نوشته شده توسط : radyabha

3 ایده برای ورود و موفقیت در یک بازار جدید

در زمان ورود به یک بازار جدید، وارد شدن به این بازار با قدرت زیاد و کامل، یک موضوع مهم و حیاتی تلقی می شود. در غیر اینصورت، در صورتی که دیگر رقبای شما در این بازار در رابطه با استراتژی های رشد خود با قدرت عمل کنند، بزودی شما به حاشیه رانده می شوید.

در تجربه ای که اخیراً برای برندینگ یک مرکز عرضه غذای فست فود داشتیم، به سه ایده مهم دست یافتیم که در این مطلب آنها را با شما به اشتراک می گذاریم.

 سه ایده برای ورود به یک بازار جدید

۱- بر تأثیر مصرف کننده متمرکز شوید.

کاربر نهایی محصول یا خدمت شما کسی است که در نهایت سرنوشت برند شما را تعیین می کند، معرفی و شناخت یک برند جدید همانند معرفی و شناخت یک فرد جدید می باشد: همواره تنها از یک فرصت برای ایجاد تأثیر اولیه برخوردار هستید. مردم همواره دارای عاداتی هستند که بر اساس تجربیات اولیه شکل گرفته اند، پس حتماً توجه کنید که در اولین برخورد با یک مشتری تأثیری مثبت از خود بجای بگذارید که ناشی از محصول و خدمات با کیفیت و با ثبات شما هستند.

همواره سعی کنید بر رضایت مشتری تمرکز داشته باشید، چرا که این رضایت کلید تکرار خرید مشتری می باشد. مشتریان متوجه ارزش پیشنهاد شده به آنها را بخوبی درک کرده و این ارزش ارائه شده در دراز مدت تأثیر خود را بر جای می گذارد.

۲- شرایط شخصی سازی خدمات و … را فراهم بیاورید.

مشتریان شخصی سازی خدمات و … را به عنوان یک ارزش درک می کنند و فراهم آوردن فرصتی برای شخصی سازی در صورتی که بخوبی اجرا شود موجب رشد هر بخش و حوزه ای می شود.

در تجربه ای که به طور کوتاه در ابتدای این مطلب به آن اشاره کردم، ما مدل کسب و کار خودمان را بطور کامل با تکیه و تمرکز بر این خصوصیت برای شخصی سازی تدوین کردیم. در نتیجه بخوبی مشاهده کردیم که میزان علاقه به این مجموعه به شدت توسط کیفیت محصولات شخصی سازی شده ای که پیوسته قادر به ارائه آن با سرعت بالا به مشتری هستیم هدایت می شود. کسب و کارهای مختلف در هر حوزه ای از توجه بیشتر به این ویژگی می توانند به شدت منتفع شوند.

۳- قابل پیش بینی بودن را سهل و آسان کنید.

ثبات و تداوم رویه برای یک برند موفق بسیار حیاتی می باشد. مصرف کننده گان اغلب نسبت به استفاده از برند هایی آشنا تمایل بیشتری دارند، چرا که این برندها همواره تجربه ای یکسان و ثابت را برای آنها فراهم می آورند. به منظور برآورده ساختن این انتظار، عملیات روزانه و آمادگی برای آنها باید تسهیل شود تا برآورده کردن تقاضای مشتری سهل و آسان باشد. البته با ترکیب کردن نکته ای که در رابطه با شخصی سازی کردن در بالا به آن اشاره شد، پیش بینی تمایلات مشتری نیز تا حدودی غیر ممکن می شود.

در نمونه ای که به آن اشاره شد، برای اطمینان از قابلیت پیش بینی، ما زیرساختی را ایجاد کردیم که ضمن سادگی به دور از هرگونه نقص و خطا بود. نظامی را تعبیه کردیم که در آن هر یک از شعب در کوچکترین جزئیات دقیقاً عین یکدیگر بودند، به گونه ای فضای آماده کردن غذا مثل هم بودند، سبزیجات در یک اندازه مثل هم خرد می شدند و پیتزا های تحویل داده شده دارای ابعادی عیناً مثل هم بودند. در چنین وضعیتی هر مشتری بخوبی می دانست که ما چه چیزی به وی تحویل می دهیم و البته ما هم می دانستیم که مشتری ما انتظار دریافت چه چیزی را دارد، به این ترتیب از هر دو طرف فرایند تعبیه شده به موضوع داشتن قابلیت پیش بینی توجه کرده بود.

داشتن ثبات رویه بطور قابل بحثی یکی از مهمترین ملاحظات برای ورود به هر بازاری می باشد. این روش کار اجازه می دهد تا کیفیت و بهره وری هر دو در کنار هم وجود داشته باشند.

توجه داشتن به این سه ایده در ارائه محصول و خدمات به مشتری به هر مجموعه و کسب و کاری در وارد شدن به یک بخش جدید از بازار کمک می کند و موجب بدست آوردن یک مشتری وفادار و داشتن یک مدل کسب و کار با ثبات رویه در دراز مدت می شود.



:: بازدید از این مطلب : 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

ویژگی‌های افراد خلاق و ابداع گر

آیا شما یک فرد خلاق هستید؟ ابداع گر چطور؟ باهوش یا زیرک؟ آیا دوست دارید خود را به محک این نوع از توانائی ها بزنید؟

ویژگی‌های افراد خلاق:

بسیار خب پس بدانید که افراد خلاق کسانی هستند که می توانند نگاهی غیر مرسوم به اشیاء و پدیده ها انداخته و هر رویداد یا شیء را چنان ببینند که گویی برای نخستین بار روی آن تمرکز کرده اند. این افراد بخش عمده ای از وقت و انرژی خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود کرده و مسائل پیچیده را به مسائل ساده تر ترجیح می دهند! و با علاقه مندی بسیار برای یافتن راه حل می کوشند.

پس افراد خلاق: توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده را به طور سریع داشته، دارای اعتماد به نفس بوده و برای انجام کار مقاوم و سمج عمل می کنند، پرتکاپو و ریسک پذیرند.

دارای استقلال رای و داوری بوده و به قضاوت های مستقل می پردازند. البته این قضاوت اول از خودشان و در مورد کارهایشان شروع می شود و به قضاوت محیطی کشانده می شود، توانایی تمام و کامل و یکی کردن افکار گوناگون را داشته و انعطاف پذیر بوده و توانایی تعقیب و دست یابی به راه حل مشکل را در راه های مختلف دارند. به رغم استنباط دیگران، بسیار فعال نبوده و در مقایسه با دیگران از هوش و ذکاوت خارق العاده ای برخوردار نیستند زیرا خلاقیت می تواند باشد مثل داشتن تفکری آزاد و سیال که آن هم یکی از پیش نیازهای خلاقیت است، اما ضروری نیست! معمولا پایین قرار گرفتن درجه هوشی ارتباط چندانی به میزان خلاقیت ندارد، همچنان که هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن فرد نمی تواند باشد!

خلاقیت با کوشش و ابتکار عمل و پشتکار بارور می شود و هوش با تربیت و الگوبرداری صحیح و آموزش های مخصوص هدایت می شود و تازه بعد از آموزش و قرارگرفتن در مسیر درست می توان افراد باهوش را مثمرثمر کرد. اما افراد خلاق خود مدیریتی و راهبردی شخصی قوی و خاصی دارند! فرد باهوش، باهوش متولد می شود و بنابر نظر روان شناسان تا ۸۰ درصد می تواند وراثت در هوش دخیل باشد، اما افراد خلاق ممکن است از برهه ای از عمر خویش به صورت جهشی یا ناخودآگاه دست به خلاقیت بزنند و آنچه خلاقیت را پایه ریزی می کند (نیاز و علاقه) است که اکثر افراد خلاق در امور و رشته های غیر از تخصص خود دست به خلاقیت می زنند!

 

خلاقیت یا هوش؟!

خلاقیت گروهی:

توجه دقیق تر به فرآیند خلاقیت نشان می دهد که چرا سازمان های کارآفرین برای مسائلی از قبیل: وقت آزاد، آزادی عمل، دسترسی به اطلاعات سیستم پیشنهادهای موثر و سریع، تشویق، ریسک پذیری و نوآوری و غیره اهمیت فوق العاده ای قائل هستند. زیرا این موارد همه اساس و بنیان سازمان های خلاق است.

مراحل خلاقیت:

۱-    جذب: فریفته شدن نسبت به یک موضوع

۲-    ابهام: همان مرحله ای است که می گوییم (آهان فهمیدم)!

۳-    آزمایش: در این مرحله ایده به وجود آمده آزمایش می شود تا اینکه معلوم شود مفید و مولد است یا خیر؟

۴-    پالایش: ایده به منظور کاربردی کردن و مصرف عملی آن اصلاح می شود.

۵-    ارائه و فروش: مرحله ای است که اکثر خلاقیت ها را خنثی و ناکام می کند زیرا خلاقیت باید قابل سوددهی باشد.

باید مدیران ایده ها را خریده یا قبول و سپس به مشتریان سازمان ها عرضه کنند.

پیشتازان نوآوری:

افرادی هستند که باعث هماهنگی و پیشبرد امور مربوط به محصول یا خدمت جدید در سازمان می شوند و تا موفقیت نهایی به اصطلاح (تنور را گرم نگه می داند) سعی می کنند موانع و مشکلات سازمانی و غیرسازمانی و نوآوری ها را از بین ببرند و نقش مهمی در توسعه کسب و کار جدید، پیشرفت و تکنولوژی و تقویت پروسه تغییر و تحول سازما ایفا کرده و به مبتکران کمک می کنند تا از سلسله مراتب سازمانی فارغ شوند.

بعضی از تغییرات برون سازمانی و موفقیت های درون سازمانی فرصت مناسبی را برای نوآوری به وجود می آورند و یکی از این ویژگی های مهم کارآفرینان و سازمان های کارآفرین، کشف و بهره برداری از همین فرصت هاست.

سازمان های کارآفرین از انواع تکنیک های توسعه، خلاقیت گروهی به شکل جدی و مستمر استفاده می کنند که برخی از این تکنیک ها عبارتنداز:

۱- یورش فکری: هدف اصلی گروه، خلق ایده های هرچه بیشتر در مساله موردنظر است و هیچ کس حق ارزیابی یا قضاوت ایده های پیشنهادی را ندارد.

۲-گروه مجازی: گروه نظرات را در کاغذ نوشته و توسط رهبر گروه طبقه بندی و نتایج اعلام می شود و یا از طریق اینترنت یا پیامک نظرات خود را به رهبر اعلام می کنند. بدون شناخته شدن فردی.

خلاقیت یا هوش؟!

۳- رویکرد سینکتیکس (Synectics): فرآیند به کارگیری این روش چنین است: شناسایی و تجزیه و تحلیل مشکل به منظور رسیدن به ماهیت جوهره آن، تلاش برای تبدیل راه حل های به دست آمده به راه حل نهایی، در این روش فقط رهبر  گروه، به اصل موضوع واقف است و با صحبت در پیرامون موضوع اصلی به جواب نزدیک می شوند، مثلا: اگر موضوع تولید اسباب بازی خاصی یا کاربردی خاص باشد، ابتدا با موضوعاتی مثل: کودک، بازی، لذت بردن و… و کاربرد آن اسباب بازی خاص شروع می شود تا بر مساله اصلی که مثلا: ساخت یک نوع عروسک یا ماشین، تفنگ یا… با کاربردی خاص و برای سنی خاص است کشیده می شود.

۴- رویکرد جدلی: در این روش دو گروه مخالف وجود دارند باید با ارائه راه حل های قانع کننده و خلاق به پیروزی برسند.

۵- گردش تخیلی: اعضای گروه از طریق به کارگیری جریانی تمثیلی و استعاره ای به گردش تخیلی ترغیب می کنند و به منظور استفاده از حالت ذهنی ایجادشده در گروه، هنگامی که افراد کاملا از قالب های ذهنی معمولی خود خارج شوند موضوع جلسه مطرح می شود و اکنون زمان آن رسیده که نگارنده یک شمائی از خلاقیت را به اختصار جهت تکمیل بحث ارائه دهد. تا شما خواننده محترم خود سازمان با موسسه و همکاران و اعضای خانواده و تمام کسانی را به نوعی از جهت کاری یا خویشاوندی و دوستی با آنها در ارتباط هستید، با نمودار خلاقیت سنج که به ابتکار خود ارائه می دهم را مقایسه کنید. شاید هیجانی برای ارائه خلاقیت در شما به وجود آورد.

فرآیند نوآوری و خلاقیت

۱-    تصور: جذب
۲-    ایده: الهام
۳-    خلاقیت: آزمایش
۴-    نوآوری: پالایش
۵-    انتشار: ارائه فروش

با تصویر ایده، باید آن را جذب کرد- با به وجود آمدن ایده باید الهامات را ثبت کرد.

با تولد خلاقیت باید آن را به بوته آزمایش کشاند- نوآوری حاصله را باید چندین بار پالایش کرد- و با انتشار خلاقیت و نوآوری باید آن را قبال ارائه و فروش کرد.

خلاقیتی که منجر به کسب درآمد فروش شود خود به تنهایی می تواند یک سرمایه جاودان باشد.
–    انواع فشن های لباس، مد، جواهرات، و وسایل آرایشی و بهداشتی…

–    انواع طراحان اتومبیل های لوکس، معماران و طراحان داخلی و خارجی ساختمان ها

–    انواع آرایشگران افسونگر در گریم و پیرایش

–    انواع خلاقان صنعتی، تولیدی، خدماتی

–    و حتی طراح یک صورت زیبا در یک تندیسی از «مادر» می تواند یک خلاق جاویدان نباشد همچو یک زبان جدیدی برای کلامی بی صدا… (یک خلاق تخیلی در ذهن خود بی صدا فریاد می زند: بگذار بی کلام صدایت کنم.. خلاق، سرزنده، مبتکر و جاوید باشید…



:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

خلاقیت یا هوش؟ کدام مهم تر است

تحولات پرشتاب جهانی در علم و تکنولوژی، صنعت، مدیریت و به طور کلی ارزش ها و معیارها، بسیاری از سازمان ها و شرکت های موفق جهان را بر آن داشته که اهداف، گرایش و علائق خود را در جهت به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند.درواقع قرن ۲۱ به ویژه یک دهه اخیر آن سال های پرشتاب و افسارگسیخته گسترش خلاقیت ها و نوآوری ها است و سازمان ها و شرکت ها در چنین برهه ای از زمان که (عصر دانش)، (عصر تغییر)، (عصر اختراعات)، (اکتشافات)، (عصر فراصنعتی)، (عصر عدم تداوم)، (عصر سرعت)، (عصر خلاقیت و نوآوری) مطرح نشده است باید خود را در جهت مدیریت تغییرات شتابان با دگرگونی های ژرف جهانی آماده ساخته و به خلاقیت و نوآوری روی آورند.

 
 
خلاقیت یا هوش؟!

خلاقیت یا هوش؟

به طور خلاصه: در تعریف خلاقیت باید گفت: این واژه عبارت است از توانایی دیدن چیزها در یک نظر نو و غیرمعمولی، دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر امکان تشخیص موجود بودن آنها را نمی دهد و سپس ارائه راه حل های جدید غیرمعمول و اثربخش برای آنها، خلاقیت یعنی: خلق جدید از دیدن های غیرمعمول، دیدن از نادیده ها یا نادیده های دیدنی!!

خلاقیت: شکوفایی ذهن

هوش: حاصل وراثت

افزایش منابع، پس انداز، کارایی، بازده و تقویت روحیه کارکنان را می توان دومین عامل از زندگی سازمانی دانست، عامل اصلی برای تعیین ارزش سازمان همان نوآوری است که به عنوان عامل بقای سازمان محسوب می شود، بسیاری از شرکت ها و سازمان ها که در ۳۰ سال گذشته از کارایی، سودآوری و بهره وری بالایی برخوردار بوده اند امروزه نه تنها دارای سود نبوده بلکه از صحنه کار و تولید محو شده اند!! برعکس سازمان هایی که قبلا بهره وری و سود نداشتند ولی به خلاقیت و نوآوری روی آورده بودند امروزه از جمله شرکت های موفق محسوب می شوند.

در اینجا به نکته ظریفی باید اشاره کرد و آن اشتباه نگرفتن افراد خلاق با افراد باهوش است، هوش یک موضوع وراثتی و اکتسابی از محیط است و افراد باهوش به تنهایی به موفقیت نمی رسند زیرا هوش باید تربیت، هدایت و الگوسازی شود و افراد باهوش صرفا با تکیه بر هوش نمی توانند پله های موفقیت را طی کنند. مگر آنکه در مسیر تربیت هوشی قرار گیرند، اما خلاقیت شکوفایی ذهن است و حالتی از خودباوری و ابداع گری است.

 

۴ گروه خلاقیت

 

۱- خلاقیت عملی: امروزه نیاز به افرادی است که به جای دانش فنی صرف، دارای فکری خلاق باشند، چنین تفکری روشی است که در آنچه عملا وجود دارد و به کار می رود شک کرده و به فکر جایگزین بهترین ها برای آن باشیم.
 
۲- خلاقیت ذهنی: ذهنی که بتواند فرد را به ایده های جدید رهنمون سازد، ذهنی خلاق و ابداع گر است.
 
۳- خلاقیت هنری: هنر به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی آدمی در کار و حرفه هرکس جایگاهی والا دارد. این نوع خلاقیت تنها در بسته بندی و نقاشی سالن های لوکس و معماری ساختمان ها و… به کار نمی رود، بلکه از طراحی صنعتی و فنی می تواند شروع شود تا خلاقیت و ابتکار عمل در ایجاد جذابیت در زندگی روزمره و هنر زندگی کردن با حداقل ها ادامه یابد.
 
 
خلاقیت یا هوش؟!

 

۴- خلاقیت غیرکلامی و تحلیلی: در سازمان گاهی لازم است انسان خود را از قید و بند تفکر سیستمی و استدلالی رها ساخته به خیال پردازی مشغول شود. امروزه سازمان های به خیال پردازی علمی و خلاق نیاز دارند تا بتوانند در عرصه رقابت پیشتاز باشند. در این  نوع خلاقیت، ذهن انسان پرواز می کند و به دنیای ناشناخته ها صعود کرده و به شکار نظریه های نو می پردازد. فرضیه های جدیدی را مطرح ساخته و الگوهای بدیعی را ارائه می دهد.

در اینجا شاید پرسیده شود که اگر نوآوری تغییر است پس هر تغییر می تواند نوآوری باشد؟ جواب این است که خیر. نوآوری می تواند تغییر باشد اما هر تغییری نمی تواند نوآور باشد. تغییر می تواند نوآوری باشد که سیستم را متغیر کرده باشد و راه های ابداع و خلاقیت را باز گذاشته باشد و این تغییر را محدود و محصور نکرده باشد وگرنه تغییر محدود در نوآوری فقط یک تغییر باقی می ماند!



:: بازدید از این مطلب : 61
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

ایده های جذاب برای یک کسب‌ و کار پولساز

احتمالاً برای شروع سال جدید برنامه به خصوصی نریخته‌اید؛ اما این غفلت شما را از بهاری که می‌تواند محرکی برای رونق کسب‌وکارتان باشد باز می‌دارد! وقت آن است تا برنامه‌ای هدفمند و موثر برای سال جدید طرح‌ریزی کنید.

در این مقاله ۱۵ ایده برای یک کسب‌وکار پولساز ارائه شده که تمام کسب‌وکارهای پولساز از آن ها استفاده می کنند.

 

پس شما هم دست به کار شوید و این ۱۵ ایده برای یک کسب‌وکار پولساز را یک به یک اجرا کنید.

۱- برای طراحی یک وب‌سایت تعاملی و پویا حوصله کنید

شرایط امروز به گونه‌ای است که گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها همراهان جدایی‌ناپذیر افراد شده‌اند. از این اقتضای روز غافل نشوید؛ وب‌سایت خود را طوری طراحی کنید که پویایی لازم برای نمایش در گجت‌ها را داشته باشد. وب‌سایت شما باید به گونه‌ای باشد که مشتری را به خود جذب کند. فراموش نکنید دنیای آنلاین بخش قابل توجهی از لحظه‌های مردم را به خود اختصاص داده است، طوری برنامه‌ریزی کنید که لحظه‌ای عبور از جلوی ویترین اینترنتی کسب‌وکارتان، به بازگشت مخاطب برای گشت‌وگذاری عمیق‌تر منجر شود.

۲- از ایمیل مارکتینگ استفاده کنید

یک تجارت ایمیلی هدفمند، هم در جذب مشتری‌های جدید موثر است و هم در اطلاع‌رسانی اخبار و تازه‌های شما به قدیمی‌ترها، و البته نقشی که این شیوه در ارتقاء سطح وفاداری مشتریان دارد را از یاد نبرید. استراتژی مشخصی را برگزینید و به آن رویکرد وفادار باشید. این را هم در نظر داشته باشید که ۸۰ درصد مشتریان صرفاً برای ارائه اطلاعات فردی به برندهای معتبر رغبت نشان می‌دهند؛ این مسئولیت شما را در این بخش سنگین‌تر خواهد کرد. پس فرصت کسب اطلاعات مشتریان برای ارتباط با آن‌ها، تنها زمانی دوام می‌یابد که به این اعتماد لطمه وارد نشود.

۳- واقعیت‌ها را بپذیرید و امتحان کنید

وقتی خرید و فروش آنلاین و حتی استفاده از گوشی و تبلت برای خرید اینترنتی فراگیر شده است، چرا ذهن خود را با حصاری از این واقعیت جدا می‌کنید؟ قدرت این مسیر را باور کنید تا مشتری‌های شما از امکانات مختلف و قدرت انتخابی که برایشان قائل شده‌اید شما را تحسین کنند. در اندیشه برنامه‌ریزی و بهره‌گیری از این فرصت برای سال جدید باشید؛ به امتحانش قطعاً می‌ارزد.

۴- فراموش نکنید مشتری‌ها به چه دلیل خرید می‌کنند

با وجود همه پیشرفت‌ها و تکنولوژی‌هایی که شما را احاطه کرده‌اند، بسیار مهم است که به عنوان گرداننده یک کسب‌وکار کوچک از اصول اساسی فروش و شرایط خرید غافل نشوید. همواره مراحل چرخه خرید (انتخاب، آزمایش، خرید، دریافت و بازگشت دوباره) را در نظر داشته باشید و مسیرتان در فروش و مشتری‌مداری را بر این پایه‌ها استوار و تقویت کنید.

۵- از شبکه‌های اجتماعی کار بکشید

یکی از پایه‌های مهم کسب‌وکار و رشد دادن آن، استفاده از شبکه های اجتماعی از قبیل فیسبوک و اینستاگرام است. تغییرات بسیاری ممکن است در این شبکه‌ها رخ دهد و فراز و نشیب‌های بسیاری را سپری کنند، اما مهم این است که آن‌ها تا مدت‌ها و شاید برای همیشه مخاطبان خود را خواهند داشت. ابتدا بازار هدف خود را بشناسید، صفحه اجتماعی خود را ایجاد کنید و به روز و پویا نگه دارید، با شناخت اقتضائات دنیای مجازی متناسب آن برخورد کنید و همواره روند فعالیت خود را مرور کنید تا مسیری که در ارائه محصول یا خدمات و دریافت بازخوردها گذرانده‌اید را به یاد داشته باشید.

۶- ویدیوهای تجاری بسازید

محتوای تازه و اصطلاحاً اورجینال، مهمترین بردی است که یک کسب‌وکار در فضای آنلاین می‌تواند به دست آورد. تاکنون به محتوای بکر و خلاقانه‌ای همراه با تصاویر و گرافیک چشم‌نواز فکر کرده‌اید؟ اکنون پا را کمی فراتر بگذارید؛ یک ویدیوی تجاری منتشر کنید. ویدیوها باعث آشنایی مشتری و آموزش آن‌ها، نمایشی از تجارت و صاحبان آن، تنوع‌بخشی به وب‌سایت و فضای کاری، ارائه جزئیات و پیشینه محصول یا تجارت و در نهایت فراگیری و گسترش آن می‌شود. از آن‌چه که فکرش را می‌کنید ساده‌تر است و مطمئن باشید این کار بازخوردی ورای انتظارتان خواهد داشت.

۷- حواستان به خوش نامی کسب و کارتان باشد

خوش نامی و اعتبار داشتن اصل مهمی برای یک کسب‌وکار کوچک است. سال جدید را فرصتی برای پیشرفت ابعاد اعتبارتان بدانید. اعتمادهای مخدوش را بازسازی کنید و از اینکه نام شما لکه‌دار نشده باشد اطمینان حاصل کنید. همواره با نهایت ذکاوت به جلو گام بردارید و سعی کنید جایگاهی دست‌نیافتنی در کسب‌وکارتان به دست آورید.

۸- نیم‌نگاهی هم به رقبا داشته باشید

انکار اهمیت رقابت در کسب‌وکار ساده‌اندیشی است، موضوعی که در شروع هر سال جدید سخت‌تر هم می‌شود. اگر از بهترین بودن فاصله دارید، از روی دست رقیب بعدی تقلب کنید، حالا اگر کمی بهتر باشید از او پیشی خواهید گرفت و این راه را تا بهترین شدن ادامه دهید.

۹- بر روی استراتژی برند تمرکز کنید

برای کسب‌وکارتان یک برند تعریف کنید؛ این مرحله قوی‌ترین بخش برنامه کاری‌تان را خواهد ساخت. مقدمات برندسازی همان خلق یک نام، طراحی نماد و ارائه هویت‌ها و تمایزات است. در ادامه اطمینان حاصل کنید برندتان را در بهترین موقعیت حفظ می‌کنید؛ چه آن‌که نیاز به بازنگری داشته باشد و چه آن‌که طرح‌هایی برای تکمیل آن نیاز داشته باشید.

۱۰- از مشاوران و کمک‌های بیرونی بهره بگیرید

هرگز کمک گرفتن برای تجارت‌تان را عملی نکوهیده تصور نکنید. مشاغل کوچک معمولاً به همراهی دستی بالاتر برای بزرگ شدن نیاز دارند تا مرحله به مرحله رشد کنند. برای سال بعد، بر روی تمام منابع و یا آن بخشی تمرکز کنید که به بهره‌وری تجارت شما کمک جدی می‌کند؛ حالا به سراغ افرادی بروید که در این مرحله می‌توانند اهرم تسهیل‌کننده‌ای برای حصول موفقیت شما باشند.

۱۱- برای مشتریان‌تان تسهیلات آنلاین در نظر بگیرید

پیشنهادهای رایج را در مقاطعی تقسیم کنید که موفقیت شما را دوچندان کند. مثلاً پیشنهادهای تخفیفی در بازه‌های زمانی برنامه‌ریزی شده روشی کارآمد برای جذب مشتریان جدید است. این فرصت‌ها را در فضای آنلاین اطلاع‌رسانی کرده، در وب‌سایت خود عرضه کنید و با درنظر گرفتن کوپن‌هایی، مقاطع متعدد -مثلاً با اعتبار زمانی مشخص- ایجاد کنید. تقابل این سنت و مدرنیته نتیجه غافل‌گیرکننده‌ای خواهد داشت.

۱۳- مدام از طرحی به ایده‌ای جدید پَرش نکنید

بسیاری از طرح‌ها ارزش وقت گذاشتن و هزینه کردن را دارند، اما برخی از آن‌ها سرمایه‌گذاری نتیجه‌بخشی نخواهند شد. برای سال جدید، مسیر کسب‌وکار خود را مشخص کنید و پیشروی خود را در این مسیر ادامه دهید تا با یک برنامه شفاف از سرمایه‌گذاری‌های مختلفی که صرفاً زمان و منابع شما را هدر می‌دهند مانع شوید.

۱۴- از SEO در گسترش کسب‌وکارتان بهره بگیرید

موتورهای جستجوی اینترنتی از مهمترین روش‌های آشنایی با یک کسب‌وکار می‌باشند. اما تعلیم این موتورها برای نمایش کسب‌وکار شما در پاسخ به نیاز مشتریان، هنری است که برای آن باید به سراغ کاردان بروید. این مرحله رموزی دارد که اگر به درستی اجرا شوند مشتری را درست جلوی درب مغازه خود خواهید دید؛ از آن‌جا به بعدش هم به هنر شما و تجارت‌تان برمی‌گردد.

۱۵- نرم‌افزار موبایل ارائه کنید

پیش‌تر هم اشاره کردیم که امروزه افراد زیادی کاربر وفادار گوشی‌های هوشمند محسوب می‌شوند. طراحی و عرضه یک نرم‌افزار مخصوص موبایل، وجه تمایز فوق‌العاده‌ای به کسب‌و‌کار شما خواهد بخشید؛ این یکی از همان شاه‌راه‌های پیشی گرفتن از رقباست. برنامه ساده ای طراحی کنید که قابلیت نصب بر روی تمامی گوشی‌های هوشمند را داشته باشد. از این طریق مخاطب با سرعت بیشتر و دسترسی راحت‌تر شما و محصولتان را دنبال خواهد کرد.

۱۶- تبلیغات و تعامل سنتی داشته باشید

مشتریان ارزش زیادی برای اعتماد و احترام متمایز قائل هستند. تعامل مستقیم و ارتباط دوسویه حتی با شیوه‌های سنتی نقش به‌سزایی در ایجاد حس خوب رضایت در مشتریان شما ایفا می‌کند. به عنوان مثال پست مستقیم تراکت‌های یک محصول یا مشاهده محصول در پیک‌های تبلیغاتی هفتگی یا ماهانه، در ذهن مخاطب اعتماد ایجاد خواهد کرد. جای‌گذاری این حس خوب در مشتری را یکی از اولویت‌های سال جدید در نظر بگیرید.



:: بازدید از این مطلب : 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

شیوه غلبه بر ترس در کار

بر اساس نوشته ای از رابرت کیوساکی

اگر نوشته‌های من را خوانده باشید اهمیت آموزش مالی را درک کرده‌اید. افزایش هوش مالی شما فقط و فقط از طریق افزایش آموزش مالی امکان‌پذیر است؛ راهی که شما را ثروتمند می‌کند. این مسیر اصلا ساده نیست و آموزش مالی هم بسیار سخت است اما وقتی صحبت از بالا بردن هوش مالی می‌شود دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا در برابر موانع بایستید و مبارزه کنید یا این‌که تسلیم شوید. این که با موانع چطور برخورد کنید کامل روشن می‌کند آیا می‌خواهید ثروتمند شوید یا فقیر.

۵ مانع اصلی وجود دارد که هر فرد در مسیر رسیدن به آزادی مالی ممکن است با آن مواجه شود.

اولین مانع ترس شماست. اما راهکار غلبه بر ترس در کار را باید دانست.

 

۵ راهکار غلبه بر ترس در کار، عبارتند از:

۱- بدانید که ترس وجود دارد

ترس یک حس واقعی است و همه آن را دارند. همه از این که پول‌شان را از دست بدهند می‌ترسند، حتی ثروتمندان. اما مشکل این نیست، مشکل مدیریت ترس است. هیچ کس دوست ندارد بازنده باشد اما خطی که برندگان را از بازندگان جدا می‌کند مواجهه آن‌ها با شکست است. هیچ ثروتمندی را ندیده‌ام که پولش از دست نداده باشد. اما افراد فقیر زیادی را دیده‌ام که حتی یک ریالشان را هم از دست نداده‌اند اما همچنان فقیر مانده‌اند. پدر فقیر من هم شبیه این بود، او هیچ کاری نمی‌کرد و کار در یک حاشیه امن به او کمک کرد هیچ پولی را از دست ندهد اما هیچ وقت پولدار نشد. از سوی دیگر پدر ثروتمند من به من گفت اگر می‌خواهم ثروتمند شوم باید ترسم را بشناسم و بر آن غلبه کنم.

۲- شبیه تگزاسی‌ها فکر کنید

پدر پولدار من می‌گفت تگزاسی‌ها را دوست دارد. در تگزاس همه چیز بزرگ‌تر است. وقتی تگزاسی‌ها برنده شوند، پیروزی‌شان بزرگ است و وقتی بازنده شوند این شکست بزرگ و تماشایی است. هیچ کس دوست ندارد چیزی را از دست بدهد و ما هیچ بازنده خوشحالی را نمی‌شناسیم اما صحبت از نگرش آن‌ها نسبت به خطر کردن، موفقیت و شکست است. آن‌ها بزرگ زندگی می‌کنند و وقتی برنده می‌شوند به آن افتخار می‌کنند و حتی زمانی هم که شکست می‌خورند، به شکستان مغرورند.

۳- از شکست درس بگیرید

فرمول همه برندگان این است که شکست‌ها الهام‌بخش آن‌ها برای برنده شدن است، چون آن‌ها از شکست‌ها درس می‌گیرند. هیچ کس بدون شکست به جایگاه بزرگی نرسیده است. دوچرخه سواران مسابقات قهرمانی اول مجبور بودند یاد بگیرند چطور سوار دوچرخه شوند و بارها با دوچرخه‌هایشان زمین خوردند و هر باربه این فکر کردند که ادامه دهند یا رها کنند. گلف‌بازها هم همین شرایط را داشته‌اند، خدا می‌داند چند تا از توپ‌های آن‌ها هیچ وقت پیدا نشد. تفاوت برنده‌ها و بازنده‌ها این است که آیا آن‌ها شکست را فرصتی برای یادگیری و رشد نگاه کردند یا نه.

۴- بازی برد بکنید

برنده شدن به معنای نترسیدن از بازنده شدن است.اما این که فردی از بازنده شدن نترسد به معنای آن نیست که ترس از شکست خوردن را دوست دارد. بین تنفر از شکست و ترس از شکست تفاوت وجود دارد. افرادی که از شکست می‌ترسند هیچ وقت کاری انجام نمی‌دهند و وقتی انجام می‌دهند تلاش می‌کنند بازنده نباشند تا این‌که برنده و متاسفانه به ندرت برنده می‌شوند. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید بازی بازنده شدن نکنید بلکه شروع به بازی برنده شدن کنید.

۵- تمرکز کنید

شاید تعقل مالی این باشد که بین منابع مالی‌تان تعادل ایجاد کنید تا کاری امن داشته باشید.این کاری است که افرادی که تلاش می‌کنند بازنده نباشند، انجام می‌دهند. آن‌هایی که مدام به فکر ایجاد تعادل هستند به هیچ جا نمی‌رسند و در یک نقطه باقی می‌مانند. اگر می‌خواهید پیشرفت کنید این تعادل را به هم بزنید. ادیسون، بیل گیتس و استیو جابز هیچ کدام به فکر تعادل نبودند و فقط تمرکز کردند. حالا وقت آن است که به تمرکز فکر کنید تا تعادل.



:: بازدید از این مطلب : 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

اهمیت کارآفرینان سریالی بودن

دو نوع کارآفرین وجود دارد:

کسانی که یک شرکت را تاسیس می‌کنند و کسانی که شرکت‌های بسیاری را راه‌اندازی می‌کنند.


افرادی که شرکت‌های بسیاری را شروع می‌کنند علاقه‌مندند تا خود را « کارآفرینان سریالی» بنامند که البته ممکن است احمقانه به‌نظر برسد. ممکن است کسانی که فقط یک شرکت را راه‌اندازی می‌کنند خودشان را « صاحبان کسب‌وکار» ببینند و در نتیجه هیجان کارآفرینی را کاهش دهند. در ذیل توضیح خواهیم داد که چرا تنها شروع یک شرکت کافی نیست.شروع کسب‌وکارهای متعدد به شما این ضمانت را می‌دهد که زندگی‌تان هرگز کسل‌کننده نخواهد بود. شروع مشاغل مجموعه‌ای از چالش‌ها و هیجان‌های منحصربه‌فرد به همراه دارد. شرکت‌های جدید را شروع کنید؛ آنگاه هرگز روز‌های خسته‌کننده در زندگی‌تان نخواهید داشت.

 مشاغل متعدد می‌توانند امنیت مالی ایجاد کنند

اگر هیجان ایجاد کسب‌وکارهای جدید برایتان جالب نیست، شاید امنیت مالی به مذاقتان خوش بیاید. هر استارت‌آپی مثل اپل (با ارزش ۵۹۰ میلیارد دلار)، فیس‌بوک (با ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار) Airbnb (یک شرکت خصوصی است که مقر آن در سانفرانسیسکو است، کاری که این شرکت می‌کند این است که به‌صورت آنلاین به صاحبان خانه‌ها و آپارتمان‌های خالی امکان می‌دهد که آپارتمان‌های خود را به میهمان‌ها اجاره بدهند) به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. این شرکت‌ها استثناهای نادری هستند و به‌عنوان یک قانون عمومی به حساب نمی‌آیند. اگر می‌خواهید در آینده بر کوهی از پول بنشینید، باید بیش از یک شرکت را راه‌اندازی کنید.

نشاط بیشتر با شروع کسب‌وکارهای متعدد

هر زمان که یک شرکت جدید را شروع می‌کنید، نکات جدیدی یاد می‌گیرید. در حرفه‌های کارآفرینی من، کسب‌وکارهایی را در صنایع مختلف شروع کرده‌ام که هیچ شناختی درباره ورود به آن نداشتم. آموختن، نیمی از سرگرمی انجام کار است و ذهن شما را هوشیار و مهارت هایتان را به‌روز می‌کند.شروع کسب‌وکار دیگر تلف کردن تجربه شخصی‌تان نیست.یکی از بدترین کارهایی که می‌توانید با تجربه‌تان انجام دهید این است که اجازه دهید هدر رود. تجربه باید استفاده و به اشتراک گذاشته شود و با عمل به آن نگذارید که در نطفه خفه شود.
زمانی که تجربه شروع یک شرکت موفق را دارید (یا یک شرکت ناموفق) می‌توانید تغییر جهت بدهید و از آن تجربه استفاده کنید تا آن را دوباره انجام دهید یا می‌‌توانید از آن تجربه استفاده کنید تا به دیگران آموزش دهید تا چگونه آن را انجام دهند.تجربه در ایجاد یک شرکت بسیار ارزشمند است.

 

 یک شروع آسان‌تر

زمانی که شرکتی را شروع می‌کنید، با سرمایه‌گذاران، مشاوران، دیگر کارآفرینان، فروشندگان، ارائه‌دهنده خدمات و افراد دیگر که به شما کمک می‌کنند تا یک حرفه را بسط دهید، ملاقات می‌کنید.این روابط بسیار باارزشند. شخصیت شما را باارزش می‌سازند و به شما اجازه می‌دهند تا شرکت‌های بیشتری تاسیس کنید.

 

اعتبار بیشتر با شروع کسب‌وکارهای بیشتر

درآمد تنها چیزی نیست که با کسب‌وکارهای بیشتر رشد می‌کند.اعتبار شما نیز افزایش می‌یابد. کارآفرینان سریالی به مدت طولانی خارج از مرکز توجه نمی‌مانند. به‌دلیل تجربه‌ای که دارند از آنها خواسته می‌شود تا تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند، در کنفرانس‌ها صحبت کنند، در هیات منصفه شرکت کنند، مصاحبه انجام دهند و وبلاگ بنویسند.چنین تاثیری می‌تواند خسته‌کننده باشد اما رضایت‌بخش است. اعتبار، بخشی از برند شخصی است که می‌توانید از آن استفاده کنید تا پول بیشتری به‌دست آورید.

 

 شروع کسب‌وکار بیشتر = بهتر شدن شما

اولین باری که کاری را انجام می‌دهید، به ندرت پیش می‌آید که آن را ادامه دهید. دومین بار با انجام آن اندکی بهتر خواهید شد. بار سوم اندک اندک شروع به افزایش اطمینان می‌کنید. بار چهارم و پنجم احساس می‌کنید بر آن مسلط شده‌اید. این برای شروع کسب‌وکار نیز صحیح است. با هر شغل جدیدی که بر پایه دانش خود، ترویج و معتبر ساختن برند برای مشتریان و بازار هدف، تجربه بازاریابی و منابع دیگر ایجاد می‌کنید، حرفه‌ای می‌سازید که به مراتب از قبلی بهتر است.چرا می‌خواهید این کار را تنها یک بار انجام دهید در صورتی که با تلاش‌های پی در پی می‌توانید بهتر شوید؟

 

می‌توانید مشاغل پی در پی را سریع‌تر از قبلی ایجاد کنید

هر چیزی که به ایجاد کسب‌وکار مربوط است، زمان می‌برد- تامین وجوه، بازاریابی، توسعه، تحقیق، تعیین استراتژی و غیره.
با هر بار انجام دادن این فعالیت‌های زمان‌بر، آنها آسان‌تر و سریع‌تر می‌شوند. می‌توانید وقت کمتری را صرف نوشتن طرح پیشنهادی، جست‌وجوی فروشندگان، استخدام توسعه‌دهندگان، توسعه یک برنامه بازاریابی یا جست‌وجو بازار هدف کنید.

 

 هشدارهایی در مورد کارآفرینی سریالی

شروع کسب‌وکارهای بسیار به همان اندازه هیجان‌انگیز است که بیان کردم. به عبارت دیگر می‌توان گفت شما باید به‌خاطر بسپارید که ریسک، ناامیدی و عوامل استرس‌زا وجود دارند. موارد زیر را همواره در نظر بگیرید.
• هنگام شروع یک شغل هوشیار باشید. برای کارآفرین شدن باید ریسک‌پذیر باشید. برای زندگی کردن باید ریسک را بپذیرید. کارآفرینی مجموعه‌ای از خطر‌پذیری‌های خود را دارد.
• نباید با کسب‌وکار قبلی خود خداحافظی کنید. زمانی که کسب‌وکار جدیدی را شروع می‌کنید، بر موفقیت و آینده آن عمیقا سرمایه‌گذاری کرده‌اید. زمانی که شرکت جدیدی راه‌اندازی می‌کنید، از شرکت قبلی غافل نمی‌شوید. هنوز آن را پیش می‌برید، مدیریت می‌کنید و از آن سود به‌دست می‌آورید.
• بین کسب‌وکارهایتان به خود استراحت کوتاهی بدهید. گرچه شروع یک کسب‌وکار جذاب است، اما اگر استراحت کوتاهی به خود بدهید، بیشتر از آن سود کسب خواهید کرد.



:: بازدید از این مطلب : 54
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

دلایل نرسیدن به تحول بزرگ در زندگی

اگر همین حالا احساس می کنی دست به هر کاری می زنی، موفق نمی شوی و به مانع برمی خوری که تو را به شدت سرخورده می کند، به این مفهوم است که در زندگی جا زده ای و اصلا گام برنمی داری و شاید به خاطر دلایل زیر باشد که باید در آنها تجدید نظر کنی.

زندگی مدام در حال تغییر و تحول است. گیر کردن در زندگی یک انتخاب است. خودت ناآگاه این گزینه را در زندگی دنبال می کنی. انتخاب توست که سرنوشتت را تعیین می کندو ربطی به بخت و اقبال ندارد.

 

جاده زندگی طویل است حتی سفر هزار کیلومتری هم با یک گام شروع می شود. اگر در همین لحظه هم مسیر زندگی ات را دوست نداری، این شانس را داری که تغییر مسیر بدهی. تو مسوول هستی که مسیر زندگی ات را متحول کنی ولی باید این تغییر و تحول گام به گام باشد.

به عبارتی دیگر، برای عبور از دشوارترین ایام زندگی، لازم است گام های کوتاه و کودک وار برداری و به راهت ادامه دهی.

اگر همین حالا احساس می کنی دست به هر کاری می زنی، موفق نمی شوی و به مانع برمی خوری که تو را به شدت سرخورده می کند، به این مفهوم است که در زندگی جا زده ای و اصلا گام برنمی داری و شاید به خاطر دلایل زیر باشد که باید در آنها تجدید نظر کنی.

آیا از خود می پرسید چرا من در زندگی به یک تحول بزرگ نمی رسم؟

در شرایط موجود زندگی ات، احساس مسوولیت نمی کنی؟

شاید تو هم مثل بیشتر مردم عادت کرده ای مرتب شرایط موجود در زندگی ات را ملامت کنی و اشتباهات خودت را ناشی از بدشانسی بدانی ولی باید توجه کنی که شرایط زندگی تو حاصل گزینش های خودت است. لازم است بیشتر روی این امر مهم تمرکز کنی و برای رشد و پیشرفت، اصلاحات ضروری را انجام دهی. تو باید وضعیت فعلی ات را بپذیری و در قبال آن، احساس مسوولیت کنی. از آن درس عبرت بگیری تا بتوانی تحول و دگرگونی را که موجب موفقیت و پیشرفت توست، ایجاد کنی.

در زندگی دچار ترس و وحشت شده ای؟

اگر دست به اقدامی بزرگ زده ای و به شدت تلاش می کنی که رویاهایت به حقیقت بپیوندد، خواه ناخواه با شرایطی روبرو می شوی که باعث ترس و اضطراب تو می شود. چه باید بکنی؟ دل به دریا بزن و با شجاعت پیش برو، یادت باشد به هیچ وجه نباید اجازه دهی که دودلی و ترس بر تو غلبه کند چون این واهمه ناشی از قوه تجسم خودت است و واقعیت ندارد.

به ندای درونت بی توجه هستی؟

توجه کن که شم و شهود، زبان خاص روح و روانت است. تو با حس قوی آگاهی درونی به دنیا آماده ای، که موهبتی الهی است و تو را به خود برتر و روح الهی متصل می کند. تو به نحوی شم و شهودت را تجربه کرده ای یعنی همان تلنگرهای آرامی که اغلب آنها را نادیده می گیری و صرفا خیال می کنی به نظرت آمده است. علایمی شهودی هستند. از حالا به بعد سعی کن با راهنمای درونی ات ارتباط برقرار کنی تا موهبت الهی را به زندگی ات بیاوری.

به منفی گری عادت کرده ای؟

مشکل کار در اینجاست که تو می بینی ولی دیدن تو جنبه بصیرتی و بینشی ندارد بلکه سرسری است. بزرگترین دیواری که باید از آن بالا بروی، دیواری است که در ذهن خودت ساخته ای. اگر تو نتوانی نگرش و ذهنیت خودرا کنترل کنی، در این صورت آنها تو را کنترل می کنند. احساسات منفی دقیقا مثل علف های هرز هستند که اگر آنها را از ریشه درنیاوری باز هم رشد می کنند. پس کنترل سرنوشتت را در دست بگیر. خودت را باور داشته باش، به افرادی که می خواهند تو را دلسرد کنند، محل نگذار. از افراد، اماکن و عادت های منفی دوری کن، هرگز مایوس نشو و در برابر زباله های منفی ذهنی که تلاش می کنند خودشان را به خورد تو بدهند، تسلیم نشو.


قدر نعمات الهی را که داری نمی دانی؟

یک لحظه صبر کن. نفسی عمیق و آهسته بکش. اعجاز تنفسی ات را احساس کن و با هر عمل دم و بازدم خدا را شکر کن. شاید امروز با کمی درد و رنج از خواب بیدار شدی، ولی به هر حال بیدار شدی. تو در زندگی ایام خوش و ناخوش را فراوان دیده ای. شاید هم اکنون هر آنچه را که دلت می خواهد نداری، ولی با همان چیزهایی که فعلا داری می توانی به جلو حرکت کنی. زندگی بی عیب و نقص نیست ولی مواهب الهی فراوانی دارد که باید به تک تک آنها توجه کنی.

ذهنت را درگیر نگرانی هایی که فعلاً وجود ندارد کرده ای؟

تو نمی توانی «امروز» بهتری داشته باشی، اگر فکرت متوجه «دیروزت» باشد، هر چه بود گذشته است. زمان حال را دریاب و در آن زندگی کن. به سیر و سفرت ادامه بده، حواست را روی زمان حال متمرکز کن. نهایت تلاشت را بکن و به روند الهی توکل داشته باش. امدادهای غیبی در راه است.

در بیرون خودت دنبال شادی می گردی؟

بینش و بصیرت، به مفهوم مجموعه آگاهی ها نیست، بلکه پی بردن کامل و درک هویت خودت است. ثروت واقعی تو ربطی به مادیات، خانه، ماشین، ملک و تجملات ندارد.

ثروت اصلی، درون خودت نهفته است. درون تو اقیانوسی وسیع نهفته است، چرا آب را از دیگران گدایی می کنی؟ هر چقدر بیشتر به دنبال خوشی، خارج از وجود خودت باشی، همان خوشی بیشتر از نظر تو پنهان می شود. پس یادت باشد که منشأ عمیق ترین دلخوشی هایت در وجود خودت است. بگذار با شکوفایی آن به سر حد کمال برسی.


هنوز به دنبال راه بی دردسر می گردی؟

روزی به عقب برمی گردی و می فهمی که برای هر آنچه تلاش کردی و به موانع برخوردی، همان ها تو را متحول کرده و از تو آدمی دیگر ساخته است. تلاش و تقلاهای شدید، موجب موقعیت های فوق العاده ات می شود. هر کوشش و تقلایی که می کنی باعث کسب تجربه ات می شود یا اگر شکست خوردی، از آن درس عبرت می گیری.

سیر و سفر عظیم زندگی آنقدرها هم آسان نیست، خیال نکن مشکلات سر راه، باعث اتلاف وقت تو شده است، بلکه همین درد و رنج های زندگی است که موجب رشد معنوی و کمال تو می شود. پس با توجه به موارد بالا بر زندگی غلبه کن و با شهامت رو به جلو حرکت کن.

این را بدان که تو هرگز نمی توانی به طور کامل و صددرصد بر مشکلات زندگی غلبه کنی، بهترین کار این است که بن بست ها و موانع زندگی را تشخیص دهی و آهسته آهسته مسیرهای الهی و پربار را جایگزین آنها کنی و با مدیریت خردمندانه و دیدن زیبایی طی مسیر، به راهت ادامه دهی.



:: بازدید از این مطلب : 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

شیوه خلق ایده جدید برای کسب و کار

خیلی از مردم فکر می‌کنند آغاز کردن یک کسب‌وکار جدید، یک فرآیند رازآلود است. آنها می‌دانند که می‌خواهند کسب‌وکار جدیدی راه بیندازند، ولی نمی‌دانند چگونه قدم اول را بردارند.

اغلب مردم به دنبال یک ایده جدید هستند.

یک ایده کارآفرینی ناب و شاید عجیب و غریب.

اما ایده های کسب و کار قبل از عملی‌ شدن فراموش می‌شوند و بعضی وقت‌ها هم ممکن است ببینید کسی چند سال بعد ایده شما را اجرا کرده و موفق شده.

 

چطور یک ایده جدید برای کسب و کارمان خلق کنیم؟

اگر می‌خواهید کسب و کار جدیدی ایجاد کنید قدم اول این است که بفهمید چگونه باید ایده جدیدی برای کسب‌وکارتان پیدا کنید و چگونه آن ایده را عملی کنید. باور کنید که خیلی کار سختی نیست.

 

چه موقع ایده‌ خود را عملی کنیم؟

مردم همیشه در این فکرند که چه موقع ایده جدید خود را عمل کنند. در واقع هیچ زمانی برای عملی کردن ایده جدید بد نیست. اگر شرایط اقتصادی خوب است، مردم کلی پول دارند و منتظر بهانه‌ای هستند که خرجش کنند.

پس بهتر است ایده‌تان را عملی کنید. اما در شرایط بد اقتصادی هم برای شما به عنوان یک ایده‌پرداز جدید ماجرا خیلی بد نیست. از آنجایی که بیشتر مردم در شروع کردن ایده‌هایشان در چنین شرایطی دودل هستند، ایده‌های کمتری اجرایی می‌شود و شانس ایده شما برای دیده شدن بالا می‌رود.

تقریباً سالانه ششصد هزار ایده جدید در امریکا اجرایی می‌شود. اما خیلی‌های دیگر هم هستند که با خودشان می‌گویند همین امسال ایده‌ام را عملی می‌کنم و هیچ‌وقت این کار را نمی‌کنند.

چون هرکسی برای خودش موانعی دارد که خیلی وقت‌ها مانع عملی شده ایده‌اش می‌شود. خیلی‌ها از شروع کردن کسب‌وکار جدید می‌ترسند؛ چون ممکن است شکست بخورند.

بعضی‌ها هم منتظر ایده نابی هستند که هیچ‌کس تا به حال به فکرش نرسیده و فکر می‌کنند فقط در چنین حالتی باید ایده‌شان را عملی کنند. به بیان دیگر، منتظرند که دوباره چرخ را اختراع کنند.

اما همه شبیه بیل گیتس و استیو جابز نیستند که ایده کاملاً جدیدی داشته باشد. اما اگر مثل این‌ها نیستید لازم نیست منتظر یک ایده کاملاً جدید باشید. خیلی وقت‌ها می‌شود از ایده‌های قدیمی‌تر استفاده کرد.

برای این کار سعی کنید چنین سوال‌هایی از خودتان بپرسید:

«چگونه می‌توانم این کار را بهتر کنم» یا

«آیا می‌توانم این کار را بهتر از دیگران یا متفاوت با روش آنها انجام دهم؟» یا خیلی ساده‌تر

«آیا بازار دست‌نخورده‌ای وجود دارد که این خدمت یا محصول به آنجا عرضه نشده باشد؟»

اگر برای این پرسش‌ها، پاسخ‌های مناسبی دارید، وقت شروع کردن فرارسیده.

 

چطور یک اید‌ه‌ جدید خلق کنیم؟

آماده هستید تا یک ایده جدید خلق کنیم؟ اول یک برگه کاغذ بردارید و بالایش بنویسید «چیزهایی درباره من» پنج تا هفت تا نکته درباره خودتان بنویسید: کارهایی که در آن‌ها خوب هستید، کارهایی که دوست دارید انجام دهید و علایق شخصی‌تان.

ممکن است چنین چیزهایی در لیست‌تان باشد: «در رفتار با مردم خیلی خوب هستند، بچه‌ها را خیی دوست دارم، عاشق نوشتن‌ام، از کار با کامپیوتر خیلی خوشم می‌آید،

از سروکله زدن با اعداد لذت می‌برم، خیلی خوب می‌توانم مفاهیم بازاریابی را تحلیل کنم، مسئله‌حل‌کن قابلی هستم.» هر چیزی که به ذهن‌تان می‌آید بنویسید.

لازم نیست با هم همخوانی داشته باشند. وقتی لیست تمام شد جلوی هرکدام از جمله‌ها بر حسب اولویت عدد بگذراید.

در طرف دیگر کاغذ چیزهایی را لیست کنید که دوست ندارید یا در آنها خوب نیستید. شاید در بازاریابی خیلی خوب باشید ولی از سر و کله زدن با مردم مختلف بدتان می‌آید. یا مثلاً از سفر کردن زیاد یا صحبت کردن در جمع خوش‌تان نمی‌آید.

زیادی مته به خشاش نگذارید. هر چه به ذهن‌تان می‌آید بنویسید.

وقتی کارتان تمام شد از خودتان بپرسید «سه یا پنج محصول یا خدمتی که می‌تواند زندگی شخصی من را بهتر کنند، چیست؟» حالا یک برگ دیگر کاغذ بردارید و محصولات یا خدماتی را لیست کنید که زندگی شما را شادتر یا راحت‌تر می‌کند.

در قدم بعد همین سوال را درباره زندگی کاری‌تان از خودتان بپرسید. مشخص کنید چه چیزهایی می‌تواند کارتان را ساده‌تر کند یا گسترش دهد. این‌ها را هم در سمت دیگر کاغذ دوم بنویسید.

در نهایت از خودتان بپرسید که چرا می‌خواهید یک کسب‌وکار جدید راه بیندازید. حالا مواد خام برای ایده‌پردازی کامل شد و می‌توانید با کنار هم گذاشتن این لیست‌ها سراغ کشف ایده جدید بروید.

 

لحظه‌های الهام‌بخش

بعد از اینکه خودتان را کامل شناختید می‌توانید دنبال ایده جدید بگردید. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای کشف ایده جدید گوش دادن به مشکلات و سختی‌های اطرافیان‌تان است. فقط دقت کنید که زمان شنیدن مشکلات، به جای غر زدن به راه‌حل‌های جدید فکر کنید.

ممکن است نزدیک محل کارتان هیچ تهیه غذای خوبی نباشد و همه از این مشکل عاصی شده باشند. یک مثال جالب به رید هستینگ مربوط می‌شود. وقتی او برای دیر پس آوردن فیلمی که از کلوب امانت گرفته بود جریمه شد، به سرش زد چرا نمی‌توان با پرداخت یک اشتراک ثابت، هر اندازه که می‌خواهیم فیلم امانت بگیریم و همین باعث راه‌اندازی سایت Netflix شد که بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشت.

پیدا کردن ایده جدید کار سختی نیست. مهم این است که بتوانید آن را بسته به شرایط مکانی و زمانی خود شخصی‌سازی کنید و خلاقیت خودتان را به آن اضافه کنید. در واقع شخصی‌سازی ایده جدید یک انتخاب نیست، بلکه اگر می‌خواهید کسب‌وکار جدیدتان موفقیت‌آمیز باشد این کار ضروری است.

شما نمی‌توانید یک ایده را همیشه به یک شکل ثابت اجرا کنید. همه ایده‌ها مثل مک‌دونالد نیستند که بشود با ظاهر یکسان در همه‌جا عملی‌شان کرد.

یک راه خوب برای اینکه بفهمید ایده‌ جدید شما جواب می‌دهد یا نه این است که درباره‌اش با همکاران‌ و دوستان‌تان صحبت کنید. شاید حتی بتوانید ایده‌ جدید خود را در گام اول در محله یا بین اعضای فایل‌تان به صورت محدود اجرا کنید تا نقص‌ها و باگ‌های احتمالی‌اش مشخص شود.

از این نترسید که کسی ایده شما را بدزدد. یادتان باشد که این ایده شماست و شما بهتر از هر کسی می‌توانید عملی‌اش کنید. البته سعی کنید فقط مفاهیم کلی را به بحث بگذارید و خیلی وارد جزئیات نشوید.

 

انجامش بده!

یادتان باشد که عملی کردن ایده موشک هوا کردن نیست. کار راحتی نیست، ولی آن‌قدرها هم سخت نیست که بیشتر مردم فکر می‌کنند. مطمئن باشید که بعد از عملی کردن هر مرحله، می‌توانید به مرحله بعد فکر کنید و همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

قدم اول این است که دقیقاً مشخص کنید قرار است چه‌کار کنید.

از اطرافیان‌تان بپرسید «آیا شما این محصول یا خدمت را می‌خرید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است حاضرید چقدر برایش هزینه بپردازید؟»

بی‌شک خیلی‌ها پاسخ منفی می‌دهند. ولی این نباید باعث دلسرد شدن شما شود.

این بازخوردها باید به شما کمک کند با شرایط واقعی مواجه شوید و مسیرتان را اصلاح کنید، نه اینکه باعث شود قبل از شروع کار همه چیز را تعطیل کنید. اگر نه شنیدید ناامید نشوید، آنقدر سراغ افراد مختلف بروید تا شرایط به طور کامل دست‌تان بیاید.

یکی از هشدارهای مهمی که از اطرافیان خواهید شنید درباره ریسک کردن است. همه به شما می‌گویند ریسک این کار بالاست. اما رسیدن به هر موفقیتی نیاز به خطر کردن دارد.

به علاوه، بین ریسک احمقانه و ریسک محاسبه‌شده تفاوت مهمی وجود دارد.

اگر همه چیز را به طور کامل در نظر گرفته‌اید نگذارید ترس سد راه‌تان شود. البته باید حواس‌تان باشد روی چیزهایی مثل منزل شخصی، خانواده و سلامتی نمی‌شود ریسک کرد.

اگر تنها چیزی که ممکن است از دست دهید زمان، انرژی و مقداری پول است، ریسک کردن می‌ارزد.

مشخص کردن کاری که قرار است انجام دهید فقط قدم اول است.

هنوز خیلی کار پیش رو خواهید داشت. باید مطالعه کنید، با آدم‌های خبره مشورت کنید و درباره کار جدید اطلاعات جمع کنید.

طوری کار کنید که بعداً با خودتان بگویید «این همان سالی بود که مشغول راه‌اندازی ایده جدیدم بودم.»



:: بازدید از این مطلب : 60
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

حقایق شگفت‌انگیز برای افزایش خلاقیت

تفکر ما در خصوص چگونگی ساز و کار مغز و آن‌چه که در حقیقت انجام می‌شود مسئله‌ای است که همواره مایه حیرت و شگفتی من بوده است. مثلاً مدت‌ها فکر می‌کردم راه مشخصی برای انجام برخی کارها وجود دارد اما با گذشت زمان دریافته‌ام که کاملا در اشتباه بوده‌ام. به عنوان مثال من همیشه فکر می‌کردم که انسان‌ها می‌توانند چندکاره باشند، یعنی در یک زمان می‌توانند سریال مورد علاقه‌شان را تماشا کنند، با ایمیل یک قرار کاری را هماهنگ کنند و حواسشان به تکالیف فرزندان‌شان هم باشد. و از آن جالب‌تر این انتظار را همیشه از اطرافیانم داشتم که در قبال موضوعات مرتبط با من همین‌گونه رفتار کنند.

 

اصلا برای من قابل‌قبول نبود که فردی در هنگام رانندگی از گفتگو پرهیز کند چون می‌خواهد حواسش به رانندگی باشد یا مواردی از این دست. اما بر طبق آخرین مطالعات انجام شده در این خصوص، برای مغز انسان غیرممکن است که بتواند در یک زمان بر روی دو کار تمرکز کند و مسئولیت صحیح انجام دادن چندکار همزمان را بپذیرد. این تجربه و چند ایده از این دست موجب شد که در این‌جا ۵ حقیقت شگفت‌انگیز برای افزایش خلاقیت مغز انسان را با هم مرور کنیم و حقایق را جایگزین نظریه‌های پیشین کنیم. البته احتمالا از این طریق هم به افزایش بهره‌وری و کارایی موتور اندیشه‌مان کمک کنیم.

 

۱- زمانی که خسته هستید مغز شما کارهای خلاقانه‌تر را بهتر انجام می‌دهد.

زمانی که من در خصوص ساعت بدن و تاثیرگذاری آن در روال روزمره زندگی اطلاعاتی کسب کردم فمیدم که بسیاری از کارهایی را که در طول روز برنامه‌ریزی کرده‌ام درحقیقت با ساعت بدنم سازگار نیست.

به عنوان مثال اگر شما صبح پس از بیدار شدن از خواب احساس سرخوشی دارید و در نقطه اوج انرژی خود هستید، این زمان بهترین وقت برای شما جهت رسیدگی به امور بحرانی، تحلیل و آنالیز، پیدا کردن راه حل برای مشکلات، پاسخ به سوالات و پروژه‌های کاری در طول روز است. و خوب برای بعضی از افراد این نقطه اوج در زمانی دیگری ار روز رخ می‌دهد شاید برای برنامه‎‌ریزی و انجام کارهای روزمره بهتر باشد نقطه اوج خود را پیدا کنید.

از سوی دیگر اگر شما در حال تلاش برای انجام یک کار خلاقانه هستید، زمان‌هایی که خسته هستید و مغز شما فعالیت کارآمد ندارد شانس بیشتری برای خلق یک ایده ناب دارید. شاید به نظر غیرمنطقی و مسخره بیاید اما اغلب ایده‌های نو و بزرگ در یک استحمام بعد از یک روز کاری سخت و طولانی به ذهن خطور می‌کند. اما حقیقت پشت پرده چیست؟

زمانی که خسته هستید، مغز انرژی لازم را جهت فیلتر کردن حواس شما ندارد بنابراین به حاشیه می‌روید و از سوژه پرت می‌شوید و تمرکز لازم روی یک موضوع خاص را ندارید. در حقیقت گاهی آن‌قدر از مسیر دور می‌شوید که ارتباطی بین آنچه در ذهن شماست و سوژه اصلی پیدا نمی‌کنید. حتما برای شما پیش آمده است که در فکر و خیال و رویا فرو رفته باشید در حدی که یادتان نیاید سرآغاز این مسیر چه بوده است. در این سفر بی قید و بند فکری ارتباطات جدید کشف می‌شود، ایده‌ها و راه‌های جدید جایگزین مسیرهای قدیمی و از پیش برنامه‌ریزی شده می‌شود و از این‌رو زمانی که خسته هستید مغز شما در فازی قرار دارد که می‌تواند راه‌حل‌های خلاقانه‌تری را پیدا کند.

ساینتیفیک آمریکن در مقاله‌ای با عنوان «بهترین زمان خلاقیت شما آن زمانی که فکر می‌کنید نیست» توضیح می‌دهد که چگونه حواس پرتی می‌تواند مفید باشد:

درک صحیح مشکلات نیازمند تفکر خارج از چهارچوب‌های معمول است و در چنین حالتی آماده بودن برای حواس‌پرتی می‌تواند سودمند باشد. در زمانی که شما در اوج انرژی خود نیستید کمتر می ‌توانید تمرکز کنید و طیف وسیع‌تری از اطلاعات در مغز شما در حال آنالیز است. این دامنه وسیع‌تر به شما امکان می‌دهد که گزینه‌ها و تفسیرهای بیشتری را از پیرامون و به خصوص در مورد سوژه مورد نظر داشته باشید در نتیجه نوآوری و بینش شما ارتقا می‎یابد.

۲- استرس می‌تواند سایز مغز را تغییر دهد و آن را کوچک‌تر کند.

شرط می‌بندم که حدس هم نمی‌زدید که استرس شایع‌ترین علت تغییر در عملکرد مغز است. نگاه به این مقاله می‌تواند حقایق شگفت‌انگیزی را در زمینه استرس به شما بیاموزد.

در خصوص تغییرات ایجاد شده در مغز به علت استرس، تحقیقات مختلفی انجام شده است. در یکی از این تحقیقات تاثیرات استرس را بر سلامت روانی تعدادی از میمون‌های نوزاد امتحان کردند. بر این اساس ۱۳ بچه میمون توسط همسالان خود به مدت ۶ ماه مورد مراقبت قرار گرفتند و ۱۵ بچه میمون توسط مادران خود نگهداری شدند. پس از ۶ ماه قبل از آن که محققان مغز آن‌ها را اسکن کنند همه بچه میمون‌ها به گروه اجتماعی طبیعی‌شان برگردانده شدند. برای میمون‌هایی که از مادران خود دور بودند و توسط همسالان مراقبت شده بودند، بخش‌هایی از مغز که مربوط به استرس است بزرگ‌تر بود و حتی پس از بودن در شرایط طبیعی تا چندماه بزرگی این بخش مغز قابل توجه بود. اگرچه برای یک نتیجه قطعی مطالعات بیشتری مورد نیاز است اما آن‌چه مسلم است استرس طولانی مدت مغز ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

۱۰ حقیقت شگفت‌انگیز که برای افزایش خلاقیت و بهره‌وری مغز باید بدانید- قسمت اول

در مطالعه دیگری که در خصوص تغییر اندازه مغز در جریان استرس مداوم انجام شد، محققان دریافتند که ناحیه هیپوکامپ مغز  موش‌های آزمایشگاهی که دچار استرس مزمن بودند کوچک شده بود. هیپوکامپ قسمتی از مغز است که به عنوان مرکز یادگیری و تشکیل خاطرات شناخته می‌شود و جز اولین نواحی مغز است که در بیماری آلزایمر آسیب می‌بیند. افرادی که به طور طبیعی هیپوکمپوس کوچکتری دارند بیشتر در معرض ابتلا به بیماری PTSD هستند. اختلال تنش‌زای پس از رویداد یا استرس پس از سانحه که به صورت مخفف PTSD معرفی می‌شود سندرمی است که پس از مشاهده، تجربه مستقیم یا شنیدن یک عامل استرس‌زا و آسیب‌زای شدید روی می‌دهد که می‌تواند به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحه جدی منجر شود. اگرچه اغلب مردم (۵۰ تا ۹۰٪) یک رویداد بسیار تنش‌زا را تا پایان عمر به یاد دارند، فقط ۸٪ آنها به PTSD مبتلا می‌شوند.

۳- انجام چند وظیفه همزمان به معنای واقعی برای مغز غیرممکن است.

انجام چند فعالیت مغزی به صورت همزمان برای مدت‌های طولانی تشویق و ترویج می‌شده است. این تمایل و تشویق صرفا به دلیل بهره‌وری بیشتر از مغز نیست بلکه از نظر روانی به افراد احساس رضایت و خرسندی می‌دهد. حال آن که طبق تحقیقات متعدد مشخص شده است که چندوظیفه‌ای بودن در یک زمان برای مغز غیر ممکن است. زمانی که چندکار را به صورت همزمان انجام می‌دهیم، درحقیقت مغز ما مدام بین فعالیت‌ها سوییچ می‌کند و عقب و جلو می‌رود. بنابراین عملکرد مغز در هر زمان صرفا مربوط به یک فعالیت است.

۱۰ حقیقت شگفت‌انگیز که برای افزایش خلاقیت و بهره‌وری مغز باید بدانید- قسمت اول

کتاب «قوانین مغز» توضیح می‌دهد که چگونه چندکاره بودن مغز می‌تواند زیان‌آور باشد:

در حالتی که ما به طور همزمان به چندکار رسیدگی می‌کنیم میزان خطا تا ۵۰ درصد افزایش می‌یابد و انجام یک کار مشخص ممکن است به زمانی دوبرابر حالت عادی نیاز داشته باشد.

در واقع ما مشغول تقسیم کردن منابع مغز و حواسمان در چندکار مختلف هستیم. هر چند که این کار به توالی انجام می‌شود اما پرش‌های پشت سر هم بین وظایف موجب می‌شود که تمرکز لازم بر روی هیچ یک از فعالیت‌ها وجود نداشته باشد. در واقع مغز کارها یا موضوعات را تقسیم و ریز کرده و آن‌ها را یکی یکی پردازش می‌کند. اما این روند تقسیم و انجام دو یا چند فعالیت برای مغز دشوار است و به جای افزایش بهره‌وری مغز را وادار می‌کند بخشی از انرژی خود را صرف فیلتر کردن اطلاعات بی ربط کند.

زمانی که مغز ما مسئولیت رسیدگی به یک وظیفه را دارد کورتکس پره‌فرونتال مغز ما مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کند. در فرایند خوردن یک شیرینی بخش قدامی مغز شما ابتدا قصد یا هدف خوردن شیرینی را ایجاد می‌کند و بخش خلفی وظیفه برقراری ارتباط با سایر قسمت‌های مغز برای صدور دستورهای لازم به اعضا را به عهده می‌گیرد. به این ترتیب دست شما برای برداشتن شیرینی حرکت می‌کند و مغز می فهمد که کی آن را گرفته‌اید.

۱۰ حقیقت شگفت‌انگیز که برای افزایش خلاقیت و بهره‌وری مغز باید بدانید- قسمت اول

مطالعه‌ای که در پاریس انجام شده نشان می‌دهد که زمانی که کار دومی به وظایف مغز افزوده می‌شود، مغز به دو بخش تقسیم شده و هر نیم‌کره به تنهایی روی یک موضوع کار می‌کند (تصویر بالا). در این حالت بار وارد شده به مغز زیاد است و مغز نمی‌تواند از تمام ظرفیت خود استفاده کند. زمانی که کار سومی به این مجموعه اضافه شود داستان به شدت خراب‌تر می‌شود. داوطلبانی که ماموریت انجام همزمان سه کار را پذیرفته بودند به صورت مداوم یکی از آن‌ها را فراموش می‌کردند و نرخ خطای آن‌ها ۳ برابر بیش از حالتی بود که ۲ وظیفه را انجام می‌دادند.

۴- چرت زدن در روز عملکرد مغز را بهبود می‌بخشد.

احتمالا همه شما می‌دانید که خواب کافی تا چه اندازه بر عملکرد مغز تاثیرگذار است اما این قضیه در چرت‌های روزانه هم به اثبات رسیده است.

طبق مطالعات انجام شده چرت‌های روزانه هم می تواند از طرق زیر در بهبود عملکرد مغز مفید واقع شوند:

بهبود حافظه

در یک مطالعه، جهت تست قدرت حافظه با در نظر گرفتن زمانی مشخص به افراد تعدادی کارت مصور دادند تا تناسبات و شکل‌های آن‌ها را به خاطر بسپارند. سپس یک استراحت ۴۰ دقیقه‌ای به شرکت کنندگان داده شد که در این مجال گروهی خوابیدند و گروهی بیدار مانند. پس از زمان استراحت حافظه افراد مورد سنجش قرار گرفت و نتایج در گروهی که چرت کوتاهی زده بودند به مراتب بهتر بود. در حقیقت افرادی که به خواب رفته بودند ۸۵ درصد از الگوها و کارت‌ها را به یاد داشتند در حالی که این آمار برای گروهی که بیدار مانده بودند ۶۰ درصد بود.

ظاهرا چرت زدن موجب می‌شود که اطلاعات دریافت شده در مغز ما حک شوند.

تحقیقات نشان می‌دهد که زمانی که مطلبی برای اولین بار وارد مغز ما می‌شود در هیپوکامپ ثبت می‌شود اما در این مرحله، حافظه بسیار شکننده است و احتمال فراموشی بسیار زیاد است به خصوص اگر بخواهید مطلب دیگری را به خاطر بسپارید. در این حالت به راحتی داده قدیمی جای خود را به مطالب جدید می‌دهد. به نظر می‌رسد چرت زدن موجب می‌شود که خاطرات به نئوکورتکس منتقل شود این بخش لایه بیرونی دو نیم‌کره مغزی است و در عملکرد حواس، تولید دستورهای حرکتی، تصمیم‌گیری مکانی، خودآگاهی و زبان نقش دارد. در نئوکورتکس اطلاعات برای مدت طولانی‌تری ذخیره سازی می‌شوند.

در نگاهی دیگر افرادی بعد از چرت زدن انرژی بیشتری دارند و می‌توانند از نو به ادامه کار خود بپردازند.

یادگیری بهتر

چرت زدن کمک می‌کند که اطلاعات  و داده‌های وارد شده از حافظه‌های موقت مغز به مناطق مناسب‌تر ذخیره‌سازی منتقل شوند. بنابراین مغز گنجایش پذیریش و آنالیز اطلاعات جدید را بدست می‌آورد. در مطالعه در دانشگاه کالیفرنیا، از شرکت‌کنندگان خواسته شد که کار مشخصی را حوالی ظهر انجام دهند. برای انجام کار نیاز به فراگیری و به خاطر سپردن اطلاعات جدید فراوانی بود. پس از کسب بخشی از داده‌های مورد نیاز در ساعت ۲ بعد از ظهر گروهی از شرکت کنندگان خوابیدند و گروهی دیگر بیدار ماندند و استراحت کردند. نحوه عملکرد دو گروه در ساعت ۶ بعدازظهر مورد ارزیابی قرار گرفت و افرادی که خواب کوتاهی در بعدازظهر داشتند عملکرد بهتری را ارائه کردند در واقع عملکرد گروهی که چرت زده بودند حتی از صبح و پیش از خواب هم بهتر بود. اما واقعا در طول خواب چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد؟

تحقیقات اخیر نشان داده است که در طول خواب سمت راست مغز به مراتب فعالیت بیشتری نسبت به سمت چپ مغز دارد با وجود این که ۹۵ درصد جمعیت جهان راست دست هستند و نیمکره چپ مغز آن‌ها غالب است، اما مشاهدات نشان داده است که در طول خواب به طور مداوم نیمکره راست مغز فعال‌تر است.

۱۰ حقیقت شگفت‌انگیز که برای افزایش خلاقیت و بهره‌وری مغز باید بدانید- قسمت اول

آندری مدودف (Andrei Medvedev) محقق این پروژه بر این باور است که سمت راست مغز به نوعی وظایف «خانه‌داری» را در طول خواب انجام می‌دهد. بدین معنی که زمانی که نیمکره چپ مغز در حال استراحت است سمت راست مغز در حال فعالیت جهت پاکسازی اطلاعات از مناطق ذخیره‌سازی موقت، انتقال اطلاعات به بخش ذخیره‌سازی طولانی مدت و تثبیت خاطرات روز در مغز است.

۵- حس بینایی بر بقیه حواس غالب است.

با وجود این‌که بینایی یکی از پنج حس اصلی ماست اما به نظر می‌رسد که نسبت به بقیه حس‌ها اولویت و تقدم دارد. شما با شنیدن یک سری اطلاعات تنها ۱۰ درصد آن را سه روز بعد بیاد می‌آورید حال آن که اگر به همان اطلاعات یک تصویر اضافه کنید، دیدن تصویر موجب می شود ۶۵ درصد اطلاعات سه روز دیگر در خاطر شما باشد.

یکی از دلایل این امر ممکن است این باشد که فرآیند خواندن برای مغزهای با راندمان بالایی انجام نمی‌شود. مغز ما حروف هر متن را نیز به صورت تصاویر کوچک با مشخصه‌های خاص به خاطر می‌سپارد و با انطباق این ویژگی‌ها با تصویر ذهنی ما قادر به خواندن نوشته‌ها هستیم. و این کار به صرف زمان نیاز دارد!

چیزی که تعجب‌آور است این است که تکیه زیاد مغز بر روی حس بینایی خوب نیست! به عنوان مثال مغز ما مدام در حال حدس زدن ماهیت اطراف در یک فضای سه بعدی است. نور در شبکیه یک تصویر دوبعدی می‌سازد و بنابراین تخمین تصویر سه بعدی قابل مشاهده اشکال به عهده مغز است.



:: بازدید از این مطلب : 69
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

آموزش افزایش خلاقیت در کسب و کار

آیا می دانید راه های افزایش خلاقیت در کسب و کار چیست؟

آیا خلاقیت اکتسابی است یا ذاتی؟

شاید این سوال را بارها و بارها از خودتان پرسیده باشید که آیا خلاقیت ذاتی ست؟

چه راه هایی برای افزایش خلاقیت در کسب و کار من وجود دارد؟

 راه های افزایش خلاقیت در کسب و کار

پاسخ:

۱- اول از همه بدانید که “شما به اندازه همه انسان ها خلاق هستید!”

۲- هرگز ارزش یک خروجی خلاقانه را دست کم نگیرید! خروجی خلاقانه: خروجی از کاری به خصوص ولی به موقع و به گونه ای مناسب

۳- برای خلاقیت وقت بگذارید! هر روز، در یک ساعت به خصوص.

۴- محدودیت ها را در آغوش بگیرید! این محدودیت ها، فرصت هایی برای کارآفرینی شماست.

۵- سعی کردن و شکست خوردن بهتر از این است که هرگز سعی نکنید.

۶- آماده شوید تا بهترین ایده های تان را شکوفا کنید. فضا را برای ایده های جدید دیگر خالی کنید!

۷- همه تأثیراتی که می گیرید را در آب نمک بخوابانید!

۸- همه ی چیزهایی که الهام بخش شما هستند را جمع کنید!

۹- خلاقیت، پیدا کردن رابطه ها بین همه چیز است.

۱۰- دیگران بهتر از شما خواهند بود. و این چیز خوبی است.

۱۱- خودتان را با بهترین ها احاطه کنید!(شما در زندگی و کسب و کار میانگین ۵ نفر از افرادی هستید که بیشترین وقت تان را با آن ها می گذرانید. شما حاصل مجموعه تاثیراتی هستید که می پذیرید.)

۱۲- فکر نکنید! خلق کنید!

۱۳- حتی اگر تنها هم باشید می توانید خلق کنید!

۱۴- از همین امروز چیزی را شروع کنید!

۱۵- عاشق عجله کردن در خوشحالی می شوید وقتی شروع کنید. (شروع کنید! تمامش کنید! شادی کنید! و دوباره از اول تکرار کنید!)

۱۶- با اهدافتان بزرگ شوید! (سعی در شکار ستاره ها و دست نیافتن به آن ها هنوز هم چیز خوبی است. ما از دنبال کردن چیزی ارزشمند و بزرگ تجربه کسب می کنیم و در این راه مسیر برتر خودمان را خواهیم یافت.)

۱۷- چیزی را بیافرینید که از آن لذت می برید! (محصول نهایی شما کاملا منعکس کننده شادی و لذتی است که شما در آن نهاده اید.)



:: بازدید از این مطلب : 63
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 02 دی 1402 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران