نوشته شده توسط : radyabha

 دروغ بزرگ موفقیت که اصلا نباید باور کنید

بیشتر ما دوست داریم در زندگی موفق باشیم، اما شاید هنوز به آن سطح موفقیت مدنظرمان فاصله داشته باشیم. همه‌ی ما تعریف‌های مختلفی از موفقیت داریم، اما دروغ‌های رایجی درباره‌ی موفقیت در زندگی هم هستند که باورشان کرده‌ایم. دروغ‌هایی درمورد اینکه موفقیت واقعا چیست و چه چیزی برای ما به ارمغان می‌آورد.

۷ دروغ بزرگ موفقیت که اصلا نباید باور کنید

۷ دروغ بزرگ موفقیت که اصلا نباید باور کنید

۱. باید همه چیز را بدانید

خواننده و ترانه‌سرای معروف آمریکایی، «جون بایز» (Joan Baez) گفته: «اگر همیشه در حال جست‌وجو باشی، پاسخ‌ها خود را نشان خواهند داد». صدالبته که مولوی هم قرن‌ها قبل از نویسندگان امروزی، در مثنوی معنوی گفته «عاقبت جوینده، یابنده بُود». آدم‌های موفق آنهایی نیستند که از همان ابتدا همه چیز را می‌دانند. آنها فقط یاد گرفته‌اند آن چیزی را که نمی‌دانند، پیدا کنند.

امروزه به‌لطف جریان دسترسی به اطلاعات به‌صورت آنلاین در سرتاسر جهان، هیچ بهانه‌ای برای نیافتن پاسخ وجود ندارد. هرکدام از ما تنها با چند کلیک ساده‌ی موس، به منابع ارزشمندی از هر آنچه می‌خواهیم دست می‌یابیم.

بسیاری از کارآفرین‌ها با آزمون‌وخطا به موفقیت رسیده‌اند، آنها در این مسیر از اشتباهات خود درس گرفتند. آنها نه از ندانسته‌هایشان می‌ترسند و نه از دست به عمل‌زدن، حتی اگر در این مسیر اشتباه کنند.

مسلما نمی‌توانید پیش از اقدام، آنقدر صبر کنید که همه چیز را یاد بگیرید و بدانید.

۲. لزومی ندارد تغییر ایجاد کنید

در کتاب پایه‌ی انجمن معتادان گمنام آمده: «جنون یعنی انجام دوباره و چندباره‌ی کاری یکسان و انتظار نتایج متفاوت». بیایید اینجا با خودمان صادق باشیم. بین پشتکار و جنون مرز باریکی وجود دارد. باید بدانیم چه زمانی ادامه دهیم و چه وقت تغییر ایجاد کنیم. برای رسیدن به آن سطح از موفقیت که می‌خواهید، همیشه باید آماده‌ی ورود به صنعتی جدید یا تغییر پیشنهاد فروش منحصربه‌فرد محصول خود باشید.

جایگاهی که امروز دارید، نتیجه‌ی آن چیزی است که تاکنون انجام داده‌اید، اما اگر می‌خواهید بالاتر بروید، باید راه متفاوتی را پیش بگیرید، باید ترفندهای جدیدی به‌کار ببرید. البته گاهی اوقات تنها تغییری که باید بکنید، فقط تغییر یک درجه‌ای است.

۳. موفقیت یک‌شبه حقیقت دارد

خواننده‌ی معروف آمریکایی، «بیانسه» (Beyonce) گفته: «هرگز کسی را ندیده‌ام که در حیطه‌ی کاری من، از خودم بیشتر کار کند».

یکی از بزرگترین دروغ‌هایی که درباره‌ی موفقیت باور کرده‌ایم، یک‌شبه اتفاق‌افتادن آن است. این دروغ را رسانه‌هایی درست کرده‌اند که ما داستان‌هایشان درباره‌ی موفقیت‌های یک‌شبه را می‌خوانیم. همه‌ی ما داستان‌های جذاب درباره‌ی آدم‌هایی که بدون پول و بدون موقعیتی خاص، یک شبه راه هزار ساله را رفتند، دوست داریم، چون باعث می‌شود تصور کنیم همین اتفاق می‌تواند برای ما هم بیفتد.

اما حقیقت این است که همه‌ی آن موفق‌های یک‌شبه، سال‌هاست در حیطه‌ی خود فعالیت می‌کنند و مهارت‌هایشان را تقویت می‌کنند. تنها چیزی که یک‌شبه اتفاق افتاده، شناخته‌شدن آنهاست.

اگر با آدم‌های موفق مصاحبه کنید، به شما خواهند گفت که برای رسیدن به جایگاه امروزشان، به‌شدت تلاش کرده‌اند. «مارک زاکربرگ» (Mark Zuckerberg) معمولا نخستین سال‌های فیس‌بوک را با ساعت‌های طولانی کدنویسی‌های خسته‌کننده به یاد می‌آورد. حتی کسی با استعدادهای ذاتی مانند «لیونل مسی» (Lionel Messi) هم بارها گفته به‌سختی تلاش کرده است.

۴. برای موفق‌بودن نیازی به گذشت نیست

«اپرا وینفری» (Oprah Winfrey) گفته: «می‌توانید همه چیز داشته باشید، فقط همه را یکجا و یک‌دفعه نمی‌توانید داشته باشید».

بله، می‌توانید همه چیز داشته باشید. می‌توانید درآمد بالایی داشته باشید. به کشورهای بسیاری در سراسر دنیا سفر کنید. با خانواده خوش بگذرانید و بهترین همسر، پدر یا مادر دنیا باشید. کاملا سالم باشید و در مسابقه‌ی دوی ماراتن هم اول بشوید. بنیاد خیریه‌ای برای خودتان راه بیندازید و مشکلی از مشکلات دنیا را رفع کنید.

همه‌ی اینها را می‌توانید داشته باشید، اما نه یک‌دفعه و یکجا.

واقعیت این است که باید انتخاب کنید واقعا اکنون چه می‌خواهید. زندگی‌های ما هرگز در تعادل کامل از همه‌ی داشته‌ها نخواهند بود. باید انتخاب کنید که فعلا از کدام باید گذشت تا بتوانید موفقیت مهم‌تری را به‌دست بیاورید.

همین‌طور که وارد برهه‌های مختلفی از زندگی می‌شوید، اولویت‌هایتان هم ممکن است تغییر کنند، اما انتظار فوق‌العاده‌بودن در همه‌ی حیطه‌های زندگی، فقط باعث ناامیدی خواهد شد.

۵. موفقیت باعث می‌شود همه‌ی مشکلات‌تان از بین بروند

کارآفرین و سخنران انگیزشی آمریکایی، «جیم ران» (Jim Rohn) گفته: «آرزو نکنید که ای‌ کاش فلان چیز راحت‌تر بود، آرزو کنید که خودتان بهتر باشید. آرزوی مشکلات کمتر نکنید، مهارت‌های بیشتری را آرزو کنید. آرزوی چالش‌های کمتر نداشته باشید، برای خود بیشتر آرزو کنید».

آدم‌های موفق مشکلات کمتری ندارند، آنها فقط استراتژی‌ها و منابع بهتری برای برخورد با مشکلات و مسائل دارند. مشکلات هم جزوی از مسیر رسیدن به موفقیت هستند. برای کسانی هم که به اوج موفقیت شغلی رسیده‌اند، همین‌طور است. برای موفق‌ماندن، همچنان باید مسائل را حل کنند، حتی مسائلی بزرگتر از آدم‌های عادی. بله، هرقدر موفق‌تر باشید، مسائل بزرگتری خواهید داشت.

بنابراین تصور نکنید وقتی موفق شدید، زندگی راحت‌تر خواهد شد؛ نه، تنها تفاوت توانایی بیشتر شما در مقابله با مسائل خواهد بود.

۶. وقتی به موفقیت رسیدید، مردم بیشتر شما را دوست خواهند داشت

هنرپیشه‌ی معروف آمریکایی، «مریلین مونرو» (Marilyn Monroe) گفته: «موفقیت باعث می‌شود خیلی‌ها از شما متنفر شوند. ای‌کاش این‌طور نبود. لذت از موفقیت بدون اینکه حسادت را در چشمان اطرافیان ببینید، فوق‌العاده می‌شد».

چندین بار شنیده‌اید مردم کسی را به‌خاطر موفقیت‌هایش سرزنش کرده‌اند؟ برای مثال بگویند: او از رانت استفاده کرده، وضعیت خوبی داشته، کمک فراوانی به او شده و الی آخر. همه‌ی ما چنین جمله‌هایی را درباره‌ی آدم‌های موفقی مثل «کریستیانو رونالدو» (Cristiano Ronaldo) شنیده‌ایم! حداقل این است که آدم‌های موفق اغلب باعث ناراحتی کسانی می‌شوند که شکست‌ خورده‌اند. هرقدر بیشتر جلوی چشم مردم باشید، احتمال اینکه برای دستاوردهایتان سرزنش شوید بیشتر خواهند بود.

واقعیت این است که پس از دستیابی به موفقیت احتمال بیشتری دارد دوستان خود را از دست بدهید. اما خبر خوب اینکه فرصت خواهید داشت دوستان جدید پیدا کنید که مثل شما موفق هستند.

۷. موفقیت باعث شادی می‌شود

نویسنده‌ی مشهور آمریکایی، «زیگ زیگلار» (Zig Ziglar) گفته: «پول باعث شادی نمی‌شود، اما همه می‌خواهند خودشان این را تجربه کنند». پول می‌تواند مقداری شادی برای‌تان به ارمغان بیاورد، اما این کوتاه‌مدت خواهد بود، بلندمدت و در سطحی عمیق و رضایت‌بخش نخواهد بود.

تنها شیوه‌ای که موفقیت باعث شادی می‌شود، این است که برای هر لحظه‌ی آن شکرگذار باشید، چه خوب و چه بد. شکرگذاربودن یک انتخاب است و افراد حقیقتا موفق، در هر شرایطی که باشند، استاد شکرگزاربودن هستند.

خلاصه اینکه چه موفق هستید و چه نه، شاد باشید، چون موفقیت شادی نمی‌آورد!



:: بازدید از این مطلب : 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راهکارهایی برای شناسایی علایق

وقتی پای انتخاب و تصمیم‌گیری به‌میان می‌آید، کار خیلی سخت می‌شود. سردرگمی، شک و دوراهی‌های موجود در مسیر انتخاب‌هایی که با علایق سروکار دارند، بسیار پیچیده هستند. مثلا انتخاب رشته تحصیلی یا دانشگاهی برای بعضی از افراد واقعا سخت است چون نمی‌دانند دقیقا به چه چیزهایی علاقه دارند و از چشم‌انداز آینده تصویر واضحی ندارند. درواقع قبل از اینکه کاری را شروع کنیم، لازم است میزان علاقه خود نسبت به پیگیری و انجام آن را بدانیم. اگر بی‌هدف و بدون شناسایی درست خواسته‌ها، قدم در راه بگذاریم با احتمال بسیار کمی می‌توانیم متعهدانه و با موفقیت پیش برویم. در این مقاله مواردی عنوان‌ شده که به ما یاد می‌دهند چگونه علایق‌مان را کشف کنیم و آنها را رشد بدهیم. با ما همراه باشید تا علایق خودتان را بهتر بشناسید.

۶ راهکار برای شناسایی علایق:

علایق خودتان را شناسایی کنید

۱. شناخت و تعریف چشم‌انداز مناسب

در گام اول باید چشم‌انداز و مسیری دقیق و دلخواه برای خود ترسیم کنیم. وقتی با نگاه منفی پیش می‌رویم و از قبل خود را بی‌میل و بازنده می‌پنداریم، بدیهی است که نمی‌توانیم هدف گذاری مطلوبی داشته باشیم. باید باور کنیم، برخی از کارها برای‌مان دل‌پذیر است و زندگی ما نیز با وجود برخی اهداف و حضور در برخی مسیرها خواستنی‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌شود. پس با شناخت علاقه و تعریف چشم‌اندازی زیبا از آن، به‌سمت رشد و شکوفایی پیش خواهیم رفت.

تابه‌حال دقت کرده‌اید که رفتن به یک رستوران با این پیش‌فرض که گرسنه نیستید و میل به غذا ندارید یا منوی رستوران برای‌تان جالب نخواهد بود، امکان اینکه در آن رستوران غذایی انتخاب کنید و بالذت بخورید، بسیار کم می‌شود؟ زندگی نیز دقیقا به همین شکل است. اگر مدام به خود بگویید که امکان یافتن و رسیدن به علایق و آرزوها برای شما وجود ندارد، به جایی نمی‌رسید. باید با نگاهی باز در پی کشف فرصت‌ها باشید. مدام به خود نگویید که “من نمی‌دانم به چه چیزی علاقه دارم”، “پیگیری علایق و آرزوها سخت و دشوار است” و… . این حجم از منفی‌گرایی شما را از دیدن فرصت‌ها و امکان‌های کوچکی که دور و اطراف‌تان وجود دارند، با فاصله‌ای زیاد دور می‌کنند.

نکته مهم دیگر، اطرافیان شما هستند. چند نفر از اطرافیان شما به دنبال علاقه و آرزوهای خود می‌روند و در این زمینه موفق عمل می‌کنند؟ اگر پاسخ‌تان این است که تقریبا هیچ‌کس، باید درباره حلقه ارتباطی خود تجدیدنظر کنید. وجود کسانی که با ذوق و اشتیاق در پی یافتن و رسیدن به علایق‌شان هستند، شما را نیز تشویق می‌کند و برای‌تان الهام‌بخش است.

گاهی‌اوقات آن‌قدر می‌ترسیم و خود را ضعیف می‌پنداریم که جرئتی برای ابراز علایق‌مان پیدا نمی‌کنیم. همه‌ی ما توانا هستیم و ارزشمند. پس کافی است دل به دریا بزنیم، علایق‌مان را با صدای بلند مطرح کنیم و با اشتیاقی که حاصل می‌شود در جهت دست‌یابی به آنها تلاش کنیم.

۲. کشف لایه‌های پنهان علایق

بعد از اینکه دریافتیم چه چیزها و کارهایی را دوست داریم و بیشتر می‌پسندیم، باید به سراغ ابعاد عمیق‌تر علایق برویم. مثلا شاید احساس می‌کنیم که تمایل زیادی به تدریس داریم و سعی می‌کنیم این مهارت را تجربه کنیم. خب، در اینجا لازم و ضروری است که ریشه‌های این علاقه را به‌خوبی و بادقت شناسایی کنیم. چرا دوست داریم تدریس کنیم؟ ارتباط با دانش‌آموزان؟ تکرار آموخته‌ها؟ یا شاید میل به رهبری.

همان‌طور که دیدید در پاسخ به دو مورد اول، بدیهیاتی درباره علایق آشکار شد، اما گزینه میل به رهبری نوعی لایه پنهانی و عمیق در تدریس بود که با واشکافی خواسته‌ها و علایق به آن رسیدیم. کشف نیت‌های درونی بسیار مهم است و باعث می‌شود دقیق‌تر خودمان را بشناسیم. در واقع در زندگی تمام ما لحظات و تجربه‌هایی وجود دارد که آنها را به سایر موارد ترجیح می‌دهیم. باید تلاش کنید که این لحظات و گزینه‌ها را کشف کنید. نگذارید که احساس شادی و خرسندی‌ای که از انجام برخی تجربه‌ها نصیب‌تان می‌شود، زیر حجمی از روزمرگی و بی‌علاقگی مدفون بشود.

بعضی از افراد در پاسخ به اینکه غذای مورد علاقه‌تان چیست، جواب می‌دهند که برایم فرقی نمی‌کند یا همه را اندازه هم دوست دارم. اگر شما نیز در این دسته از افراد قرار می‌گیرد، سریعا در رفتارتان تجدید نظر کنید. مگر می‌شود آدمی میان دو گزینه مختلف هر دو را به یک اندازه دوست بدارد؟ قطعا خیر. پس تلاش کنید تا لحظات استثنایی‌ای از تجربه‌هایی همراه با شور و اشتیاق را شناسایی کنید و در مسیر رسیدن به آنها و حضورشان در زندگی روزمره نهایت تلاش‌تان را به‌کار ببندید.

۳. علایق مختلف شما زیر یک چتر

باید بتوانید علایق مختلف خود را شناسایی کنید و همه‌ی آنها را به‌شکلی متحد و هم‌سو در کنار یکدیگر داشته باشید. مثلا اگر از ما بخواهند فهرستی از علایق‌مان را نام ببریم، ممکن است با مواردی رو‌به‌رو شویم که در ظاهر کوچک‌ترین ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما حتما راه و روشی وجود دارد که این گزینه‌های در ظاهر بی‌ربط را زیر یک چتر باهم جمع می‌کند. درواقع باید ریشه علایق خود را پیدا کنیم و ببینیم که موارد مختلف در کنار هم چگونه به رشد بهتر ما کمک می‌کنند.

مثلا فرض کنید، فردی علایق خود را این‌چنین نام می‌برد: نقاشی، زبان فرانسه، رژيم گیاهخواری، مطالعه، تبلیغات و برندینگ و… . خب، ظاهرا این گزینه‌ها باهم ارتباطی ندارند، اما در حقیقت این فرد گنجینه‌ای از علایق در اختیار دارد که هر یک با بقیه علایق، سبک و شیوه رفتاری او را می‌سازد.

 

مثلا در زمینه شغلی، این فرد می‌تواند کار تبلیغات و برندینگ را برگزیند و با توجه به مهارت و دانشش در نقاشی و زبان فرانسه و رویکردی که در انتخاب رژيم غذایی دارد، نگاهی خاص و منحصربه‌فرد در انجام پروژه‌های کاری‌اش داشته باشد. نکته مهمی که باید به‌خاطر داشته باشیم، این است که انتخاب‌های ما شخصیت و سلیقه ما را منعکس می‌کنند و در نهایت این انتخاب‌ها با محوریت ما، شخصیت و نوع نگاه‌مان به زندگی را می‌سازند. علایقی که از آنها نام برده شد در یک فرد می‌تواند منجر به جذب مشتریان و هدایت آنها برای کار تبلیغات و برندینگ باشد. فرض کنید این فرد با میل به سازماندهی امور و اشخاص، داشتن صفحات اجتماعی جذاب و پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی مختلف، پینترست و… و قرار دادن تصاویر زیبا از کافه‌های مورد علاقه‌اش و استفاده از زبان فرانسه به عنوان چاشنی شعارها و تگ‌لاین‌های تبلیغاتی چقدر می‌تواند در کارش موفق باشد.

۴. ایجاد تمایز میان علایق و سرگرمی‌ها

نکته‌‌ی ظریف و مهمی در شناسایی و به‌کاربستن علایق وجود دارد. باید بدانیم که چه چیزهایی در ردیف علایق باثبات ما قرار دارند و قابلیت و انعطاف لازم را برای به‌کارگیری در زمینه‌های مختلف کاری و… فراهم می‌کنند. به‌عبارت بهتر، برخی از علایق ما در حد سرگرمی هستند و تبدیل آنها به ابزاری برای کارهای جدی‌تر مثل کسب درآمد، باعث می‌شود که لطف و شیرینی‌شان از دست برود.

اگر به‌دنبال کسب درآمد از طریق انجام کارهای موردعلاقه خود هستید، باید بپذیرید که ملزومات کاری نیز به آن اضافه خواهد شد و طبیعتا به سرگرم‌کنندگی اوقات فراغت نمی‌تواند برای‌تان جذاب باشد. پس مرز باریکی که میان سرگرمی و علاقه وجود دارد، باید به‌دقت شناسایی شود. مثلا فردی که گرافیست و نقاش خوبی است و از این کار لذت فراوانی می‌برد باید بداند که با وارد کردن این علاقه به دنیای تجارت، مسیر حرکتش از لذت بردن تام دستخوش اجرای الزاماتی خواهد شد که حرفه‌ای کار کردن و تجاری کردن علاقه باعث آن می‌شود. این طراح باید بداند که برای طراحی وبسایت‌ها، وبلاگ‌ها و محصولات مختلف نیازمند ایجاد تغییرات مورد علاقه ارباب‌رجوعان خواهد بود.

۵. آزاد شدن از اسارت محدودیت‌ها

دقت کرده‌اید که گاهی حتی از ابراز علایق‌مان نیز واهمه داریم؟ سال‌ها نظارت خانواده، مدرسه و هنجارهای ریز و درشتی که بعضا پایه‌هایی نامناسب و اشتباه داشته‌اند، باعث خودسانسوری و اسارت علایق ما در عمق قلب‌مان شده‌اند. به‌طوری‌که اصلا جرئت نداریم علاقه‌ها و شوق خود نسبت به چیزی را کشف و ابراز کنیم. باید شجاع باشیم. ترس و واهمه همیشه وجود دارد. فقط نباید به آن بها داد و با شجاعت و اشتیاق، آگاهانه و مصرانه تلاش‌های خود را نسبت به پیگیری علایق‌مان دنبال کنیم. وقتی بحث پیگیری علایق و ارزوها به میان می‌آید ترس‌ها، واهمه‌ها، اضطراب و… به سراغ‌مان می آیند. اما به جای گریختن و پاک کردن مسأله باید باییستیم و ریشه تک تک این موانع را کشف و برطرف سازیم.

۶. گسترده کردن مرزهای شجاعت

زندگی کردن در محدوده آرامش و آسودگی، بدون پیگیری چالش‌ها، ما را تنبل خواهد کرد. باید از محوطه امن خود خارج بشویم و آگاهانه خطرهایی را دنبال کنیم. لازم نیست با سربه‌هوایی و بی‌دقتی خود را به‌خطر بیندازیم، اما باید محوطه امن خود را گسترش بدهیم. ترس‌ها، اندوه‌های بیهوده و خجالت ها را کنار بگذاریم و در مسیر رسیدن به علایق‌مان تلاش کنیم، تجربه کسب کنیم و به خود یادآوری کنیم که فقط یک بار زندگی می‌کنیم و روزها و هفته‌های این عمر به‌سرعت می‌گذرند. یادمان باشد که منبع زایش علایق و اشتیاق ما در زندگی، قلب‌مان است. قلب هیچ‌وقت دروغ نمی‌گوید.

دنیا به شوق و شور ما نیازمند است. پس باید برای رسیدن به آنچه ندای درونی قلب‌مان به ما می‌گوید مقاومت و تلاش به خرج بدهیم. وقتی ندای درونی را عمیقا درک کردیم، مسیر رسیدن به آرزوها و علایق هموار خواهد شد.



:: بازدید از این مطلب : 37
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

دلایل از دست دادن انگیزه و 2 راهکار سریع برای بازگرداندن انگیزه

از دست دادن انگیزه مسئله‌ دشواری است، زیرا عوامل نسبتا زیادی در آن دخیل‌اند. یکی از راحت‌ترین راه‌ها برای بازگرداندن انگیزه، انجام دادن کارهایی است که دوست دارید. اما مشکلی وجود دارد: وقتی انرژی و اراده لازم برای شروع کاری را ندارید، انگیزه شما به سمت زیاده‌روی در کارهایی کم‌زحمت‌تر مانند غذاخوردن یا سرگرمی سوق پیدا می‌کند. همان‌طور که متوجه شده‌اید این افراط‌کاری فقط اوضاع را وخیم‌تر می‌کند. پس چه کار باید کرد؟ ابتدا باید علت‌های از دست دادن انگیزه را مشخص کنید، سپس به‌دنبال راه‌های ایجاد و افزایش انگیزه خود بگردید. همراه ما باشید، می‌خواهیم شما را در مسیر موفقیت فردی یاری کنیم.

علت‌های از دست دادن انگیزه

از دست دادن انگیزه

۱. طردشدن از اجتماع

از دست دادن انگیزه ممکن است دلایل زیادی داشته باشد. دیوید مک‌رنی، نویسنده وبلاگ رفتار انسانی و کتاب «آن‌قدرها هم باهوش نیستید»، به چند مورد از این علت‌ها اشاره می‌کند. در پژوهشی، از تعدادی دانشجو خواسته‌شد ابتدا باهم آشنا شوند و روی کاغذی بنویسند می‌خواهند با چه کسی همکار شوند. سپس محققان بدون توجه به انتخاب‌ها به عده‌ای گفتند که انتخاب شدند و به عده‌ای دیگر گفتند کسی آنها را انتخاب نکرده است. همان‌طور که انتظار می‌رود، افراد انتخاب‌نشده ناراحت بودند اما این ناراحتی چگونه بر رفتارشان اثر گذاشت و چرا؟

 

پژوهشگرانِ تحقیق «هیچ‌کس تو را انتخاب نکرد» بیان کردند از آن‌جایی که اجتماعی شدن نیازمند خودکنترلی (self-regulation) است، انسان‌ها انتظار دارند در مقابل کنترل رفتارشان پاداشی دریافت کنند. افرادی که در گروه انتخاب‌نشده‌‌ها بودند، درد طرد شدن را احساس کردند و این تجربه باعث شد خودکنترلی‌ به نظرشان بیهوده آید. انگار با خودشان فکر می‌کردند «چرا به قوانین احترام بگذارم، وقتی برای هیچ‌کس مهم نیست؟» این افکار، رخنه‌ای در مخزن اراده‌شان ایجاد کرد و وقتی در برابر میز کلوچه‌ها نشستند نتوانستند مانند دیگران در مقابل وسوسه‌ خوردن مقاومت کنند. پژوهش دیگری نشان می‌دهد، وقتی افراد احساس طردشدگی می‌کنند، نمی‌توانند معما را حل کنند، همچنین میزان مشارکت در کار تیمی و انگیزه‌ فعالیت‌شان کم می‌شود، علاوه‌ بر آن احتمال مصرف مشروبات الکلی و دخانیات و سایر رفتارهای خودتخریبگر در آنها افزایش می‌یابد. طردشدن خودکنترلی را از بین می‌برد و به‌نظر می‌رسد، یکی از علت‌های بی ارادگی باشد.

وقتی فردی طرد می‌شود انگیزه تلاش را از دست می‌دهد، چون فکر می‌کند برای هیچ‌کس مهم نیست. معمولا این عقیده درست نیست، زیرا تجربه طرد شدن از طرف یک یا چند نفر، بیانگر نظر همه افراد در همه موقعیت‌ها نیست، اما فرد طردشده احساس می‌کند، واقعا برای هیچ‌کس مهم نیست و به‌همین‌دلیل کاملا بی‌انگیزه می‌شود.

۲. نادیده گرفتن نیازهای جسمانی

طرد شدن تنها علت از دست دادن انگیزه برای فعالیت نیست. ممکن است علت واقعی از دست دادن انگیزه غذا نخوردن باشد:

دانشگاه‌های کلمبیا و بن‌گورون پژوهشی را در سال ۲۰۱۰ منتشر کردند. در این تحقیق، ۱۱۱۲ مورد حکم قضایی را بررسی کردند که در طول ۱۰ ماه درباره آزادی مشروط زندانیان صادر شده بود. نتیجه تحقیق نشان داد، بلافاصله بعد از صبحانه و ناهار، بیشترین شانس برای گرفتن آزادی مشروط وجود دارد. به‌طور میانگین، قضات حدود ۶۰ درصد از موافقت‌ها را بلافاصله بعد از وعده غذایی صادر کرده بودند. بعد از آن، میزان موافقت‌ها به‌تدریج کاهش می‌یافت تا آنکه درست قبل از وعده غذایی، میزان موافقت با درخواست آزادی به ۲۰ درصد مقدار قبل رسید. هر چه مقدار گلوکز در بدن قاضی پایین‌تر باشد کمتر تمایل دارد تا تصمیمی فعال بگیرد و با آزادی فردی موافقت کند و عواقب احتمالی آن را بپذیرد. ازاین‌رو بیشتر به تصمیم‌های منفعلانه روی می‌آورد و تصمیم درباره سرنوشت زندانی را به روزهای آینده موکول می‌کند.

وقتی زندگی پرمشغله‌ای داشته باشید، بسیار پیش می‌آید که صبحانه نخورید یا دیروقت ناهار بخورید؛ درنتیجه به‌دلیل کمبود گلوکز نمی‌توانید درست فکر کنید و احساس می‌کنید انجام دادن کارها برایتان دشوار شده است. حتی چون بیشتر روز گرسنه بوده‌اید، بعد از غذاخوردن ممکن است به سردرد دچار شوید؛ در نتیجه تنها کاری که می‌توانید انجام دهید، دراز کشیدن است. نادیده گرفتن نیازهای جسمانی‌مان می‌تواند منجر به از دست دادن انگیزه برای انجام کار شود، بنابراین مهم است که مراقب بی‌نظمی‌ها باشید تا بتوانید درست‌شان کنید. یک راه برای انجام این کار پرکردن فرم ارزیابی روزانه است. می‌توانید روندهای مشابهی در کارهای روزمره‌تان بیابید. اگر این‌چنین است، بازگشت انگیزه‌تان شاید به‌اندازه صرف صبحانه یا نوشیدن آب کافی آسان باشد.

۳. تصمیم‌گیری بیش‌ از اندازه

اگر بخواهم کاری کنم که هرچه زودتر روی کاناپه دراز بکشید و بستنی بخورید، یکی از سریع‌ترین راه‌ها این است که مجبورتان کنم چند تصمیم مهم بگیرید. جان‌ تیرنی در مقاله‌ای در نیویورک‌‌تایمز به این مسئله می‌پردازد: «خستگی ناشی از تصمیم گیری کمک می‌کند تا بفهمیم چرا انسان‌های معمولی و معقول از دست همکاران و خانوده‌شان عصبانی می‌شوند، هنگام خرید لباس ول‌خرجی می‌کنند، از سوپرمارکت غذاهای ناسالم می‌خرند و نمی‌توانند در برابر پیشنهاد نمایندگی برای ضدزنگ کردن خودروی جدیدشان مقاومت کنند. مهم نیست چقدر منطقی و تیزهوش باشید، نمی‌توان پشت‌سرهم تصمیم گرفت و بهای بیولوژیکی آن را پرداخت نکرد. این نوع خستگی با خستگی جسمی فرق دارد: در خستگی ناشی از تصمیم‌گیری، در حالی‌ که خودتان متوجه نیستید، انرژی ذهنی‌تان کاهش می‌یابد. هرچه در طول روز بیشتر تصمیم بگیرید، مغزتان کمتر می‌تواند تصمیم‌ها را کنترل کند تا آنکه در نهایت از میانبرها استفاده می‌کند.»

این قضیه فقط درباره تصمیم‌های مهم کاری صادق نیست، بلکه اگر مجبور باشید تعداد زیادی تصمیم کوچک بگیرید هم ذهن‌تان خسته می‌شود. اگر نتوانید تعداد تصمیم‌هایی روزانه‌تان را کنترل کنید، خواه‌ناخواه به رفتارهای افراطی خواهید داشت.

چگونه انگیزه‌مان را برگردانیم؟


دو راهکار برای بازیابی انگیزه:

1- مبارزه با علت کاهش انگیزه؛
2- گول زدن خود برای برداشتن اولین قدم.

طرد شدن از اجتماع حس بدی دارد و انگیزه انجام کاری را از بین می‌برد، اما باید با مسئله مواجه شد. احتمالا کاری از جانب شما باعث می‌شود که دیگران طردتان کنند یا شاید با آدم‌های ناخوشایندی معاشرت می‌کنید. با فرد یا افرادی که طردتان کردند صحبت کنید تا متوجه شوید چرا این کار را انجام دادند. اگر شما مقصرید ببینید چطور می‌توانید مشکل‌تان را برطرف کنید و اگر آنها مقصرند به‌دنبال افراد جدیدی باشید. اگر حل مسئله امکان‌پذیر نیست، به‌دنبال راه‌هایی برای اجتناب از آن موقعیت خاص باشید، زیرا طرد شدن مکرر برای هر کسی مضر و ناخوشایند است.

اگر از بدن‌تان مراقبت نمی‌کنید، راه‌حل آن واضح است. همان‌طور که پیشتر اشاره شد، ابتدا باید مسئله را دقیق مشخص کنید؛ می توانید این کار را با ارزیابی روزانه انجام دهید. مشخص کنید چه نیازهای جسمانی‌ای را نادیده می‌گیرید، سپس آن را اولویت اول‌ بدانید.

خلاصه کلام:

زمانی‌که مسئله مربوط به تصمیم‌گیری است، کنترل همه تصمیم‌ها مشکل می‌شود، زیرا همیشه از زمان تصمیم‌گیری‌مان اطلاع نداریم. یک راه برای برطرف کردن این مشکل، استفاده از فهرست تصمیم‌هاست (مانند فهرست کارها). با این کار از قبل می‌دانید چه تصمیمی را چه زمانی باید بگیرید. کارها را تقسیم کنید تا مجبور نباشید در یک روز بیش‌ از اندازه تصمیم مهم بگیرید، همچنین فرصت و شرایطی برای تصمیم‌های ناگهانی و ناخواسته فراهم کنید. تصمیم‌هایی کوچک مانند خرید خواروبار را فراموش نکنید، زیرا حتی تصمیم‌گیری درباره خرید یا نخریدن مواد غذایی ممکن باعث اضطراب شما شود.

در نهایت کاری پیدا کنید که دوست دارید انجامش دهید. ممکن است کاری خسته‌کننده مانند تمیز کردن خانه باشد یا کاری هیجان‌انگیزتر مانند ساختن بازی. هر کاری باشد، اولین گام را بسیار کوتاه بردارید؛ در حدی که فقط ۵ دقیقه زمان نیاز داشته باشد. روز بعد مقداری جلوتر بروید و هر بار کمی بیشتر جلو بروید. وقتی دستاوردهایتان را ببینید و دریابید به چه میزان تلاش نیاز دارد، راحت‌تر می توانید زمان مشخصی را به آن کار اختصاص دهید. از اینها گذشته، مهم شروع کردن است.



:: بازدید از این مطلب : 39
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راهکار آمادگی برای شغل‌های آینده

شغل‌های آینده چیست؟

با رشد و پیشرفت فناوری باید منتظر شغل‌های آینده بود. اما ابتدا باید بدانید شغل‌های آینده چیست؟  و چه شغل‌هایی در آینده از بین می‌روند؟ آیا اصلاً شغلی از بین خواهد رفت؟ آیا خود را برای شغل‌های آینده آماده کرده‌اید؟

در آینده، مردم به‌اندازه کافی برای انجام کارهای روزمره و پیچیده زمان‌دارند و باید به دنبال راهی برای ادغام کردن دنیای پیرامون خود باهوش مصنوعی باشند. نهایتاً من فکر می‌کنم که به‌نوعی همزیستی میان انسان و هوش مصنوعی فوق پیشرفته نیاز است. ایلان ماسک

 

با رشد و پیشرفت فناوری ربات‌ها و ماشین‌ها کم‌کم جای نیروی کار انسانی را خواهند گرفت. حال باید ببینیم خود را چطور برای دنیای شغلی آینده آماده کنیم؟ عده‌ای می‌گویند یادگیری برنامه‌نویسی بهترین ایده است. بله تا چند دهه دیگر برنامه‌نویسی یکی از ملزومات پیدا کردن شغل خواهد شد اما به این نکته توجه داشته باشید که دنیای شغلی آینده بیشتر بر مبنای تفکر کامپیوتری و محاسباتی خواهد بود تا داشتن مدرک علوم رایانه.

حال می‌پردازیم به این موضوع که تفکر کامپیوتری و محاسباتی چیست؟ تفکر کامپیوتری به این معنی است که یاد بگیریم ماشین‌ها چطور مشکلات را حل کنند.

 

چگونه خود را برای دنیای شغلی آینده آماده کنیم؟

 

شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور نیاز داشته باشید که یک گروه متشکل از انسان‌ها و ربات‌ها را داشته باشید. دانستن ریزه‌کاری‌های روابط بین انسان و ربات از ملزومات کار هست. در درجه اول نباید از هوش مصنوعی بترسید. شاید افرادی باشند که با دانستن این موضوع که هوش مصنوعی و ربات مشاغل آینده را خواهند داشت از این موضوعات فاصله بگیرند اما همین موضوع باعث می‌شود تا موقعیت‌های شغلی و توانایی‌های مفیدی را کسب نکنند.

ترس روی فعالیت هیپوتالاموس مغز تأثیر منفی می‌گذارد و روی حالات و حافظه تأثیر منفی دارد؛ و این روی فعالیت‌های شما تأثیر خواهد داشت؛ اما گاهی اوقات کارهایی هستند که ربات‌ها نمی‌توانند انجام دهند و این جای امیدواری برای مشاغل انسانی دارد. بهتر است قابلیت‌های انسانی و احساسی خود که همان استعداد و قدرت تفکر است را تقویت کنیم.

چند راهکار کلی وجود دارد که می‌توانیم با این روش‌ها از آینده شغلی خود مطمئن شویم:

1- آگاهی از احساسات خود

ما می‌توانیم از احساسات خودآگاهی داشته باشیم آن‌ها را کنترل کنیم یا حس‌هایی خاص را ایجاد کنیم.

 

2- تصمیم‌گیری بر اساس حس خود

هوش مصنوعی از الگوریتم‌های خاصی برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کند انسان‌ها افکار پیچیده و سطح بالایی دارند و اگر بر اساس احساسات خود تصمیم بگیرند نتایج بسیار بهتری نسبت به هوش مصنوعی به دست خواهد آمد.

 

3- مثبت اندیش باشیم

مثبت اندیشی عامل موفقیت در کسب‌وکار است بهتر است با نگاهی مثبت نسبت به اطراف و همکاران خود روابط بهتری داشته باشیم تا در مواقع لازم بتوانیم آن‌ها را متقاعد کنیم.

 

4- قدرت تفکر

ربات‌ها از قدرت خلاقیت و تفکر برخوردار نیستند. می‌توانید کارهای تکراری را به ربات‌ها محول کنید و یاد بگیرید که از قدرت خلاقیت و تفکر خود چطور استفاده کنید تا ارزش بیشتری پیدا کنید و امنیت شغلی شما تضمین شود.

 

5- ارتباط

یکی دیگر از مزیت‌های انسان نسبت به ربات توانایی در برقراری ارتباط است که با همکاری می‌توانند راه‌حل‌های جدید و ایده‌های نو داشته باشند.

 

6- خلاقیت

یک ربات می‌تواند برای حل یک مشکل یا مسئله برنامه‌ریزی شود و خود به‌تنهایی توانایی حل مشکلات را ندارد انسان‌ها می‌توانند اطلاعات را جمع‌آوری کنند و مسائل را حل کنند.

 

7- سازگاری

انسان‌ها همواره با تغییرات محیط پیرامون خود انعطاف‌پذیر بوده‌اند. توانایی درک تغییرات و سازگار شدن رمز موفقیت است. بهتر است کارهای تکراری به ربات‌ها سپرده شود و زمان بیشتری برای پرورش خلاقیت و ابتکار صرف کرد.

 

مشاغلی که در آینده پایدار خواهند ماند:

 

  1. هوش مصنوعی
  2. واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی
  3. واقعیت مجازی
  4. پهباد
  5. رباتیک و خودکارسازی
  6. ژنومیک
  7. رابط‌های کاربری اتصال ماشین به ذهن
  8. علم داده
  9. بلاک چین یا زنجیره بلوکی
  10. اینترنت اشیاء
  11. فناوری نانو و هوش گروهی
  12. رایانش کوانتومی
  13. چاپ سه‌بعدی

 

مشاغلی که احتمالاً در آینده به وجود خواهند آمد:

 

  1. بازرس داده
  2. همدم و همراه افراد سالخورده
  3. تحلیل‌گر شهر سایبری
  4. سازنده سفر واقعیت افزوده
  5. مدیر توسعه کسب‌وکار هوش مصنوعی
  6. مشاور تناسب‌اندام
  7. تکنسین مراقبت از سلامتی با کمک هوش مصنوعی
  8. واسط داده‌ها و اطلاعات شخصی
  9. کنترل‌کننده بزرگراه
  10. خیاط دیجیتال
  11. مسئول تنوع ژنتیکی
  12. تسهیل‌کننده آیتی
  13. مسئول سلامت مالی
  14. نمایشگاه گردان حافظه شخصی
  15. فروشگاه‌های مجازی
  16. مدیر ژنومیک
  17. مدیر گروه سازی انسان- ماشین
  18. مسئول ایجاد اعتماد
  19. تحلیل‌گر یادگیری ماشین کوانتوم
  20. کارشناس اج کامپیوتینگ یا محاسبات در لبه
  21. مسئول تأمین منابع اخلاقی

 

نتیجه‌گیری

بدون شک ربات‌ها مزایای زیادی دارند می‌توانند کارهای تکراری را انجام دهند و هزینه‌های تولید را کاهش دهند و باعث شوند تا کارمندان کارهای سطح بالا را انجام دهند. شرکت ادوبی می‌گوید: آینده شغلی خود را تجسم کنید و ببینید چه‌کارهایی است که می‌توانید انجام دهید و چه مهارت‌هایی را لازم دارید یاد بگیرید. در آینده مدیران به دنبال کارمندان چندمنظوره خواهند بود، افرادی که توانایی حل مسئله و سازگاری را داشته باشند.



:: بازدید از این مطلب : 41
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

درآمد یا رشد ، کدام مهم است؟

استارت آپ ها و کسب‌وکارهای جدید باید روی درآمد تمرکز داشته باشند یا روی رشد؟ در مورد کسب‌وکارهای بزرگ به چه صورت است؟ آیا بعد از مدتی که تمرکز روی رشد داشته‌اند الان باید روی درآمد تمرکز داشته باشند؟

 

در این اوضاع بد اقتصادی دنبال درآمد باشیم یا رشد؟

آیا به دلیل اوضاع بد اقتصادی باید رشد را کنار گذاشت و روی درآمد تمرکز کرد؟ سرنوشت شرکت‌هایی که فقط بر روی درآمد تمرکز داشته‌اند یا فقط بر روی رشد تمرکز داشته‌اند به چه صورت است؟ در این مقاله به سؤالات شما پاسخ داده می‌شود.

حقیقت این است که در علم اقتصاد و مدیریت درآمد و رشد در نقطه مقابل هم نیستند.

دنبال درآمد باشیم یا رشد؟

مدل کسب‌وکار با تمرکز بر روی درآمد

در این مدل، کسب‌وکار در مدت‌زمان محدود باید به‌اندازه‌ای بازدهی داشته باشد که نقطه سر به سری را رد کند و سرمایه اولیه به سرمایه‌گذاران بازگردانده شود.

 

مدل کسب‌وکار با تمرکز بر روی رشد

استارت آپ به این معنا نیست که به‌منظور رشد همه پول سرمایه‌گذار خرج شود و چشم‌انداز و برنامه‌ای برای بازدهی نداشته باشد. کسب‌وکارها همیشه باید بر روی درآمد و رشد تمرکز کنند. برخی از شرکت‌ها که درآمدی ندارند، بازدهی نداشتن خود را به معنای رشد معرفی کرده‌اند؛ و بعد از مدتی که همه پول خود را برای رشد صرف کرده‌اند درباره تمرکز بر روی درآمد صحبت می‌کنند؛ و این‌یک دیدگاه اشتباه است. برخی از شرکت‌های ایرانی که در سال‌ها قبل موفق نشدند به سوددهی برسند خود را به‌اشتباه استارت آپ معرفی کردند و یکی از دلایل وضعیت فعلی ایران همین موضوع است.

 

مدل کسب‌وکار با تمرکز بر روی درآمد و رشد

در این مدل کسب‌وکار درآمد دارد، اما درآمد به شکل سود شناسایی نمی‌شود. کسب‌وکارها این توان رادارند که همه سودشان را دوباره وارد چرخه کسب‌وکار کنند و هیچ سودی به‌صورت نقدی به سهامداران پرداخت نمی‌شود. این سود که وارد چرخه کسب‌وکار می‌شود باعث رشد خواهد شد. برخی از مدیران به دلیل عدم آشنایی با مدیریت مالی و عدم آشنایی با روندهای جدید مالی درک اشتباهی از این مدل کسب‌وکار دارند و معتقد هستند که این مدل کسب‌وکار سود ده نیست و کسب‌وکارها در این مدل مجبور هستند فقط هزینه کنند. البته در این مدل این ریسک هم وجود دارد که کل سرمایه از بین برود و فعالیت‌ها نتیجه‌ای نداشته باشد. این به معنی واقعی رشد به شیوه استارت آپی هست. این مدل کسب‌وکار بهترین مدل هست و نمونه‌های موفقی با این مدل کسب‌وکار که تمرکز بر روی درآمد و رشد داشته‌اند وجود دارد که در ادامه به بررسی هرکدام از آن‌ها می‌پردازیم:

اپل

اپل رشد خیره‌کننده‌ای داشته است اما همراه با درآمد بوده است.

آمازون

آمازون یکی از 5 شرکت مهم فناوری آمریکا است. آمازون از کسب‌وکارهایی بود که بر روی درآمد و رشد تمرکز داشت و دارد. استراتژی این شرکت به این صورت بود که بازدهی داشته باشد اما درآمدها را به شکل سود شناسایی نکنند؛ و سود حاصل از کار به‌منظور رشد بیشتر صرف عرصه‌های جدیدتر گردد. نتیجه این طرز تفکر یک کتاب‌فروشی آنلاین شد که به‌مرورزمان به یکی از مهم‌ترین بازیگران تکنولوژی در آمریکا تبدیل شد. شاید اگر این سودها در کسب‌وکار هزینه نمی‌شد امروز آمازون یکی از مهم‌ترین سرویس‌دهنده‌های زیرساخت‌های فناوری در آمریکا و جهان نمی‌شد.

 

نتیجه‌گیری

هر استارت آپ و کسب‌وکاری باید روی درآمد و سوده دهی و رشد هم‌زمان باهم تمرکز داشته باشد؛ و سرمایه‌گذاری سود حاصل از کسب‌وکار در جهت رشد و البته با پذیرش ریسک از دست دادن سرمایه بهترین گزینه برای استارت آپ هست و این معنی واقعی کسب‌وکارهای نوپا به شیوه استارت اپی هست.



:: بازدید از این مطلب : 43
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

آیا تا به حال از انجام همزمان چند وظیفه کلافه شده‌اید؟ احتمالا با این‌که از تمام ابزارهای موجود برای افزایش تمرکز، استفاده کرده‌اید اما آن‌ها به‌جای کمک، باعث اختلال در آن شده‌اند. داده‌های زیادی اثبات می‌کند، چندوظیفه‌گی تاثیر بسزایی بر بهره‌وری دارد.

افزایش تمرکز

مطالعات نشان می‌دهد، انسان‌ها، فقط گمان می‌کنند که استعداد انجام چند کار همزمان را دارند اما در حقیقت آن‌ها فقط وظیفه خود را تغییر می‌دهند. در حقیقت به‌جای این که چندکار همزمان را به‌طور موثر انجام دهند در ازای هدر دادن تمرکز خود کار بعدی را جایگزین کار قبلی می‌کنند.

اگر هنوز هم تمرکز روی چند وظیفه را مفید‌تر از انجام یک کار می‌دانید، تست زیر را که توسط یانا وینستن طراحی شده است انجام دهید.

حروف الفبا و اعداد ۱ تا ۳۲ را در نظر بگیرید.

۱.ابتدا حروف الفبا را به ترتیب بازگو کنید و پس از آن از عدد ۱ تا ۳۲ را بشمرید.

۲.حال سعی کنید آن‌ها را پشت سرهم (۱،الف، ۲ ، ب، ۳ و …) بازگو کنید.

مورد دوم همان جایگزین کردن وظایف است که در موردش صحبت کردیم و به مراتب زمان بیشتری برای انجام آن مورد نیاز است.

نکاتی کاربردی که باعث بهبود تمرکز می شود

اگر در انجام همین تست ساده ذهن ما دچار مشکل می‌شود، زمانی که وظایف پیچیده‌تر شده و این فرایند نیز هرروز تکرار شود، چقدر از زمان و تمرکز ما هدر می‌رود. هر کارآفرین موفق که کسب‌و‌کاری سود‌ده را راه اندازی کرده، تمرکز خود را بر یک موضوع معطوف کرده است و به خوبی می‌داند که جاگزین کردن وظایف تمرکز را کاهش می‌دهد. در ادامه ۴ نکته‌ای که باعث افزایش تمرکز می‌شود، آورده شده‌است.

افزایش تمرکز با 4 روش ساده

1- محیط اطراف خود را خلوت کنید

تلفن همراه خود را خاموش کنید. هنگامی که در محل کار به صفحه مانیتور خیره شدید و در حال انجام وظایف خود هستید مغز در این حالت به دنبال موارد جدیدی می‌گردد تا توجهش را جلب کند. در این شرایط تلفن همراه تنها وسیله‌ای است که باعث حواس‌پرتی می‌شود. البته فقط به‌دلیل صدای زنگ آن نیست، بلکه دلیل دیگر، تمایل ما به چک کردن شبکه‌های اجتماعی است.ابزارهای زیادی وجود دارد که به جلوگیری از حواس‌پرتی کمک می‌کنند. از طرف دیگر نیز ابزارهایی هستند که مانع تمرکز هستند. فیسبوک یکی از رسانه‌هایی است که موجب می‌شود شما زمان و تمرکز زیادی را از دست بدهید. برای جلوگیری از این موضوع می‌توانید از افزونه News Feed Eradicator گوگل کروم استفاده کنید. این افزونه پیام های فیسبوک را حذف کرده و به‌جای آن نقل قول‌های الهام بخشی را برای شما به نمایش می‌گذارد.StayFocusd یکی دیگر از افزونه‌هایی است که با مسدود کردن سایت ها باعث حفظ تمرکز شما می‌شود. با این افزونه، زمان سپری شده در برخی سایت‌ها را محدود کنید. اگر در طول روز ۳۰ دقیقه را صرف فیسبوک می‌کنید در این افزونه وارد کنید.زمانی که ۳۰ دقیقه طی شد، این برنامه صفحه‌ی فیسبوک شما را مسدود می‌کند.Freedom نیز از جمله برنامه‌های مسدودکننده وبسایت‌ها است. هیچ کدام از این ابزار ها جایگزین انضباط شخصی نیستند؛ اما به شما کمک می‌کنند که در مسیر درست حرکت کرده و در ضمن، عادت های مخرب خود را اصلاح کنید.

2- مطالعه کنید

باراک اوباما، رییس جمهور پیشین ایالات متحده حداقل ۱ ساعت در روز را به مطالعه اختصاص می‌داد. وارن بافت به دانش آموزان توصیه می‌کرد که روزانه ۵۰۰ صفحه مطالعه داشته باشند.

نکاتی کاربردی که باعث بهبود تمرکز می شود

او این کار را سرمایه گذاری با سود مرکب نام‌گذاری کرده است. وی بیان می‌کند که تمرکز بر مطالعه در حدود ۳۰ دقیقه به طرز شگفت آوری نه تنها باعث بهبود تمرکز می‌شود بلکه سایر مهارت‌های ذهنی را نیز بهبود می‌بخشد. البته مطالعه مفید با کتاب خواندن متفاوت است. ابزارهایی مثل تبلت و کیندل ممکن است باعث راحتی در خواندن شوند اما احتمال حواس‌پرتی را افزایش می‌دهند. این ابزارها در حقیقت کیفیت مطالعه را از «خواندن عمیق» به «روزنامه خوانی» کاهش می‌دهند.

3- ورزش کنید

همه‌ی ما این جمله را شنیده‌ایم که عقل سالم در بدن سالم است. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما حقیقت دارد. ورزش و تمرینات فیزیکی علاوه‌بر تاثیری که روی سلامت بدن دارند، باعث سلامت و بهبود عملکرد ذهن نیز می‌شوند. وندی سوزوکی استاد علوم اعصاب دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب ذهن سالم، در برنامه تد بیان کرد که تمرین باعث بهبود تمرکز در بلند مدت می‌شود و اثر کوتاه‌مدت آن نیز حداقل ۲ ساعت توجه شما بر موضوعات را افزایش می‌دهد.

4- تمرینات ذهنی را جدی بگیرید

مدیتیشن، ذهن‌آگاهای یا تمرین‌های معنوی نیز از جمله راه‌های مفید برای کاهش استرس و افزایش توجه بر موضوعات است. شرکت‌هایی مثل گوگل، نایکی و اپل نیز به کارمندان خود توصیه کرده‌اند که این تمرینات را انجام دهند.

نکاتی کاربردی که باعث بهبود تمرکز می شود

گزارشی که بر اساس ۴ هزار مطالعه در نشریه مجله مدیریت منتشر شده‌است، نشان می‌دهد که مدیتیشن و دیگر تمرینات معنوی در افزایش تمرکز، احساسات، شناخت از خویش تاثیر زیادی دارند.

نتیجه‌گیری: حفظ و افزایش تمرکز در دنیای امروز کار ساده‌ای نیست اما با رعایت نکاتی که ذکر شد می‌توان به‌صورت تدریجی تسلط خود را افزایش داد. در این مقاله 4 روش ساده برای افزایش تمرکز به شما ارائه دادیم و تست یانا وینستن.



:: بازدید از این مطلب : 31
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

نکات اساسی قبل از راه اندازی کسب و کار جدید

در این مقاله ۴ نکته قبل از راه اندازی کسب و کار جدید که بهتر است بدانید را آماده کردیم. پس اگر در فکر تغییر شغل یا ترک کار قبلی و راه اندازی یک کسب و کار هستید حتما بخوانید. بسیاری از افراد با شروع فعالیت‌های کاری جدید موفق می‌شوند که خودی نشان دهند و به سرعت مراحل ترقی را طی کنند. اما آن‌ها پس از مدتی فعالیت به عنوان مدیر یا مسئول در یک شرکت بزرگ، خسته می‌شوند. این افراد پس از مدتی حس می‌کنند که هر هفته در حال طی کردن چرخه‌ای معیوب و پایان ناپذیری از ناامیدی یا ناراحتی هستند.

قبل از راه اندازی کسب و کار جدید

در این مواقع فکر کردن به راه اندازی یک کسب و کار جدید می‌تواند بهترین گزینه برای آنها باشد. اما سوال اساسی اینجاست که آیا این افراد ابتدا باید استعفا دهند و سپس به فعالیت جدیدشان بپردازند؟ یا اینکه در حین حفظ شغل خود، یک کسب و کار جدید را آغاز کنند؟

۴ نکته که باید قبل از ترک کار و راه اندازی کسب و کار جدید بدانید

پاسخ این سوال به اخلاقیات و میزان تعهد کاری آنها بستگی دارد. برخی افراد با کنار کذاشتن شغل قبلی‌شان سعی می‌کنند برای خود انگیزه ایجاد کنند تا هر چه سریع‌تر بتوانند به کسب و کار جدید خود بپردازند. این در حالی است که مسئله یاد شده می‌تواند روی برخی افراد اثر عکس بگذارد و آنها باید پیش از آن که به طور کامل کارشان را کنار بگذارند، از موفق بودن فعالیت کاری جدید اطمینان خاطر کسب کنند.

به هر حال اگر از دو روش موجود قرار باشد معدلی به عنوان بهترین راه انتخاب کرد، مهلتی یک ساله می‌تواند زمان مناسبی برای کنار گذاشتن شغل قبلی و شروع کار جدید باشد.

با این وجود لازم است که چند مسئله اساسی درباره کسب و کار جدید درنظر گرفت یا اینکه حتماً قبل از راه اندازی کسب و کار جدید در موردشان تصمیم گیری کرد.

۴ نکته قبل از راه اندازی کسب و کار جدید که بهتر است بدانید

۱. قبل از راه اندازی کسب و کار جدید، بدانید چه نوع کسب و کاری می‌خواهید راه‌اندازی کنید

۴ نکته که باید قبل از ترک کار و راه اندازی کسب و کار جدید بدانید

شاید مهمترین مسئله‌ای که باید قبل از راه اندازی کسب و کار جدید بدانید، نوع کسب و کار جدید شما است. اگر شما از این مسئله مطلع باشید، آنگاه ایده‌های زیادی درباره‌ی آن به سراغتان خواهد آمد.

انتخاب نوع صنعتی که قصد دارید در آن فعالیت کنید، می‌تواند راه گشای شما در بسیاری از مسائل باشد. اگر شما به حوزه‌ی خاصی عشق می‌ورزید یا سرگرمی محبوبی دارید، می‌توانید آن حوزه را برای فعالیت برگزینید.

البته باید در نظر داشت که علاقه‌ی زیاد به یک مسئله تضمین کننده‌ی موفقیت شما نیست. باید فرصت یا ایده‌ای خاص در آن زمینه انتخاب کنید که پیش از این کسی سراغ آن نرفته باشد. علاوه بر این شما باید جای خالی کسب و کارتان در بازار مشاهده کنید تا بتوانید با راهکارهای مناسب آن را پر نمایید.

نکته اول – تصمیم گیری در این زمینه ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه ها طول بکشد. بنابراین بهتر است در حین تصمیم گیری، شغلی داشته باشید تا بتوانید مخارج زندگی خود را تامین کنید.

۲. قبل از راه اندازی کسب و کار جدید ایده‌های مربوط را آماده کنید

۴ نکته که باید قبل از ترک کار و راه اندازی کسب و کار جدید بدانید

شما نه تنها باید بدانید چه کسب و کاری می‌خواهید به راه اندازید، بلکه باید ایده‌های زیادی در این زمینه آماده کرده باشید. در این مقطع بهتر است لیست کاملی از ایده‌های خود تهیه کنید و سپس به مقایسه آنها با یکدیگر بپردازید تا بتوانید آنها را به ترتیب اولویت، طبقه بندی نمایید.

پس از انتخاب ایده‌های مختلف، بازخوردشان را مشاهده کنید، در رابطه با آنها تحقیق کرده و از درستی یا کارآمدی آنها اطمینان حاصل کنید. در این مقطع باید مطمئن باشید که بهترین ایده‌ها را انتخاب کرده‌اید و می توانید با کمک آنها موفق شوید.

نکته دوم –همانطور که اشاره شد انتخاب نوع کسب و کار یا ایده‌های اصلی در رابطه با آن، می‌تواند تمامی وقتتان را بگیرد پس بهتر است در این هنگام منبعی برای کسب درآمد داشته باشید.

۳. قبل از راه اندازی کسب و کار جدید، به دنبال سرمایه لازم باشید

۴ نکته که باید قبل از ترک کار و راه اندازی کسب و کار جدید بدانید

حتی اگر بکرترین ایده و بهترین موقعیت را برای کسب و کارتان برگزینید، باز هم بدون سرمایه راه به جایی نخواهید برد. هر کاری نیاز به سرمایه اولیه دارد. به راه انداختن یک کسب و کار جدید هم بدون شک صرف هزینه‌های زیادی می طلبد.

این مسئله یکی از مهمترین دلایلی است که بسیاری از افراد، شغلشان را حفظ می‌کنند تا در این مدت بتوانند هزینه‌ی اولیه مورد نیاز را به هر شکل ممکن تهیه نمایند.

نکته  سوم – در این مواقع بهتر است زیاد هزینه نکنید تا بتوانید با صرفه جویی کمی جلو بیافتید. حتی می‌توانید برای کسب و کار خود دنبال سرمایه گذار یا شریک بگردید تا بتوانید بدین شکل کار خود را سریعتر آغاز کنید و از موقعیت‌های بوجود آمده به نحو احسن بهره ببرید.

۴. قبل از راه اندازی کسب و کار جدید، برنامه‌ها و نقشه‌هایتان را آماده کنید

۴ نکته که باید قبل از ترک کار و راه اندازی کسب و کار جدید بدانید

شاید مهمترین نکته‌ای که برخی پیش از آغاز کسب و کارشان فراموش می‌کنند، این است که باید پیش از شروع انجام فعالیت، طرح و برنامه‌ی دقیقی از چگونگی رسیدن به اهدافتان داشته باشید. این طرح می‌تواند به نوعی نقشه راهتان محسوب گردد و شما می توانید با بهره گیری از آن، در چرخه زمانی کارها، اهدافتان را اولیت بندی کرده و ترتیب کارها را فراموش نکنید.

بدین شکل شما می دانید که چه کارهایی را باید به ترتیب انجام دهید تا کم کم به سودهی برسید و بتوانید بهتر عمل کنید.

نکته چهارم – به یاد داشته باشید حتی اگر بتوانید زودتر از موعد زمانی مشخص کارتان را آغاز کنید، باز صبر پیشه کنید تا تمامی مراحل را به ترتیب طی نمایید. این مسئله می‌تواند در طولانی مدت به نفعتان تمام شود.

نتیجه گیری:

در این مقاله ۴ نکته قبل از راه اندازی کسب و کار جدید که بهتر است بدانید ارائه شد. پس اگر در فکر تغییر شغل یا ترک کار قبلی و راه اندازی یک کسب و کار هستید این نکات را رعایت کنید.

نکته اول – تصمیم گیری برای راه اندازی کسب و کار جدید ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه ها طول بکشد. بنابراین بهتر است در حین تصمیم گیری، شغلی داشته باشید تا بتوانید مخارج زندگی خود را تامین کنید.

نکته دوم –همانطور که اشاره شد انتخاب نوع کسب و کار یا ایده‌های اصلی در رابطه با آن، می‌تواند تمامی وقتتان را بگیرد. پس بهتر است در این هنگام منبعی برای کسب درآمد داشته باشید.

نکته  سوم – در این مواقع بهتر است زیاد هزینه نکنید تا بتوانید با صرفه جویی کمی جلو بیافتید. حتی می‌توانید برای کسب و کار خود دنبال سرمایه گذار یا شریک بگردید تا بتوانید بدین شکل کار خود را سریعتر آغاز کنید و از موقعیت‌های بوجود آمده به نحو احسن بهره ببرید.

نکته چهارم – به یاد داشته باشید حتی اگر بتوانید زودتر از موعد زمانی مشخص کارتان را آغاز کنید، باز صبر پیشه کنید تا تمامی مراحل را به ترتیب طی نمایید. این مسئله می‌تواند در طولانی مدت به نفعتان تمام شود.



:: بازدید از این مطلب : 33
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

یک ایرانی موفق‌ترین و ثروتمندین زن فعال در فناوری

فناوری اطلاعات یکی از حوزه‌هایی که است که اغلب متخصصان آن را مردان تشکیل می‌دهند و از میان معدود زنانی که به این حوزه وارد می شوند، تعداد اندکی شانس موفق شدن دارند. با این حال یکی از دختران ایرانی تبار بنام رکسانا ورزا  آنچنان در این زمینه خوش درخشیده که در سی سالگی بر صندلی مدیریت بزرگترین مرکز استارت آپی جهان تکیه زده است.

بیوگرافی رکسانا ورزا – موفق‌ترین و ثروتمندین زن فعال در فناوری

« رکسانا ورزا » در حالی که سی و چند سال بیشتر ندارد، مدیر بزرگترین پردیس استارت آپی جهان به نام «استیشن اف»، عضو «شورای نوآوری اتحادیه اروپا» (EIC) و از اعضای هیئت مدیره قدیمی ترین خبرگزاری جهان به نام AFP است.

بیوگرافی رکسانا ورزا از موفق ترین و ثروتمدین ایرانیان فعال در فناوری

تحصیلات دانشگاهی ورزا به فناوری ارتباط نداشته اما علاقه، سرنوشت و از مهمتر پشتکار او را در مسیر تبدیل شدن به یکی از موفق ترین و در عین حال ثروتمندترین ایرانیان قرار داده است.

دوران کودکی

رکسانا در خانواده ای تحصیل کرده به دنیا آمد که در سال ۱۹۷۹ از ایران مهاجرت کرده بودند. پدرش فارغ التحصیل دانشگاه معتبر «استنفورد» و مادرش معلم زبان بود که علاقه وافری هم به علم و دانش داشتند. او در سال ۱۹۸۵ در کالیفرنیای آمریکا به دنیا آمد که امروزه به لطف سیلیکون ولی به مهد فناوری دنیا تبدیل شده است.

اگرچه او هرگز در ایران زندگی نکرده اما در شبکه های اجتماعی و همچنین در مصاحبه با Frenchy از علاقه خود به ایران گفته است:

قبول دارم که افراد علاقمند به ایران مرا به راحتی تحت تاثیر قرار می‌دهند.

 

رکسانا در دو دهه اول زندگی علاقه چندانی به تکنولوژی نداشت چرا که هم در دبیرستان و هم در دانشگاه رشته زبان و ادبیات فرانسه را دنبال کرد و در سال ۲۰۱۶ موفق به دریافت مدرک لیسانس از دانشگاه UCLA فرانسه شد.

او در این دوران هنوز به موفقیت خاصی دست پیدا نکرده و در دوران ناامیدی به سر می برد:

در سال ۲۰۰۵ کار به خوبی پیش نمی‌رفت و کاملا مایوس بودم. به سختی می‌توانستم فرانسه صحبت کنم و علی رغم ارسال رزومه برای چند شرکت پاسخی از سوی آنها دریافت نکردم

مهاجرت به فرانسه

رکسانا در سال ۲۰۰۷ به «آژانس سرمایه گذاری بین المللی فرانسه» پیوست که بعدها با «یوبی فرانس» ادغام شده و موسسه دولتی «بیزینس فرانس» را تشکیل دادند. هدف این موسسه تقویت اقتصاد این کشور از طریق جذب سرمایه گذاری خارجی و تسهیل صادرات است.

دو سال فعالیت در این مرکز و کمک به موسسات و استارت آپ های آمریکایی برای گسترش تجارت به فرانسه، رکسانا را به اکوسیستم استارت آپی و فناوری علاقمند ساخت.

بیوگرافی رکسانا ورزا از موفق ترین و ثروتمدین ایرانیان فعال در فناوری

وی پس از مدتی برای تحصیلات آکادمیک مرتبط به حوزه استارت آپی به فرانسه مهاجرت کرد و بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ به صورت همزمان دو رشته تجارت بین الملل و سیاست اقتصادی را در دانشگاه های «مدرسه اقتصاد لندن» و «موسسه مطالعات سیاسی پاریس» دنبال کرد.

تحصیل همزمان در دو رشته دانشگاهی اشتهای سیری ناپذیر او را اغنا نمی کرد و به همین خاطر وبلاگی به نام techbeguette را برای بررسی مسائل پیرامون استارت آپ ها راه اندازی کرد. مطالب مفید و کامل این وبلاگ پای او را به وب سایت معتبر «تک کرانچ» باز کرد که به بررسی اخبار و حواشی فناوری می پردازد.

وی پس از جدا شدن از تک کرانچ رهبری فعالیت های استارت آپی مایکروسافت در فرانسه را به عهده گرفت که شامل برنامه هایی با عنوان Bizspark و Ventures می شود. آنها در قالب این دو طرح امکان تامین سرمایه و استفاده رایگان از خدمات مایکروسافت را در اختیار استارت آپ ها قرار می دادند که به رشد این اکوسیستم در فرانسه کمک شایانی کرد.

فعالیت در این مراکز باعث شد که وی در سال ۲۰۱۳ و مدت کوتاهی پس از ورود به دنیای تکنولوژی از سوی «بیزینس اینسایدر» به عنوان یکی از ۳۰ زن مهم دنیای فناوری با سن کمتر از ۳۰ سال برگزیده شود. ,وی از سوی نشریات معتبر «ونیتی فیر»، «لوفیگارو» و «ایونینگ استاندارد» هم در میان افراد شاخص فناوری قرار گرفته است.

بیوگرافی رکسانا ورزا از موفق ترین و ثروتمدین ایرانیان فعال در فناوری

از دیگر فعالیت های رکسانا ورزا در این دوران می توان به تاسیس استارت آپ StartHer برای توانمندسازی و ایجاد فرصت اشتغال برای زنان در زمینه های فناوری و کارآفرینی اشاره کرد که از طریق برگزاری رویداد و دوره های آموزش کدنویسی صورت می گیرد. یکی دیگر از اقدامات وی برگزاری کنفرانس های بین المللی FailCon است که بر مبنای ایده «شکست پل موفقیت است» بنا شده. طی این رویداد کارآفرین ها، سرمایه گذاران و توسعه دهندگان با شکست های دیگران آشنا شده و از آن درس می گیرند.

مدیریت سیلیکون ولی فرانسه

وی به لطف سابقه درخشان ارائه مشاوره، نظارت و رهبری تعداد بسیار زیادی از استارت آپ های اروپایی و سخنرانی در رویدادهای مرتبط به آنها به عنوان مدیر بزرگترین پردیس استارت آپی دنیا انتخاب شده است. این مرکز که «استیشن اف» نام دارد، در فضایی به مساحت ۳۴ هزار متر مربع و با ارتفاعی برابر با برج ایفل در فرانسه بنا شده است.

بیوگرافی رکسانا ورزا از موفق ترین و ثروتمدین ایرانیان فعال در فناوری استیشن اف

این مرکز رشد ۲۵۰ میلیون یورویی که سال گذشته به صورت رسمی توسط «امانوئل ماکرون»، رئیس جمهور فرانسه افتتاح شد، فضای اداری را برای هزار استارت آپ و همچنین دفاتر شرکت هایی نظیر اپل، آمازون، فیسبوک، مایکروسافت و موتور جستجوی «ناور» فراهم می کند.

بنای این مرکز که برخی از آن با عنوان سیلیکون ولی فرانسه یاد می کنند، توسط طراحی فرانسوی به نام Eugène Freyssinet بنا شده که مبدع سیستم پس کشی محسوب می شود. استیشن اف با برخورداری از صد آپارتمان، ده ها اتاق جلسه و کنفرانس آمده تا به قول ماکرون فرانسه را به «ملت استارت آپی» آینده تبدیل کند.

علی رغم اینکه در استارت آپ ها روی سادگی روندها تاکید می شود، پیوستن به برنامه های پشتیبانی این مرکز اصلا ساده نیست و با توجه به حساسیت های بسیار در مورد ایده های محرمانه ای که ممکن است در سال های آتی اقتصاد فرانسه و حتی دنیا را تحت تاثیر قرار دهند، رفت و آمد در استیشن اف نیازمند کارت شناسایی ویژه است.

بیوگرافی رکسانا ورزا از موفق ترین و ثروتمدین ایرانیان فعال در فناوری رکسانا ورزا در کنار نیکولا سارکوزی و بنیانگذار استیشن اف

این مکان به اندازه ای اهمیت پیدا کرده که برخی از سران خارجی در کنار بازدید از مکان هایی نظیر برج ایفل و موزه لوور، اغلب سری هم به استیشن اف می زنند.

رکسانا ورزا چند سال قبل به دعوت یکی از شرکت های ایرانی سفری به زنجان داشت. وی در این باره می گوید:

وقتی به همکارانم گفتم که قصد سفر به ایران را دارم همه متعجب بودند و می خواستند بدانند اوضاع در ایران از چه قرار است.

وی با تاکید بر اینکه در طول مدت اقامت در ایران سوال های بسیاری راجع به چگونگی راه اندازی استارت آپ، مطرح شدن در رسانه ها و غیره از او پرسیده شده، توصیه هایی زیر را برای این دسته از افراد دارد:

هیچ فرمولی برای موفق شدن وجود ندارد. افرادی که تغییرات بزرگ ایجاد می کنند کسانی اند که مشکل را دیده و دوست دارند آن را حل کنند. از نظر من مهم نیست ایده شما از کجا آمده اما باید به آن باور داشته باشید.

رکسانا هم در همان نگاه اول متوجه شده که در ایران مهندسان بسیار و سرمایه گذاران انگشت شماری وجود دارند. با این حال از نظر وی پتانسیل بازار کشور موقعیت بسیار خوبی برای سرمایه گذاران است.

بیوگرافی رکسانا ورزا از موفق ترین و ثروتمدین ایرانیان فعال در فناوری

در حالی که اغلب افراد برجسته در فناوری ایلان ماسک، استیو جابز یا بیل گیتس را الگوی کارآفرینی خود میدانند، رکسانا نظرات کاملا متفاوتی دارد:

الگوی اول من مادربزرگ ۸۱ ساله ام است که هنوز هم به شعر گفتن ادامه می دهد. «مونیا رخا» و «پاولین لایگنیو» هم دو همکار سابقم هستند که تاثیر زیادی روی من داشته اند.

یکی از طرح های جانبی که رکسانا ورزا در استیشن اف پیاده کرده «برنامه مبارزان» نام دارد. در این طرح افرادی که جنگ،آوارگی یا بیماری خطرناکی را پشت سر گذاشته و حالا به دنبال محقق ساختن ایده هایشان هستند با هم به رقابت می پردازند. افرادی که در این رقابت پیروز شوند، تا یک سال به صورت رایگان از امکانات استیشن اف بهره خواهند برد.

او در یک مصاحبه کلمه «تعارف» را به عنوان واژه مورد علاقه خود ذکر کرده بود چرا که همزمان ماهیت آزاردهنده و دوست داشتنی رفتارهای ایرانی را نشان می دهد.

استیشن اف احتمالا شکل کسب و کارهای فرانسوی را متحول می کند و از اینرو مدیریت چنین مرکزی می تواند قله اهداف بسیاری باشد. با این حال رکسانا ورزا تاکید می کند که هنوز در ابتدای راه قرار داشته و اهداف بزرگتری در سر دارد.



:: بازدید از این مطلب : 35
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

تاثیر وسواس فکری در میزان موفقیت

در این مقاله بررسی خواهیم کرد که آیا افراد دارای وسواس فکری موفق‌تر هستند؟… آیا تا به حال به شخصیت افرادی که در زندگی الگو قرار می‌دهید فکر کرده‌اید؟ فرقی نمی‌کند این افراد رهبر کسب‌ و کار، ورزش‌کار یا موسیقی‌دان باشند. مهم این است که تمام این افراد به دلیل وسواس فکری به این درجه از موفقیت رسیده‌اند.

معمولاً همه‌ی ما بعد از شنیدن عبارت «وسواس فکری» احساس خوبی پیدا نمی‌کنیم. درصورتی‌که داشتن وسواس فکری تنها روی موضوع‌های ناسالم اثرات منفی دارد و توصیه نمی‌شود.

سوال: آیا افراد دارای وسواس فکری موفق‌تر هستند؟

پاسخ: بله

 

افراد دارای وسواس فکری اگر در مسیر درست قرار بگیرند نه تنها به موفقیت خواهند رسید بلکه با حفظ موفقیت رو به جلو حرکت خواهند کرد. در ادامه به بررسی دقیق‌تر دلایل موفقیت بیشتر افراد دارای وسواس فکری می‌پردازیم.

۱- وسواس، شجاعت را افزایش می‌دهد

زمانی که شخصی وسواس فکر دارد به طور ناخودآگاه و بدون اینکه متوجه باشد کارهایی انجام می‌دهد که شاید افراد دیگر جرأت انجام آن را نداشته باشند. این افراد از هیچ چیز نمی‌ترسند، بعد از زمین خوردن بلند می‌شوند و برای شروعی دوباره تلاش می‌کنند. به‌عنوان مثال مایکل جردن، ستاره‌ی بسکتبال در دوران دبیرستان از تیم بسکتبال مدرسه کنار گذاشته شد اما او با جرأت به بازی کردن ادامه داد و امروزه در تمام دنیا به‌عنوان ورزشکاری موفق از او یاد می‌شود. آمبروز ردمون، نویسنده‌ی معروف گفته است:

جرأت به معنای کمبود ترس نیست. بلکه به این معنا است که چیزهای مهم‌تری از ترس وجود دارند.

چرا افراد دارای وسواس فکری موفق تر هستند

۲- وسواس مهارت‌های زمان‌بندی را افزایش می‌دهد

همه‌ی کارآفرینان موفق باید نسبت به برنامه‌ریزی روزانه‌ی خود وسواس داشته باشند. بدون پایبندی به برنامه‌ریزی و انجام کارهای روزانه نمی‌توان به اهداف و برنامه‌های بلندمدت دست پیدا کرد. پایبندی به برنامه‌ریزی روزانه یعنی شخص زمان ارزشمند خود را روی فعالیت‌های سازنده و مفید سپری کرده است. اگر می‌بینید شرکت در جلسه‌ای هیچ مزیتی برایتان ندارد آن را از تقویم کاری حذف کنید. همچنین اگر می‌بینید مهلت انجام پروژه رو به اتمام است کارهایی مانند کتاب خواندن و ورزش کردن را به زمان دیگری موکول کنید.

۳- وسواس، تفکر سازنده و نوآوری را افزایش می دهد

وسواس فکری موجب می‌شود شخص هر روز هفته و هر ۲۴ ساعت حریص باشد و فکر موفقیت از سرش بیرون نرود. افراد دارای وسواس فکری دائماً به فرصت‌های جدید فکر می‌کنند و راه حل‌های خلاقانه‌ای برای محصول و خدمات خود ارائه می‌دهند. درواقع به همین دلیل است که افراد موفق به طور پیوسته نظر دیگران را جویا می‌شوند و از تکنیک‌های جدید برای بازخورد گرفتن استفاده می‌کنند. افرادی مانند ایلان ماسک گفته‌اند بازخورد گرفتن از دیگران آن‌ها را در جریان کار حفظ می‌کند و طرز تفکرشان را به چالش می‌کشد.

چرا افراد دارای وسواس فکری موفق تر هستند

۴- وسواس میزان تمرکز و انرژی را مهار می‌کند

تصور کنید روز جمعه از خواب بیدار شده‌اید و هوس کرده‌اید برای صبحانه حلیم بخورید. این تمام چیزی است که در آن لحظه به آن فکر می‌کنید و درنهایت تصمیم می‌گیرید به نزدیک‌ترین حلیم فروشی بروید و صبحانه‌ی مورد علاقه‌ی خود را تهیه کنید. افراد موفق این احساس را در مورد تمام کارهای روزانه‌ی خود دارند. زمانی که چیزی را می‌خواهند تمام تمرکز و انرژی خود را برای به دست آوردن آن به کار می‌گیرند و تا زمانی که به هدف خود نرسند روی هیچ موضوع دیگری تمرکز نخواهند کرد.

۵- افراد دارای وسواس فکری عاشق «نه» گفتن هستند

اگر دقت کرده باشید متوجه می‌شوید تمام بچه‌ها در یک دوران خاص عاشق «نه» گفتن هستند و البته این موضوع میان افراد موفق نیز صدق می‌کند. وارن بافت، کارآفرین و سرمایه‌گذار معروف آمریکایی گفته است:

افراد موفق تقریباً به همه چیز «نه» می‌گویند. حال این سوال پیش می‌آید چرا این افراد چنین دنیایی با نگرش منفی دارند؟ به این دلیل که اگر همیشه پاسخ مثبت بدهند نه تنها حواسشان پرت می‌شود بلکه از رسیدن به اهداف و رویاهای خود نیز باز می‌مانند.

۶- افراد دارای وسواس فکری تصمیمات آگاهانه می‌گیرند

افراد موفق هیچ موقع دنبال مقصر نیستند و مسئولیت کارهای خود را بر عهده می‌گیرند. به‌عنوان مثال اگر کسب‌وکارشان با شکست مواجه شود، دولت یا مشتری‌ها را مقصر نمی‌دانند. این افراد به انتخاب خودشان کسب‌وکاری را راه‌اندازی کرده‌اند اما نتوانسته‌اند با شرایط بازار تطبیق پیدا کنند. از همه مهم‌تر اینکه آن‌ها شکست را تجربه‌ای آموزنده می‌دانند و مطمئن هستند تجربه‌ی بعدی‌شان در دنیای کسب‌وکار به موفقیت خواهد رسید.چرا افراد دارای وسواس فکری موفق تر هستند

۷- افراد دارای وسواس فکری دنبال مربی هستند

خواندن کتاب و مقالات مفید است، اما راهنمایی‌های کلی ارائه می‌دهد. هر کارآفرینی به یک راهنما در زندگی احتیاج دارد تا مطالبی که از کتاب‌ها یادگرفته است را در دنیای کسب‌وکار پیاده‌سازی کند. به طور متوسط حدود ۱۰ هزار ساعت طول می‌کشد تا یک شخص در مهارتی حرفه‌ای شود. درصورتی‌که می‌توان از دیگران کمک گرفت و این زمان را به حداقل کاهش داد. افراد موفق پیوسته دنبال مربی و راهنما هستند. فرقی نمی‌کند این راهنما نویسنده‌ی کتاب، استاد دانشگاه یا صاحب کسب‌وکار باشد مهم این است که این فرد بتواند مسیر درست را به شخص نشان دهد تا او بتواند به بهترین نسخه‌ی خودش تبدیل شود.

۸- افراد دارای وسواس فکری لزوماً با استعداد نیستند

تام بریدی بازیکن معروف فوتبال آمریکایی است که به‌عنوان یکی از چهره‌های موفق این ورزش شناخته می‌شود. او استعداد کافی برای ورود به تیم فوتبال آمریکایی را داشته و بعد از آن با تلاش‌های بی‌قفه‌ی خود توانسته به یکی از بهترین بازیکن‌ها تبدیل شود. او در مستندی در مورد خود گفته شده است:

وسواس دلیل موفقیت من است. چیزی به نام استعداد وجود ندارد و همه‌ی انسان‌ها با هم برابر هستند. شما می‌توانید هر شخصی که می‌خواهید باشید؛ فقط کافی است برای آن زمان بگذارید. من وسواس فکری دارم و با استعداد نیستم.

 

نتیجه‌گیری: کلمه‌ی وسواس طوری در زندگی ما جا افتاده است که همیشه از آن فرار می‌کنیم و جنبه‌های مفید آن را در نظر نمی‌گیریم. اما بهتر است بدانید وسواس فکری، سوخت و انرژی لازم برای کارآفرینی است و انسان را در مسیر درست قرار می‌دهد.

افرادی که در مورد کسب‌وکار خود وسواس دارند، معمولاً عملکرد بهتر و تصمیم‌گیری‌های موفق‌تری نسبت به سایر همنوعان خود دارند.



:: بازدید از این مطلب : 32
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : radyabha

راهکار یافتن سرمایه گذار

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های هر کارآفرینی در راه‌اندازی کسب‌وکار جدید تأمین سرمایه‌ی مورد نظر است.
معمولا زمان و تلاش زیادی برای پیدا کردن سرمایه گذار مورد اعتماد نیاز است. همچنین با ماهیت کسب‌وکار یعنی راه حلی که برای رفع مشکلی ارائه داده‌اید رابطه‌ی مستقیم دارد.

مردم همیشه فکر می‌کنند پیدا کردن سرمایه گذار راحت است و تنها کافی است در مورد کسب‌وکار خود با شور و هیجان صحبت کنند در صورتی که عوامل دیگری نیز تأثیرگذار هستند.

با این حال نتیجه‌ی تحقیقات نشان داده است ۵۷ درصد کارآفرینان موفق بودجه‌ی مورد نظر برای سرمایه‌گذاری روی استارتاپ و گسترش کسب‌وکار خود را پیدا می‌کنند و این خبر خوبی است.

اگر مخالف پیدا کردن سرمایه گذار هستید و نمی‌خواهید در آینده درگیر مسائل مالی شوید، تنها راه ممکن این است که از پس‌انداز خودتان استفاده کنید.

اگر در حال حاضر چنین شرایطی ندارید باید چند سال برای شخص دیگری کار کرده و سرمایه‌ی مورد نظر خود را پس‌انداز کنید.

نتیجه‌ی همان تحقیقات نشان داده است ۳۸ درصد دیگر استارتاپ‌ها سرمایه‌ی مورد نظر را از دوستان یا اعضای فامیل تأمین می‌کنند و تنها ۵ درصد مجبور هستند از روش‌های دیگری مانند کرادفاندینگ، بانک‌ها و سرمایه‌گذاری خطرپذیر استفاده کنند و این سخت‌ترین حالت ممکن است.

پیدا کردن سرمایه گذاری که چشم‌انداز، ارزش و نیازهای مشترک با کسب‌وکار شما داشته باشد آسان نبوده و نیازمند تلاش است. در ادامه‌ی این مقاله‌ی به بررسی بیشتر راه‌های موثر در جذب سرمایه‌گذار می‌پردازیم.

 

 پیدا کردن سرمایه گذار

 

۱- مهیای دیدار اول شوید

پیش از هر کاری روی متن سخنرانی و سوال‌های احتمالی تمرکز کنید.

برخورد اول و تأثیری که در ثانیه‌های اول روی طرف مقابل می‌گذارید بسیار مهم است. اینکه بتوانید با آگاهی کامل به سوال‌هایشان پاسخ دهید.

نشان می‌دهد تا چه اندازه روی کسب‌وکار خود مسلط هستید و تمام زوایا را از قبل بررسی کرده‌اید.

درنتیجه متن مناسبی برای معرفی استارتاپ خود آماده کنید و همیشه در ذهن داشته باشید.

اغلب سرمایه‌گذاران سوال‌های مشابهی در طول جلسه می‌پرسند که بهتر است جواب آن را آماده کرده باشید.

در طول جلسه اعتمادبه‌نفس داشته باشید و با لحنی قاطعانه به سوال‌ها پاسخ دهید.

یک پاورپوینت حداقل ۱۰ صفحه‌ای تهیه کنید تا سرمایه‌گذار دید بهتری نسبت به کسب‌وکار داشته باشد.

 

۲- معرفی از طرف دوستان

از مشاوران بخواهید شما را به سرمایه‌گذار معرفی کند.

تماس گرفتن و ایمیل زدن به افرادی که کلمه‌ی سرمایه‌گذار را در عنوان شغلی ذکر کرده‌اند کافی نیست.

معرفی کردن این شخص از طرف یک دوست، همکار یا کسب‌وکار مشابه شانس همکاری را چندین برابر افزایش می‌دهد.

به عبارت دیگر مشاوران و همکاران بهترین منبع برای پیدا کردن سرمایه گذار هستند.

 

۳- ارتباطات قوی

از افرادی که به شما ایمان دارند کمک بگیرید

یک کارآفرین با افراد زیادی در ارتباط است و برخی از این افراد با توجه به شناختشان از او به کارش اعتماد دارند.

درنتیجه از هیچ تلاشی برای معرفی کارآفرین به سایر افراد علاقه‌مند و سرمایه‌گذارانی که می‌شناسند دریغ نمی‌کنند.

این کلید موفقیت در ارزیابی استارتاپ و سرمایه‌گذاری به روش کرادفاندینگ است بنابراین از آن‌ها بخواهید شما را به افراد حرفه‌ای معرفی کنند.

 

۴- شرکت در رویدادها

در رویدادهای مرتبط با کسب‌وکار شرکت کنید

شرکت کردن در رویدادها نه تنها اعتبار کسب‌وکار را بالا می‌برد بلکه شانس دیده شدن توسط سرمایه‌گذار را نیز افزایش می‌دهد.

علاوه‌براین معمولا در رویدادها بازخوردهای ارزشمندی در مورد استراتژی کسب‌وکار داده می‌شود که برای رشد و توسعه‌ی آن لازم است.

شرکت در رویدادها و دورهمی‌ها همچنین شانس آشنایی با نیروهای کار علاقه‌مند و رقبای کسب‌وکار را افزایش می‌دهد.

 

۵- رضایت مشتری

دنبال جلب رضایت مشتری باشید

هرقدر یک کسب‌وکار نوپا برای رشد و توسعه‌ی خود به سرمایه‌‌گذار وابسته است، به مشتری نیز احتیاج دارد.

مشتری تضمینی برای کاربردی بودن ایده و مهر تأییدی روی کیفیت خدمات کسب‌وکار است.

گاهی اوقات مشتری‌هایی که از خدمات استارتاپ راضی باشند همکاری خود را افزایش می‌دهند و حتی روی کسب‌وکار سرمایه‌گذاری می‌کنند.

وجود مشتری برای هر کسب‌وکاری ضروری است و این موضوع برای هر دو طرف سودمند است. مشتری خدمات شخصی‌سازی شده‌ی خود را دریافت می‌کند و استارتاپ نیز اعتبار خود را افزایش می‌دهد.

 

۶- آمار و ارقام

اعداد و ارقام خوبی برای سهم از سود در آمد ارائه دهید

سرمایه‌گذاران می‌دانند همه چیز یک طرفه نیست و موفقیت یک کسب‌وکار به تلاش خودشان نیز بستگی دارد.

درنتیجه به سود کم راضی نمی‌شود. معمولا اولین دور سرمایه‌گذاری باید با پیشنهاد ۲۰ تا ۳۰ درصدی سود سهام برای بازگشت نرخ سرمایه همراه باشد.

 

۷- ارتباط مستمر

با سرمایه‌گذار رابطه‌ی مستمر و مثبت داشته باشید

فرآیند جذب سرمایه تنها به گرفتن پول ختم نمی‌شود. سرمایه‌گذاران سکوت بعد از سرمایه‌گذاری را دوست ندارند و باید در جریان تمامی کارها قرار بگیرند.

خبر نداشتن از جریان کارها برایشان نگران‌کننده است و ادامه‌ی همکاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

فراموش نکنید شهرت کسب‌وکار شما نیز به این موضوع وابسته است پس باید به طور پیوسته با آن‌ها در ارتباط باشید و نتیجه‌ی امور را اعلام کنید.

یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای و ایده‌آل شخصی است که همگام با استارتاپ رشد می‌کند. انجل اینوستورها معمولا مناسب‌ترین نوع سرمایه‌گذاری برای استارتاپ در مرحله‌ی اولیه هستند و سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر معمولا در مراحل بعدی یعنی زمانی که کار و ارزیابی جدی‌تر شد و به پول بیشتری احتیاج بود توصیه می‌شوند.

حتی اگر تصمیم دارید سرمایه‌ی مورد نظر برای استارتاپ خود را از طریق کراد فاندینگ یا سرمایه‌ی شخصی تأمین کنید باز هم باید آمادگی کامل داشته باشید.

زیرا داشتن نقشه‌ی برنامه‌ریزی شده، تعامل با صنعت مورد نظر و پیدا کردن مشتری در تمامی روش‌های جذب سرمایه مشترک است.

تلاش و کارهای بدون برنامه‌ریزی استارتاپ را به یک سرگرمی گران‌قیمت تبدیل می‌کند نه به یک کسب‌وکار واقعی.



:: بازدید از این مطلب : 38
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 دی 1402 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران