
نوشته شده توسط : radyabha
شیوه خلق ایده جدید برای کسب و کار خیلی از مردم فکر میکنند آغاز کردن یک کسبوکار جدید، یک فرآیند رازآلود است. آنها میدانند که میخواهند کسبوکار جدیدی راه بیندازند، ولی نمیدانند چگونه قدم اول را بردارند. اغلب مردم به دنبال یک ایده جدید هستند. یک ایده کارآفرینی ناب و شاید عجیب و غریب. اما ایده های کسب و کار قبل از عملی شدن فراموش میشوند و بعضی وقتها هم ممکن است ببینید کسی چند سال بعد ایده شما را اجرا کرده و موفق شده.
چطور یک ایده جدید برای کسب و کارمان خلق کنیم؟اگر میخواهید کسب و کار جدیدی ایجاد کنید قدم اول این است که بفهمید چگونه باید ایده جدیدی برای کسبوکارتان پیدا کنید و چگونه آن ایده را عملی کنید. باور کنید که خیلی کار سختی نیست.
چه موقع ایده خود را عملی کنیم؟مردم همیشه در این فکرند که چه موقع ایده جدید خود را عمل کنند. در واقع هیچ زمانی برای عملی کردن ایده جدید بد نیست. اگر شرایط اقتصادی خوب است، مردم کلی پول دارند و منتظر بهانهای هستند که خرجش کنند. پس بهتر است ایدهتان را عملی کنید. اما در شرایط بد اقتصادی هم برای شما به عنوان یک ایدهپرداز جدید ماجرا خیلی بد نیست. از آنجایی که بیشتر مردم در شروع کردن ایدههایشان در چنین شرایطی دودل هستند، ایدههای کمتری اجرایی میشود و شانس ایده شما برای دیده شدن بالا میرود. تقریباً سالانه ششصد هزار ایده جدید در امریکا اجرایی میشود. اما خیلیهای دیگر هم هستند که با خودشان میگویند همین امسال ایدهام را عملی میکنم و هیچوقت این کار را نمیکنند. چون هرکسی برای خودش موانعی دارد که خیلی وقتها مانع عملی شده ایدهاش میشود. خیلیها از شروع کردن کسبوکار جدید میترسند؛ چون ممکن است شکست بخورند. بعضیها هم منتظر ایده نابی هستند که هیچکس تا به حال به فکرش نرسیده و فکر میکنند فقط در چنین حالتی باید ایدهشان را عملی کنند. به بیان دیگر، منتظرند که دوباره چرخ را اختراع کنند. اما همه شبیه بیل گیتس و استیو جابز نیستند که ایده کاملاً جدیدی داشته باشد. اما اگر مثل اینها نیستید لازم نیست منتظر یک ایده کاملاً جدید باشید. خیلی وقتها میشود از ایدههای قدیمیتر استفاده کرد. برای این کار سعی کنید چنین سوالهایی از خودتان بپرسید: «چگونه میتوانم این کار را بهتر کنم» یا «آیا میتوانم این کار را بهتر از دیگران یا متفاوت با روش آنها انجام دهم؟» یا خیلی سادهتر «آیا بازار دستنخوردهای وجود دارد که این خدمت یا محصول به آنجا عرضه نشده باشد؟» اگر برای این پرسشها، پاسخهای مناسبی دارید، وقت شروع کردن فرارسیده.
چطور یک ایده جدید خلق کنیم؟آماده هستید تا یک ایده جدید خلق کنیم؟ اول یک برگه کاغذ بردارید و بالایش بنویسید «چیزهایی درباره من» پنج تا هفت تا نکته درباره خودتان بنویسید: کارهایی که در آنها خوب هستید، کارهایی که دوست دارید انجام دهید و علایق شخصیتان. ممکن است چنین چیزهایی در لیستتان باشد: «در رفتار با مردم خیلی خوب هستند، بچهها را خیی دوست دارم، عاشق نوشتنام، از کار با کامپیوتر خیلی خوشم میآید، از سروکله زدن با اعداد لذت میبرم، خیلی خوب میتوانم مفاهیم بازاریابی را تحلیل کنم، مسئلهحلکن قابلی هستم.» هر چیزی که به ذهنتان میآید بنویسید. لازم نیست با هم همخوانی داشته باشند. وقتی لیست تمام شد جلوی هرکدام از جملهها بر حسب اولویت عدد بگذراید. در طرف دیگر کاغذ چیزهایی را لیست کنید که دوست ندارید یا در آنها خوب نیستید. شاید در بازاریابی خیلی خوب باشید ولی از سر و کله زدن با مردم مختلف بدتان میآید. یا مثلاً از سفر کردن زیاد یا صحبت کردن در جمع خوشتان نمیآید. زیادی مته به خشاش نگذارید. هر چه به ذهنتان میآید بنویسید. وقتی کارتان تمام شد از خودتان بپرسید «سه یا پنج محصول یا خدمتی که میتواند زندگی شخصی من را بهتر کنند، چیست؟» حالا یک برگ دیگر کاغذ بردارید و محصولات یا خدماتی را لیست کنید که زندگی شما را شادتر یا راحتتر میکند. در قدم بعد همین سوال را درباره زندگی کاریتان از خودتان بپرسید. مشخص کنید چه چیزهایی میتواند کارتان را سادهتر کند یا گسترش دهد. اینها را هم در سمت دیگر کاغذ دوم بنویسید. در نهایت از خودتان بپرسید که چرا میخواهید یک کسبوکار جدید راه بیندازید. حالا مواد خام برای ایدهپردازی کامل شد و میتوانید با کنار هم گذاشتن این لیستها سراغ کشف ایده جدید بروید.
لحظههای الهامبخشبعد از اینکه خودتان را کامل شناختید میتوانید دنبال ایده جدید بگردید. یکی از سادهترین راهها برای کشف ایده جدید گوش دادن به مشکلات و سختیهای اطرافیانتان است. فقط دقت کنید که زمان شنیدن مشکلات، به جای غر زدن به راهحلهای جدید فکر کنید. ممکن است نزدیک محل کارتان هیچ تهیه غذای خوبی نباشد و همه از این مشکل عاصی شده باشند. یک مثال جالب به رید هستینگ مربوط میشود. وقتی او برای دیر پس آوردن فیلمی که از کلوب امانت گرفته بود جریمه شد، به سرش زد چرا نمیتوان با پرداخت یک اشتراک ثابت، هر اندازه که میخواهیم فیلم امانت بگیریم و همین باعث راهاندازی سایت Netflix شد که بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشت. پیدا کردن ایده جدید کار سختی نیست. مهم این است که بتوانید آن را بسته به شرایط مکانی و زمانی خود شخصیسازی کنید و خلاقیت خودتان را به آن اضافه کنید. در واقع شخصیسازی ایده جدید یک انتخاب نیست، بلکه اگر میخواهید کسبوکار جدیدتان موفقیتآمیز باشد این کار ضروری است. شما نمیتوانید یک ایده را همیشه به یک شکل ثابت اجرا کنید. همه ایدهها مثل مکدونالد نیستند که بشود با ظاهر یکسان در همهجا عملیشان کرد. یک راه خوب برای اینکه بفهمید ایده جدید شما جواب میدهد یا نه این است که دربارهاش با همکاران و دوستانتان صحبت کنید. شاید حتی بتوانید ایده جدید خود را در گام اول در محله یا بین اعضای فایلتان به صورت محدود اجرا کنید تا نقصها و باگهای احتمالیاش مشخص شود. از این نترسید که کسی ایده شما را بدزدد. یادتان باشد که این ایده شماست و شما بهتر از هر کسی میتوانید عملیاش کنید. البته سعی کنید فقط مفاهیم کلی را به بحث بگذارید و خیلی وارد جزئیات نشوید.
انجامش بده!یادتان باشد که عملی کردن ایده موشک هوا کردن نیست. کار راحتی نیست، ولی آنقدرها هم سخت نیست که بیشتر مردم فکر میکنند. مطمئن باشید که بعد از عملی کردن هر مرحله، میتوانید به مرحله بعد فکر کنید و همه چیز خوب پیش خواهد رفت. قدم اول این است که دقیقاً مشخص کنید قرار است چهکار کنید. از اطرافیانتان بپرسید «آیا شما این محصول یا خدمت را میخرید؟ اگر پاسختان مثبت است حاضرید چقدر برایش هزینه بپردازید؟» بیشک خیلیها پاسخ منفی میدهند. ولی این نباید باعث دلسرد شدن شما شود. این بازخوردها باید به شما کمک کند با شرایط واقعی مواجه شوید و مسیرتان را اصلاح کنید، نه اینکه باعث شود قبل از شروع کار همه چیز را تعطیل کنید. اگر نه شنیدید ناامید نشوید، آنقدر سراغ افراد مختلف بروید تا شرایط به طور کامل دستتان بیاید. یکی از هشدارهای مهمی که از اطرافیان خواهید شنید درباره ریسک کردن است. همه به شما میگویند ریسک این کار بالاست. اما رسیدن به هر موفقیتی نیاز به خطر کردن دارد. به علاوه، بین ریسک احمقانه و ریسک محاسبهشده تفاوت مهمی وجود دارد. اگر همه چیز را به طور کامل در نظر گرفتهاید نگذارید ترس سد راهتان شود. البته باید حواستان باشد روی چیزهایی مثل منزل شخصی، خانواده و سلامتی نمیشود ریسک کرد. اگر تنها چیزی که ممکن است از دست دهید زمان، انرژی و مقداری پول است، ریسک کردن میارزد. مشخص کردن کاری که قرار است انجام دهید فقط قدم اول است. هنوز خیلی کار پیش رو خواهید داشت. باید مطالعه کنید، با آدمهای خبره مشورت کنید و درباره کار جدید اطلاعات جمع کنید. طوری کار کنید که بعداً با خودتان بگویید «این همان سالی بود که مشغول راهاندازی ایده جدیدم بودم.» :: بازدید از این مطلب : 60 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : radyabha
حقایق شگفتانگیز برای افزایش خلاقیت تفکر ما در خصوص چگونگی ساز و کار مغز و آنچه که در حقیقت انجام میشود مسئلهای است که همواره مایه حیرت و شگفتی من بوده است. مثلاً مدتها فکر میکردم راه مشخصی برای انجام برخی کارها وجود دارد اما با گذشت زمان دریافتهام که کاملا در اشتباه بودهام. به عنوان مثال من همیشه فکر میکردم که انسانها میتوانند چندکاره باشند، یعنی در یک زمان میتوانند سریال مورد علاقهشان را تماشا کنند، با ایمیل یک قرار کاری را هماهنگ کنند و حواسشان به تکالیف فرزندانشان هم باشد. و از آن جالبتر این انتظار را همیشه از اطرافیانم داشتم که در قبال موضوعات مرتبط با من همینگونه رفتار کنند.
اصلا برای من قابلقبول نبود که فردی در هنگام رانندگی از گفتگو پرهیز کند چون میخواهد حواسش به رانندگی باشد یا مواردی از این دست. اما بر طبق آخرین مطالعات انجام شده در این خصوص، برای مغز انسان غیرممکن است که بتواند در یک زمان بر روی دو کار تمرکز کند و مسئولیت صحیح انجام دادن چندکار همزمان را بپذیرد. این تجربه و چند ایده از این دست موجب شد که در اینجا ۵ حقیقت شگفتانگیز برای افزایش خلاقیت مغز انسان را با هم مرور کنیم و حقایق را جایگزین نظریههای پیشین کنیم. البته احتمالا از این طریق هم به افزایش بهرهوری و کارایی موتور اندیشهمان کمک کنیم.
۱- زمانی که خسته هستید مغز شما کارهای خلاقانهتر را بهتر انجام میدهد.زمانی که من در خصوص ساعت بدن و تاثیرگذاری آن در روال روزمره زندگی اطلاعاتی کسب کردم فمیدم که بسیاری از کارهایی را که در طول روز برنامهریزی کردهام درحقیقت با ساعت بدنم سازگار نیست. به عنوان مثال اگر شما صبح پس از بیدار شدن از خواب احساس سرخوشی دارید و در نقطه اوج انرژی خود هستید، این زمان بهترین وقت برای شما جهت رسیدگی به امور بحرانی، تحلیل و آنالیز، پیدا کردن راه حل برای مشکلات، پاسخ به سوالات و پروژههای کاری در طول روز است. و خوب برای بعضی از افراد این نقطه اوج در زمانی دیگری ار روز رخ میدهد شاید برای برنامهریزی و انجام کارهای روزمره بهتر باشد نقطه اوج خود را پیدا کنید. از سوی دیگر اگر شما در حال تلاش برای انجام یک کار خلاقانه هستید، زمانهایی که خسته هستید و مغز شما فعالیت کارآمد ندارد شانس بیشتری برای خلق یک ایده ناب دارید. شاید به نظر غیرمنطقی و مسخره بیاید اما اغلب ایدههای نو و بزرگ در یک استحمام بعد از یک روز کاری سخت و طولانی به ذهن خطور میکند. اما حقیقت پشت پرده چیست؟ زمانی که خسته هستید، مغز انرژی لازم را جهت فیلتر کردن حواس شما ندارد بنابراین به حاشیه میروید و از سوژه پرت میشوید و تمرکز لازم روی یک موضوع خاص را ندارید. در حقیقت گاهی آنقدر از مسیر دور میشوید که ارتباطی بین آنچه در ذهن شماست و سوژه اصلی پیدا نمیکنید. حتما برای شما پیش آمده است که در فکر و خیال و رویا فرو رفته باشید در حدی که یادتان نیاید سرآغاز این مسیر چه بوده است. در این سفر بی قید و بند فکری ارتباطات جدید کشف میشود، ایدهها و راههای جدید جایگزین مسیرهای قدیمی و از پیش برنامهریزی شده میشود و از اینرو زمانی که خسته هستید مغز شما در فازی قرار دارد که میتواند راهحلهای خلاقانهتری را پیدا کند. ساینتیفیک آمریکن در مقالهای با عنوان «بهترین زمان خلاقیت شما آن زمانی که فکر میکنید نیست» توضیح میدهد که چگونه حواس پرتی میتواند مفید باشد: درک صحیح مشکلات نیازمند تفکر خارج از چهارچوبهای معمول است و در چنین حالتی آماده بودن برای حواسپرتی میتواند سودمند باشد. در زمانی که شما در اوج انرژی خود نیستید کمتر می توانید تمرکز کنید و طیف وسیعتری از اطلاعات در مغز شما در حال آنالیز است. این دامنه وسیعتر به شما امکان میدهد که گزینهها و تفسیرهای بیشتری را از پیرامون و به خصوص در مورد سوژه مورد نظر داشته باشید در نتیجه نوآوری و بینش شما ارتقا مییابد. ۲- استرس میتواند سایز مغز را تغییر دهد و آن را کوچکتر کند.شرط میبندم که حدس هم نمیزدید که استرس شایعترین علت تغییر در عملکرد مغز است. نگاه به این مقاله میتواند حقایق شگفتانگیزی را در زمینه استرس به شما بیاموزد. در خصوص تغییرات ایجاد شده در مغز به علت استرس، تحقیقات مختلفی انجام شده است. در یکی از این تحقیقات تاثیرات استرس را بر سلامت روانی تعدادی از میمونهای نوزاد امتحان کردند. بر این اساس ۱۳ بچه میمون توسط همسالان خود به مدت ۶ ماه مورد مراقبت قرار گرفتند و ۱۵ بچه میمون توسط مادران خود نگهداری شدند. پس از ۶ ماه قبل از آن که محققان مغز آنها را اسکن کنند همه بچه میمونها به گروه اجتماعی طبیعیشان برگردانده شدند. برای میمونهایی که از مادران خود دور بودند و توسط همسالان مراقبت شده بودند، بخشهایی از مغز که مربوط به استرس است بزرگتر بود و حتی پس از بودن در شرایط طبیعی تا چندماه بزرگی این بخش مغز قابل توجه بود. اگرچه برای یک نتیجه قطعی مطالعات بیشتری مورد نیاز است اما آنچه مسلم است استرس طولانی مدت مغز ما را تحت تاثیر قرار میدهد. ![]() در مطالعه دیگری که در خصوص تغییر اندازه مغز در جریان استرس مداوم انجام شد، محققان دریافتند که ناحیه هیپوکامپ مغز موشهای آزمایشگاهی که دچار استرس مزمن بودند کوچک شده بود. هیپوکامپ قسمتی از مغز است که به عنوان مرکز یادگیری و تشکیل خاطرات شناخته میشود و جز اولین نواحی مغز است که در بیماری آلزایمر آسیب میبیند. افرادی که به طور طبیعی هیپوکمپوس کوچکتری دارند بیشتر در معرض ابتلا به بیماری PTSD هستند. اختلال تنشزای پس از رویداد یا استرس پس از سانحه که به صورت مخفف PTSD معرفی میشود سندرمی است که پس از مشاهده، تجربه مستقیم یا شنیدن یک عامل استرسزا و آسیبزای شدید روی میدهد که میتواند به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحه جدی منجر شود. اگرچه اغلب مردم (۵۰ تا ۹۰٪) یک رویداد بسیار تنشزا را تا پایان عمر به یاد دارند، فقط ۸٪ آنها به PTSD مبتلا میشوند. ۳- انجام چند وظیفه همزمان به معنای واقعی برای مغز غیرممکن است.انجام چند فعالیت مغزی به صورت همزمان برای مدتهای طولانی تشویق و ترویج میشده است. این تمایل و تشویق صرفا به دلیل بهرهوری بیشتر از مغز نیست بلکه از نظر روانی به افراد احساس رضایت و خرسندی میدهد. حال آن که طبق تحقیقات متعدد مشخص شده است که چندوظیفهای بودن در یک زمان برای مغز غیر ممکن است. زمانی که چندکار را به صورت همزمان انجام میدهیم، درحقیقت مغز ما مدام بین فعالیتها سوییچ میکند و عقب و جلو میرود. بنابراین عملکرد مغز در هر زمان صرفا مربوط به یک فعالیت است. ![]() کتاب «قوانین مغز» توضیح میدهد که چگونه چندکاره بودن مغز میتواند زیانآور باشد: در حالتی که ما به طور همزمان به چندکار رسیدگی میکنیم میزان خطا تا ۵۰ درصد افزایش مییابد و انجام یک کار مشخص ممکن است به زمانی دوبرابر حالت عادی نیاز داشته باشد. در واقع ما مشغول تقسیم کردن منابع مغز و حواسمان در چندکار مختلف هستیم. هر چند که این کار به توالی انجام میشود اما پرشهای پشت سر هم بین وظایف موجب میشود که تمرکز لازم بر روی هیچ یک از فعالیتها وجود نداشته باشد. در واقع مغز کارها یا موضوعات را تقسیم و ریز کرده و آنها را یکی یکی پردازش میکند. اما این روند تقسیم و انجام دو یا چند فعالیت برای مغز دشوار است و به جای افزایش بهرهوری مغز را وادار میکند بخشی از انرژی خود را صرف فیلتر کردن اطلاعات بی ربط کند. زمانی که مغز ما مسئولیت رسیدگی به یک وظیفه را دارد کورتکس پرهفرونتال مغز ما مهمترین نقش را ایفا میکند. در فرایند خوردن یک شیرینی بخش قدامی مغز شما ابتدا قصد یا هدف خوردن شیرینی را ایجاد میکند و بخش خلفی وظیفه برقراری ارتباط با سایر قسمتهای مغز برای صدور دستورهای لازم به اعضا را به عهده میگیرد. به این ترتیب دست شما برای برداشتن شیرینی حرکت میکند و مغز می فهمد که کی آن را گرفتهاید. ![]() مطالعهای که در پاریس انجام شده نشان میدهد که زمانی که کار دومی به وظایف مغز افزوده میشود، مغز به دو بخش تقسیم شده و هر نیمکره به تنهایی روی یک موضوع کار میکند (تصویر بالا). در این حالت بار وارد شده به مغز زیاد است و مغز نمیتواند از تمام ظرفیت خود استفاده کند. زمانی که کار سومی به این مجموعه اضافه شود داستان به شدت خرابتر میشود. داوطلبانی که ماموریت انجام همزمان سه کار را پذیرفته بودند به صورت مداوم یکی از آنها را فراموش میکردند و نرخ خطای آنها ۳ برابر بیش از حالتی بود که ۲ وظیفه را انجام میدادند. ۴- چرت زدن در روز عملکرد مغز را بهبود میبخشد.احتمالا همه شما میدانید که خواب کافی تا چه اندازه بر عملکرد مغز تاثیرگذار است اما این قضیه در چرتهای روزانه هم به اثبات رسیده است. طبق مطالعات انجام شده چرتهای روزانه هم می تواند از طرق زیر در بهبود عملکرد مغز مفید واقع شوند: بهبود حافظه در یک مطالعه، جهت تست قدرت حافظه با در نظر گرفتن زمانی مشخص به افراد تعدادی کارت مصور دادند تا تناسبات و شکلهای آنها را به خاطر بسپارند. سپس یک استراحت ۴۰ دقیقهای به شرکت کنندگان داده شد که در این مجال گروهی خوابیدند و گروهی بیدار مانند. پس از زمان استراحت حافظه افراد مورد سنجش قرار گرفت و نتایج در گروهی که چرت کوتاهی زده بودند به مراتب بهتر بود. در حقیقت افرادی که به خواب رفته بودند ۸۵ درصد از الگوها و کارتها را به یاد داشتند در حالی که این آمار برای گروهی که بیدار مانده بودند ۶۰ درصد بود. ظاهرا چرت زدن موجب میشود که اطلاعات دریافت شده در مغز ما حک شوند. تحقیقات نشان میدهد که زمانی که مطلبی برای اولین بار وارد مغز ما میشود در هیپوکامپ ثبت میشود اما در این مرحله، حافظه بسیار شکننده است و احتمال فراموشی بسیار زیاد است به خصوص اگر بخواهید مطلب دیگری را به خاطر بسپارید. در این حالت به راحتی داده قدیمی جای خود را به مطالب جدید میدهد. به نظر میرسد چرت زدن موجب میشود که خاطرات به نئوکورتکس منتقل شود این بخش لایه بیرونی دو نیمکره مغزی است و در عملکرد حواس، تولید دستورهای حرکتی، تصمیمگیری مکانی، خودآگاهی و زبان نقش دارد. در نئوکورتکس اطلاعات برای مدت طولانیتری ذخیره سازی میشوند. در نگاهی دیگر افرادی بعد از چرت زدن انرژی بیشتری دارند و میتوانند از نو به ادامه کار خود بپردازند. یادگیری بهتر چرت زدن کمک میکند که اطلاعات و دادههای وارد شده از حافظههای موقت مغز به مناطق مناسبتر ذخیرهسازی منتقل شوند. بنابراین مغز گنجایش پذیریش و آنالیز اطلاعات جدید را بدست میآورد. در مطالعه در دانشگاه کالیفرنیا، از شرکتکنندگان خواسته شد که کار مشخصی را حوالی ظهر انجام دهند. برای انجام کار نیاز به فراگیری و به خاطر سپردن اطلاعات جدید فراوانی بود. پس از کسب بخشی از دادههای مورد نیاز در ساعت ۲ بعد از ظهر گروهی از شرکت کنندگان خوابیدند و گروهی دیگر بیدار ماندند و استراحت کردند. نحوه عملکرد دو گروه در ساعت ۶ بعدازظهر مورد ارزیابی قرار گرفت و افرادی که خواب کوتاهی در بعدازظهر داشتند عملکرد بهتری را ارائه کردند در واقع عملکرد گروهی که چرت زده بودند حتی از صبح و پیش از خواب هم بهتر بود. اما واقعا در طول خواب چه اتفاقی در مغز رخ میدهد؟ تحقیقات اخیر نشان داده است که در طول خواب سمت راست مغز به مراتب فعالیت بیشتری نسبت به سمت چپ مغز دارد با وجود این که ۹۵ درصد جمعیت جهان راست دست هستند و نیمکره چپ مغز آنها غالب است، اما مشاهدات نشان داده است که در طول خواب به طور مداوم نیمکره راست مغز فعالتر است. ![]() آندری مدودف (Andrei Medvedev) محقق این پروژه بر این باور است که سمت راست مغز به نوعی وظایف «خانهداری» را در طول خواب انجام میدهد. بدین معنی که زمانی که نیمکره چپ مغز در حال استراحت است سمت راست مغز در حال فعالیت جهت پاکسازی اطلاعات از مناطق ذخیرهسازی موقت، انتقال اطلاعات به بخش ذخیرهسازی طولانی مدت و تثبیت خاطرات روز در مغز است. ۵- حس بینایی بر بقیه حواس غالب است.با وجود اینکه بینایی یکی از پنج حس اصلی ماست اما به نظر میرسد که نسبت به بقیه حسها اولویت و تقدم دارد. شما با شنیدن یک سری اطلاعات تنها ۱۰ درصد آن را سه روز بعد بیاد میآورید حال آن که اگر به همان اطلاعات یک تصویر اضافه کنید، دیدن تصویر موجب می شود ۶۵ درصد اطلاعات سه روز دیگر در خاطر شما باشد. یکی از دلایل این امر ممکن است این باشد که فرآیند خواندن برای مغزهای با راندمان بالایی انجام نمیشود. مغز ما حروف هر متن را نیز به صورت تصاویر کوچک با مشخصههای خاص به خاطر میسپارد و با انطباق این ویژگیها با تصویر ذهنی ما قادر به خواندن نوشتهها هستیم. و این کار به صرف زمان نیاز دارد! چیزی که تعجبآور است این است که تکیه زیاد مغز بر روی حس بینایی خوب نیست! به عنوان مثال مغز ما مدام در حال حدس زدن ماهیت اطراف در یک فضای سه بعدی است. نور در شبکیه یک تصویر دوبعدی میسازد و بنابراین تخمین تصویر سه بعدی قابل مشاهده اشکال به عهده مغز است. :: بازدید از این مطلب : 69 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوشته شده توسط : radyabha
آموزش افزایش خلاقیت در کسب و کارآیا می دانید راه های افزایش خلاقیت در کسب و کار چیست؟آیا خلاقیت اکتسابی است یا ذاتی؟ شاید این سوال را بارها و بارها از خودتان پرسیده باشید که آیا خلاقیت ذاتی ست؟ چه راه هایی برای افزایش خلاقیت در کسب و کار من وجود دارد؟ راه های افزایش خلاقیت در کسب و کار پاسخ: ۱- اول از همه بدانید که “شما به اندازه همه انسان ها خلاق هستید!” ۲- هرگز ارزش یک خروجی خلاقانه را دست کم نگیرید! خروجی خلاقانه: خروجی از کاری به خصوص ولی به موقع و به گونه ای مناسب ۳- برای خلاقیت وقت بگذارید! هر روز، در یک ساعت به خصوص. ۴- محدودیت ها را در آغوش بگیرید! این محدودیت ها، فرصت هایی برای کارآفرینی شماست. ۵- سعی کردن و شکست خوردن بهتر از این است که هرگز سعی نکنید. ۶- آماده شوید تا بهترین ایده های تان را شکوفا کنید. فضا را برای ایده های جدید دیگر خالی کنید! ۷- همه تأثیراتی که می گیرید را در آب نمک بخوابانید! ۸- همه ی چیزهایی که الهام بخش شما هستند را جمع کنید! ۹- خلاقیت، پیدا کردن رابطه ها بین همه چیز است. ۱۰- دیگران بهتر از شما خواهند بود. و این چیز خوبی است. ۱۱- خودتان را با بهترین ها احاطه کنید!(شما در زندگی و کسب و کار میانگین ۵ نفر از افرادی هستید که بیشترین وقت تان را با آن ها می گذرانید. شما حاصل مجموعه تاثیراتی هستید که می پذیرید.) ۱۲- فکر نکنید! خلق کنید! ۱۳- حتی اگر تنها هم باشید می توانید خلق کنید! ۱۴- از همین امروز چیزی را شروع کنید! ۱۵- عاشق عجله کردن در خوشحالی می شوید وقتی شروع کنید. (شروع کنید! تمامش کنید! شادی کنید! و دوباره از اول تکرار کنید!) ۱۶- با اهدافتان بزرگ شوید! (سعی در شکار ستاره ها و دست نیافتن به آن ها هنوز هم چیز خوبی است. ما از دنبال کردن چیزی ارزشمند و بزرگ تجربه کسب می کنیم و در این راه مسیر برتر خودمان را خواهیم یافت.) ۱۷- چیزی را بیافرینید که از آن لذت می برید! (محصول نهایی شما کاملا منعکس کننده شادی و لذتی است که شما در آن نهاده اید.) :: بازدید از این مطلب : 63 |
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
|
|
|