ترجیح دهد، فرصت های بیش فروشی ( استراتژی که در آن فروشنده می تواند محصولات یا خدمات اضافه تری را برای محصول خریداری شده، پیشنهاد کند) و فروش جانبی ( پیشنهاد محصولات تکمیلی برای محصول خریداری شده) خواهد داشت.
تفاوت دیگری که در مقایسه ی پرسونا با مخاطب هدف وجود دارد این است که، اولی را می توان در تمام فروش ها و مراحل بازاریابی  اعم از ایجاد محصول یا خدمات جدید اعمال کرد.
 

چطور میان مخاطب هدف و پرسونا انتخاب کنیم؟

اگر می خواهید در زمینه بازار، تحقیقی انجام دهید، مخاطب هدف مجموعه وسیعی از اطلاعات را در اختیار شما می گذارد.
اما اگر می خواهید استراتژی بازاریابی ایجاد کنید ، یا می خواهید با منایع محدود شروع به سرمایه گذاری کنید، هدف گذاری روی پرسونا می تواند نتایج رضایت بخشی ایجاد کند.
بهترین کار این است که کار خود را با مطالعه روی مخاطب هدف آغاز کنید. این به شما برای داشتن دید کلی از کسب و کار و شناخت مشتری که محصول شما را می خرد یا از خدمات شما استفاده می کند، کمک خواهد کرد. با اینکار شما می توانید مخاطب خود را بوسیله ی پرسونا هدف قرار دهید.
از آنجایی که پرسونا هم در بعد جمعیت شناسی و هم رفتاری ، بسیار جزئی تر است، شما می توانید اطلاعاتی در مورد سفر خرید مشتری خود بدست آورید. در نتیجه شما می توانید از پرسونای مخاطب برای هدایت اقدامات بازاریابی خود استفاده کنید.
براساس تحقیق Demand Gen Report، مشتری بالقوه ی پرورش یافته 20% بیش تر از مشتریان بالقوه ی پرورش نیافته احتمال خرید دارند. حائز اهمیت است که به خاطر داشته باشید پرورش مشتری تاثیرات مثبتی دارد که وابسته به ایجاد پرسوناست.
مخاطب هدف و پرسونا دو مفهوم با مرزهای نسبتا پراکنده ای هستند. در واقع آن ها مکمل یکدیگرند. بنابراین، دانستن تفاوت میان این دو برای ایجاد استراتژی بازاریابی دقیق برای کسب و کار شما مهم است.
هردوی آن ها مزایایی متفاوت از توسعه زبان درست تا انتخاب قالب محتوا و موثرترین رویکرد را دارند. 
حائز اهمیت است که به خاطر داشته باشید ، با توجه به تعریف این مفاهیم هر جایگاه بازار ویژگی های خاص خود را دارد.



:: بازدید از این مطلب : 82
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

تولید محتوای ارزشمند در اینستاگرام بدون دانش خاصی

امروزه اینستاگرام به محبوب ترین شبکه اجتماعی ایرانیان تبدیل شده و کمتر کسی را پیدا می کنید که با آن اشنایی نداشته باشد.اما با افزایش افراد و کسب و کارهای مختلفوباید هر روز کیفیت محتوا خودتان را بالا ببرید تا دچار افت بازدید نشوید.بسیاری از افراد تصور می کنند که برای داشتن یک صفحه اینستاگرام حرفه ای,باید کلاس شرکت کنید و یا شخصی را برای این کار استخدام کنید.اما این طرز فکر بسیار اشتباست و شما با خواندن مقاله "تولید محتوا اینستاگرام بدون هیچ دانشی" می توانید این کار را در کمتر از چند دقیقه انجام دهید.

تعداد زیاد کاربران فارسی زبان این شبکه اجتماعی باعث شده تا کسب و کارهای مختلف برای معرفی محصول یا خدمات خود به آن روی بیاورند.خیلی از افراد هستند که ماهانه چندین میلیارد تومان تنها با ساختن محتوا با کیفیت,درامد دارند و شما هم می توانید یکی از آنها باشید.

ابزارهای تولید محتوا

برای تولید محتوا,شما نیاز به یک سری ابزارهای گرافیکی دارید که در این مقاله می خواهیم راحت ترین روش ها را به شما معرفی کنیم.پس با ما همراه باشید.

1. کانوا - Canva

یکی از بهترین ابزارهای آنلاین ساخت کارهای گرافیکی کانوا می باشد که در هر سایز و فرمتی می توانید عکس های جذاب تولید کنید.هزاران طرح از پیش آماده,استیکر و انواع فونت به شما این اجازه را می دهد تا در کمتر از 5 دقیقه یک پست یا استوری اینستاگرام بسازید.

طرز کار با سایت بسیار راحت است.کافیست وارد سایت شوید و بعد از ثبت نام از طریق ایمیل,شروع به ساخت طرح گرافیکی مد نظر خود کنید.

همانطور که مشاهده می کنید,ما این تصاویر را با اکانت رایگان کانوا ساخته ایم.تمام تمپلیت ها از قبل برای شما آماده اند و تنها باید با تغییر متن و عکس ها,آن ها را شخصی سازی کنید.در حالت حرفه ای کانوا می توانید از عکس ها و طرح های حرفه ای تری استفاده کنید.

2. ادوبی - Adobe

یکی دیگر از ابزارهای رایگان برای ساخت کارهای گرافیکی,از کمپانی ادوبی می باشد.با هر ایمیل می توانید از اشتراک 2 ماهه رایگان آن بهرمند شوید.البته این سایت هم مانند کانوا,اکانت پرمیوم دارد و دسترسی های بیشتری برای کاربران در آن در نظر گرفته شده است.

سختی استفاده از ادوبی کمی بیشتر از کانوا بوده و ممکن است امکانات آن پاسخگوی تمام نیازهای شما نباشد.اما اگر بتوانید با فتوشاپ و سایر نرم افزارهای ادیت عکس کار کنید,تصاویری حرفه ای و یونیک تری خواهید داشت.

3. ونگیگ - Venngage

در آخر هم می رسیم به سایت ونگیگ که بیشتر برای تولید اینفوگرافیک و عکس های اطلاعاتی به وجود آمده است.اما می توانید با کمک آن و عکس های زیبا و جذاب هم برای صفحه اینستاگرام خود درست کنید.برای ساخت کارهای گرافیکی با این ابزار بهتر است کمی هم به فتوشاپ مسلط باشید تا بتوانید متن های فارسی را با فونتی زیباتر بنویسید.به این دلیل که این سایت از فونت های فارسی پشتیبانی نمی کند.

4. کرلو - Crello

سایت کرلو بسیار شبیه به کانوا بوده و شما با چند کلیک,طرح های گرافیکی زیبایی را درست خواهید کرد.اگر حجم و کیفیت کارتان بسیار بالاست بهتر است اکانت پرمیوم آن را تهیه کنید تا بدون محدودیت به کار خود ادامه دهید.

قیمت اکانت حرفه ای این سایت حدود 8 دلار می باشد که عدد قابل قبولیست.برای خرید می توانید از پی پال یا درگاه پرداخت بانکی استفاده کنید.

چکیده

تمام ابزارهایی که به شما معرفی شدند هم در موبایل و هم در کامپیوتر به شکل آنلاین قابل استفاده هستند.بهتر است به جای پرداخت حقوق به شخص سومی,یک اکانت پرمیوم از یکی از سایت های بالا خریداری کنید و آخر شب تمام پست ها و استوری هایی که قرار است فردا در صفحه خود قرار دهید را بسازید.خسته نباشید



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

مقاله آموزش کامل تولید محتوا

بسیاری از افراد با خود این جمله را می گویند که در اینترنت این همه سایت وجود دارد,چرا ما باید شروع کنیم وقتی امیدی نیست؟این جمله مثل این است که بگوییم چرا در آسمان اینقدر ستاره وجود دارد! درسته که میلیاردها میلیارد ستاره در جهان هستی می درخشند اما هر کدام فضا و کارایی خودشان را دارند.حال یکی کمتر و یکی بیشتر :) دقیقا وضعیت اینترنت به همین شکل بوده و با وجود 2 میلیارد سایت و نزدیک به 3.5 میلیارد جستجو در روز,شما هم می توانید جزء کوچک یا بزرگی از این ترافیک باشید.

اغلب این ترافیک برای پیدا کردن یا خرید یک چیز خاص بوده و این یعنی نیاز کاربر به اطلاعات و محتوا.در گذشته سایت های کمی وجود داشتند که وبلاگ فعال داشتند و تنها با خرید بک لینک و اسپم کردن می توانستند در صدر نتایج گوگل باشند.اما با آمدن اپدیت های مداوم و باهوش تر شدن الگوریتم های گوگل,دوران این جور سایت ها تمام شد و در حال حاظر تنها راه موفقیت در عرصه های پولساز,تولید محتوا در کنار سئو خارجی درست می باشد. 

وقتی بتوانید یک مقاله مفید و در عین حال کاربر پسند بنویسید قطعا 50 درصد راه را رفته اید و حال باید به سراغ یادگیری اصول اولیه سئو بروید تا بتوانید 0 تا 100 یک پروژه را انجام دهید.اما قبل از هر کاری خوب فکر کنید! سئو و تولید محتوا کار چندان راحتی نیست و اگر علاقه و وقتش رو ندارید، بهتر است هیچوقت شروع نکنید.

 

درامد شغل تولید محتوا در کنار می تواند بیشتر از آن چیزی باشد که ذهن شماست و این تماما بستگی به پشتکار و علاقه شما دارد.اگر تنها به پول فکر می کنید,قبل از شروع این مقاله را ببندید و به فکر کار دیگری باشید چون فکر پول برای شما موفقیت نخواهد آورد!  خب شروع می کنیم آموزش رو فقط خوب بخونید ببینید چی میگم (فارسی عامیانه)

 

مورد اول : مخاطب خودتون رو بشناسید!

اغلب کسایی که تازه وارد دنیای تولید محتوا شدن,فقط خودکار (یا کیبورد) رو می گیرن دستشونو و شروع می کنن به نوشتن از خودشون یا ترجمه یه مقاله دیگه...این کار اشتباه ترین کاریه که یه محتوا نویس می تونه انجام بده.قبل از هر کاری شما باید ببینید که مقاله شما چقدر خواهان داره و رقابت توش چطوریه؟ آیا اصلا کسی دنبالش هست یا برای بالا بردن تعداد ایندکسای سایت می نویسید!خیلی از سایت هارو دیدم که بالای 200 تا مقاله دارن اما ورودیشون کمتری از 1000 تا توی یه ماه هست.این یعنی استراتژی محتوایی این سایت پیش گرفته از پایه اشتباست و هیچ هدف خاصی رو دنبال نمی کنه.

برای پیدا کردن مخاطب و رقابت توی زمینه ای خاص, می تونید از گوگل کمک بگیرید.فقط کافیه 10 ثانیه وقت بزارید و کلمه کلیدی که می خواهید دربارش بنویسید رو جستجو کنید و ببینید چه تعداد سایت درباره آن مطلب نوشتن و در کل ریزالت های گوگل برای اون کلمه چقدر هست.هر چقدر تعداد نتایج بیشتر باشد یعنی کلمه کلیدی شما خواهان و رقابت بیشتری داره.موضوع پیدا کردن کلمه کلیدی و نحوه استفاده از اونها کار چندان راحتی نیست و به همین علت براش یه مقاله جدا نوشتم که حتما بخونید.

مورد دوم : هرم وارونه بهترین روش شروع و پایان محتوا

یکی از بهترین استراتژی های تولید محتوا,همین هرم وارونه هست.وقتی کاربر وارد سایتی میشه,در کمتر از 10 ثانیه تصمیم می گیره که آیا مقاله و سایت شما نیازش رو برطرف می کنه یا نه.برای اینکه کاربر رو بیشتر داخل سایت نگه دارید باید بتونید همون اول جذبش کنید.برای این کافیه نکات اصلی و مهم رو همون اول باز کنید تا نیاز نباشه کاربر به دنبال اونها بگرده و بعد می تونید جزئیات و کلمات کلیدی فرعی رو توی ادامه مقاله قرار بدید.

این کار دقیقا مثل زندگی واقعیه,اول تمام زیبایی ها و خوبی هامون رو به شخص نشون میدیم و وقتی بیشتر وارد زندگیمون میشه,جزئیات و اخلاقای بدمون رو متوجه میشه! توی تولید محتوا هم شما باید توی کمتر از نیم دقیقه مخاطبتون رو قانع کنید که مقاله شما دقیقا همان چیزی هست که اون میخواد و تمام.

مورد سوم : ساده و کوتاه بنویسید

جمله های بلند برای گذشته بود,زمانی که چارلز دیکنز کتاب می نوشت! الان صبر کاربرا روز به روز در حال کمتر شدنه و به جایی رسیده که اغلب اونا جمله های بالا 30 کلمه رو نمی خونن.در ضمن این رو در نظر بگیرید که کسایی که مقاله شما رو می خونن دکترا یا تخصص تو اون رشته رو ندارن.پس سعی کنید ساده و کوتاه بنویسید,به طوری که اگه یک دانش آموز کلاس نهم هم اومد بتونه متن شمارو بخونه.

سعی کنید از جمله های متفاوت با فعل های کمتر استفاده کنید,این کار باعث میشه تا چشم و مغز مخاطب کمتر خسته بشه و بتونه مدت بیشتر مقاله شما رو بخونه.اما بعضی اوقات قضیه فرق میکنه و ممکنه برای یک سری مخاطب خاص مقاله بنویسید که اهمیت زیادی هم به طولانی بودن متن نمیدن.مثل سایتای شعر و کتاب آنلاین!

مورد چهارم : از فعل های فعال استفاده کنید

میدونم قطعا 80 درصد شما اولین بار هست که این جمله رو می شنوید و باید براتون توضیح بدم.برای مثال به جای جمله "یک لباس سفارش داده شد" بنویسید "این مرد لباس سفارش داده است". یا می تونید این شکلی کار کنید که به جای "محصولات را می توان در وبسایت سفارش داد داد" بنویسید "شما می توانید محصولات را در وبسایت ما سفارش دهید".اگه دقت کنید تفاوت این دو نوع جمله خیلی زیاد و حالت دوم جذاب و دوستانه تر هست. این کار باعث میشه مخاطب حس دوستانه تری نسبت به سایت شما پیدا کنه و مدت بیشتر رو هم در اون بگذرونه.

به طور فعل فعال یعنی اشاره مستقیم به انجام یه کار! یعنی به جای گفتن "امکان انجام این کار وجود دارد" بگید که "شما می توانید این کار را انجام دهید" و امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید.

مورد پنجم : توضیحات کافی

این مورد به درد سایت های فروشگاهی و خدماتی میخوره که کاربرا باید در اون مقایسه داشته باشن, چه با محصولات دیگه و چه سایت های دیگه!به این دو مورد درباره یک محصول دقت کنید. :

1. این بهترین سگ اسباب بازی است که می توانید بخرید
2. ما این اسباب طرح سگ شپرد را از پلاستیک 100% ارگانیک و ضد حساسیت ساخته ایم که به ضربه و خراش مقاوم می باشد.سایز این اسباب به شکلی است که کودکان نمی توانند تمام آن را در دهان جای دهند (جلوگیری از خفگی در اثر بلعیدن).

خب حالا شما بگید کدوم یکی از متن های بالا شما را بیشتر جذب خودش کرد؟ قطعا جواب دومی و این یعنی افزایش اعتماد کاربر و در نتیجه افزایش نرخ تبدیل!

مورد ششم : از اصطلاحات سنگین استفاده نکنید

اگه سایتتون مخاطب های خاص و عامیانه رو باهم داره,به هیچ وجه از اصطلاحات تخصصی که کاربر رو گیج میکنه یا اطلاعات غیر مفید بهش میده استفاده نکنید.سعنی کنید اگر هم کلمه ای به کار بردید که تخصصی هست,یک مقاله کوتاه و جامع هم برای اون بنویسید و کاربرا رو لینک کنید به اون مقاله.

مورد هفتم : متن قابل تشخیص بنویسید

تا حالا شده وارد سایتی بشید که یک مقاله 2000 کلمه ای بدون هیچ عکس و تایتلی رو براتون آماده کرده تا بخونید؟ یعنی شما باید کل متن رو بخونید تا اطلاعاتی که نیاز دارید رو پیدا کنید.این یعنی تلف کردن وقت کاربر و این روزا هیچکس همچین کاری رو نمی کنه.سعی کنید مقاله تون رو به بخش های مختلف تقسیم کنید و برای هر کدوم یه تاتیل یا تگ در نظر بگیرید.این کار باعث میشه کاربر با یه اسکرول دقیقا برسه سر همون چیزی که می خواد و اگه سوالی داشت بپرسه تا شما جواب بدید.
اگه جمله یا کلمه مهمی داخل مقاله دارید,اون رو بولد و رنگش رو عوض کنید تا چشم کاربر راحت پیداش کنه.همچنین می تونید با کمک عکس ها به کاربر سرنخ بدید و اون رو به هدف اصلیش هدایت کنید.

مورد هشتم : استفاده از مدیا (چند رسانه ای)

یکی از موارد مهمی که حتما باید ازش استفاده کنید گذاشتن عکس,فیلم و صورت داخل مقاله هست.مغز انسان دیداری بوده و از این رو مخاطبان شما علاقه بیشتری به دیدن دارن تا خوندن!گفته میشه مغز 60 هزار بار واکنش سریع تری به عکس و فیلم دارد تا متن و این یعنی راحتی کاربران سایت.

همیشه سعی کنید اگر مقاله ای طولانی و مفید می نویسید,اول مقاله هم ویدیو براش بزارید تا کاربرایی که حوصله خوندن متن ندارن تنها با گوش دادن یا دیدن بتونن منظور شما رو بفهمن.

مورد نهم : محتوا لایه بندی شده

این مورد بین سئو کارای عزیز به اسم لینک سازی داخلی شناخته میشه که اهمیتش بیشتر از اون چیزیه که تو ذهنتون هست.این کار هم به سئو سایت کمک زیادی می کنه و هم باعث میشه کاربرا بتونن به مقاله های مفید و مرتبط شما دسترسی پیدا کنن.وقتی مقاله های جذاب و زیادی داشته باشید,مدت زمانی که کاربر در سایت شما خواهد موند بیشتر میشه و این یعنی افزایش ماندگاری یوزر و در نتیجه کاهش بانس ریت!

هیچوقت نباید مقاله ها را با کلمات کلیدی غیر مرتبط لینک کنید که این در دراز مدت باعث افت کیفیت سئو داخلی سایت شما خواهد شد.پس همیشه سعی کنید تعداد و کیفیت مقاله های خود را بالا ببرید تا در مورد هر چیزی که نوشتید دست کم یک توضیح داشته باشید.

آموزش سئو محتوا (اصولی)

خب رسیدیم به بخش اصلی کار یعنی سئو محتوا به شکل درست.خیلی از سایت ها هستن که با اسپم و استفاده بیش از حد از کلمات کلیدی می خوان رتبه خوبی بگیرن,اما این رتبه همیشگی نیست و بعد از چند ماه صفحه افت می کنه و دیگه اثری ازش نیست.این رو در نظر داشته باشید,همونطوری که شما متوجه کیفیت مقاله ای خواهید شد,گوگل هم متوجه میشه و سعی نکنید اون رو گول بزنید!

تو نگاه اول گوگل به کاربراش اهمیت میده و بعد به رباتایی که سایتتون رو بررسی می کنن.کل سرمایه گوگل سایت ها و یوزرهایی هستن که در اون فعالیت دارن و اگر نتونه نتایج مناسبی رو به افراد نشون بده, در نتیجه تعداد کاربراش کم میشه و درامدش رو از دست میده.پس به نظر منطقی میاد که گوگل بخواد سخت گیری زیادی سر موضوع تولید محتوا بکنه.خب بریم سراغ مراحل تولید و سئو محتوا!

1. پاراگراف اول,حیاطی ترین کلمات

اگه کمی با تولید محتوا آشنایی داشته باشید,قطعا این جمله رو شنیدید که میگن : پاراگراف اول مهمترین بخش یه مقاله هست.بله درسته! بیش از 85% ورودی های گوگل دست کم 3 خط اول محتوا صفحه رو می خونن و این یعنی, باید تو اولین پاراگراف هدف اصلی مقاله رو توضیح بدید و کاربر رو جذب کنید.اما هیچوقت سعی نکنید چیزهایی رو تو پاراگراف اول توضیح بدید که تو متن اصلی اصلا حرفی ازش گفته نشده.این کار باعث از بین رفتن اعتماد کاربر نسبت به سایت شما شده و در آینده هم به هیچ عنوان وارد سایت نمیشه...

خب اگه یادتون بشه گفتیم که هر مقاله معمولا برای یک کلمه کلیدی اصلی نوشته میشه و چند تا کلمه کلیدی فرعی هم در اون قرار میدیم تا کاربرای بیشتری رو به سمت خودش جذب کنه.سعی کنید حتما از اون کلمه کلیدی اصلی توی پاراگراف اول استفاده کنید.این کار کمک زیادی به سئو مقاله شما می کنه و به موتورهای جستجو میگه که مقاله شما داره درباره همون کلمه کلیدی صحبت می کنه.

2. نحوه استفاده از کلمات کلیدی فرعی

بعد از اینکه کلمات کلیدی مورد نظرتون رو پیدا کردید.حالا باید درباره هر کدوم دست کم یک پاراگراف توضیح بدید.چون بدون متن,شما نخواهید تونست توی اون کلمات کلیدی رتبه بگیرید.برای این کار کافیه از تگ "H2" استفاده کنید.معمولا قالب اغلب سایت ها به این شکل عمل می کنه که تایتل "H1" هست و این باعث میشه تا کلمه کلیدی اصلی شما اهمیت بیشتری نسبت به کلمات کلیدی فرعی پیدا کنه.

البته نباید تو استفاده از کلمات کلیدی فرعی سو استفاده کنید و این کار می تونه کیفیت و تمرکز محتوا رو از بین ببره و در حقیقت موتورهای جستجو نمی تونن متوجه بشن که این محتوا دقیقا داره چه چیزی رو توضیح میده.

3. حجم محتوا

یکی از سوالایی که اغلب شما می پرسید اینه که یه مقاله باید چند کلمه باشه؟ خب جواب خاصی برای این سوال ندارم,چون ممکنه برای یک کلمه کلیدی شما باید 1500 کلمه بنویسید تا پوشش بده و برای یکی دیگه 500 تا! و این تماما بستگی به موضوع و رقبای شما داره.اما به طور میانگین و با توجه به نظر گوگل بهتر که مقاله شما بیشتر از 1000 کلمه باشه و کمتر از 300 هم نباشه به هیچ وجه.به مقاله هایی که از 300 کلمه کمتر هستند,مقاله لاغر (Thin Content) گفته میشه و از نظر گوگل ارزش چندان بالایی نداره.


نترسید! این آمار مربوط به وب خارجِ که اصلا قابل مقایسه با ایران نیست.همونطور که درامد سایت های انگلیسی بیشتر,سختی کار بیشتری هم دارن و اینطوری نیست که با 1000 کلمه و 100 تا بک لینک وبلاگی بتونید لینک 1 گوگل بشید!

4. نحوه نگارش محتوا و انواع آن

به طور کلی ما 4 نوع محتوا داریم : تالیفی,ترجمه ای,بازنویسی شده و کپی که هر کدوم کیفیت متفاوتی دارن.بهترین نوع مقاله,مقاله تالیفی هست که نویسنده با توجه به تجربه و اطلاعاتی که خودش داره اون رو می نویسه و ارزشش از سه گروه دیگه بیشتر هست.نوشتن مقاله تالیفی کار هر کسی نیست و شما باید علم و تمرکز زیادی در اون زمینه داشته باشید تا بتونید مقاله خوبی بنویسید.نوع بعدی که از اسمش هم معلومه,مقاله ترجمه ای هست و شما با ترجمه کردن مقاله های انگلیسی (یا زبان های دیگه),در حقیقت یک مقاله اختصاصی تولید می کنید.

مقاله بازنویسی شده یعنی شما چند تا مقاله رو باهم ترکیب می کنید و با تغییر جمله بندی ها و فعل ها,اون رو کمی تغییر می دیدید.ارزش این نوع مقاله ها بالا نیست و موتورهای جستجو به خوبی اون رو تشخیص میدن.مقاله کپی هم که هیچ ارزشی نداره تقریبا و به یک سری سایت های خاص می خوره که تو مقاله های بعدی توضیح میدم.برای ترجمه کردن مقاله می تونید از ابزارهایی مثل "Google Translate" و "Grammarly" کمک بگیرید.

5. استفاده از عکس های جذاب و مرتبط

یکی از موارد مهمی که باید از اون استفاده کنید,عکس هست.مقاله شما بدون عکس هیچ جلوه خاصی نداره و در ظاهر خسته کننده به نظر میرسه و کاربر با نگاه اول,از خوندن اون صرف نظر می کنه.عکس هایی که استفاده می کنید حتما باید مرتبط باشن و سعی کنید از سایت های دیگه کپی نکنید.برای پیدا کردن عکس با کیفیت کافیه عبارت "Download images for free" رو جستجو کنید.

6. پایان مقاله

در آخر هم می رسیم به بخش مهم و حیاطی کار یعنی پایان دادن به مقاله.شما نباید بعد از اینکه حرفی برای گفتن ندارید,همینطور مقاله رو رها کنید و تمام!برای مثال می تونید یک بخش به اسم "سخن پایانی" باز کنید و توی اون از کاربر بخواید تا اگر سوالی داشت ازتون بپرسه یا مقاله شما رو بازنشر کنه.این کار هم حرفه ای تر به نظر میرسه و هم اینکه نرخ همکاری یوزر با سایت رو بالا میبره.

چکیده مقاله

در آخر هم این رو به شما بگم که اگر می خواید وارد عرصه سئو و تولید محتوا بشید,دست کم نیاز به یک سال کار مداوم و تجربه هست و تنها با کلاس و فیلم های آموزشی که دقیقا همین حرف های ما رو میزنن نیست!بدون تجربه شما هیچ کاری نمی تونید انجام بدید و اصلا امکان این رو ندارید که قیمت بدید,چون تا حالا کاری انجام ندادید و سختی و زمان کار دستتون نیست.برای شروع, بهتر هست آموزش های رایگان مارو دنبال کنید و برای خودتون سایت بزنید.همین کارها رو روی سایتی که زدید انجام بدید و نتیجه رو ببینید و تحلیل کنید.


اگه نتونید آنالیزور خوبی باشید,قطعا شانسی برای سئو کار شدن هم ندارید.سایت های انگلیسی زبان زیادی هستن که مقاله های مفیدی رو درباره سئو قرار میدن که حتما باید بخونید.سعی کنید روی زبان انگلیسی خودتون کار کنید که برای لینک سازی و آپدیت بودن به دردتون میخوره.خسته هم نباشید :)



:: بازدید از این مطلب : 75
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راههای بهبود محتوا از طریق شبکه های اجتماعی

آیا می خواهید محتوای ارزشمندتری برای مخاطبتان فراهم کنید؟ شبکه ی اجتماعی می تواند به شما کمک کند. در این مقاله شما 4 راه استفاده از شبکه ی اجتماعی برای تقویت اقدامات بازاریابی محتوای خود را مطالعه می کنید.

می دانیم که برای موفقیت در استراتژی  شبکه اجتماعی، باید محتوایی با کیفیت و تعاملی به مخاطب ارائه کرد.
اما سوال اینجاست که آیا واقعا می توان از شبکه ی اجتماعی برای کمک به بهبود محتوا و ارائه ی محتوایی با ارزش تر به مخاطب استفاده کرد؟
قطعا !
مساله ی مهم این است که محتوا و شبکه ی اجتماعی یکدیگر را تغذیه کنند و در این زمینه باهم کار کنند. 
این همان چیزی است که استراتژی های عالی بازاریابی دیجیتال رااز دیگر استراتژی ها متمایز می کند.
اگرچه راه های بی شماری برای بهبود اقدامات بازاریابی محتوااز طریق شبکه ی اجتماعی وجود دارد، ما در این پست به 4 مورد از موثرترین راه های بهبود محتوا از طریق شبکه ی اجتماعی اشاره می کنیم.
 

1. شناخت بهتر کاربر هدف

اولین و مهم ترین نکته این است که شبکه ی اجتماعی قدرتمندترین ابزار برای شناخت مخاطب است.
اگر از شبکه ی اجتماعی برای کسب بینش از زندگی روزمره ی مشتریانتان استفاده نمی کنید، روش درست را  انتخاب نکرده اید.
شما باید بدانید و بتوانید به آسانی به سوالات زیر پاسخ دهید:
•    مشتریان شما چه زمانی آنلاین می شوند؟
•    آن ها چه نوع محتوایی را دوست دارند؟
•    آن ها چه نوع محتوایی را دوست ندارند؟
•     با چه برندهای دیگری تعامل دارند؟
•    آن برندها چه محتوایی ارائه می دهند و چگونه؟
تمام این اطلاعات می تواند و باید برای هدایت اقدامات شما در بازاریابی محتوا به کار برده شوند.
اگر به درستی بدانید که مشتریان شما بیشتر در چه زمانی فعال هستند، می توانید زمان ایده آل برای به اشتراک گذاری محتوای خود را مشخص کنید و در نهایت باعث افزایش دسترسی به پستها و تعامل شوید.
اگر شما بدانید که مشتریانتان چه محتوایی را دوست دارند و چه محتوایی را دوست ندارند می توانید جلوی اتلاف وقت در گردآوری محتوای نا مرتبطی که به احتمال زیاد موفق هم نخواهد بود، را بگیرید.
یا می توانید با نوشتن یک عنوان جذاب که نظر مشتری شما را به خود جلب می کند، جایگاه بهتری برای محتوای خود ایجاد کنید.
این چند مثال کوتاه بود تا شما متوجه نکته ی مهمی بشوید. بیاید به سراغ راه دیگری که می توان با آن محتوای بهتری را از طریق شبکه ی اجتماعی ارائه داد، برویم.
 

2. از شبکه ی اجتماعی به عنوان ابزاری برای شنیدن استفاده کنید

باید از شبکه ی اجتماعی برای کنترل موارد زیر استفاده کرد:
•    منشن های برند شما
•    مکالماتی که حول کلمات کلیدی و موضوعات انجام می شود
•    وقایع صنعتی
•    فعالیت های رقابتی
•    و مواردی از این دست
کنترل این اطلاعات ارزشمند مساله ی مهمی است. البته در روش شنوایی اجتماعی باید تمام این اطلاعات تحلیل شود و نتیجه ی تحلیل بر استراتژی اعمال شود.
فعالیت کردن بر اساس این اطلاعات می تواند کل استراتژی بازاریابی دیجیتال شما را تقویت کند، اما در این مقاله تمرکز ما فقط بر تاثیر مثبت آن بر محتوای شماست.
محتوا نیازهای متفاوت زیادی را برآورده می کند. اینکه هدف شما جذب ورودی بیشتر به سایت، ارتقا رتبه ی کلمات کلیدی یا افزایش کارایی تیم فروش باشد فرقی ندارد، در نهایت محتوا باید همسو با نیاز مشتری باشد، در غیر اینصورت نمی تواند تاثیر تجاری لازم را داشته باشد.
البته این کار ساده ای نیست، اما شنوایی اجتماعی به آسان تر شدن آن کمک می کند.
فعالیت های اصلی شبکه ی اجتماعی را برای تشخیص موارد زیر کنترل کنید:
•    مخاطبانتان به دنبال چه نوع اطلاعاتی هستند.
•    آن ها چه سوال هایی می پرسند.
•    چالش هایی اصلی که با آن ها رو به رو هستند، چیست.
سپس از این اطلاعات برای بهتر شکل دادن استراتژی محتوای خود استفاده کنید.
 

3. گزینش محتوا

مخاطبانتان را خسته نکنید. اگر فقط در مورد برند خودتان صحبت کنید و فقط یک موضوع و دیدگاه را انتقال دهید، محتوای شما بسیار خسته کننده خواهد شد.
اینجاست که گزینش محتوا به جذابیت بیشتر محتوا کمک می کند.
انجام درست گزینش محتوا به شما برای تعامل با اعضای کلیدی اجتماع، برقراری ارتباط با صاحب نظران و کارشناسان صنایع، ارائه ی دیدگاه های خاص و ارزش به مخاطبان کمک می کند.
برای گزینش دیدگاه ها از سایر کارشناسان صنعتی و صاحب نظران در این عرصه از شبکه ی اجتماعی استفاده کنید. راه های موثر زیادی برای اینکار وجود دارد.
در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم:
•    گردآوری تکه ها
•    نکات/پیش بینی ها
•    نقل قول ها
•    آمارها
•    نمونه ها
•    منابع برتر
•    استفاده ی موردی
جایزه: شما همچنین می توانید از شبکه ی اجتماعی برای جمع آوری محتوای تولید شده از سوی کاربر استفاده کنید. این روش به خصوص برای افزایش دسترسی محتوا و قدردانی از دنبال کنندگان(Followers)  جدید و قدیمی مفید است.
در صورتی که بتوانید گزینش محتوا را با موفقیت انجام دهید، می توانید ارتباط بسیار ارزشمندی با سایر افراد صنعت خود برقرار کنید و همزمان مخاطبان جدید و به شدت مرتبطی پیدا کنید.
 

4. کمک به مخاطبان برای هضم محتوا

کاری که ما واقعا در مورد این مساله انجام می دهید چیست؟
ما به عنوان بازاریابان دیجیتال موفق، باید به دنبال راهی باشیم که کمک کنیم مخاطب محتوای ما را به سادگی هضم کند.
ما نمی توانیم به همان روش سابق به ارائه ی محتوا ادامه دهیم و فقط آن 50 درصدی که دقیق مطالعه می کنند را در نظر داشته باشیم.
شبکه ی اجتماعی ابزاری فوق العاده برای حل این مشکل است.
در نظر داشته باشید که:
 شما ده ها ساعت صرف گردآوری محتوایی با بیش از 3000 کلمه می کنید که همه ی جزئیات مرتبط با موضوع ارائه شده را در بر گیرد.
یادگیری ماشین موضوعی است که می تواند به درک بهتر این مثال کمک کند.
ارزش محتوایی که شما ایجاد می کنید خلاصه ای از موارد زیر را فراهم می کند:
•    یادگیری ماشینی چیست؟
•    دلیل اهمیت آن چیست؟
•    فایده ی اصلی آن چیست؟
•    چطور در طول سالیان تکامل یافته است؟
•    چالش های رایجی که کسب و کارها با آن مواجه هستند.
•    چگونه کار می کند.
•    سوالایت رایج
•    انتخاب ابزار درست یادگیری ماشینی
•    و مواردی از این دست
بهتر است فرض کنیم که اکثر کاربران نمی توانند تمام کلمات این محتوا را درک کنند. 
ممکن است برخی کاربران فقط در یکی از قسمت هایی که شما به آن موضوع اختصاص داده اید به دنبال اطلاعات مورد نظر خود بگردند.
ایجاد محتوایی که بر مبنای شبکه ی اجتماعی باشد می تواند به قابل هضم بودن آن برای مخاطب کمک کند.
برای مثال، ویدئوی کوتاهی از آنچه که در پست ارائه شده تهیه کنید و در شبکه ی اجتماعی به اشتراک بگذارید.
همچنین شما می توانید محتوای خود را به بخش های قابل هضم و قابل اشتراک گذاری تقسیم کنید. برای مثال می توانید ویدئوهای کوتاهی از هر بخش تهیه کنید و آن را در کانال های شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.
کلید موفقیت در این است که محتوای خود را به روش های مختلف به کاربران ارائه کنید تا هر فرد بر اساس اخلاق و اولویت های خاص خود از آن ها استفاده کند.
 

درس های آخر

همزمان که شما از محتوا برای بهبود استراژی شبکه ی اجتماعی خود استفاده می کنید، می توانید از شبکه ی اجتماعی نیز برای بهبود استراتژی محتوای خود استفاده کنید.
تا زمانی که این روش در تمام یک سازمان به کار گرفته نشود، ارزشی نخواهد داشت.
تمام اعضای تیم باید در این راه مشارکت کنند و مطمئن باشید که تیم های بازاریابی شبکه ی اجتماعی و بازاریابی محتوا با یکدیگر همسو هستند.
وقتی هر دو تیم درک درستی از راه های حمایت از یکدیگر داشته باشند، کل استراتژی بازاریابی دیجیتال شاهد نتایج چشمگیری مثل گسترش دسترسی به محتوا، اضافه شدن ترافیک سایت شما، تقویت تعامل و چیزهای بیشتر دیگری خواهد بود.



:: بازدید از این مطلب : 76
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

همه ما می دانیم محتوا پادشاه است.
با این حال، این را هم می دانیم، آنچه که محتوای عالی تلقی می شود، دائما در حال تحول است، به ویژه هنگامی که کاربران بطور متفاوتی شروع به جستجو و فهمیدن محتوا می کنند. 
محتوا و روندهای بازاریابی تغییر می کنند و از این رو تاکتیک های تولید محتوای ما نیز باید تغییر کنند. 
در غیر این صورت، فرصت خود برای هماهنگی و ارتباط را از دست خواهیم داد. 
قبل از انتشار، محتوای خود را به طور کامل بررسی کنید تا مطمئن شوید که مطابق استانداردهای عالی بودن است که در ادامه ذکر شده اند. 
 

1. محتوای عالی ویدیو دارد

این روزها عکس ها و متن به تنهایی کافی نیستند. 
دسترسی به پیشرفت های فناوری و تولید محتوا برای تولید کننده محتوای متوسط رو به افزایش است. 
بنابراین، استراتژیست ها باید با زمانه جلو بروند. 
و زمانه با ویدیوها و پخش زنده سر و کار دارد. 
حرف من را باور نمی کنید؟
فقط کافی است سوالات زیر را از خود بپرسید:
•    هنگام جستجو در شبکه های اجتماعی  و وب، احساس می کنید که با چه چیزی بیشترین ارتباط را دارید؟
•    چه نوع محتوایی جالب تر است؟
•    چه چیزی باعث می شود با یک برند یا یک فرد ارتباط برقرار کنید؟
•    هنگامی که برای خرید کردن به اطلاعات دقیقی نیاز دارید، چه چیزهایی را نگاه می کنید؟
شرط می بندم که محتوای ویدیویی می بینید، چه توسط برندها و چه توسط مشتریان ایجاد شده باشد.
ویدئو به مصرف کنندگان کمک می کند تا درباره چیزهایی که ممکن است خریداری کنند اطلاعات بیشتری کسب کنند، کمک می کند تصمیمات سنجیده تری بگیرند و از بعضی جهات، مصرف کردن کار ساده تری است.
فیلم ها و پخش زنده از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند و این محبوبیت همچنان ادامه خواهد داشت به خصوص با پلتفرم های بیشتر و بیشتری که پخش زنده را ارائه می کنند.
به جای اینکه صرفا به مخاطبان خود بگویید که چرا باید به شما اعتماد کنند، این مسئله را به آنها نشان دهید.
این کار را می توان با بودجه تولیدی اندک و پیدا کردن ویرایشگرهای ویدیویی خبره ولی ارزان قیمت در فایور انجام داد.

2. محتوای عالی پاسخ سوال هاست

هنگامی که شخصی پرسشی را در یک موتور جستجو وارد می کند، به دنبال چیزی است، درست است؟
•    پاسخ به یک سوال
•    اطلاعات مربوط به یک محصول یا سرویس
•    چگونگی انجام کاری
حتی هنگامی که شخص کلید واژه ای را  وارد می کند که به صورت سؤال نیست، باز هم می توانید بفهمید که چه چیزی می خواهد یا قصد جمع آوری چه نوع اطلاعاتی را دارد.   
با استفاده از ابزار سئو مانند semrush یا Answer the Public یا صرفا با اسکرول کردن صفحات نتایج موتور جستجو ، می توانید سؤالات مربوط به تقریبا هر کلید واژه ای را به سرعت شناسایی کنید.
هنگامی که در مرحله تولید محتوا هستید، می توانید این سؤالات یا کلید واژه های طولانی را پیاده سازی کنید تا نوشته ای مملو از اطلاعات داشته باشید، بطوری که هیچ سؤال دیگری برای خوانندگان شما باقی نماند.
برای مثال، اگر کسی [رسپی سوپ مرغ] را جستجو کند، می توانید حدس بزنید که می خواهد چگونگی درست کردن سوپ مرغ را بداند.
ولی آنها در نهایت می خواهند اطلاعات بیشتری کسب کنند.
وقتی که تا اواسط صفحات نتایج موتور جستجو را اسکرول کنید، کادرPeople also Ask  از گوگل را خواهید دید که تعدادی سؤال مربوط به عبارت اولیه جستجوی شما را نشان می دهد.
یک تولیدکننده محتوای خوب به جای اینکه فقط یک رسپی را با اندکی توضیح سر هم بندی کند، برخی از این سؤالات یا همه آنها را در عناوین و متن خود می گنجاند.
در نتیجه، موتورهای جستجو با اعطای رتبه بندی بهتر پاداش شما را خواهند داد.
افرادی که ممکن است پیش از این به آنها دسترسی نداشته اید، اکنون به شما دسترسی پیدا خواهند کرد و به جای فقط یک رسپی گذری کل محتوای شما را دریافت می کنند. 

3. محتوای عالی یک محتوای خلاقانه است

وقتی از خلاقیت صحبت می کنم، منظورم این است که محتوای عالی باید به گوگل بگوید که سایت شما مطالبی را به خوانندگان ارائه می کند که سایر سایت ها نخواهند کرد: 
•    یک دیدگاه یا زاویه جدید.
•    اطلاعاتی که هنوز دیگران ارائه نکرده اند.
نمی توان در این کار افراط کرد. 
جان مولر گوگل به ما گفته است كه گوگل، محتوا را ایندکس نمی كند فقط به این دلیل كه این محتوا تولید شده- محتوای شما باید "مفید، منحصر به فرد، قانع كننده یا با کیفیت" باشد.
منحصر به فرد فقط یک واژه دیگر برای خلاقیت است.
ایده های شما، پیام های شما و هویت کلی شما باید خلاقانه باشند.
بازآفرینی محتوای شخص دیگر به طور مکرر فاقد خلاقیت است.
اگر محتوای شما فاقد خلاقیت و نوآوری باشد،خودتان خواهید دید که لینک، کلیک و رتبه نخواهید داشت. 

4. محتوای عالی محتوایی است که توسط کاربر تولید شده باشد

اینفلوئنسرها اغلب موفق تر از برندها  عمل می کنند.
چرا؟
زیرا اینفلوئنسرها و شخصیتهای مشهور مثل دوست هستند و نه مشاغلی که سعی می کنند محصولاتشان را بفروشند.
مصرف کنندگان به افرادی که دنبال می کنند نوعی احساس تعلق دارند؛ آنها فکر می کنند که می توانند به آنها اعتماد کنند.
آنها طالب پیشنهاداتی در زمینه مد، رسپی های خانگی خوشمزه، نکات بهداشتی و تناسب اندام و موارد دیگر از جانب این افراد هستند.
مردم قابل اعتمادند، در حالی که گاهی اوقات برند ها این طور نیستند. 
در حالی که به نظر می رسد همه می توانند اینفلوئنسر باشند، همکاری با اینفلوئنسر مناسب می تواند برای مشاغل کوچک و بزرگ معجزه کند.
از آنجایی که یک فرد بزرگسال معمولی در مقایسه با پنجاه سال پیش، در طول روز پنج برابر اطلاعات بیشتری کسب می کند، می توان حدس زد که بخش اعظم این مسئله نتیجه مستقیم شبکه های اجتماعی است.
ویژگی مهم همکاری با یک اینفلوئنسر یا سفیر برند این است که نیازی نیست شما محتوا تولید کنید! 
این کار آنهاست – محتوایی که توسط کاربر تولید می شود.
بنابراین، به این فکر کنید که به چه افرادی می خواهید دسترسی داشته باشید و چه نوع محتوایی برای آنها جذاب است.
سپس با اینفلوئنسرهایی همکاری کنید که می توان با آنها احساس نزدیکی کرد، می توانند محتوا تولید کنند و باعث درخشش کسب و کار شما شوند.

5. محتوای عالی هدفمند و نتيجه محور است

بدون برنامه ریزی محتوا تولید نکنید.
برای رسیدن به این هدف باید اراده و برنامه مناسبی داشته باشید.
هنگامی که در حال خلق ایده های جدید هستید و به این فکر می کنید که چه مطالبی را می خواهید کنار هم بگذارید و چگونه آنها را اجرا کنید، با هدف این کار را انجام دهید.   
•    مخاطب شما با چه نوع محتوایی بیشترین ارتباط را برقرار می کند؟
•    روی چه موضوعاتی بیشترین کلیک صورت می گیرد؟ چه موضوعاتی طولانی ترین بازدید را دارند؟
•    چه چیزی تعامل یا فروش بسیار زیاد را تحقق می بخشد؟
اینها انواع سؤالاتی هستند که قبل از اینکه حتی شروع به نوشتن کنید، باید از خودتان بپرسید.
این سؤالات در مرحله ایده پردازی شروع می شوند و به شما کمک می کنند بر اساس هدفتان تعیین کنید که چه نوع محتوایی را باید تولید کنید. 

محتوای شما باید محصولی از داده ها نیز باشد.
به گزارشات فروش و تبدیل خود نگاه کنید، تجزیه و تحلیل خود را بررسی و از آن استفاده کنید!
اینها به دلیلی اینجا قرار گرفته اند و در نهایت در تحقق هدف آن محتوا به شما کمک می کنند.

6. محتوای عالی دارای عناوین قوی هستند

عناوین قوی خوانندگان احتمالی شما را تحریک می کنند.
این عناوین هستند که به آنها می گویند آیا می خواهند روی وب سایت شما کلیک کنند یا نه.
اگر عنوان شما مبهم، ملال آور یا کلی باشد ، ممکن است کلیک مورد نظر صورت نگیرد.
اگر عنوان شما جالب و جذاب باشد و باعث شود خوانندگان احساس کنند اگر کلیک نکنند، ضرر می کنند، آن کلیک مورد نظر احتمالاً صورت می گیرد.
برای مثال:
"ویژگی جدید معرکه سایت" در مقابل "اگر وب سایت شما این افزونه آسان را ندارد، در اشتباه هستید" 
شما باشید روی کدام یک کلیک می کنید؟ 
من به شخصه می دانم که روی گزینه دوم کلیک خواهم کرد زیرا نوعی حس ضرورت ایجاد می کند و من  هم دچار ترس از دست دادن فرصت هستم. 
"اگر وب سایت من ویژگی هایی را که آنها در موردش صحبت می کنند نداشته باشد، ممکن است فرصت هایی را از دست بدهم؛" فروش، مشتریان احتمالی، پول و غیره
مورد اول تقریباً مانند همه وب سایت های آموزشی HTML رده پایین به نظر می رسد.
هیچ چیز جالبی در مورد آن وجود ندارد، منحصر به فرد نیست و وقتی که آن را رد می کنیم، هیچ گونه ترس از دست دادن فرصت را احساس نخواهیم کرد. 

جمع بندی

دفعه بعد که آماده منتشر کردن مطلبی بودید، اطمینان حاصل کنید که همه این نکات را در محتوای خود گنجانده اید. 
روش های زیادی برای تولید محتوا وجود دارد، ولی فقط چند روش هست که کار شما را فوق العاده می کند. 
هنگامی که مردد هستید، همیشه داده ها را بررسی کنید تا مطمئن شوید محتوای شما به بهترین نحو ممکن اجرا شده است.



:: بازدید از این مطلب : 70
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

شیوه نوشتن داستان یا محتوا برای معرفی کسب و کار

بی شک همه ی ما با برند هایی نظیر اپل ،کوکاکولا، آمازون، گوگل و غیره آشنایی داریم.

اما سوال اینجاست . چه چیزی باعث شده واژه ی اپل ما را به یاد یک برند بیاندازد، نه یک میوه.

در این مقاله قصد داریم چگونگی خلق یک داستان کسب و کار (برنداستوری) موفق را شرح دهیم و فاکتورهای مهم آن را بررسی کنیم.

وقتی به موضوع بازاریابی میرسیم، برند شما بزرگترین ثروتتان است.

برند شما چکیده ی تمام احساسات و باورهای مردم ، نسبت به کسب و کارتان است.

در واقع باید داستانتان را به گونه ای بنویسید که سبب اعتماد مردم شود. برای این کار باید بدانید که کسب و کارتان  برای آن ها چه معنایی دارد.

برای نوشتن داستان کسب و کار باید سه سوال زیر را از خود بپرسید:

1.علت اصلی وجود برند شما چیست؟

بسیاری از کسب و کارها زمانی آغاز شده که کسی فرصتی را برای درآمدزایی پیدا کرده است.

تفاوت تمام کسب و کارها با یک کسب و کار موفق دقیقا در همینجاست.

یک کمپانی قدرتمند به دلیل نیازبازار پدید آمده است. در واقع نیاز بازار هسته ی اصلی یک برند موفق است.

اپل درک کرد که مردم نیازمند محصولی هستند که با کیفیت و متفاوت باشد و برند خود را حول این نیاز تاسیس کرد.

آمازون مفهوم خرید آنلاین را عمومیکرد  و تبدیل به محلی برای خرید آسان، سریع و آنلاین شد.

موسسان گوگل پی بردند که مردم از طریق جستجوهای آنلاین موضوع موردنظرشان را پیدا نمی کنند پس موتور جستجویی را طراحی کردند که سبب دسترسی آسان مردم به محتوای دلخواهشان میشد.

هر کدام از این برندها به دلیل یک نیاز بازار تاسیس شد.کسب و کار شما هم باید همینگونه باشد.

شما باید بدانیددر بازار،چه نیازی حس میشود و کسب و کارتان چگونه به آن نیاز می پردازد.

درباره ی سوالات زیر تامل کنید.

*چرا مردم باید از ما بخرند؟(مخصوصا در مقایسه با خرید از رقبای  قدرتمند)

*تفاوت ما با رقبایمان در چیست؟

*چگونه میتوانیم از مشتری هایمان تشکر کنیم؟

*چه چیزی کارمندهای ما را برای ارائه ی کار خوب برمی انگیزد؟

در واقع برای ساخت یک برند موفق شما باید بفهمید برای چه وجود دارید و به درد چه نیازهایی می خورید.

مردم به مدت زمان حضور شما در حوزه ی کاریتان توجهی نمی کنند.

برای آن ها پول ساز بودن برندتان اهمیتی ندارد.

آنچه برای آن ها مهم است ،چگونگی خدمات رسانی به آن هاست.

پس داستان کسب و کار (برنداستوری)، درباره ی خود کسب و کارتان نیست بلکه درباره ی مشتری هایتان است.

مطمئنا شرکت های موفق میدانند چگونه با داستان مشتری ها منطبق شوند و برندشان را با محوریت هدف رسانی به مخاطبانشان طراحی می کنند.

2- دیدگاه شما چیست؟

به ظاهر همه ی کسب و کارها اهدافی نظیر سودآور بودن،کمک به مشتری و پول درآوردن دارند اما با چنین اهداف مبهمی، نمی توان تبدیل به یک برند موفق شد.

یک کسب و کار خوب نیازمند آن است که مشتری محور و خاص باشد.و این ویژگی باید توسط خود مشتری احساس شود.

برای مثال هدف نایک الهام بخشی و نوآوری برای ورزشکاران جهان است.

توجه کنید.هدف آن ها بهترین الهام بخش و بهترین نوآور بودن نیست.هدف آن ها بر روی تقاضای مشتری متمرکز شده است.

خواسته ی اصلی نایک این است که وقتی به برند نایک فکر میکنید ورزشکارانی را تصور کنید که با استفاده از ابزارها و تجهیزات آن ها کارهای شگفت انگیز انجام میدهند و به قهرمانی می رسند.

این دیدگاه نایک آن ها را قدرتمند و به یاد ماندنی کرد.

اگر شما میخواهید چنین ترفندهایی را برای داستانتان به کار ببرید باید دیدگاه خود را شفاف سازی کنید.

برای فهمیدن دیدگاه مشخص خودتان درباره ی سوالات زیر فکر کنید.

*اگر تمام مشتریان بتوانند از محصولات شما استفاده کنند دنیا مکان بهتر و متفاوت تری می شود؟

*خدمات و محصولات شما چگونه به مشتریان در جهت رسیدن به اهدافشان کمک می کند؟

*برای دستیابی به کدام آرزوهای مشتری هایتان تلاش می کنید؟

*برند شما چگونه به بهترشدن دنیا کمک می کند؟

دانستن این که چگونه به مشتری هایتان کمک میکنید تا بهتر از آنچه که اکنون هستند باشند ،راز دست یابی به یک برند محبوب و پرفروش است.

یک دیدگاه خوب بنیادی ترین قسمت  کسب و کارتان است و باعث می شود که مردم راحت تر از شما خرید کنند.

3.مخاطبان شما چه کسانی هستند؟

اگر شما به علت اصلی وجود کسب و کارتان پی بردید و دیدگاهتان را هم مشخص کردید وقت آن رسیده که بفهمید مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند.

نایک مخاطبان خود را با این جمله مشخص کرد: "هرکس که اندام دارد".اما  این که چگونه گروه مخاطبانشان را به دیدگاهشان ارتباط دادند نکته ی مهمی است.

سوالات زیر را در نظر بگیرید و یک ایده ی مشابه را برای کسب و کارتان استفاده کنید.

*چه چیزی مشتریان من را ترغیب به خرید می کند؟    

*آن ها از چه چیزی میترسند و چه چیزی می خواهند؟

*آن ها برای چه چیزهایی ارزش قائلند و به چه چیزهایی باور دارند؟

*مخاطبان ما با چه مشکلاتی مواجه اند؟

شما باید بدانید اهداف مخاطبانتان چیست و چالش هایشان را تشخیص دهید تا بتوانید توسط  داستانتان با آن ها ارتباط برقرار کنید و این پیام را منتقل کنید که "به آن ها کمک خواهید کرد".

مردم زمانی که با داستان های جدید و متفاوت رو به رو میشوند ناخودآگاه از خودشان میپرسند " این منم؟" و یا " آیا این موضوع با چیزهایی که من میخواهم و با ارزش های من همخوانی دارد؟"

اگر جواب آن ها به خودشان اینگونه باشد:"بله،این دقیقا منم" ، شما یک مشتری جدید به دست آورده اید، اما اگر جوابشان با شک و تردید همراه باشد، شما برای تبدیل کردن او به یک مشتری ،راه زیادی در پیش دارید.

کلید یک برند موفق در جلب اعتماد آن هاست.

باید به گونه ای باشید که حتی اگر آن ها بار اولیست که درباره ی شما شنیده اند بتوانند با شما ارتباط برقرار کنند و مانند یک دوست قابل اعتماد از شما خرید کنند.

اما برای رسیدن به این نقطه کارهای زیادی لازم است.

پس برای طراحی یک داستان خوب به سه مورد زیر باید توجه کنیم:

1.لزوم وجود کسب و کار خود را بدانیم .

2.بتوانیم با زندگی مشتری هایمان منطبق شویم.

3.مشتری های خود را تشخیص دهیم و بدانیم چگونه باید با آن ها صحبت کرد.

اگر این سه مورد در داستان کسب و کار شما رعایت شده است شما در مسیر درست دستیابی به یک برند آرمانی هستید.

به یاد داشته باشید که زندگی بر پایه ی روابط بنا شده است و این اصولی ترین حقیقت یک کسب و کار موفق است.

اکنون بیشتر از قبل به اهداف مخاطبانتان فکر کنید و آن را با برندتان منطبق کنید .اینگونه احتمالا آن ها راهی برای اعتماد کردن به شما پیدا می کنند.

 



:: بازدید از این مطلب : 81
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

آموزش تولید محتوا برای کالا و محصولات

امروزه، بعد از طراحی سایت فروشگاه آنلاین فقط چند دقیقه طول می کشد تا تنظیمات فروشگاه را انجام دهید و بعد از افزودن عکس ها، شما می توانید فروش خود را آغاز کنید. اما نوشتن محتوای محصولی که بتواند مردم را به خرید ترغیب کند و در جایگاه اول باشد، نیازمند تلاش بیشتری است.

چگونه یک محصول را به مشتریان جدید معرفی می کنید؟ چه اطلاعاتی باید به صفحه ی فروشگاه اضافه شود و چگونه می خواهید مشتری را به کلیک بر لینک «افزودن به سبد خرید» ترغیب کنید؟

در این مقاله، ما با ارائه ی چند نمونه به شما توضیح خواهیم داد، که چگونه محتوای محصول مناسب بنویسید. برای تولید محتوای محصول خلاقانه نیاز به کمی هنر است، اما این قوانین ساده، می تواند تضمین کند که لیست محصولات فروشگاه شما پرمعنی، قابل اطمینان، متقاعد کننده و برای موتورهای جستجو بهینه باشد.

قوانینی ساده برای نوشتن بهترمحتوای محصول:

  • در مورد سوالات احتمالی مشتری فکر کنید.
  • همیشه جزئیات را در نظر بگیرید: جزئیاتی مثل ابعاد، اندازه، مواد و ...
  • با داستان سرایی درباره محصول خود، آن را منحصر به فرد کنید.
  • متن را طوری بنویسید که به سادگی اسکن و سریع خوانده شود.
  • از گواهی رضایت مشتری و شواهد اجتماعی استفاده کنید.
  • محتوای محصول را برای موتور جستجو نیز بهینه سازی کنید.

از محتوای محصول برای پاسخ به سوالات مشتریان استفاده کنید
وقتی کسی از فروشگاه آنلاین شما خرید می کند، در واقع شما از او می خواهید به شما اعتماد کند. آن ها نمی توانند آیتم مورد نظرشان را از نزدیک ببینند، نمی توانند آن را در دستانشان بگیرند و حتی نمی توانند آن را امتحان کنند. اینجاست که صفحه ی محتوای محصول به کار می آید. اگر در مورد چیزی که می خواهید بنویسید، مطمئن نیستید، بهتر است تمرکز خود را بر سوالات احتمالی مشتری بگذارید. این محصول چقدر بزرگ است؟ ابعاد آن چقدر است؟ ساخت کجاست؟ چرا این قیمت را دارد؟ همانطور که مدرس بازاریابی Neil Patel  می گوید: «اگر شما محتوای محصول را خواندید  و باز هم سوالی برایتان باقی مانده بود، یعنی آن محتوا، کار خود را به درستی انجام نداده است.» 

با جواب دادن به سوالات مناسب، شما نشان خواهید داد که مشکل مشتری خود را درک می کنید، « دیگر هیچ چسبندگی روی شیشه وجود ندارد»، « این شلوار هنگام شستن آب نمی رود»

248 فرمول جدید. ریملی عالی برای استفاده روزانه. ریمل Lash Slick  وقتی کشیده می شود، مژه را فر و بلند می کند. ظاهر طبیعی مژه های شما را حفظ می کنند و مژه ها را بهم نمی چسباند. برس مژه ظریف و کوچک با پوشش فایبر که از پایه تا نوک آن اکتنشن های ریزی دارد و همچنین جنس پلیمری و منعطف آن باعث می شود هر موی فایبری برس، در سرجای خود باقی بماند. ریمل مقاوم در برابر آب (نه ضد آب)  است، بنابراین در آخر روز، براحتی با آب گرم شسته می شود.

آنها گفتند، این ریمل زیبایی طبیعی مژه های شما را حفظ می کند، «به جای اینکه مژه ها را به هم بچسباند».همچنین به این سوال که آیا این ریمل سنگین است و مژه ها را بهم می چسباند؟ نیز پاسخ روشنی داده اند "نه" و شما به عنوان یک مشتری با خود می گویید:« بسیار عالی! آن ها چیزی که من می خواهم را می فهمند.»

همیشه جزئیات محصول را ارائه کنید.

وقتی برای وب سایت تولید محتوا می کنید، همیشه می شنوید که می گویند «در استفاده از متن زیاده روی نکنید» یا «مردم مطالب طولانی وب سایت ها را نمی خوانند». همه ی این ها درست است، اما شما هنوز باید همه ی جزئیات ضروری و مشخصات محصول خود را ارائه کنید. در این صورت مردم می فهمید چه چیزی دریافت خواهند کرد و با اینکار از شر مرجوعی ها و تعویض ها خلاص می شوید، زیرا انتخاب کالای اشتباه از جانب مردم، باعث این مساله است. در مورد سایز، وزن، رنگ ، مواد سازنده، و کشور سازنده و ... فکر کنید.

در مثالی که از برند Glossier  ارائه کردیم، نگاه کنید که چگونه سایز محصول و اختلافات جزئی را مشخص کرده اند و همچنین به مقاومت محصول دربرابر آب (نه ضد آب بودن) نیز اشاره کرده اند. این کار به وضوح انتظارات مشتری را برآورده می کند و مشتری می داند که انتظار چه چیزی را داشته باشد و به طور کلی دیگر راهی برای فریب مشتری به خرید کالایی که مناسبش نیست، وجود ندارد.

همچنین ارائه ی مشخصات محصول نشان دهنده ی این است که شما محصول خود را به خوبی می شناسید و به جزئیات آن توجه دارید و بیش از این ها باعث تحکیم اعتماد مشتری به فروشگاه شما می شود.

داستان بگویید تا فروشگاه خود را از سایر کسب و کارهای بزرگ متفاوت کنید.

شانس شما هنگامی که محصولاتتان (یا چیزهای شبیه آن) در ویترین بزرگ خرده فروشی های آنلاین با قیمت پایین تر عرضه می شوند، افزایش می یابد. اما خوشبختانه برای کسب و کارهای کوچک در همه جای دنیا، مشتریان با چیزهای دیگری جز قیمت و تسهیلات ترغیب می شوند.

در ارتفاعات دره ی Appenzell  در هلند آقای Walter Rass  معروف از شیر تازه ی گاو پنیری ایجاد می کند که اسم آن را Tufertschwiller  گذاشته و فقط آن را به اهالی روستای خود می فروشد. با همکاری Murray ، او این پنیر تازه را در طول سه ماه برای ما می فرستد تا برای مدت بیشتری در انبارهای نیویوک باقی بماند. این پنیر برای مدت 9 ماه در انبارهای آلپ باقی می ماند و متخصصان ما طعم شیرینی از فندق های برشته و گیلاسهای آلپین استخراج می کنند که کمی طعم تافی و کاکائو دارد. Annelies  نام همسر والتر است، این پنیر را با نان ترد Gruner Veltliner  یا Pinot Noir  میوه ای امتحان کنید.

آیا می توانید در منطقه ای که زندگی می کنید پنیری را پیدا کنید که هم خوش طعم باشد و هم قیمت پایینی داشته باشد؟ قطعا می توانید. اما برند Murray’s  می خواهد شما را به خرید این پنیر ترغیب کند. برای اینکار، آن ها از ترفند کمیاب بودن استفاده می کنند. (این پنیر فقط در یک دهکده کوچک در هلند پیدا می شود). آن ها داستان درست شدن پنیر را تعریف و طعم آن را با اصطلاحاتی اشتها برانگیز توصیف می کنند. شما می دانید گیاهان آلپ چه طعمی دارند؟ من هم نمی دانم، اما به نظر خوشمزه می آیند.

آیا واقعا اهمیتی دارد نام پنیر از نام همسر تولیدکننده آن گرفته شده؟ البته که نه. اما داستان این حس را به شما القا می کند که شما دارید چیز خاصی را می خرید، چیزی که شما نمی توانید در هیچ خوار و بار فروشی پیدا کنید.

محتوای محصولی بنویسید که به راحتی خوانده و اسکن شود

شما همیشه باید محتوای محصول را طوری تنظیم کنید که مخصوصا برای وب و مطالعه ی عموم مردم مناسب باشد. عناوین، نکته ها، پارگراف های کوتاه و تصاویر زیادی وجود دارند که به تسهیل فروش فروشگاه آنلاین شما به مشتری کمک می کند. شاید به شما بگویند از کلمات قوی و صفات عالی بیشتر استفاده کنید، اما بهتر است بیشتر از زبان مرسوم که همه ی انسان ها به آن صحبت می کنند، استفاده کنید.(ساده بنویسید)

فقط در یک پاراگراف کوتاه و بیان چند نکته می گوید که محصول چیست و چرا خاص است (چه کسی وقتی دنبال یه حشره بالدار است، " قدرت کشنده ی بیشتری " نمی خواهد؟) و این چیزی است که صنعتگران Amish       در اوهایو ساخته اند، با خواندن این ویژگی ها شما ممکن است تمایل به خرید این محصول داشته باشید. آن ها همچنین نمونه هایی از رضایت مشتریان را ارائه کرده اند. اگرچه شما می توانید یک مگس کش پلاستیکی را خیلی ارزان تر تهیه کنید، اما یک مگس کش 7 دلاری هم می تواند خیلی خوب باشد.

چطور داستان سرایی کنیم تا در عین حال سریع و راحت خوانده شود؟  بهترین پیشنهاد برای شما این است که یک پاراگراف کوتاه، توصیفی با چند نکته ساده بنویسید. به این ترتیب شما می توانید رضایت آن دسته افرادی را که تمایل به سطحی خواندن دارند و کسانی که می خواهند جزئیات بیشتری بدانند را  جلب کنید.



:: بازدید از این مطلب : 76
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

مشاغل خانگی زنان یا خانه نشینی اجباری دختران:

ایسنا در گزارشی علیه شرایطی که برخی کارفرمایان برای کارجو تعریف کرده اند گله کرده است. از جمله این شرایط برای زنان، تجرد، جوانی، روابط عمومی بالا و... است. در این راستا روزنامه جام جم نیز کار در خانه را برای برخی زنان امن توصیف کرده است و پیشنهاد میدهد زنان در فضای خانه فعالیت کنند.

ایسنا نوشته: آنچه به وضوح در برخی آگهی‌های مربوط به استخدام در اپلیکیشن‌های نیازمندی‌های اینترنتی یا سایت‌های درج آگهی کاریابی دیده می‌شود؛ استخدام «خانم مجرد با روابط عمومی بالا» است.

 

گویی معیار اغلب کارفرمایان برای استخدام نیرو یا دست کم نخستین معیارها برای استخدام نیرو «مجرد بودن» و «خانم بودن» است. به طور معمول آنچه به ذهن متبادر می شود این است که اغلب کارفرمایان خواهان استخدام نیروهایی بدون حاشیه و با کمترین درگیری و دغدغه غیرشغلی هستند تا فعالیت حرفه‌ای و شغلی در اولویت نیرو قرار گیرد و از این رو به دنبال نیروی مجرد می‌گردند و از آنجا که جلب رضایت زنان برای استخدام با حقوق پایین راحت‌تر از مردان است، اقدام به جذب نیروی زن می‌کنند.

شاید این نکته در مورد بخشی از جامعه کارفرمایان صدق کند اما وقتی به توضیحات و شرایط درج شده در برخی از آگهی استخدام ریز شویم، متوجه می شویم که اساسا بحث برخی از این آگهی‌دهندگان در خصوص تاکید بر «مجرد بودن» و «خانم بودن»، چیز دیگری است؛ مساله ای که روایات جسته گریخته کارجویان زن آن را تایید می کند.

یکی از آگهی‌های استخدام درج شده در یک اپلیکیشن نیازمندی اینترنتی با عنوان «منشی خانم مجرد با روابط عمومی بالا و...»، در شرایط استخدام خود نوشته است: «نیازمند خانم مجرد، سن از ۱۸ تا ۳۲ سال، جهت انجام منشی‌گری با روابط عمومی بالا، با ظاهری آراسته»، این کارفرما همچنین تاکید کرده است که کارجویان به هیچ عنوان تماس تلفنی با کارفرما نگیرند و فقط مشخصات خود را همراه با عکس به واتس‌آپ ارسال کنند.

در آگهی دیگری با عنوان «استخدم خانم منشی مدیرعامل»، درج شده است که منشی باید حتما قابلیت همراهی مدیر عامل جهت مراجعه حضوری به شرکت‌ها و ماموریت‌ها به مراکز استان و خارج از  کشور را داشته باشد و نیرو حتما باید مجرد و بین ۲۰ تا ۳۰ سال سن داشته باشد. این آگهی نیز تاکید دارد که کارجویان از تماس خودداری کرده و رزومه خود را به همراه «عکس کامل» به واتس آپ ارسال کنند چراکه روزمه‌هایی که همراه با «عکس کامل» ارسال نشوند بررسی نخواهند شد.

کارفرمای دیگری هم در شرایط استخدام تاکید کرده است که نیازمند خانم مجرد برای کمک در امور خود در زمان حضورش در دفتر، حتی بدون سابقه کار و بدون محدودیت سنی است و متقاضیان در ابتدا باید عکس خود را در واتس آپ ارسال کنند.

به گزارش ایسنا، ماه دیگر ۴۳ سال «سارا» پُر می شود، دختری که از ۲۶، ۲۷ سالگی روی پای خودش بوده، کار کرده و مستقل از والدین و به تنهایی زندگی می‌کند و در مسیر این استقلال آزارهایی را تجربه کرده است، می‌گوید: «من هفت سال در یکی از جزایر جنوبی ایران زندگی می کردم. کارمند هتل بودم، درآمدم خوب بود و توانسته بودم یک زندگی مستقل را برای خود فراهم کنم اما به دلیل شرایط اقتصادی نتوانستم از پس هزینه‌های زندگی بر آیم و مجبور شدم به تهران نقل مکان کنم و در یک شرکت مشغول به کار شدم. اینجا هم کار و بارم خوب بود تا اینکه شرکت تعدیل نیرو کرد. از آن روز به بعد علیرغم ۱۵ سال سابقه کار و توانایی حرفه‌ای به دلیل برخی مسائل نتوانستم کار پیدا کنم.»

وی درباره شرایط سخت کاریابی برای زنان توضیح می دهد: «از صبح که بلند می‌شوم تا شب شاید به شش هلدینگ یا شرکت برای استخدام سر می‌زنم، اولین چیزی که برایشان مهم است مجرد بودن است. من هم مجردم و از این نظر با این شرط کارفرما مشکلی ندارم اما برخی از این کارفرمایان خواسته‌هایی دارند که قابل پذیرش نیست و علیرغم نیاز به کار مجبور می‌شوی قید آن شغل را بزنی و دنبال کار دیگری بگردی.»

 بر اساس گزارش‌های مرکز آمار ایران؛ گرچه نرخ مشارکت اقتصادی زنان طی سال‌های ۹۶ تا ۹۸ حوالی ۱۷ درصد ایستاده بود اما از سال ۹۹ به بعد، به ۱۳ درصد  تنزل یافته است به طوری که سال گذشته نرخ مشارکت اقتصادی زنان ۱۳.۶ درصد بود. به زبان دیگر در سال گذشته تنها ۱۳ درصد از زنان ۱۵ ساله و بیشتر در سن کار، یا شاغل و یا در جستجوی کار بوده‌اند.

روزنامه جام جم نیز اینطور به سوژه پرداخته: حمید حاج‌اسماعیلی، کارشناس بازار کار با تعریف مشاغل خانگی به «جام‌جم» می‌گوید: « اکثر زنان در مشاغل خانگی حضور دارند. از آنجا که بسیاری از آنان دارای هنر و مهارت‌هایی هستند اما با توجه به خانه‌دار بودن و مسأله تربیت فرزندان‌شان باید در خانه باشند؛ از طرفی علاقه‌مند بودن به درآمدزایی و پرداختن به مسائل اقتصادی برای این قشر مهم است. در کشور هم حدود مشاغل خانگی مشخص است. یکی از فراگیرترین کارهایی که در دسته مشاغل خانگی قرار می‌گیرد، کارگاه‌های تولیدکننده پوشاک و صنایع نساجی است که بخشی از کارها را به زنان خانه‌دار واگذار می‌کنند. بخش دیگری از این مشاغل مربوط به صنایع دستی و بومی است.»

مزیت‌های مشاغل خانگی

این روزها هم با پیشرفت تکنولوژی، عصر دیجیتال و گسترش فضای مجازی، کسب و کارهای خانگی رونق بیشتری پیدا کردند و در شبکه‌های مجازی موفق به جذب مشتری و کسب درآمد از طریق فروش محصولات‌شان شدند. این کارشناس معتقد است که فضای مجازی قابلیت این را دارد که اکثر مشاغل را به خانه‌ها ببرد بدون این‌که نیازمند امکانات خاصی باشد اما در این خصوص همچنان در ابتدای راه قرار داریم و  «بخش بزرگی از کشور ما را زنان تشکیل می‌دهند و مشاغل خانگی می‌تواند مشارکت و نقش‌آفرینی آنان را دراقتصاد کشور افزایش دهد. همین امرسرعت حرکت موتور توسعه کشور را افزایش خواهد داد. مشاغل خانگی برای زنان باعث افزایش استقلال مالی و در نهایت کمک به اقتصاد خانواده می‌شود.»

حمید حاج اسماعیلی می‌گوید: «نرخ مشارکت زنان در کشور حدود ۱۳درصد است در صورتی که تعداد زنان دانشجو بیشتر از آقایان است و نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند و این یک مطالبه عمومی در کشور است. ما بخش مهمی از جمعیت کشور را نادیده گرفتیم چرا که مشارکت زنان به دلیل موانع و سختی‌هایی که در بازار کار وجود دارد برای حضورشان فراهم نیست. تا زمانی که شرایط به لحاظ فرهنگی و اجتماعی برای حضور زنان در جامعه آماده شود، باید این فضا را در خانه مهیا کنیم.



:: بازدید از این مطلب : 87
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 05 آذر 1402 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید