نوشته شده توسط : radyabha

مهم ترین اشتباهات در کسب و کارهای اینترنتی

این مطلب توسط جناب آقای جاوید گرشاسبی از مجموعه همیار وب ارسال شده است. آنچه مطالعه میفرمایید تماماً توسط ایشان نوشته شده و بهروز مهندس زاده به هیچ وجه آنها را تأیید یا رد نمیکند. این مطلب به درخواست نویسنده به صورت رایگان در ۸۴edu.net منتشر شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به لینک درج شده در انتهای متن مراجعه بفرمایید:

اشتباهاتی که در کسب و کار اینترنتی وجود دارد ممکن است به بیزینس آنلاین شما آسیب برساند. حتی در بعضی مواقع ممکن است همین اشتباهات، آن را با شکست مواجه کند. در این مقاله قصد دارم تعدادی از اشتباهات مهلک که باعث نابودی کسب و کار اینترنتی شما می شوند را عنوان کنم و در مورد آن ها توضیحاتی خدمتتون عرض کنم.

 

۱. عدم جمع آوری اطلاعات کاربران سایت

متاسفانه خیلی از مدیران کسب و کارهای اینترنتی هستند که هیچ اطلاعاتی را از بازدیدکنندگان و حتی مشتریان خود ندارند. ممکن است بخواهند پیشنهادهایی را به آن ها بدهند ولی برایشان امکان پذیر نیست. بهترین راه دریافت اطلاعات مشتریان و کاربران سایت دریافت ایمیل و شماره موبایل آن هاست. برای این کار می توانید از باکس عضویت در خبرنامه استفاده کنید یا موارد حرفه ای تر مثل انواع صفحات فرود که می توانید در سایت خود تعبیه کنید.

در دریافت اطلاعات کاربران باید به این نکته توجه کنید که اطلاعات بیش از حد که باعث عدم اعتماد کاربر به شما شود را درخواست نکنید. به نظر من همان ایمیل کافی است. توسط ایمیل می توانید رابطه ی خیلی خوب و صمیمانه ای را با کاربران خود برقرار کنید و پیشنهادهای ویژه خود را به راحتی به آن ها دهید.

۲. عدم استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی

استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی در کسب و کار اینترنتی میتواند به جذب مشتری بیشتر کمک به سزایی کند. نداشتن استراتژی بازاریابی در شبکه های اجتماعی از رایج ترین اشتباهات هر کسب و کار اینترنتی است. بعضی از افراد فکر می کنند فقط داشتن حساب کاربری با نام برند خود در شبکه های اجتماعی مختلف کافی است. ولی باید بدانید که برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی باید برنامه ریزی دقیق داشته باشید و با یک برنامه ریزی دقیق سعی کنید مشتریان بالقوه خود را به سایت بکشانید و آن ها را به مشتریان وفادار تبدیل کنید.

بعضی ها با این اشتباه که هر مطلب را که در سایت خود منتشر می کنند باید دقیقا همان را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک بگذارند فعالیت خود را در شبکه های اجتماعی ادامه می دهند. سعی کنید از عنوان های دیگری برای اشتراک مطالب سایت خود در شبکه های اجتماعی استفاده کنید. انتشار مطالبی که در سایت خود وجود ندارد و فقط مختص دنبال کنندگان خود در شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام تهیه کرده اید کمک بسیاری به افزایش ترافیک سایت شما  می کند.

 

۳. عدم بهینه سازی سایت برای گوگل

کسب و کارهایی هستند که معتبر بوده و قدمت چند ساله دارند ولی بنا به دلایلی در گوگل به خوبی دیده نمی شوند و ممکن است در نتایج گوگل جایگاه خوبی نداشته باشند. بهینه سازی کردن سایت برای گوگل از مواردی است که بعضی از افراد به آن هیچ اهمیتی نمی دهند. دیده نشدن در گوگل ممکن است از اعتبار کسب و کار اینترنتی شما کم کند. سعی کنید وب سایت خود را به بهترین نحو برای گوگل بهینه کنید تا با جست و جوی کلمات مرتبط با کسب و کار شما، سایت به خوبی در نتایج جستجوی گوگل دیده شود.

همچنین با بهینه سازی سایت برای گوگل می توانید ورودی سایت خود را به صورت قابل توجهی افزایش بدهید. انتشار محتوای اختصاصی، بهینه سازی تصاویر، افزایش سرعت سایت، دریافت بک لینک های با کیفیت می تواند به بهینه سازی سایت شما برای گوگل کمک بسیاری کند.
سعی کنید حتما روی سئو و بهینه سازی سایت خود وقت بگذارید چون با این کار هم جایگاه خوبی در گوگل دارید و هم ترافیک سایت بالا می رود و در نتیجه منجر به افزایش مشتری و فروش محصولات شما می شود.

 

۴. عدم بهینه سازی سایت برای کاربران موبایلی

قبلا در مقاله ریسپانسیو یا واکنش گرا بودن سایت چه اهمیتی دارد؟ به اهمیت ریسپانسیو بودن سایت اشاره کردم. متاسفانه هنوز افرادی هستند که وب سایت خود را برای کاربران دیگر دستگاه ها مثل موبایل و تبلت بهینه نکرده اند و قصد این کار را هم ندارند. دوستانی که به واکنشگرا بودن سایت خود اهمیت نمی دهند و نمی خواهند سایت خود را برای کاربران موبایلی بهینه کنند باید بدانند که به زودی اعتبارشان را در گوگل از دست خواهند داد. گوگل به سایت هایی که ریسپانسیو نیستند هشدار داده است که باید هرچه سریع تر سایت خود را برای کاربران موبایلی کاربر پسند کنید در غیر این صورت ممکن است از نتایج گوگل حذف شوید.

با افزایش کاربران موبایلی سایت هایی که ریسپانسیو نیستند تعدادی از کاربران خود را از دست می دهند. به خاطر اینکه کاربران علاقه ای به دیدن سایت هایی که ریسپانسیو نیستند ندارند.

 

۵. عدم مراقبت از اطلاعات کسب و کار خود

تصور کنید مجموعه آموزشی را به صورت تصویری در چندین قسمت تهیه کرده اید و برای تولید این مجموعه آموزشی یک ماه وقت گذاشته اید. ممکن است این مجموعه آموزش را فقط درون یکی از درایو های سیستم خود ذخیره کرده باشید و هنوز روی سایت خود آپلود و منتشرش نکرده اید. اگر برای سیستم شما مشکلی پیش آید و به هر دلیلی تنوانید به اطلاعات آن دسترسی داشته باشید چه اتفاقی می افتد؟ آیا به این فکر کرده اید که ممکن است روزی اطلاعات سیستم خود را برای همیشه از دست دهید؟ حتی فکر کردن به این موضوع هم آزار دهنده است.

بک آپ نگرفتن از اطلاعات کسب و کار می تواند آسب جدی به آن بزند. سعی کنید همیشه اطلاعات کسب و کار خود مثل بک آپ کل سایت،تمام محتوای تولید شده (محتوای رایگان و محتوای پولی) برای کسب و کار خود، اطلاعات مشتریان و کاربران و هر اطلاعاتی که خودتان ارزشمند می دانید را جای دیگری مثل هارد اکسترنال یا فضای امنی روی اینترنت نگه داری کنید. زیرا ممکن است این اطلاعات مهم را روزی از دست بدهید.

 

۶. نداشتن صفحه درباره ما و تماس با ما

متاسفانه بسیاری از افراد به صفحه درباره ما و تماس با ما اهمیت نمی دهند. باید بدانید که برای کاربران و مشتریان شما مهم است که با چه شخص یا شرکتی ارتباط دارند، سعی کنید در صفحه درباره ما توضیحات کاملی درباره کسب و کار خود و خدماتی که ارائه می کند بدهید. ارتباط راحت و سریع با شما برای کاربران خیلی مهم است. همیشه سعی کنید راحت ترین راه ارتباطی را برای کاربرانتان فراهم کنید. پاسخگویی سریع به مشکلات و سوالات کاربران هم خیلی مهم است.

 

صحبت پایانی

موارد اشاره شده گوشه ای از اشتباهاتی است که افراد در کسب و کارهای اینترنتی خود مرتکب می شوند و با نادیده گرفتن همین موارد ممکن است بیزینس آنلاین خود را در معرض  شکست قرار دهند. سعی کنید تمام موارد گفته شده را رعایت کنید تا کسب و کار اینترنتی موفق و پرسودی داشته باشید.



:: بازدید از این مطلب : 40
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

آموزش قرار ملاقات موفق از طریق تلفن

تلفن صحبت کردن به خودی خود یکی از دلهره آورترین بخشهای کسب و کار برای کارآفرینان به شمار می‌رود و وقتی کار به تنظیم قرار ملاقات از طریق تلفن میترسد، دیگه بدتر!

نداشتن برنامه برای یک مکالمه تلفنی بدترین اتفاق ممکن است. برداشتن گوشی و تماس گرفتن وقتی که پای تلفن نمیدانیم چه میخواهیم و چه باید بگوییم درست مثل پول دادن به آژانس هواپیمایی برای خرید بلیطی سفید است! به کجا و کی و چطور و … را نه ما میدانیم نه مسئول فروش آژانس! اما در مورد موضوع این پست، جای خوشنودی بسیار است که از قبل اطلاع داریم که هدف این مکالمه، تنظیم یک قرار ملاقات حضوری است.

اما چطور؟

گام نخست: خونسرد و با برنامه باشید.

در اولین قدم سعی کنید خونسرد باشید. مکالمه را با معرفی خود، قدردانی از مخاطب برای زمانی که در اختیارتان قرار داده است و توضیح اجمالی هدف تماس استارت بزنید و در نهایت اقدام به تنظیم قرار کنید. از همان لحظه‌ای که مخاطب گوشی را برداشت نباید گفت:
سلام من بهروزم. قرار بود یه کالایی رو از من بخرید و میخواستید در موردش فکر کنید. الآن زنگ زدم که کالا را برای شما بیاورم. لطفاً پول نقد کافی همراه داشته باشید!

 

یک مکالمه موفق باید استارت مناسبی داشته باشد که بتواند تخم اعتماد و رضایت را در طول مدت زمان صحبت، بکارد. میتوانید اینطور شروع کنید:
سلام. روز شما بخیر. بنده مهندس زاده هستم از ۸۴edu.net و از اینکه وقتتون رو در اختیار من میذارید سپاسگذارم. هفته گذشته محصولات شرکت ما خدمت شما معرفی شد که قرار بر این بود شما در مورد محصولات تحقیق و بررسی داشته باشید. الآن خدمتتون تماس گرفتم تا اگر سئوالی دارید، پاسخگو باشم…. .

 

این استارت آرام و مطمئن و در کمال خونسردی، پایه گذار قدمهای بعدی خواهد بود.

 

گام دوم: به مخاطب خود حق انتخاب بدهید.

اگر فرض را بر این بگذاریم که مکالمه مطابق آنچه در بالا گذشت، انجام پذیرفته است، می بایست به جای …. پیشنهاد قرار حضوری برای فروش (البته در صورت نیاز به این مهم) داده شود.
حال با این فرض که شما شناختی از مخاطب و برنامه‌های وی دارید می بایست بهترین دو روز هفته و دو ساعت از بهترین ساعتهای روز را به او پیشنهاد دهید تا مخاطب یکی را انتخاب کند. البته شناخت قبلی از مخاطب در این حالت الزامی است.
اما اگر شناختی اینچنینی از مخاطب و برنامه‌های وی ندارید، میتوانید دو روز مناسب برای خود را که پشت سر هم نیستند، انتخاب کنید و به مخاطب پیشنهاد بدهید.
* در مورد ساعت ملاقات هم باید به همین شکل عمل کنید.

معمولاً مشتری شما یکی از دو روز و یکی از دو ساعت پیشنهادی را بر خواهد گزید.

 

اما اگر مشتری گفت سئوالی ندارم چه باید کرد؟

در این حالت بهتر است اینطور ادامه دهیم: خب پس اگر سئوالی ندارید، میتوانیم در قراری حضوری نسبت به عقد قرارداد/عرضه محصول اقدام کنیم.
اگر مشتری موافقت کرد که مطابق روال فوق قرار را تنظیم میکنیم و اگر موافقت نکرد، می بایست دلیل آن را جویا شویم که معمولاً یک بهانه برای فرار از خرید و در‌واقع سئوالی مخفی است که باید از سمت ما پاسخش داده شود. بعد از حل این مشکل، خواهیم توانست مجدداً نسبت به تنظیم قرار ملاقات اقدام کنیم.

 

مثال:
بازاریاب: خب حالا که سئوالی ندارید، نظر شما درباره یک ملاقات حضوری چی هست؟
مشتری: موافقم پیشنهاد خوبیست.
بازاریاب: بسیار عالی. بفرمایید بین دو روز دوشنبه و پنج‌شنبه این هفته، کدام یک برای شما مناسب‌تر است؟ ساعت ۱۰ صبح هم را ببینیم بهتر است یا ساعت ۵ عصر؟
و … .

 

روال فوق دقیقاً روالی هست که شخصاً برای تنظیم تمام قرارهای ملاقاتم به کار میگیرم. درصد موفقیت من در تنظیم یک قرار از طریق تلفن و با این روش، ۱۰۰ بوده است. شما هم میتوانید با همین روش ساده، با مشتریان مورد نظر خود ملاقات کنید.

 

کی تماس بگیریم؟

به طور قطع اگر در ساعاتی تماس بگیریم که مشتری سر کار باشد یا بسیار خسته و آشفته، هرگز نخواهیم توانست نتیجه ی جالبی حاصل کنیم!

هرگز نباید با مدیر یک شرکت ساعت ۱۰ صبح و با کارمند بانک ساعت ۱۲ طهر تماس گرفت. مغازه دارها ترجیح میدهند ۶ عصر را پول در بیاورند تا برای خرج کردن پولشان روی پیشنهاد شما، وقت بگذارند!

با حصول شناخت مناسب از مخاطب و برقراری تماس در ساعتی از روز که وی فراغ بال کافی دارد، میتوانیم شانس موفقیت خود در راستای تنظیم قرار ملاقاتی حضوری را دو چندان کنیم.



:: بازدید از این مطلب : 38
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

آموزش قیمت گذاری محصولات و خدمات

یکی از مهمترین فاکتورها در تصمیم گیری مشتری برای خرید، قیمت سرویس/کالا به شمار می رود اما نه اینکه تنها فاکتور تعیین کننده باشد و مهمترین که صرفاً یکی از با اهمیت ها به شمار می رود! رقابتی که بازار امروز شاهد آن است و به لطف اینترنت به شدت تنگاتنگ تر از پیش شده است، برای بسیاری در کاهش قیمتها خلاصه می شود که متأسفانه بزرگترین اشتباه ممکن از دید من هست؛ فروشگاههایی که قیمتها را به خیال خود می شکنند، سایتها و شرکتهای طراح وبی که قیمت ها را به شدت پایین می آورند تا مشتری جذب کنند، سرویس دهنده های هاستینگی که قیمتهایی زیر نصف قیمتهای سایرین ارائه میدهند، دستمزد یک نفر که خود را سئوکار میداند از تمام رقبایش کمتر میشود و سرویس سئوی سایت تنها با ۵۰ هزار تومان معرفی میگردد، شرکتهای خدمات دهنده به فروشگاه های اینترنتی برای ارسال سفارشات می آیند و کارمزد کمتر از رقیب اخذ همچنین حق عضویت را حذف میکنند و بسیاری موارد دیگر… .

پروفسور ریچارد گیلبرت از دانشگاه برکلی کالیفرنیا میگوید: در یک اقتصاد سالم، رقابت با کاهش قیمتها صورت نمیگیرد که با افزایش کیفیت محصول/سرویس به وقوع میپیوندد.

با این مقدمه و با توجه به جمله ی نقل شده از پروفسور گیلبرت، گذری میزنیم بر نکات مهم پیرامون قیمت گذاری محصولات/سرویسهای خود.

استراتژی مارکتینگ شما چیست؟

در مطلبی که پیرامون استراتژی مارکتینگ نوشته بودم، اشاره بر این داشتم که بخش مهمی از استراتژی مارکتینگ هر بیزینسی شناخت بازار هدف و همچنین تعریف اهداف ما در این بازار است. اما ارتباط بین استراتژی مارکتینگ و قیمت گذاری در چیست؟

بهترین کار ارائه مثال در این زمینه است:

فرض میکنیم تصمیم به فروش ادکلن داریم. تصمیم داریم خود را به یک برند فروشنده ادکلنهای با کیفیت تبدیل کنیم و در میان بازار هدف خود که به شکل زیر تقسیم بندی شده، خود را جا بیاندازیم.

 

استراتژی مارکتینگ

  • زیر ۱۲ ساله ها
  • ۱۲ تا ۱۸ ساله ها
  • خانمهای بالای ۱۸ سال
  • آقایان بالای ۱۸ سال

هدف ما در این بازار هدف هم مشخص شده است اما قیمت گذاری:

همیشه مهمترین نکته در قیمت گذاری، رقابتی بودن قیمتهاست یعنی بررسی قیمتهای رقبا و بعد انتخاب قیمتی که نه خیلی بالا باشد و نه خیلی پایین اما:

با توجه به هدفی که تعیین کرده ایم نمیتوانیم قیمتهای پایین تر از رقبا را برگزینیم چرا که اغلب تصور خاص قیمت بیشتر برابر است با کیفیت بهتر وجود دارد. اما انتخاب قیمت بالاتر اغلب شائبه ی گران فروشی رو ایجاد میکند که این نیز مطلوب هیچ کسب و کاری نیست. پس قیمت مناسب چیزی بسیار نزدیک به قیمت رقباست یعنی مثلاً اگر قیمت ادکلن a در سایتهای رقبا از ۲۵ هزار تومن تا ۱۸۰ هزار تومان متغیر است، قیمت مناسب برای ما میتواند بسته به قیمت خرید، چیزی بین ۱۴۵ تا ۱۶۰ هزار تومان باشد اما به این شرط که کیفیت بالا و خدمات پس از فروش با کیفیت هم ارائه کنیم.

اما فرض کنیم برای همین مورد، تصمیم داریم صرفاً خود را فروشنده برندهای اصلی معرفی کنیم و به قول معروف قصد کپی فروشی نداریم. خب در این حالت تمام قیمتهای اعلام شده در سایت، بیانگر کیفیت هستند و تحت هیچ شرایطی نباید به قیمتهای پایین فکر کرد!

حالت دیگر اینکه هدف خود را تبدیل شدن به برند فروشنده ادکلنهای مورد پسند نوجوانان تا سقف ۱۸ سال تعریف کنیم. خب در این حالت مهمترین قسمت کار تعیین قیمتی است که با پول تو جیبی این بخش از بازار هدف همخوانی داشته باشد. بدون شک در این مورد نمیتوانیم ادکل ۱۲۰ هزار تومانی را راحت بفروشیم. پس سوای قیمت رقبا، باید به توانایی مالی بازار هدف هم توجه ویژه داشته باشیم.

اطلاعات مورد نیاز برای قیمت گذاری را می توان از تعریف بازار هدف که در استراتژی مارکتینگ مشخص میشود، استخراج نمود. با توجه به این اطلاعات می توان دید کلی مناسبی رو کلیت قیمتها بدست آورد و در گامهای بعدی به سراغ تعیین قیمتهای دقیق رفت.

 

نتیجه قیمت پایین چیست؟ آیا فروش بیشتر در انتظار قیمتهای پایین است؟

تصوری که بسیار همه گیر است، بیشتر بودن فروش به خاطر قیمتهای پایین است در حالی که قیمت های پایین در دراز مدت معمولاً منجر به کاهش فروش می شوند! اما چرا؟

قیمت پایین و تأثیر آن

وقتی بیزینسی اقدام به تعیین قیمتهای پایین برای محصولی میکند که رقبا در حال فروش آن با قیمت بالاتر هستند، در ابتدا می تواند (بسته به میزان موفقیت فعالیتهای تبلیغاتی اش) انتظار فروش بالا داشته باشد که این با افزایش تعداد درخواستهای پشتیبانی رابطه مستقیم دارد مگر اینکه کالایی بسیار معمولی مثل یک شامپو با برندی تکراری را بفروش برساند که در این حالت، درخواست پشتیبانی وجود نخواهد داشت و البته فروش چنین کالایی با قیمت پایین تر محسوس، معمولاً غیر ممکن است!

خب افزایش تعداد درخواستهای پشتیبانی برای مثلاً دستگاه A با افزایش هزینه های وارده بر کسب و کار همراه است چرا که امکان دارد بسیاری برای کار با دستگاه مشکل داشته باشند و نیاز به پرسش از فروشنده پیدا کنند. در این حالت، با افزایش هزینه، سود حاصل از فروش کاهش خواهد یافت و این یعنی سرمایه در دسترس برای تبلیغات آتی و همینطور صرف هزینه برای حفظ مشتریان فعلی بسیار محدودتر میشود. مجموع این فرآیند به کاهش فروش منجر خواهد شد که برای یک بیزینس آغاز مسیر سقوط و نابودی به شما می رود!

اما باز برگردیم به استراتژی مارکتینگ و بعد از آن بیزینس پلن و مارکتینگ پلن یک کسب و کار: شاید بیزینسی تصمیم داشته باشد برای استارت کار خود، محصول/سرویس خود را با قیمت پایین عرضه کن برای نفوذ به بازار مصرف و بررسی بازخوردهای حاصل که در این حالت کل استراتژی مشخص است و هدف آن بدون شک دلیل محکمی بر قیمت گذاری پایین محسوب می شود. شاید هم بیزینس به دلیل عرضه مستقیم کالا/خدمت به مصرف کننده نهایی، قدرت کاهش قیمت را داشته باشد که باز هم این قیمت پایین را نمیتوان ایراد دانست.

نتیجه قیمت بالا چیست؟

متوجه شدیم که قیمت پایین منجر به افزایش فروش نخواهد شد و در دراز مدت میتوان انتظار کاهش فروش هم داشت! اما در مورد قیمت بالا باز روال جالبی را میتوان انتظار داشت:

قیمت های بالاتر از رقبا دو حالت کلی دارد: گرانفروشی یا ارائه محصول/سرویس با کیفیت بالا.

قیمت بالا و تأثیر آن بر فروش و بیزینس

تکلیف حالت اول که مشخص است و عاقبتی چون نارضایتی مشتری، تخریب تدریجی برند و در نهایت سقوط بیزینس نخواهد داشت اما زمانی که محصول/سرویس با کیفیت عرضه میکنیم، داستان به کل متفاوت است. در این حالت با قیمت بالا، انتظار خدمات با کیفیت یک حداقل از سوی مشتری محسوب میشود نیز انتظار داشتن خدمات پس از فروش بهتر!

قیمت بالا چیزی است که برندها را متمایز میکند (به شرط ارائه سرویس با کیفیت): آیفون گرانترین گوشی موبایل موجود در بازار محسوب می شود ولی صرفاً قیمت آن نیست که آن را به یک برند مشهور تبدیل کرده است و اکثراً آیفون اپل را یک انتخاب خاص میدانند؛ کیفیت این گوشی در کنار خدمات پس از فروش گسترده آن (که اگر اشتباه نکنم در زمان ارائه آیفون ۶، این خدمات گسترده تر هم شدند و محدوده زمانی بیشتری رو پوشش میدهند.) است که آیفون اپل را تبدیل به چنین برند مشهوری کرده است.

در بازار خودرو، قیمت یک مرسدس اس کلاس به مراتب از جدیدترین مدلهای تویوتا یاریس بالاتر است، این قیمت بالاتر با ارائه محصول و سرویس بهتر همراه هست و همین ویژگی ها بنز را تبدیل به یک برند پیشگام در صنعت خودروسازی دنیا کرده است. پس قیمت بالا در کنار کیفیت و خدمات پس از فروش مناسب، میتوانند برندها را متمایز کنند. و هرگز نمیتوان انتظار داشت که به صرف قیمت بالا داشتن، برندی بزرگ هم متولد می شود!

الگوهای قیمت گذاری محصولات

متوجه شدیم که قیمت گذاری باید چطور باشد و هر نوع قیمت گذاری چه عواقبی میتواند به همراه داشته باشد اما در این قسمت میخواهیم به یک سری الگوهای قیمت گذاری اشاره کنیم:


الگوهای قیمت گذاری

۱. قیمتهای متفاوت

این الگو رو وقتی به کار بگیرید که دو مدل مختلف از یک محصول را دارید مثلاً دو مدل تی شرت؛ یکی یقه هفت و دیگری یقه گرد!

بررسیها نشان داده است که وقتی دو محصول یکسان با قیمت یکسان وجود دارد، فروش کمتری نسبت به وقتی دو محصول یکسان با قیمتهای متفاوت وجود دارد، به وقوع می پیوندد. قیمت گذاری خود را در هر مورد تست کنید و مثلاً قیمت مدل یقه ۷ را ۲۰۰۰ تومان گرانتر از مدل یقه گرد بزنید.

۲. مقایسه ای!

هدف فروش یک گوشی ۸۰۰ هزار تومانی هست. به نظر، بهترین تصمیم این است که آن را در کنار یک گوشی ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی به فروش بگذاریم. برای خریدار یک مقایسه آنی و سودده به نظر می آید و این میتواند دلیل فروش گوشی ۸۰۰ تومانی شود همانطور که وقتی این گوشی را در کنار گوشی ۷۰ هزار تومانی به فروش میگذاریم، اتفاق ساده ای می افتد: یک انتخاب بسیار گران و هزینه بر برای مشتری خواهد بود!

۳. تقسیم سرویس/محصول

خیلی ساده است! فرض کنید قرار هست یک اشتراک سایت دانلود خود را به فروش بگذارید با قیمت سالیانه ۵۰۰ هزارتومان. رقم بالایی به نظر می آید اما اگر تبدیل شود به اشتراک ماهانه ۴۰ هزار تومان، میتوانید به سادگی شاهد افزایش فروش باشید در حالی که در زمان خرید ۱۲ اشتراک یک ماهه، تفاوت چندانی در رقم دریافتی شاهد نخواهید بود. ضمن اینکه باز میتوانید با بازنگری، اشتراک های سه ماهه، شش ماهه و ۹ ماهه هم عرضه کنید با قیمتهایی کاملاً تشویق کننده مثلاً ۹ ماهه ۳۴۰ تومان.

۴. پکیجینگ

فرض کنید یک سشوار، یک اتوی مو و یک کرم محافظ مو برای فروش داریم که به ترتیب ۱۰۰، ۹۰ و ۲۵ هزار تومان قیمت دارند. یعنی مجموعاً ۲۱۵ هزار تومان. به سادگی میتوان هر سه اینها را با نام پک آرایش مو به قیمت مثلاً ۲۰۰ هزار تومان یعنی ۱۵ هزار تومان کمتر به فروش گذاشت. بدون شک در این حالت فروش محتمل تر خواهد بود تا اینکه بخواهیم تک تک اینها را به طور جداگانه بفروشیم. البته فروش تکی هم به جای خود، بیشتر هدف در مورد فروش مجموع این موارد است.

۵. رایگان سازی

استفاده از عبارت رایگان یا هم معنی های آن در موارد بسیاری میتواند قیمت گذاری موفقی برای شما به همراه داشته باشد مثل ارسال رایگان یا کالای رایگان و … .

۶. قیمت را با ۹ تمام کنید!

این مورد کمی برای فارسی زبانهای ایران میتواند عجیب باشد چرا که ارزش پول سد راه هست! تحقیقات نشان داده اند که همانطور که گریگوری سیوت در کتابش اشاره کرده است، محصولاتی که قیمتشان با ۹ تمام می شود، از سایرین فروش بیشتری میکنند. مثلاً کالای ۳۹ دلاری حتی از کالای مشابه ۳۵ دلاری فروش بهتری دارد ولی تعمیم این مورد به سایتهای فارسی قدری دشوار است. شاید قیمتهایی مثل ۲۹۰۰۰ تومان جای بحث داشته باشند. تجربه ی کمی در این مورد دارم و نمیتوانم زیاد به آن استناد کنم اما قیمت گذاری اینچنینی را در فروشگاه پوشاک و بیشتر شلوار لی دیده بودم و تا حدودی مؤثر بود (از آنجایی که تحقیق و بررسی کامل نداشته ام و تجربه هم نکرده ام، در مورد این قسمت ادعایی مطرح نمیکنم ولی اگر سایتی انگلیسی زبان دارید، این گزینه را مد نظر داشته باشید.)

۷. اعداد تر و تمیز و کوتاه استفاده کنید!

دقت کردید وقتی قیمتهای عجیب و غریب میبینیم، چقدر ذهن منحرف می شود و می ترسد؟!! مثلاً ۳۲۲۵۰ تومان را با ۳۲۰۰۰ تومان مقایسه کنید! عدد اولی تفاوت خاصی ندارد ولی ذهن به خاطر شلوغی آن، آن را مربوط به معامله ای هزینه بر میداند! همینطور در مواقعی که از علائمی همانند , یا ، برای جدا کردن اعداد در قیمت استفاده کنیم، این حس به مشتری القاء خواهد شد. که البته باز قسمت دوم از مواردی است که در سایتهای فارسی کمتر استفاده می شود.

۸. قیمت های خود را تست کنید

یک قیمت هرچقدر هم خوب انتخاب شده باشد، باز بهتر خواهد داشت! به همین دلیل باید حالات مختلف قیمت گذاری و بازخورد هر یک را مد نظر داشته باشید و قیمتها را کاملاً انعطاف پذیر بدانید. لازم است گاهی قیمت ها کم و زیاد شوند و صد البته نیاز خواهید داشت تا نتابج این تغییرات را روی محصولات مختلف برای خود ذخیره نمایید تا در زمان مناسب ارزیابی مناسبی به شما بدهند.

۹. آپشن بدهید

این الگو اغلب درباره سایتهای خدماتی کاربرد دارد و این امکان را به مشتری میدهد که با انتخاب آپشنهای بیشتر، قیمت بیشتری برای سرویس/محصول استفاده کند برای مثال این را به وفور در سایتهای طراحی وب میبینیم که مثلاً آپشن پشتیبانی، آپشن ماژول x و آپشن ماژول y باعث میشود قیمت سرویس ۵۰۰ هزار تومان بیشتر شود. حال مقایسه کنید با وقتی تمام موارد در قالب یک سرویس طراحی وب ارائه شود با قیمت مثلاً ۲ میلیون تومان، شانس فروش کمتر خواهد شد ضمن اینکه قیمت هم بالا میرود و در نتیجه انتظارات هم بیشتر خواهد شد که نیاز به تیم اجرایی قوی تر دارد.

۱۰. مکمل فروشی کنید!

اصلاً منظورم فروش مکمل نیست که درباره محصولاتی صحبت میکنم که مکمل هم هستند. مثلاً کسی که یک بسته قهوه میخرد، گزینه خوبی برای خرید یک دستگاه قهوه ساز هم هست! وقتی قیمت یک بسته قهوه ۵۰۰۰ تومان است در کنار آن قیمت یک دستگاه قهوه ساز را هم اعلام کنید به مشتری.

۱۱. به خودتان ضرر بزنید!

اگر از افرادی هستید که محصولی را برای اولین بار تولید کرده اید، با پایین اعلام کردن قیمت آن و تحمل ضرر در ابتدای مسیر، میتوانید در زمان ورود رقبا به بازار، قیمت پایین تر داشته باشید و این یک مزیت رقابتی ارزشمند است. در این روش، گذر زمان به شما در کنترل هزینه های تولید و کاهش آن کمک خواهد کرد و این به سوددهی تولیداتتان منجر می شود اما مشخصاً برای این سبک قیمت گذاری باید بنیه ی مالی قوی داشته باشید.

۱۲. هزینه ها را بررسی کنید و قیمت بدهید.

در بسیاری موراد، داشتن یک قیمت ثابت قدری دور از ذهن است. مثلاً پروژه طراحی سایت یک شرکت بزرگ را در نظر بگیرید، در این حالت جلسات متعدد، ارائه های گوناگون و هزینه های مختلف در جریان است و باید قیمت بر اساس آن اعلام شود. در این الگو، با بررسی هزینه ها و اعمال درصد سودی منطقی، قیمت نهایی مشخص میشود و به کارفرما اعلام می گردد. البته ناگفته نماند که محاسبه هزینه ها همچنین در نظر گرفتن ارزش واقعی محصول/سرویس برای مشتری، چیزی است که بر قیمت نهایی تأثیری شگرف دارد و به همین راحتی نمیتوان این الگو را پیاده سازی کرد که تجربه بالا نیاز داد.

نتیجه

روش قیمت گذاری محصولات

آنچه گذشت روالی برای قیمت گذاری مشخص کرد. مهمترین و اصلی ترین گام این هست که بدانیم هدف چیست و قرار هست به کجا برسیم و در چه بازاری فعالیت داشته باشیم. در گام بعدی بر اساس تعاریف بدست آمده از استراتژی مارکتینگ و مارکتینگ پلن، به سراغ استفاده از الگوهای قیمت گذاری مختلف میرویم و به عنوان جزئی ثابت از پروسه قیمت گذاری، به آزمون و خطای انواع روشها خواهیم پرداخت.

آنچه مشخص است این است که قیمت گذاری پروسه ای است که به عنوان بخشی حیاتی از مارکتینگ (در واقع یکی از ۴p معروف یعنی product, price,place, promotion) باید با دقت بسیار زیاد اجرا شود و همواره چشمان تیزبین مدیریت کسب و کار بر آن باشد در مواقع لازم به افزایش یا کاهش قیمت ها دست بزند. عدم تغییر قیمتها در زمان مورد نیاز یه حذف بیزینس شما از رقابت و نابودی آن منجر خواهد شد. گاه لازم است قیمتها برای حصول اهداف مالی افزایش یابند و گاه بالعکس!

در زمانی که وضعیت اقتصادی خوب هست، بالا بردن قیمتها منطقی به نظر می آید اما نه بالا بردنهای غیر عادی که در حد ۵ تا ۱۰%. همچین همیشه باید تأثیر این تغییر را بررسی کرد تا در صورت نتیجه عکس دادن، اصلاحات لازم صورت گیرد. بهترین زمان برای بررسی تأثیرات، یک هفته نخست پس از تغییر است که اگر فروش کاهش داشت، دقیقاً به معنی نمناسب بودن تغییر می باشد.

اما گاهی لازم است ترافیک بیشتری به سایت جذب کنید، همچنین گاه نیاز است عده ای خاص را متوجه بیزینس خود کنید، در این حالات کاهش قیمت با استراتژی مشخص آپشن مناسبی است ولی توجه داشته باشید از آنجا که کاهش قیمت میتواند ارزش کالا یا سرویس را نزد مشتری پایین بیاورد، همیشه نیاز است تا با دقت و بررسی های بسیار انجام گیرد.

در کل همانطور که مجدداً تکرار کردم، تعیین قیمت مناسب به عنوان یکی از پایه های موفقیت کسب و کار شما عمل خواهد کرد پس تا میتوانید در این مورد دقت به خرج دهید.



:: بازدید از این مطلب : 41
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

بررسی ویژگی های لندینگ پیج مناسب

 

این روزها نارضایتی از تبلیغات اینترنتی بیشتر شده است، تبلیغاتی که با هزینه های گاه بالا هم نتیجه چندان جالب و مطلوبی به بار نمی آورند. در اکثر موارد و شاید بتوان گفت در تمام موارد، فقدان لندینگ پیج مناسب (صفحه ای که تبلیغات به آن لینک میشود) مشکل اصلی است. اما در همین نخستین قدم باید به نکته ای بسیار مهم اشاره کرد:

هدف تبلیغات

در مورد تبلیغاتی که در وب فارسی انجام میگیرد مخصوصاً در میان فروشگاه های اینترنتی، تمرکز اصلی روی فروش محصول است لذا معمولاً تبلیغات به صفحه محصول لینک می شوند که در این حالت لندینگ پیج ما همان صفحه محصول خواهد بود پس می بایست به ایجاد ۸ ویژگی که درباره آنها صحبت خواهم کرد، توجه ویژه داشته باشیم اما همیشه اینطور نیست و گاهی هدف از تبلیغات جمع آوری اطلاعات به منظور انجام فعالیتهای مارکتینگ در آینده است؛ در این حالت لندینگ پیج ما یک صفحه کاملاً اختصاصی خواهد بود که باید ویژگیهایی که در ادامه می آید را داشته باشد.

در حالت کلی، توصیه من بر این است که برای تبلیغات تمرکز را بر جمع آوری اطلاعات گذاشته و از تبلیغ مستقیم در اولین قدم خودداری کنیم چرا که با توجه به استراتژی فروش در بازار گرم میتوان بر افزودن افراد به بازار گرم تمرکز نمود سپس نسبت به فروش اقدام کرد و در این حالت شانس موفقیت هم افزایش خواهد یافت اما بدون شک همیشه میتوان روشهای مختلف را به کار گرفت و با توجه به بودجه تبلیغاتی، استراتژی مناسب را اتخاذ کرد.

در هر دو حالت و با هر هدفی که تبلیغ انجام میگیرد، صفحه هدف تبلیغات لندینگ پیج ما خواهد بود که باید دارای شرایط زیر باشد.

 

۱. USP

اولین و مهمترین قسمت لندینگ پیج شما باید USP شما باشد. در واقع این قسمت لندینگ پیج مکملی است برای پیام تبلیغاتی مورد استفاده تان پس هم به ویژگی های USP و هم به خصلت مکمل بودن آن می بایست دقت داشت.

میتوان بخش USP در طراحی یک لندینگ پیج را به شکل زیر تقسیم بندی کرد:

  • اولین تیتر با فونت معمولاً بزرگتر از سایر قسمتها و به صورت کاملاً مشخص درباره نقطه تمایز اصلی سرویس/محصول موجود در صفحه.
  • تیتر دوم با فونت معمولاً ریزتر و مکمل تیتر اول (که البته همیشه مورد نیاز نخواهد بود و گاه نبودنش بهتر است!)
  • یک پاراگراف کوتاه درباره محصول/سرویس

۲. تصویر حرفه ای

نکته بعدی درباره یک لندینگ پیج مناسب، استفاده از تصویر یا تصاویر حرفه ای از محصول/سرویس عرصه شده است. همینطور اگر قصد دارید در نهایت برای یک کلیپ آموزشی تبلیغات داشته باشید، میتوانید از ویدئو یا فایل صوتی مرتبط با موضوع کلیپ استفاده کنید.

برای نمایش یک محصول استفاده از ویدئو ایده ی بسیار عالی است چرا که از طریق ویدئو میتوان تمام ابعاد یک محصول، نحوه استفاده و کارآیی آن را نیز به تصویر کشید.

تصویر زیر مجدداً از Sfimg.com نمونه ای مناسب برای این قسمت است:

تصویر مناسب در لندینگ پیج (جهت مشاهده در سایز واقعی کلیک کنید.)

لندینگ پیجی که مثالها از آن ذکر می شود، برای جذب بازاریاب در سیستم همکاری در فروش SFI مورد استفاده قرار میگیرد لذا تصویر مناسب برای آن چنین موردی است.

 

۳. وجود لیست ویژگیهای اصلی محصول/سرویس

نوشتن ویژگیهای محصول/سرویس در قالب یک لیست بولت دار طوری که در هر خط یک ویژگی به وضوح معرفی شده باشد از مهمترین بخشهای یک لندینگ پیج مناسب است که نقشی حیاتی در تصمیم گیری بازدید کننده نسبت به خرید یا عضویت در خبرنامه یا کلاً دنبال کردن هدف نهایی شما ایفا میکند.

اگر مطالب پیشین بنده را مطالعه فرموده باشید، در مطلبی با نام آموزش معرفی محصول در فروش اینترنتی به ۴ سئوال اساسی اشاره کرده بودم که می بایست در زمان نوشتن متن معرفی محصول مورد نظر داشته باشیم شامل:

۱. محصول/سرویس چیست؟

۲. به چه درد من میخورد؟

۳. چطور باید از آن استفاده کنم؟

۴. چقدر برای من هزینه دارد؟

پاسخ های این ۴ سئوال متن معرفی محصول را تشکیل میدهند، اما برای تهیه لیست بولت دار لندینگ پیج، ما جملات کوتاه و صریح نیاز خواهیم داشت. اجازه بدهید برای مثال باز هم مورد SFI را ترجمه کنم:

چرا SFI؟

  • در شانزدهمین سال فعالیت موفقیت آمیزمان به سر می بریم.
  • پرداخت میلیون ها دلار به همکارانمان
  • بیش از ۹۰۰۰۰ سرویس و محصول برای فروش
  • فعالیت در بیش از ۱۹۰ کشور دنیا
  • پشتیبانی و آموزش سطح جهانی به صورت شبانه روزی در ۷ روز هفته

 

این بخش می بایست سرویس/محصول ما را به بهترین شکل معرفی کند. از مقایسه با سایر رقبا و سایر برندها در این قسمت بر حذر باشید و تمرکز را صرفاً بر منفعت کاربر قرار دهید.

 

۴. تجارب سایر مصرف کنندگان

یکی دیگر از قسمتهای یک لندینگ پیج مناسب بخشی است که اثبات میکند سرویس/محصول شما مصرف کننده دارد و شما تنها کاربر آن نخواهید بود همینطور سطح رضایت سایرین از آن را به مشتریان احتمالیتان نشان خواهد داد.

اما یک مشکل بزرگ در این قسمت وجود دارد و آن محصولات یا سرویسهایی هستند که پیش از این وجود نداشته و شما برای اولین بار دارید آن را عرضه میکنید یا محصول/سرویس آشنایی را میفروشید که پیش از این برای آن مشتری نداشته اید لذا تجربه ای هم برای انتشار وجود ندارد! در این حالت بهترین کار این است که از برخی اطرافیان خود بخواهید آن را تست کنند و نظر خود را برای شما بنویسند سپس شما میتوانید آن را در این قسمت منتشر کرده، لندینگ پیجی حرفه ای تر داشته باشید… .

 

۵. وجود Call To Action مناسب در جای مناسب

تمام هدف یک لندینگ پیج این است که کاربر کاری را که هدف ما است، انجام دهد. مثلاً روی دکمه خرید کلیک کند یا اطلاعات خود را در فرمی وارد نموده تا هدیه ای رایگان را دانلود نماید و … .

CTA ها دکمه هایی هستند که باید در اولین نگاه یوزر را جذب کنند. این دکمه ها از لحاظ رنگ، طراحی، متن و محل قرار گیری مورد توجه هستند. تمام آنچه در یک لندینگ پیج انجام میشود به یک طرف و کیفیت CTA یک طرف! با این جمله بدون شک متوجه اهمیت این قسمت شدید!

اما نکته ای بسیار مهم درباره لندینگ پیجهایی که دعوت به ثبت اطلاعات میکنند مثلاً فرم دانلود یک کتاب به عنوان هدیه به منظور جمع آوری اطلاعات: در این مورد اول کوتاه نگه داشتن فرم ثبت اطلاعات را باید به یاد داشت و بعد هم وجود بخشی که امنیت اطلاعات ثبت شده را تضمین کند. حتماً در چنین مواردی، تضمین عدم سوء استفاده از اطلاعات ثبت شده را به یوزر بدهید تا با خیال راحت به ثبت اطلاعات خود بپردازد.

 

۶. رنگ و فونت مناسب

تنوع بالای رنگها در دنیای وب این موضوع را سخت میکند. آیا برای صفحه ای که دارد یک لباس بچه جدید را میفروشد، رنگ بندی تیره و اغلب مشکی، انتخاب مناسبی است؟

نگاهی به کاربری رنگهای مختلف در این مورد کمک میکند:

 

  • زرد
  • نارنجی
  • قرمز
  • صورتی
  • آبی
  • بنفش
  • سبز
  • مشکی
 

در مورد فونت مورد استفاده مخصوصاً به خاطر زبان فارسی باید دقت بسیار بالایی داشت چرا که بسیاری از موارد هستند که به دلیل عدم انتخاب فونت مناسب روی صفحه، باعث زده شدن کاربر می شوند. استفاده از فونتهای فانتزی یا استفاده از فونتهای غیر استاندارد فارسی، استفاده از سایزهای بسیار کوچک یا بسیار بزرگ، استفاده از رنگهای مختلف برای نوشته ها و موارد مشابه از اشتباهاتی هستند که در طراحی لندینگ پیج میتوانند دردسر ساز باشند چرا که این صفحه را از هدف اصلی خود دور میکنند! لذا توصیه میکنم فونتی را در سایز و رنگی استفاده کنید که دقیقاً مناسب مخاطب شما باشد.

 

۷. حداقل اسکرول ممکن

اسکرول داشتن یکی از مواردی است که بر تأثیر گذاری لندینگ پیج شما اثر گذار خواهد بود. باید طوری این صفحه را طراحی و پیاده سازی نمایید که بخش CTA اصلی شما (دکمه خرید، فرم عضویت و …) حتی المقدور بدون اسکرول کردن در دسترس باشد.

حتماً میدانید که صفحه هرچه اسکرول بیشتری بخورد، میزان مرور آن توسط یوزر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. به همین جهت و به دلیل اهمیت CTA، می بایست در طراحی لندینگ پیج طوری عمل کرد که صفحه حداقل اسکرول را بخورد و صد البته بخش CTA اصلی بدون اسکرول کردن و در اولین نگاه، خودنمایی کند.

اما اگر در طراحی لندینگ پیج خود به انتقال حجم بالای دیتا می پردازید، حتماً CTA اصلی را در میان صفحه و در بین اطلاعات چند بار و در فواصل مناسب تکرار کنید تا در هر مرحله شانس حفظ یوزر را از دست ندهید.

۸. وجود لینکهای مناسب و محدود

هدف از هدایت کاربر به لندینگ پیج این است که کار خاصی را انجام دهد و در این راستا رعایت نکاتی که گذشت حیاتی است اما در اکثر موارد، یوزر در نخستین حضور خود اقدام مطلوب را انجام نمیدهد لذا باید سعی در ترغیب وی به بازگشتهای بعدی داشته باشیم؛ دقت کنید اینکه یوزر در بسیاری موارد در حضور اول خود در یک سایت تصمیم به انجام عمل مورد نظر ما نمیگیرد، امری کاملاً طبیعی است و در مورد لندینگ پیج هم صادق است لذا بسیار حیاتی است که با گنجاندن لینکهای حیاتی نسبت به بالا بردن شانس بازگشت یوزر به سایت اقدام کنیم.

در این مورد توجه داشته باشید که CTA اصلی همواره همان هدف تبلیغات است و سایر لینکها و موارد در لیست CTA ها، در درجه دوم اهمیت قرار دارند… . سعی کنید لینکهایی به صفحات و پروفایلهای خود در شبکه های اجتماعی اصلی که در آنها فعال هستید، لینکی به صفحه اصلی سایت، صفحه تماس با ما و صفحه درباره ما درج کنید.

سخن نهایی

آنچه گذشت در واقع یک سری بایدها برای لندینگ پیج حرفه ای بود که می تواند بازدهی تبلیغات شما را دچار تحولی اساسی کند؛ مشکلی که باعث هدر رفت سرمایه ی بسیار زیادی در وب فارسی می شود چرا که تبلیغات اغلب به صفحاتی کاملاً غیر استاندارد لینک می شوند که به هیچ وجه به عنوان یک لندینگ پیج نمیتوانند مؤثر واقع شوند.

هر صفحه از سایت میتواند نقش یک لندینگ پیج را ایفا کند چرا که هر صفحه ای میتواند محل ورود یوزر از یکی از راههای تبلیغاتی باشد لذا می بایست نکات فوق را در طراحی کلی سایت هم در نظر داشت. و توصیه آخر من اینکه تبلیغات خود را صرفاً روی فروشگاه و یا محصول/سرویس خاصی متمرکز نکنید و سعی کنید بخشی از بودجه تبلیغاتی خود را برای جذب یوزر و آشنا کردن وی با مجموعه و برند خود هزینه نمایید؛ در این روش میتوانید در آینده نسبت به تبلیغ محصول/سرویس مورد نظر مبادرت ورزید در حالی که یوزر با شما و برندتان آشنا شده و صد در صد اعتماد بیشتری به شما خواهد داشت. با این روش میتوانید راندمان تبلیغات خود را افزایش داده و در کنار آن، به وفادار کردن مشتریان هم توجه نموده اید!



:: بازدید از این مطلب : 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

مشکل بازاریابی شبکه ای در ایران: Product Inventory

آموزش نتورک مارکتینگ در ایران در ابتدایی سطح ممکن باقی مانده است و متأسفانه کاستی های بسیاری در آن دیده میشود. بعد از داغ شدن تب شرکتهای بازاریابی شبکه ای مجوز دار در ایران، به روشهای مختلف مورد عنایت دوستانی که خود را طرفدار و فعال این صنعت همچنان نوپا در داخل کشور میدانند، قرار گرفته ام. یکی از این موارد که به شدت موضوع بحث دوستان بوده و برخی از کامنتها به آن اشاره دارد، مخالفت من با تمامی شرکتهای فعال و دارای مجوز بازاریابی شبکه ای در کشور است. در این پست به نکته ای اشاره خواهم کرد که در زمان نوشتن این مطلب در هیچ یک از شرکتهای فعال و دارای مجوز در ایران به آن توجهی نشده است و صد البته در قوانین فعلی (در زمان نوشتن این پست) هم از سوی قانون گذار این مورد فراموش شده است! این مسأله به ظاهر ساده، تأثیر بسیار بالایی بر میزان سوددهی شرکتهای فعال، میزان پورسانت بالاسریها و همینطور در موارد متعدد بر میزان ضرر تازه واردها و افرادی که هنوز سازمان فروش خود را نساخته اند خواهد داشت.


اهمیت آموزش نتورک مارکتینگ

از تعریف شروع میکنیم:

Product Inventory یا inventory loading چیست؟

به زبان ساده: وقتی زیرمجموعه خود را تشویق به خرید مقدار زیادی محصول از محصولات ولو مصرفی شرکت میکنید تا در آینده بفروشد (بدون توجه به حجمی که توانایی فروشش را دارد که البته مصرف شخصی خودش هم در همین حجم فروش منظور میگردد) در واقع دارید مرتکب خطای Product Inventory میشوید که یکی از مصادیق طرحهای هرمی نوین بوده و خلاف قوانین فعالیت در شرکتهای معتبر جهانی است.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

فرض را بر این میگذاریم که شرکت x در سبد محصولاتش پودر لباسشویی قرار داده است. یک بازاریاب تازه وارد که آشنایی با بازاریابی نداشته و اولین بارش هست که وارد یک موقعیت نتورک مارکتینگ شده است، توانایی فروش مسلماً ۱۵ پودر لباسشویی در ماه را نخواهد داشت به فرض اینکه با مصرف بسیار بالا، دو بسته ۲ کیلویی از این پودر لباسشویی را خودش در منزل مصرف کند و به اطرافیان خود هم تا میتواند بفروشد! حال اینکه اطرافیان بخواهند به برندی که این فرد توصیه میکند، اعتماد کنند و همینطور در آن برهه از زمان نیاز به آن داشته باشند و … کلاً به کنار!

یا مثالی دیگر:

شرکتی که پکیجی از محصولات بهداشتی شامل یک کارتن دستمال کاغذی، ۱۰ کنسرو ماهی، ۵ شامپو و … را به ارزش ۲۰۰ هزار تومان در سبد خود قرار داده است. این حجم از محصولات بهداشتی آیا برای مصرف یک ماه یک فرد کمی زیاد نیست؟ برای خانواده ای ۴ ۵ نفری چطور؟ همینطور برای یکی که در روز دو ساعت برای این کسب و کار زمان تخصیص داده است، آیا فروش اینها به همین سادگی ممکن است؟

در این دو مثال، ما خرید حجم بالایی از محصولات را شاهد هستیم که صرفاً بخش از آن پتانسیل مصرف و فروش به غیر را دارد و الباقی دقیقاً مصداق product inventory هستند که یکی از دلایل عدم سلامت یک موقعیت نتورک مارکتینگ (بازاریابی شبکه ای) محسوب میشود.

انجمن فروش مستقیم آمریکا، inventory loading را اینگونه تعریف میکند:

طرح یا رویه ی آن فروشندگان مستقل را مجبور یا تشویق میکند تا محصولات را به مقداری تهیه کنند که برای فروشنده مصرف شخصی یا فروش آن به سایرین و یا هر دو این موارد با هم در یک مدت زمان منطقی غیر ممکن است و از توانایی اش خارج است.

البته بحث اجبار به خرید به دلیل صراحت غیر قانونی بودنش چیزی است که دیگر به ندرت دیده میشود و خوشبختانه در داخل کشور این مورد به چشم نمی آید اما:

در واقع در پس این تعریف موارد زیر نهفته است:

۱. تشویق به خرید محصولات بیشتر به منظور رسیدن به رنکهای بالاتر

۲. تشویق به خرید محصولات بیشتر از سوی افرادی که تازه وارد می شوند به منظور حصول سود بالاتر و رسیدن به رنک های بالاتر در طرح پاداش شرکت از سوی بالاسری ها.

۳. تشویق به خرید بیشتر با این هدف که با فروش آنها میتوانید سود بیشتری کنید در حالی که قدرت فروش فرد در نظر گرفته نمیشود.

نمونه ای از product inventory در بازاریابی شبکه ای

در پس تعریف انجمن فروش مستقیم آمریکا این سه نکته نیز نهفته است که نشانه های واضح شرکتهایی هستند که مشکل Product inventory در آنها مشهود است!

چرا این اتفاق می افتد؟ چرا Product inventory نشانه ای از طرحهای هرمی محسوب میشود؟

برخورد قانونی با انبار کردن محصول

دلیل اصلی در وقوع product inventory حصول سود بیشتر است. وقتی یکی از افراد حجمی از محصولات را خریداری میکند، هم به بالاسری ها و هم به شرکت سود میرسد. اما قوانین شرکت است که می بایست جلوی این مورد یعنی خرید و انبار کردن محصولات را بگیرد و به تازه واردین اجازه خریدهای بالا نداده و از تکرار خرید از سوی افرادی که موفق به فروش میزان محصولات خریداری شده قبلی خود نشده اند، جلوگیری کند.

در طرحهای هرمی که محصول را وارد بازی میکنند، محصول/محصولاتی فاقد ارزش واقعی به میزان مبلغ اخذ شده و یا غیر مصرفی ارائه میشود. زمانی که Product inventory به وقوع میپیوندد هم در واقع یک سری محصول انبار شده توسط فرد داریم که امکان فروشش وجود ندارد و مصرف شدنی هم نیست در دوره ای که خرید انجام شده! خب تفاوتی با طرحهای هرمی دیده میشود؟ من که نمیبینم!

مهمترین چالش در برخورد با این قضیه، تعیین قوانین دقیق از سوی مراجع مسئول همچنین شرکتهای فعال است که متأسفانه کوچکترین توجهی تا لحظه انتشار این مقاله به این مورد نداشته و ندارند!

برخورد با Product inventory در ایالات متحده

برخورد قانونی با product inventory در آمریکا

در ایالات متحده آمریکا به عنوان مهد mlm دنیا، بحث برخورد با انبار کردن محصول به سال ۱۹۷۵ و پرونده جنجالی amway برمیگردد. در این داستان دنباله دار، که در سال ۱۹۷۹ با پیروزی Amway خاتمه یافت، کمیسیون تجارت فدرال (FTC) با حصول توافقاتی با Amway این موقعیت تجاری را رسمی و قانونی اعلام کرد. بخش از این توافقات در مورد موجودی محصول بود به این شکل که:

تا زمانی که بازاریاب موفق به فروش/مصرف حداقل ۷۰% خرید قبلی خود نشده است، اجازه خرید مجدد را نخواهد داشت.

این بند به قانون ۷۰% معروف شده است و در بحث product inventory محل برخورد مناسبی است. هرچند این عدد در فرهنگهای متفاوت و شرایط اقتصادی متفاوت، مطمئناً دستخوش تغییر میشود و صرفاً به عنوان یک نمونه ذکر کرده ام.

در برخورد با product inventory، بحث بازپس گری موجودی محصول بدون قید و شرط هم مطرح میشود (معمولاً ۹۰ روز) که باز هم در میان قوانین ایران و شرکتهای فعال، کمی غریبه است!

نگاهی به قوانین بازاریابی شبکه ای ابتدایی در ایران همچنین قوانین شرکتهای مجوز دار فعال، بیانگر این حقیقت است که صنعت نتورک مارکتینگ همچنان جای کار بسیار دارد و متأسفانه بیش از حد نوپا بوده و قوانین وضع شده فعلی، صرفاً ساختمانی بدون پی و بن هستند که به راحتی فرو خواهد ریخت!

همانطور که در روزهای نخست فعالیت شرکتهای مجوز دار، بحث عرضه محصول غیر مصرفی در دوره های پرداخت شرکتها به شدت خودنمایی میکرد و بعدها با تغییرات بی سر و صدا در پشت پرده رویه تغییر کرد، باید به زودی منتظر تغییر در این مورد هم باشیم: تغییر در نوع محصولات عرضه شده و جلوگیری از انبار کردن محصول برای دریافت پورسانت و رسیدن به رنک های بهتر در طرح پاداش شرکت ها. این تغییر به وضوح در قوانین شرکتها و قوانین کلی صنعت در کشور دیده خواهد شد و دیر یا زود باید شاهد بندهای مشابه قانون معروف ۷۰% در قوانین شرکتها باشیم.

فراموش نکنید که هر شرکت یک دوره پرداخت ثابت دارد که در آن دوره نسبت به محاسبه پورسانت بازاریابان و تسویه حساب با آنها اقدام میکند، حال هرگاه میزان خرید انجام شده از سوی بازاریاب بیشتر از مقداری بود که میتوانست در طول این دوره پرداخت بدون دردسر بفروشد (هم خودش مصرف کند به مقدار منطقی و هم به سایرین بفروشد)، انبار کردن محصول یا product inventory یا inventory loading را مشاهده میکنیم.

دقت داشته باشید وقتی برای رسیدن به رتبه بهتری در طرح پاداش شرکت نسبت به خرید حجم بیشتری از محصولات اقدام میکنیم، باز هم بحث انبار کردن محصولات یا product inventory سر باز میکند و نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم.

در مورد product inventory میتوان ساعتها بحث کرد و مقالات متعددی منتشر نمود اما آنچه در این زمینه و در زمان نوشتن این مقاله به کار می آید، دقیقاً ذکر شده و امید است که با کسب این اطلاعات، شاهد تصمیم گیریها و رفتارهای حرفه ای تر از سوی علاقه مندان به فعالیت در صنعت نتورک مارکتینگ همچنین فعالان فعلی این صنعت باشیم.

انبار کردن محصولات در mlm و نتایج آن

انبار کردن محصولات میتواند بار اقتصادی سنگینی بر بسیاری از افرادی وارد آورد که بدون درک صحیح از صنعت، صرفاً با انگیزه ی کسب درآمد بالا به خرید از شرکتها میپردازند و افراد سازمان فروش خود را نیز نسبت به این مهم تشویق می نمایند.



:: بازدید از این مطلب : 30
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

شیوه استفاده از hashtag ها در سوشال مارکتینگ

بازاریابی شبکه های اجتماعی یکی از مهمترین ارکان استراتژی بازاریابی اینترنتی هر کسب و کار آنلاینی به شمار می رود و در این بین، Hshtag ها به عنوان ابزار دسته بندی محتوا در شبکه های اجتماعی، میتوانند اشتراک مخاطبان شما را به همراه داشته باشند.

میتوانید از hashtag های بسیار موجود استفاده کنید یا اینکه هش تگهای مورد نظر خودتان را بسازید ولی در هر صورت توصیه میکنم نکات زیر را حتماً در زمان استفاده از هش تگها به یاد داشته باشید اما در قدم نخست:

 

چطور از hashtag استفاده کنیم؟

شاید این مهمترین سئوال برای بسیاری باشد، و پاسخ آن گویای سادگی بیش از حد استفاده از این قابلیت شبکه های اجتماعی است. برای استفاده از هش تگ ها در پستهای خود در شبکه های اجتماعی، کافیست عبارتی که میخواهید در هش تگ استفاده کنید را پس از علامت # بیاورید. برای مثال هش تگ بازاریابی را به شکل زیر به پست خود بیافزایید:

#بازاریابی

سیستم شبکه اجتماعی، به طور اتوماتیک، عبارت “بازاریابی” را به صفحه هش تگی به همین نام، لینک خواهد کرد. اما اگر مثلاً هش تگ دو بخشی داشتید، به شکل زیر آن را بیافزایید:

#بازاریابی_اینترنتی

عبارت “بازاریابی اینترنتی” به صورت اتوماتیک به صفحه مربوطه لینک میشود. با این روش، مخاطبین خود را در این دسته هدف قرار میدهید. اما در استفاده از هش تگها یک سری نکات وجود دارد که ۶ مورد اصلی در ادامه ذکر میشود:

 

۱. از هش تگ های کوتاه استفاده کنید!

حتماً متوجه هستید که توییتر فقط به اندازه ۱۴۰ کاراکتر به شما فضا میدهد تا توییت خود را ارسال کرده، نظر خود را جهانی نمایید! لذا هرچه هش تگ کاربردی شما کوتاهتر باشد، تعداد کاراکترهای بیشتری برای متن توییت در دسترس خواهید داشت.

البته هش تگ های کوتاه در شبکه های اجتماعی چون گوگل پلاس یا فیس بوک ضروری نیستند چون محدودیتی در تعداد کاراکترهای پستهای ما وجود ندارد اما در این موارد، بلندی هش تگ ها میتواند زمینه گیج شدن یوزر را فراهم کند (نسبت به هش تگهای کوتاهتر)

 

۲. هش تگهای اختصاصی به کار ببرید

برخی هش تگها بسیار محبوب یا بسیار ناشناخته هستند. در زمان استفاده از Hashtag ها حتماً توجه داشته باشید که انتخاب شما در ارتباط کامل با موضوع پستتان بوده و از محبوبیت مناسبی برخوردار باشد. در این مورد، دقیقاً حالتی مد نظر است که در انتخاب کلمه کلیدی اصلی سایت لحاظ می شود. نه خیلی محبوب و نه خیلی ناشناخته! مسلماً وقتی هش تگی بسیار محبوب برمیگزینید، پست شما در میان انبوه پستها گم خواهد شد! و هش تگ کم محبوبیت، مثل تبلیغات در یک شبکه پربیننده هست وقتی که شبکه برنامه ای پخش نمیکند و در نتیجه مخاطبی ندارد!

 

۳. در مصرف Hashtagها صرفه جویی کنید!

توییتهایی که یک یا دو هش تگ دارند، مشارکت بیشتری از آنهایی که سه هش تگ یا بیشتر دارند، به خود میبینند. همچنین به یاد داشته باشید که استفاده زیاد از هش تگها، یکی از روشهای شناخته شده اسپمرهاست. پس در مصرف Hashtagها صرفه جویی کنید.

 

۴. تگهای محبوب را نربایید (کش نرید!).

شاید ارتباطی بین پست شما و تگهای محبوب و پر سر و صدا وجود داشته باشد ولی سعی کنید از اینها مخصوصاً بحث برانگیزهاشون، دوری کنید. شاید یوزرها این تگها را به کل نادیده بگیرند و یا با شک و گمان به آنها نگاه کنند که در هر دو حالت، به ضرر برند شما خواهد بود.

 

۵. تگهای مربوط به کار ببرید!

به این مورد تقریباً اشاره شد. ولی خیلی واضح تر عرض میکنم که تا میتوانید هش تگهایی را انتخاب کنید و به کار بگیرید که دارای ارتباطی کاملاً منطقی با موضوع پست شما داشته باشند در غیر اینصورت شاید یوزر به شما به چشم یک اسپمر بنگرد… .

 

۶. در تمام شبکه ها از هش تگ ها استفاده کنید اما در تمام شبکه ها هم استفاده نکنید!

نتایج بررسیها نشان میدهد که استفاده از هش تگها تأثیری بر میزان نمایش پستها در فیس بوک ندارند و در واقع پستهای بدون هش تگ، بهتر از هش تگ دارها عمل میکنند!

در مورد استفاده از هش تگها، توییتر و اینستاگرام اهداف اصلی ما هستند البته این اصلاً به این معنی نیست که در سایر شبکه های اجتماعی از هش تگ ها استفاده نکنیم که بیشتر هدف متذکر شدن این نکته است که از فیس بوک زیاد انتظار نداشته باشید در این مورد و البته روی توییتر و اینستاگرام بیشتر برنامه ریزی کنید… .



:: بازدید از این مطلب : 44
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

معرفی برترین اسکریپت های همکاری در فروش

تب داغ راه اندازی سیستم همکاری در فروش هنوز هم رواج دارد و به این سادگیها هم فروکش نخواهد کرد! رویای کسب درآمد بالا با سرمایه کم و در مدت زمان اندک، چیزی نیست که به این راحتی ها دست از سر کم تجربه ترها بردارد مخصوصاً وقتی عده ای سودجو، این رویا را تقویت میکنند… .

البته هرگز منکر پتانسیل بسیار بالای همکاری در فروش (affiliate marketing) چه در کسب درآمد مدیر سیستم چه برای تبلیغات و برندینگ محصولات و سرویسهای مختلف نشده، نمیشوم و نخواهم شد اما این را نیز از یاد نخواهم برد که رویای یک شبه ثروتمند شدن با راه اندازی یک سیستم همکاری در فروش به دنبال خرید یک اسکریپت، دروغی سودجویانه بیش نیست!

در این پست، با معرفی ۵ اسکریپت برتر و عموماً اوپن سورس همکاری در فروش، دیدی تازه نسبت به خرید اسکریپتهای موجود در بازار به شما خواهم داد که باعث می شود در مدیریت سرمایه خود همچنین بررسی پیشنهادهای وسوسه کننده فروشنده های مختلف، دقت بیشتری به خرج دهید… . البته این نکته را فراموش نکنید که اینها همگی نسخه های اصلی اسکریپتها هستند و بدون ترجمه فارسی و در صورت تمایل به استفاده (پس از اینکه به رایگان تست کردید و مطمئن شدید)، می بایست آنها را ترجمه و بومی سازی بفرمایید که با هزینه کم توسط افراد بسیار در وب فارسی قابل انجام است.

۱. eLitius.com

  1. قابلیت سفارشی سازی کامل
  2. پشتیبانی از smarty در طراحی قالبها
  3. صد در صد رایگان از نصب تا زاه اندازی و استفاده مادام العمر!
  4. آپدیتهای دائمی رایگان به همراه ساپورت رایگان
  5. بدون محدودیت در تعداد بازاریابها و همکاران.
  6. سازگاری با تمام اسکریپتهای فروشگاه ساز و سرویسهای پرداخت آنلاین
  7. امکان تعریف پورسانت برای هر محصول به صورت جداگانه یا برای گروههای مختلف محصولات.
  8. بخش تاریخچه تراکنش ها
  9. امکان ویرایش ساختار ایمیلهای ارسالی
  10. بدون محدودیت در تعداد بنرها و لینکهای تبلیغاتی
  11. به روش پرداخت پیش فرض: چک، انتقال بانکی و paypal (که برای زبان فارسی بدون شک نیاز به ادیت خواهد داشت.)
  12. ارائه آمار و اطلاعات مختلف درباره بازاریابها، فروش و ترافیک سایت
  13. بخش مخصوصا گزارش دهی برای بازاریابها
  14. و … . برای مطالعه کامل ویژگیها میتوانید به این صفحه مراجعه کنید؛ توصیه میکنم پس از دانلود، نصب و استفاده نمایید تا با وِیژگیهای اسکریپت به صورت کامل آشنا شوید.

 

۲. affiliatesforall.org

  1. یک اسکریپت رایگان و اوپن سورس منتشر شده تحت گنو ۳.
  2. امکان سفارشی سازی کامل با توجه به نیازهای شما.
  3. امکان تنظیم عمر کوکی ها
  4. امکان تعریف پورسانت ثابت یا درصدی
  5. امکان تعیین اینکه پورسانت فقط برای خرید اول مشتری پرداخت شود یا مادام العمر!
  6. امکان تنظیم ارسال ایمیل برای سفارشت جدید و پورسانتهای تأیید شده.
  7. انواع گزارشات برای بازاریابها.
  8. سازگار با مجنتو.
  9. محیط کاربری بسیار ساده و حرفه ای.
  10. صد در صد رایگان از نصب تا زاه اندازی و استفاده مادام العمر!

 

۳. jam.jrox.com

پس از کلیک روی لینک فوق و باز شدن سایت، سمت راست در قسمت download now for free فیلدها را تکمیل نمایید تا بتوانید نسخه رایگان این اسکریپت را دانلود کرده و تست بفرمایید. در نسخه رایگان تعداد بازاریابها به ۵۰ عدد محدود است و صرفاً مناسب تست می باشد.

پس از تست و در صورت تمایل، خواهید توانست با قیمت ۱۷۹ دلار (در زمان نوشتن این مطلب) لایسنس مادام العمر اسکریپت را تهیه کنید تا محدودیت تعداد بازاریابها برداشته شود. توجه داشته باشید با خرید این لایسنس، از یک سال پشتیبانی کامل در کنار حذف لینک کپی رایت سازنده اسکریپت، بهره مند خواهید شد.

مقایسه قیمت و امکانات با نمونه های داخلی را از یاد نبرید… .

 

۴. iDevAffiliate

یک اسکریپت خارق العاده!

  1. انواع ابزارهای تبلیغاتی برای بکارگیری توسط بازاریابها شامل:
    – بنر
    – تبلیغات متنی
    – لینک تبلیغاتی
    – صفحات html کامل
    – ایمیلهای تبلیغاتی آماده
    – بروشورهای پی دی اف
    – ویدئو ها
    – و …
  2. امکان پرداخت کمیسیون ثابت برای هر فروش یا درصد به ازای هر فروش
  3. امکان پرداخت به ازای هر کلیک
  4. امکان پرداخت به ازای فعالیت کاربر در سایت (مثل ثبت نام در سایت یا هر کار دیگر که به شما کمک میکند مثلاً به ازای خرید یک کتاب x تومان پرداخت داشته باشید و به ازای ثبت نام کاربر در خبرنامه سایت فروشنده کتاب که با شما همکاری میکند؛ y تومان!)
  5. پشتیبانی از پرداختهای چند سطحی به بازاریابها
  6. انواع گزارشها به بازاریابها
  7. انواع گزارشها به مدیریت سیستم
  8. امکان خروجی گرفتن از گزارشات به صورت csv یا فایل excel
  9. معرفی بازاریاب های برتر که می تواند برای اهدا پاداش به آنها، راهنمای شما باشد.
  10. و …

در این مورد، پس از بررسی دمو آنلاین در این آدرس، میتوانید نسبت به تهیه نسخه مورد نظر خود اقدام بفرمایید که در زمان نوشتن این مطلب، گرانترین نسخه، ۳۹۹.۹۹ دلار قیمت داشت و ارزانترین نسخه، ۱۴۹.۹۹ دلار. این اسکریپت روی هاست خود شما نصب و ارائه میشود.

 

۵. postaffiliatepro

این گزینه و idevaffiliate که در شماره ۴ معرفی شد، محبوب ترین و بهترین اسکریپتهای راه اندازی سیستم همکاری در فروش شناخته می شوند (با توجه به آنچه در سایتها و انجمنهای گوناگون بحث شده است).

  1. این اسکریپت قابلیت خرید و پرداخت به صورت ماهانه نیز دارد که از ماهی ۲۹$ شروع میشود اما در این حالت، اسکریپت روی سرورهای خود فروشنده نصب میشود نه سرور شما.
  2. پشتیبانی مادام العمر
  3. با ۱۶ زبان ارائه شده است و به راحتی قابل ترجمه نیز هست!
  4. قالبهای متعدد و بسیار حرفه ای برای پنل مدیریت و پنل بازاریابها در اختیار شماست.
  5. امکان پرداخت پورسانت به چند سطح از بازاریابها (هر بازاریاب میتواند بازاریاب جذب کند و بابت فروشهای وی، پورسانت دریافت نماید.)
  6. امکان عضویت فروشندگان مختلف وجود دارد!
  7. امکان پرداخت همزمان پورسانتهای بازاریابان.
  8. محیط کاربری به شدت یوزر فرندلی و ساده.
  9. امکان تعریف حالتهای متنوع برای پرداخت پورسانت بازاریابها
  10. امکان پرداخت پورسانت برای محصولاتی که دوره پرداخت دارند مثلاً برای هاستینگی که ماهیانه هزینه دریافت میکند یا برای حق عضویت یک سایت… .
  11. انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی برای بازاریابها
  12. انواع گزارشها در دسترس شما خواهد بود.
  13. و … که میتوانید لیست تمام ویژگیها را در این صفحه ببینید.

ارزانترین نسخه قابل ارائه روی سرور شما از این اسکریپت، در زمان نوشتن این مطلب، ۲۹۷$ با سایر امکانات و خدمات ضروری قیمت دارد. میتوانید از این لینک این نسخه را بررسی نمایید.

 

———————————————

خب با توجه به آنچه گذشت، حداقل هایی از اسکریپتهای همکاری در فروش در ذهنها ساخته شد که با قیمتهای خیلی کمتر و حتی رایگان در دسترسند! (البته مشکل فقط نیاز به فارسی سازی است وگرنه در سایر موارد، بدون نیاز به هیچ تعللی، انتخاب این گزینه ها اولویت خواهد داشت!).

انتخاب اسکریپت مناسب برای استارت بیزینس همکاری در فروش یکی از مواردی است که بر موفقیت آن تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. توصیه من به دوستانی که قصد راه اندازی یک سیستم همکاری در فروش جدید را دارند این است که تا جایی که جا دارد، از نسخه های رایگان برای کسب تجربه استفاده کنند و اگر نیاز به توسعه داشت، روی آنها فکر کنند تا اینکه بدون تست و صرفاً بر اساس تبلیغات و در بسیاری موارد، چرب زبانی های عده ای سودجو، مبادرت به خرید یک اسکریپت نموده و فعالیت خود را آغاز کنند.

به عنوان آخرین نکته؛ در اجرای یک پروژه تحت وب، همیشه برنامه نویسی اختصاصی حداکثر انعطاف پذیری را به شما خواهد داد. پس اگر برای حرفه ای شدن برنامه ریزی جدی دارید، بررسی امکانات و نیازهای خود را بر اساس برنامه هایتان اولویت بدانید سپس برای اجرا، یک تیم برنامه نویسی مناسب را استخدام بفرمایید.

این اسکریپتها، بر اساس آنچه تولید کنندگانش نوشته اند، انتخاب شده و جستجو در سایر سایتها و انجمنها، نشان از رضایت نسبی از اینها داشته و شخصاً هیچ یک را به طور کامل تست نکرده ام. اما نکته مشترک تمام اینها این است که در صورت نیاز به امکانات بیشتر، خود توسعه دهنده به سرعت سرویس مورد نیاز را ارائه میدهد.



:: بازدید از این مطلب : 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

الفبای موفقیت و درآمد اینترنتی بالا

موفقیت برای هر کس مفهوم خاص خود را دارد اما به نظر من رسیدن به چیزی که نام موفقیت بر آن می نهیم، پیمودن مسیری ثابت را می طلبد که در این مطلب قصد تعریف این مسیر را دارم.

همه میدانیم که پیش از نوشتن به هر زبانی باید الفبای آن زبان را فرا گرفت؛ اگر قصد دارید موفقیت زندگی خود را بنویسید (حاصل کنید)، گریزی از فراگیری الفبای موفقیت نخواهید داشت. پریسا را به عنوان الفبای موفقیت بشناسید و امیدوارم که در مسیر موفقیتهای زندگیتان، همچون من از این الفبا بهره بگیرید.

چرا پریسا؟

نخست باید به پایه ای ترین سئوال پاسخ داد، چرا پریسا؟ چرا برای موفقیت این الفبا برگزیده شده است و چرا آن را منتشر کرده ام آن هم بعد از نوشتن فرمولهایی مثل METS که در نخستین کتابم به آن اشاره کرده بودم

پایداری راه یگانه ی سربلندی و آزادی

البته شاید به نظر بسیاری الفبای موفقیت چیزی جز این باشد که خب در این مورد صحبتهای بسیار می توان کرد اما در مسیری که تا به امروز طی کردم و با تجاربی که تا به امروز در زندگی بدست آورده ام، الفبای موفقیت را در بهترین حالت میتوان در پریسا دید. گاهی یک اسم میتواند بهترین الهام بخش زندگی باشد… .

در ادامه و برای باز کردن بیشتر موضوع مثالهایی ارائه خواهد شد که همگی تجارب خودم هستند و صد در صد مطابق واقعیت… .

پایداری

اولین و محرزترین چیزی که در مسیر موفقیت لازم و حیاتی به حساب می آید، پایداری و ثبات در مسیر است:

رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

همه ما تا به امروز تجارب بسیاری را اندوخته ایم؛ خواه خوب خواه بد، آنچه در تمام موارد مشترک بوده است (ولو بدون آگاهی خودمان!) پایداری بوده که در مسیر داشته ایم حال پایداری در انجام کارهای نادرست یا در انجام کارهای درست.

سال ۱۳۸۶ که اولین بار روی ۸۴edu.net مطلبی منتشر کردم تا اوایل بهار ۱۳۸۷، پایدارترین حالت ممکن را در یک مسیر داشتم اما در بهار ۱۳۸۷ که بنا به دلایلی سایت به مدت دو ماه از دسترس خارج بود، تازه متوجه شدم که چرا تا آن روز، فقط ۳۰۰ ۴۰۰ هزار تومان درآمد داشتم! من که خیلی جدی بودم!!! خیلی هم ثابت هر روز حداقل ۱۰ ساعت روی سایت کار میکردم و فعالیتهای مثلاً تبلیغاتی داشتم اما خوشبختانه از دسترس خارج شدن سایت کمکی کرد تا کمی عقب بایستم و مسیری که با تمام قدرت در حال پیمودنش بودم را بررسی کنم؛ بله پایداری مثال زدنی در مسیری اشتباه…! نوشتن مطالبی که محبوبیت خاصی نداشتند (اون روزها البته!) و بعد دل خوش کردن به موتورهای جستجو بدون اینکه تدارکی برای پذیرایی از آنها ببینم!

حکایت تبر کند هیزم شکن و درخت شده بود! با تبری کند با جدیت تمام مشغول قطع کردن درخت بودم غافل از اینکه اصل این هست که باید این جدیت و پایداری رو در مسیر درست نشون بدم.

اما بعد از اصلاح مسیر و دریافتن محل اشتباهات، باز مجددا می بایست در مسیر ثابت میبودم تا به جایی برسم که درآمد یک هفته ام بیشتر از درآمد حدود ۴ ۵ ماهم باشد! مسیر درست را پیدا کردم و در پیمودن آن، با وجود تمام مشکلات، پایدار باقی ماندم.

در مسیر جدید، دزدیده شدن محتوای تولید شده بود، تغییر الگوریتم های گوگل بود (که مدت طولانی بلاگم را بلاک کرده بود! از آخر هم دلیلش را نفهمیدم!)، توهین ها و تهدید های بسیار بود و … که هر یک به نوبه خود برای دلسرد کردن یک نفر که به دنبال موفقیت های محبوب خود هست، تأثیر چشمگیر دارند (و البته تأثیر گذار هم بودند که باعث شد برای مدتی نوشتن در بلاگم را رها کنم و صرفاً برای کسب و کارهای کاملاً انگلیسی زبان برنامه ریزی داشته باشم) اما در بازگشتی که پس از استراحت داشتم، پایدارتر از گذشته دست به کار شدم و باز در مقابله با مشکلات موجود در راه موفقیت به همین اصل برمیگردم که بدون ثبات قدم، ره به جایی نخواهم برد و نخواهید برد… .

پایداری نخستین گام در راه موفقیت

 

راه

حکایت جالبی که برای خود من هم زیاد پیش آمده است؛ نشستیم سر جامون، زحمت هیچ تکونی رو هم به خودمون نمیدیم و منتظریم نتایج از غیب برسن و ما سربلند بزنیم بیرون که آره، من موفق شدم!!!

وقتی قراره پایدار باشیم باید راهی رو طی کنیم تا توی اون ثبات و پایداریمون رو به کار بگیریم!

باز هم برمیگردم به اوایل راه اندازی ۸۴edu، زمانی که حتی عادت به مطلب گذاشتن هم نداشتم! درست توی ۱ ماه اول بود که حسابی عصبی بودم که چرا این همه من آنلاینم ولی سود خاصی نمیکنم! بعد که سایت رفت پایین و دوباره اومد بالا، تازه متوجه شدم بابا وقتی هیچ کاری نمیکنی و هیچ راهی رو استارت نمیزنی که درآمدساز باشه و زمینه های کسب درآمد رو فراهم کنه، حالا به بهترین شکل و با بیشترین انرژی هم آنلاین شو، نتیجه چیه؟ هیچی! چون در جا نشستی و فقط میگی که چرا، چرا، چرا!!!

انتخاب راه درست برای پیمودن و داشتن ثبات در اون رو به عنوان اصل دوم به یاد داشته باشید.

راه درست، گام دوم در مسیر موفقیت

 

یگانگی

دیدید این بچه هایی که چندین و چند سایت رو با هم میارن بالا؟ یا اینایی که خودشون رو چند تا جای مختلف مشغول به کار میکنن؟ توی صحبتهای قبلی در مورد “پ” و “ر” همواره از یک راه صحبت کردم و یک مسیر و هرگز جمع نبستم…! برای این کار هم دلیل ساده ای دارم: نمیشه همزمان دو تا خرگوش رو دنبال کرد!

برای حرکت پایدار در راه موفقیت مطلوب خود، باید همیشه به یاد داشته باشید که یگانگی مسیری که انتخاب کرده اید، به معنی تمرکز روی اهدافتان است و این از ضروری ترین مواردی است که باز باید به آن توجه داشته باشید؛ هرگز نمیتوانید انتظار داشته باشید که وقتی نگران اجاره مغازه هستید، بتوانید به خوبی پاسخ بازدیدکنندگان سایت خبری خود را بدهید! اگر مسیری که برای موفقیت انتخاب کرده اید، اینترنت است و اگر در اینترنت راه اندازی فروشگاه اینترنتی را برگزیده اید، دیگر نیازی به این نیست که به تنهایی دو مغازه در سطح شهر که ارتباطی با سایتتان ندارند و دو سایت دیگر در دو موضوع کاملاً متفاوت را نیز مدیریت کنید!

فراموش نکنید که یگانگی مسیر به این معنی نیست که یک سایت به تنهایی همه کار را انجام میدهد و نیازی به هیچ چیز دیگر نیست چرا که خیلی وقتها یک سایت برای جذب ترافیک مناسب، نیاز به یک بلاگ هم دارد! اما یک سایت فروشگاهی مسیری متفاوت از یک سایت دوستیابی دارد و نمیتوان این دوگانگی مسیر را به تنهایی مدیریت کرد مگر اینکه برای هر مورد، تیمهای جداگانه داشته باشید… .

یگانگی مسیر، لازمه موفقیت

 

سربلندی

حتماً با خودتون میگید اینکه برای بعد از موفقیت هست! وقتی موفق شدیم، سرمون رو میگیریم بالا و با افتخار میگیم: من موفق شدم!

اما نه؛ برای موفق شدن می بایست سربلند بود. می بایست شخصیت یک انسان موفق رو داشت، مانند یک انسان موفق راه رفت، صحبت کرد، رفتار کرد، فکر کرد و خرج کرد. یک انسان موفق همیشه شاد است، همیشه با انرژی صحبت میکند و محکم راه می رود. هرگز وقتی برای تلف کردن ندارد و برای تمام کارهایش برنامه ریزی دارد. انسان موفق، هرجا که میرود با اعتماد به نفس وارد میشود و سر بالا میگیرد. انسان موفق از چیزی هراسی ندارد و شخصیت برگزیده اش، بزرگترین دارایی اش محسوب میشود، چنین فردی همیشه و همه جا مورد توجه است نه به خاطر موقعیتش، که به خاطر شخصیتش…

برای موفق بودن باید مثل یک آدم موفق سربلند بود و متشخص و این چیزی نیست که به آدم تزریق شود یا اینکه آن را جایی بتوان تهیه کرد، برای موفق شدن باید شخصیت یک موفق را در خود ساخت. پس از همین امروز سربلند باشید و با افتخار زندگی کنید، با هرکسی وقت خود را تلف نکنید و برای هر کاری انرژی خود را هدر ندهید، وقتی در موردتان کارتان صحبت میکنید سر خود را بالا بگیرید و بیزینس خود را بپرستید… .

سربلندی، شخصیت یک فرد موفق

 

آزادی

این هم شبیه چیزی هست که بعد از موفقیت حاصل می شود! وقتی یکی موفق شد، بدون شک آزاد هست که همه کاری کند، همه جا برود، همیشه خوشحال باشد و هر وقت دلش خواست کاری که دلش میخواهد را انجام دهد و … . اما هنر فرد موفق که در راه یگانه ی موفقیت خود با پایداری و سربلندی پیش می رود، این است که آزاد باشد!

آزادی به این مفهوم که با وجود اینکه همه فکر و ذکرش اهدافش و موفقیتش هست، وابستگی به آنها نداشته باشد! سهل ممتنع!

مگه میشه همه فکر و ذکر آدم یه چیز باشه و بعد بهش وابستگی هم نداشته باشه؟؟؟ باید گفت میشه و این دقیقاً دلیلی هست که خیلی ها میخوان موفق بشن ولی کمتر کسی موفق میشه! برای این مورد به مثال زیر توجه کنید:

یک فواره بزرگ آب وسط یک دریاچه مصنوعی که آب را با فشار به بالا میفرستد را در نظر بگیرید، اگر آب ۲۰ متر بالا برود، هر چه به ارتفاع بیست متری میرسیم، تعداد قطرات آب کم و کمتر می شود و در نهایت حداکثر یک قطره است که به بالاترین نقطه ممکن میرسد، سایر قطرات حذف میشوند… .

این فواره آب، همان راه درستی است که انتخاب کردیم اما تنها قطراتی به بالاترین نقطه میرسند که تا آنجا در مسیر پایدار بوده اند، خود را بالا نگه داشته اند و وابستگی به مسیر نداشته اند.

بله برای موفقیت نباید به مسیر وابسته شد و باید آزاد بود… .

آزادی، نقطه اوج موفقیت

 

پریسا الفبایی است برای موفقیت، برای تمام کسانی که میخواهند زندگی خود را بسازند و نمیخواهند آن را هدر دهند:

انتخاب با شماست: پردازش رویاها یا سرنوشت احمقها…

 

بله، آدم عاقل رویاهای خودش رو پردازش میکنه نه اینکه به باد فراموشی بسپاره فقط چون شرایط ایجاب کرده. باید تصمیمات همه جانبه در راستای رسیدن به اهداف و جامه عمل پوشوندن به اونها باشه…

راستی تشکر ویژه داشته باشم از آبنمای آلستر هامبورگ برای ایده ی قطرات بالاییش! هر لحظه زندگی، سرشار از ایده هست، یاد گرفتم دفترچه ای با خودم داشته باشم برای یادداشت کردن ایده هام!



:: بازدید از این مطلب : 45
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

جایگاه توجه و مدیریت فروشگاه اینترنتی

سال ها از استارت کار فروشگاه های اینترنتی در ایران می گذرد اما با کمال تأسف هنوز که هنوز است، خیلی ها مدیریت فروشگاه اینترنتی را بچه بازی و اتلاف وقت میدانند و به آن به عنوان یک حرفه نگاه نمیکنند!

نکته جالب در مورد این افراد این است که کوچکترین اطلاعی هم از وضعیت خرید آنلاین در کشور ندارند اما باز هم نظرات کارشناسانه ی بی ارزش خود را منتشر میکنند و البته باید قدردان این عزیزان هم بود که زمینه ای برای خندیدن ایجاد نموده دل بسیاری را شاد می سازند!

حجم خرید اینترنتی در سال ۱۳۹۲

در نخستین گام، و به عنوان یکی از بهترین پاسخ ها به افرادی که فروشگاه اینترنتی داشتن را اتلاف وقت میدانند بهتر است نگاهی داشته باشیم به آمار اعلام شده از سوی فرانک اسکوئی قائم مقام مرکز توسعه تجارت الکترونیک: در سال ۱۳۹۲ برآورد شده است که حدود ۹ هزار میلیارد تومان از فروشگاههای اینترنتی خرید انجام گرفته است!

عدد را یک بار دیگر مرور کنیم: ۹۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان!

حال سئوال اینجاست که آیا چنین حجمی از تبادلات مالی (که البته رقم واقعی به مراتب بالاتر از اینهاست) میتواند در صنعتی که صرفاً کار بچه ها و برای پر کردن اوقات فراغت است، انجام گیرد؟ بدون شک خیر. پس همین آمار از سوی یک سازمان دولتی میتواند بهترین جواب به افرادی باشد که کسب و کار ما را به سخره میگیرند. عددی که حتی خواندن آن هم برای بسیاری دشوار است!

 

اما اجازه بدهید به دلایل این طرز فکر هم نگاهی داشته باشیم، به اینکه چرا به مدیریت فروشگاه اینترنتی و به کسب و کارهای آنلاین، صفت بچه بازی میدهند!

۱. سرمایه پایین برای راه اندازی

همه ما که در این صنعت فعالیم، خیلی خوب میدانیم که برای راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی، گاه فقط به اندازه پول یک هاست و یک دومین سرمایه لازم داریم! حتی بسیاری موارد بدون نیاز به هیچ پولی استارت میخورند! نفس بی نیاز بودن از سرمایه یا سرمایه پایین خواستن در راه اندازی فروشگاه اینترنتی باعث شده است که بسیاری فکر کنند یک بچه هم میتواند به این سمت برود و چیز خاصی لازم نیست و به همین دلیل آن را یک کسب و کار بیشتر مناسب سرگرمی بچه ها میبینند!

اما تعداد افرادی که می دانند که وقتی سرمایه مورد نیاز برای استارت کم است، باید جای دیگری آن را جبران کرد و مثلاً تخصص بیشتری در مورد مدیریت فروشگاه داشت یا زمان بیشتری را برای کار روی فروشگاه تخصیص داد، متأسفانه بیش از حد کم هستن…!

 

۲. عدم نیاز به مدرک تحصیلی!

در دنیایی که در اغلب موارد کاغذی به عنوان سند تخصص شناخته می شود، اصلاً عجیب نیست که در یکی از کشورهای جهان سومی اش، حدود ۹۹% افراد وقتی کاری نیاز به مدرک تحصیلی نداشته باشد آن را سرگرمی و غیر جدی بدانند!

حسن بزرگ اینترنت در برقراری عدالت است طوری که دانش را در اختیار همه قرار داده است و این بستگی به خود فرد دارد که چقدر و چطور از این دانش در دسترس، استفاده کند. لذا برای بهره گیری از این اقیانوس عظیم، هیچ نیازی به مدرک تحصیلی نیست و میتوان بدون هیچ مدرک تحصیلی، بهترین کسب و کارها را راه اندازی کرد!

 

۳. امکان مدیریت فروشگاه از داخل منزل

برای بسیاری اصلاً قابل تصور نیست که بتوان از منزل هم درآمد داشت و باز بتوان درآمدهای بالا داشت اما حقیقت این است که اینترنت اینجا هم سنت شکنی کرده است! برای مدیریت فروشگاه اینترنتی میتوانید از میز نهارخوری خود، تختخوابتان، میز تحریرتان و حتی زمین خشک و خالی منزل استفاده کنید!

اصلاً نیازی نیست که برای مدیریت یک فروشگاه اینترنتی دفتری بسیاری شیک در یکی از بهترین مناطق تجاری شهر داشته باشید! این چیزی است که برای بسیاری از تجار، بازاریان و شاغلین حرف مختلف، حکم شوخی دارد و به دلیل درک پایین، این مورد را یکی از نشانه شوخی بودن مدیریت فروشگاه اینترنتی می دانند!

 

سه مورد فوق اصلی ترین دلایل برای شوخی دانستن مدیریت فروشگاه های اینترنتی هستند و دقیقاً از اصلی ترین دلایل حرکت افراد به سمت راه اندازی یک فروشگاه آنلاین هم به شمار می روند! اما چیزی که کفه ترازو را به سمت فعالین صنعت کسب و کارهای آنلاین و مشخصاً فروشگاه های اینترنتی پایین می آورد، حجم بالای خریدهای اینترنتی در ایران است که هوش از سر هر منتقدی میبرد: ۹ هزار میلیارد تومان فقط خرید اینترنتی داشته ایم و البته این یک تخمین است، شاید رقم بالایی به مراتب بالاتر باشد… .

 

مدیریت فروشگاه اینترنتی یکی از سخت ترین و در عین حال پردرآمدترین کارهای دنیاست. این صنعت همچنان در ایران ناشناخته مانده و اینکه عده ای از سر جهل، کسب و کارهای اینترنتی و مشخصاً مدیریت فروشگاههای آنلاین را بچه بازی می دانند، چیزی نیست که بتواند حقیقت را تغییر دهد؛ حقیقت هم جز مفید بودن تجارت آنلاین برای اقتصاد کشور نیست.



:: بازدید از این مطلب : 39
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

اهمیت صفحه درباره ما و تاثیر در افزایش کسب درآمد اینترنتی

معمولاً پای ثابت تمام سایتهای جدید و قدیمی، صفحه ای است که در آن اطلاعاتی درباره مالک سایت ارائه میشود. در این صفحه، تلاش باید بر معرفی تیم یا فرد مالک سایت و خدمات و محصولات آنها متمرکز شود. در این پست به برخی موارد درباره اهمیت این صفحه همچنین افزایش کارآیی آن صحبت خواهیم کرد. به یاد داشته باشید که در یک سایت تجاری که برای کسب درآمد از اینترنت ایجاد شده است یا محل ارائه خدمات/محصولات یک مؤسسه/شرکت هست، وجود صفحه درباره ما حرفه ای، یک باید است!

اعتبار سایت

بدون تردید صفحه درباره ما موجب اعتماد سازی و در نهایت کسب درآمد اینترنتی و رونق کسب و کار آنلاین می شود.

شاید مهمترین نقشی که صفحه درباره ما ایفا میکند، اعتماد سازی در ذهن مخاطبین سایت باشد. همه ما به کرات شنیده ایم و یا گفته ایم: “چطور به این سایت اعتماد کنم و اطلاعاتم رو در اختیارشون بذارم؟” یا “چطور اطلاعات کارت بانکیم رو توی سایت وارد کنم؟ از کجا معلوم اطلاعاتم رو کش نرن!” یا “این سایت اصلاً محصولاتش کیفیت دارن که من بخوام ازش بخرم؟”. خود من اولین سئوالی که در برخورد با یه سایت جدید میکنم همین هست که “چطوری باید آدرس ایمیلم رو به اینا بدم و مطمئن باشم ایمیلم رو نمیفروشن یا اینکه واسم اسپم نمیفرستن؟”.

در این مواقع، این بی اعتمادی از عدم شناخت کافی نسبت به مالکین سایت نشأت میگیرد و خب بدون شک بهترین راه برای حل این تناقض، معرفی مالک سایت هست! اما در راستای همین معرفی در صفحه درباره ما، مواردی هست که میتواند تأثیرگذاری این صفحه بسیار مهم را در این راستا یعنی نمایش اعتبار سایت، افزایش دهد:

۱. تصاویر مدیر/مدیران مجموعه + سوابق و معرفی کاملشان

یکی از ساده ترین چیزها برای صفحه درباره ما در یک سایت که میتواند تأثیر گذاری آن را به مراتب افزایش دهد! وقتی کسی وارد سایت ما می شود، به خوبی میفهمد که پشت این سایت یه سری آدم واقعی هستند و باز نوه عکسهای درج شده میتواند نشان دهد که این آدمهای واقعی، چقدر قابل اعتمادند… . البته منظورم این نیست که با یک عکس میتوان چنین نتیجه ای گرفت که هدف این است که عرض کنم عکس موجه، یک برگ برنده بزرگ است.

در این مورد صفحه معرفی تیم گوگل بهترین مثال است

۲. اجازه بدهید مشتریان با مشتریان آشنا شوند!

خیلی ساده هست؛ یه بازدید کننده میاد سایت شما و میفهمه شما قبلاً مشتریانی داشتید و میتونه بخونه این مشتریان چه نظری دارند دربارتون! صفحه درباره ما جایی هست که میتوان اجازه داد مشتریان هم درباره ما صحبت کنند و شاید مناسب ترین جا باشد.

چرا وقتی یه سری بازدیدکننده و مشتری داریم که از ما راضی هستند، به آنها اجازه ندهیم تا با بقیه درباره ما، صحبت نکنند… .

۳. داستان شکل گیری بیزینس خود را بازگو کنید.

پیش از این درباره نقل داستان در هنگام فروش صحبت کرده بودم (البته این مطلب در قالب آموزشی برای ایمیل مارکتینگ ذکر شده بود)، چه عالیست که در صفحه درباره ما سایت هم داستان استارت کسب و کار آنلاین خود را بیان کنیم، همیشه داستان باعث جلب نظر مخاطب میشود البته به این شرط که صادقانه و مناسب نوشته شده باشد نه اینکه مغرضانه و سرشار از غلطهای املایی و نگارشی…!

در هر صورت و با هر روشی که هست، باید صفحه درباره ما، مأموریت اصلی خود که همانا ایجاد اعتماد و معرفی مناسب مالک/مالکین سایت هست را انجام دهد و مواردی که گذشت، تنها چند مثال در این مسیر بودند. البته در اینکه کارا هستند شکی نیست اما صرفاً به همینجا و همینها بسنده نباید کرد… .



:: بازدید از این مطلب : 45
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 17 آذر 1402 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران